در این نوشتار می خواهیم به رایج ترین مشکلاتی که افراد با «غذا خوردن» دارند بپردازیم. افرادِ دچار مشکلات مرتبط با خوردن، به صورت مداوم در خوردن و رفتارهای مرتبط با آن دچار اختلال هستند. با وجود این که این مشکل در هر دو جنس وجود دارد، زنان بیشترین درصد از این افراد را تشکیل می دهند.

در برخی از این بیماران، علل کاملا زیستی می باشد. مانند کژکاری محور هیپوتالاموس_هیپوفیز در بی اشتهایی عصبی. اما در این مقاله قصد داریم اطلاعاتی حول محور علل روان شناختی اختلال های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و پرخوری به شما بدهیم. در ابتدا مطالبی در ارتباط با نشانه های این اختلالات و سپس دلایل پنهان آن مورد بحث قرار خواهد گرفت.

بی اشتهایی عصبی

anorexia nervosa

فردی که مبتلا به بی اشتهایی عصبی ست، به صورت عمدی انرژی بسیار کمتری نسبت به نیازمندی بدنش دریافت می کند. درنتیجه وزن او بسیار کم و یا کم تر از حداقل طبیعی آن است. اضافه وزن و چاق شدن، بدترین کابوس این افراد است و مهم تر آنکه، نه تنها این نگرانی، با کاهش وزن آنها تمام نمی شود، بلکه گاهی افزایش هم می یابد!

این افراد با رفتارهای مداوم مانند رژیم های سرسختانه، از افزایش وزن خود جلوگیری می کنند. بیشترِ این افراد تصویر اشتباهی از بدن خود دارند و با وجود لاغریِ مفرط، همچنان خود را چاق و بد هیکل ارزیابی می کنند. این افراد برای ارزیابی اندازه یا وزن خود، از روش های مختلف از جمله وزن کشی مکرر، اندازه گیری وسواسیِ اندام های بدن و استفاده مداوم از آیینه، برای بررسی مناطقی که فکر می کنند چاق است، استفاده می کنند.

ارزیابی این افراد از خود، تحت تاثیر وزن و شکل بدنشان است. یعنی اگر وزن دلخواه شان را بدست نیاورند احساس بی ارزشی می کنند. آنها وزن کمِ خود را جدی ارزیابی نمی کنند و بینش پایینی نسبت به بیماریِ خود دارند. به این معنا که از پذیرش مشکل خود سر باز می زنند. همچنین، اکثر آنها تمایلی به غذا خوردن در حضور دیگران نشان نمی دهند.

سایر بیماری های جسمانی و روانی مرتبط با بی اشتهایی عصبی

گرسنگی کشیدن می تواند به بیماری های جسمانی قابل ملاحظه ای منجر گردد. صدمه تغذیه ای مرتبط با این اختلال بر بیشترِ دستگاه های اصلی بدن تاثیر می گذارد و می تواند انواع اختلالات را ایجاد کند. اختلالات فیزیولوژیکی از جمله فقدان قاعدگی و نا بهنجاری های نشانه های حیاتی، مثل نبض، تنفس و دمای بدن شایع هستند. با این که اغلبِ این بیماری های فیزیولوژیکی، قابل بازگشت و بهبود هستند اما کاهش تراکم معدنی استخوان ممکن است بازگشت ناپذیر باشد.

همچنین افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ممکن است به طور هم زمان درگیر وسواس های مرتبط و نامرتبط با غذا شوند یا از خلق افسرده رنج برند. اکثر افراد مبتلا به این بیماری کمالگرا هستند و برای ارائه ی تصویری بدون نقص به دیگران تلاش بسیاری می کنند. آنها به واکنش های دیگران حساسیت بیش از اندازه نشان می دهند و به آن مشغولیت فکری دارند.

