سیل شیراز

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

هوشنگ ابتهاج

آغازین روزهای سالمان، شد آنچه نباید می شد… خبر آمدن سیل شیراز ، قلب ما را در هم فشرد. قلب ما، همشهریان و میهمانان عزیزمان را. غم، سیلی شد خانمان برانداز… و شادی های مسافران نوروزی را شست و برد….
این حادثه ی تلخ و ناگهانی، علاوه بر ویرانی ها و صدمات جانی، که بسیار سریع رخ می دهد، میتواند آثار روان شناختی کوتاه مدت و گاهی طولانی مدت، بر جای بگذارد. بر آن شدیم تا در این نوشتار در مورد این آثار روانشناختی صحبت کنیم.

انکار، خشم و چانه زنی

تجربه ی این رویداد ناگوار و هر رویداد ناگوار و غیر منتظره ی دیگری، بسیار تلخ و سنگین است.  در این شرایط، شوکه شدن و انکار، بلافاصله پس از حادثه، واکنشی معمولی ارزیابی می شود. در حقیقت افراد در ابتدا نوعی از بهت زدگی را تجربه می کنند. 

پس از گذشت چند روز یا هم زمان، بازماندگان نسبت به تمام عوامل دخیل در این حادثه احساس خشم می کنند. خشمگین هستند چرا که عوامل دخیل در واقعه سیل شیراز ، ارزشمند ترین داشته هایشان را از آنها گرفته است، عزیزان دلشان را….

آنها هر روز سعی می کنند بر سر این ماجرا با زندگی چانه بزنند. تلاش برای تغییر این واقعیتِ تلخ. تلاش برای کم کردن تلخی این واقعه… و چه تلاش بیهوده ای… به تدریج آنها هم به بیهودگی تلاششان پی می برند. تمام انرژی روانی خود را از دست می دهند و ناامید می شوند…

مرحله نا امیدی

نا امیدی مرحله ی مهمی از این فرآیند را تشکیل می دهد. “ناامیدی از جنگیدن و پناه به افسردگی” یا “نا امیدی از جنگیدن و بازگشت به زندگی”؟

اگر افراد نتوانند این واقعه را در ساختار روانی خود حل کنند.  بازگشت های مکرر به رویداد آسیب زا را تجربه می کنند. این واقعه بر روابط بین فردی آنها اثر منفی می گذارد و از نشانه های جسمانی نظیر سر درد و تهوع رنج می برند. در این صورت می گوییم آنها ممکن است به  اختلال هایی مانند اختلال استرس پس از سانحه و استرس حاد مبتلا شده باشند.

اگر فرد این بحران سنگین را به سلامت پشت سر بگذارد، به زندگی باز میگردد. یعنی گاهی غم گین می شود و اشک می ریزد. دل تنگ از دست رفته هایش می شود. با این حال او توانسته است بحران را در ساختار روانی خود حل کند و این واقعه ی دردناک را در داستان زندگی خود جای دهد. او هر چند با درد، اما توانسته جایی برای این واقعه در میان وقایع دیگر زندگی اش باز کند.

چگونه بحران را به سلامت از سر بگذرانیم؟

کنار آمدن با بحران نیازمند گذر زمان می باشد. برای خوب شدن عجله نکنید. بگذارید هر زمان که آمادگی اش را داشتید بهبود پیدا کنید. مطمئن باشید زمانی که آمادگی بهبود را داشته باشید، “بهتر شدن” اتفاق می افتد. آن چه در این میان اهمیت دارد آن است که هیچ واقعیتی عریان تر از چیزهایی که در این میان از دست داده ایم نیست. پیدا کردن مقصر برای این گونه حوادث، سرزنش خود و دیگران همه و همه واقعیت تلخ از دست دادن را کم رنگ می کنند و دوره ی بهبود را طولانی تر.

احساس گناه و سرزنش خود

احساس گناه  گاهی آسیب بسیار زیادی به بازماندگان حوادث می زند. این احساس گناه ناشی از خطای جدی نیست و بیشتر ناشی از مسئولیت پذیری بیش از حد شخص است که چرا به همه چیز توجه نکردم؟ چرا اخبار را چک نکردم؟ چرا از خانواده ام مراقبت نکردم؟

خود تنبیهی یا سرزنش خود به خاطر احساس گناه

این مشکلات حقمه بکش ….

این گفت و گوی درونی در اکثر بازماندگان رایج است شفقت ورزیدن و مهربان بودن به خود می تواند کمک بزرگی به این افراد بکند. شفقت به خود یعنی با خود مهربان باشیم و خود را به خاطر خطاهای انسانی که متعلق به همه ی انسان هاست سرزنش نکنیم.

تلاش کنیم به فقط یک جنبه از سیل شیراز نچسبیم و موضوع را همه جانبه و از بالا به اون نگاه کنیم و این که تلاش کنیم تمام احساسات در لحظه خودمان را که شامل خشم و عشق و نفرت که گاهی متمرکز بر یک شخص هست در هر لحظه بدون قضاوت ببینیم.

و در آخر باید به یاد داشته باشیم که درد خاصیت زندگی انسان است و ویژگی گریز ناپذیر زندگی بشری است همه ی انسان ها آن را تجربه می کنند و خاص فقط من به شخصه نیست …

به عنوان اطرافیان، چه طور می توانیم به بازماندگان این حادثه کمک کنیم ؟

ما می توانیم با صمیمانه و صادقانه گوش کردن به درد دل آسیب دیدگان و نیز مهربان بودن با آنها مرهمی بر زخم هایشان باشیم.

نکته ای که حائز اهمیت است این است که در نظر داشته باشیم این افراد فقدان هایی را تجربه کردند که بخشی از آن عزیزان و بخشی از آن اموال و دارایی شان هست. واکنش سوگ و غم کاملا طبیعی است که اگر کامل طی شود به تدریج شخص به زندگی واقعی خویش بازمی گردد.

وظیفه ما

به عنوان فردی که در کنار بازماندگان سیل در شیراز هستید باید ظرفیت بالایی برای دیدن حجم زیادی از  غمگین بودن داشته باشید. یعنی از غم آنها نترسید. اجازه ی ناراحتی، بی تابی و بی قراری را به آنها بدهید. تجربه این غم حیات بخش است و به آنها کمک خواهد کرد.

با گفتن کلماتی چون ناراحت نباش ، گریه نکن! مرد که گریه نمی کنه! به خاطر یک ماشین و… از تجربه سوگ آنها جلوگیری نکنید این کار می تواند به آنها آسیب های جبران ناپذیری را وارد کند.

برای مطالعه در مورد اضطراب و ترس ناشی از کرونا، اینجا را کلیک کنید.

برای مطالعه در مورد فرافکنی احساسات درونی بیمار به درمانگر، اینجا را کلیک کنید.

نویسندگان :‌ مرضیه شهامت منشزینب تمیمی نژاد


۰
مرضیه شهامت منش
درباره ی مرضیه شهامت منش

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.