پرخوری عصبی

Bulimia nervosa

فردی که مبتلا به پرخوری عصبی است، از دوره های مکرر پرخوری رنج می برد. او در طی دوره های زمانی مختلف، مقدار غذای بیشتری از آنکه نیاز دارد مصرف می کند. به نظر میرسد هیچ گونه کنترلی بر خوردن ندارد و تا زمانی که به شکل ناراحت کننده و دردناکی سیر نشده است به خوردن ادامه می دهد. او نمی تواند خوردن را متوقف کند یا میزان آن را مدیریت کند. افراد مبتلا به پرخوری عصبی با توصل به رفتارهای جبرانی از اضافه وزن و چاقی اجتناب می کنند. به این معنا که با استفراغ عمدی، سوءمصرف ملین ها، داروهای ادرار آور، روزه گرفتن و ورزشِ بیش از حد، از چاقی پس از دوره های پرخوری جلوگیری می کنند.

همانند بی اشتهایی عصبی، ارزیابی این افراد از خود نیز تحت تاثیر شکل و وزن بدن قرار دارد. آنها از مشکل خود خجالت می کشند. افراد مبتلا به این بیماری، ما بین دوره های پرخوری، مصرف کلی کالری را محدود کرده و ترجیحا غذاهای کم کالری را انتخاب می کنند و از غذاهایی که فکر می کنند چاق کننده هستند یا پرخوری را راه می اندازند، دوری می کنند.

سایر بیماری های جسمانی مرتبط با پرخوری عصبی

بی نظمیِ قاعدگی یا فقدان آن، اغلب در زنان مبتلا به پرخوری عصبی روی می دهد. پرخوری عصبی می تواند عوارض نادر اما مهلکی بر جای بگذارد. سوراخ شدن مری، پارگی معده و نارسایی های قلبی از جمله عوارض جسمانی این بیماری می باشد. مصرف شربت های تهوع آور ممکن است موجب ایجاد بیماری های عضلانی (میوپاتی) قلب بشود. افرادی که به طور مزمن ملین ها را سوءمصرف می کنند ممکن است برای تحریک کردن دفع مدفوع، به مصرف آنها وابسته شوند. نشانه های معده ای_روده ای عموما با پرخوری ارتباط دارند و پایین افتادگیِ راست روده نیز در افراد مبتلا به این اختلال گزارش شده است.

پرخوری

bing-eating

این اختلال شبیه پرخوری عصبی ست با این تفاوت که این افراد رفتارهایی مثل ورزش شدید، استفاده از ملین ها و استفراغ کردن را انجام نمی دهند. بیشتر این افراد بسیار سریع تر از حد معمول و در تنهایی غذا می خورند. آنها از خود منزجر هستند، احساس گناه می کنند و ممکن است حالاتی از افسردگی را تجربه کنند.

این اختلال در افرادی که وزن طبیعی دارند، یا اضافه وزن دارند و چاق هستند می تواند روی دهد. قطعا تعداد زیادی از افراد دچارِ این اختلال، اضافه وزن دارند یا چاق هستند. با این حال پرخوری با چاقی تفاوت دارد و اغلبِ افراد چاق، به پرخوری دوره ای نمی پردازند.

چه عواملی در ابتلا به اختلالات خوردن نقش دارند

به نظر می رسد در کودکی فرآیند جداییِ افراد دچار اختلال خوردن از والدین، به صورت کامل و سالم شکل نگرفته است. یعنی آنها از نظر روانی به والدین خود وابسته اند و هنوز درگیر کسب استقلال و هویت هستند. آنها با پرخوری و جذب غذا، سعی در جبران فقدان کنترل دارند و با کم خوری احساس کنترل را بدست می آورند. در حقیقت این اختلال در نگاه اول به آنها حس کاذبی از «کنترل داشتن» بر امور و اطرافیان را می دهد.

اگر شما از مشکلات تغذیه و خوردن رنج می برید، اغلب از حالات هیجانی خود، آگاه نیستید. این غریبگی به آسیب هایی باز می گردد که احتمالا در دوران کودکی تجربه کرده اید. راهکارهایی که زمانی که کودک بودید به بقای شما کمک کرده اما حالا دیگر بیشتر به شما آسیب می زند، حالا دیگر بیراهه شده اند. شما قادر به نامگذاری، نشان دادن و تجربه ی احساسات خود نمی باشید. نمی دانید در هر لحظه چه احساسی دارید و عموما احساسات، برای شما پدیده هایی تهدید کننده و بسیار دردناک می باشد که ترجیح می دهید از آن دوری کنید.

چرخه شیطانی تولید اضطراب

از آن جا که افراد دچار مشکلات تغذیه و خوردن، با احساسات خود غریبه اند و با آن رابطه ای دوستانه ندارند، در بیشتر مواقع احساسات متفاوت، آنها را به شدت مضطرب می کند. در حقیقت آنها به جای تجربه ی احساسات، اضطراب را تجربه می کنند و سپس با پرخوری و کم خوری سعی در کاهش این اضطراب دارند.

عادات مخربی هم چون پرخوری و کم خوری بدون تردید موجبِ تولید اضطراب مجدد می شود. این افراد عموما درگیر خود سرزنشی، حسادت و شرم می شوند. که این موارد سوخت کافی برای اضطرابِ مضاعف و توصل دوباره به عادات مخربی چون پرخوری را مهیا می کند.

به زبانِ ساده شما مضطرب می شوید. غذا می خورید، خودتان را سرزنش می کنید و مجدد مضطرب می شوید و غذا می خورید… بله این یک چرخه ی شیطانی است. شما اضطراب خود را با خوردن خفه می کنید. به نظر می رسد شما مفری برای اضطراب خود پیدا کرده اند! و چه مفر خطرناکی.

درمان اختلالات خوردن

اگر با خواندن این مطلب مضطرب شده اید و خود را سرزنش می کنید که چرا در این چرخه شیطانی اسیر شده اید، این دقیقا ادامه ی همان روند نادرست می باشد. برای بهبود می بایست ابتدا خودتان را با همین شرایط دوست داشته باشید و بپذیرید. شرایط انسان بودن حکم می کند گاهی اسیر چرخه های شیطانی بشویم و این قابل جبران است. بنابراین اولین قدم در درمان، مهربانی و گشودگی نسبت خودتان هست با وجود تمام مشکلاتی که ممکن است داشته باشید.

قدم بعدی این است: زمانی که درِ یخچال را برای پرخوری کردن باز می کنید از خود بپرسید: الان در این لحظه چه احساسی دارم؟

فکر می کنم اکثر شما دریافته اید که راهکارهایی همچون غذا خوردن با سرعتِ آرام، نوشتن جملات انگیزشی روی درِ یخچال یا پرت کردن حواس خودتان از بوی مطبوع غذا، کمک چندانی نمی کند. رژیم های سرسختانه یا تمرکز کردن هنگام غذا خوردن نیز ممکن است در کوتاه مدت احساس بهتری در شما ایجاد کند اما همگی موقت هستند و شفابخش نمی باشند.

بنابراین برای درمان به شیوه ای عمیق و موثر، فرقی نمی کند شما بی اشتهایی عصبی دارید یا پرخوری عصبی، این ها صرفا برچسب هایی هستند که ارزش چندانی ندارند. بهتر است برای بهبود، ابتدا اضطرابِ خود را مشاهده کنید و احساسات پنهان شده زیر آن را شناسایی کنید.

در هر مرحله یاری گرفتن از یک روان شناس، می تواند به پیشبرد درمانِ شما کمک چشمگیری کند.

برای مطالعه در مورد حمله ی خواب، اینجا را کلیک کنید.


۰
مرضیه شهامت منش
درباره ی مرضیه شهامت منش

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.