دوقطبی نوعی مشکل روانشناختی است که مربوط به مشکلاتی در خلق است. و همان طور که از اسم آن مشخص است، دو قطب در آن مشاهده می شود. افسردگی و شیدایی. فردی که دچار این مشکل شده بین این دو قطب در نوسان است. نوسانی غیر قابل پیش بینی، غیرقابل کنترل و ناگهانی. این فازها به صورت حالت های خلقی مانیا(شیدایی)، هایپومانیا، افسردگی و ترکیبی از این حالات بروز می یابد.

انواع دوقطبی

بسته به اینکه چه ترکیبی از این حالات بروز یابد، نوع دوقطبی متفاوت است. در دو قطبی نوع یک بیمار ترکیبی از مانیا و افسردگی را تجربه می کند. در نوع دوم نیز هایپومانیا و افسردگی یا حالت های دیگر خلقی غالب هستند. دلیل تمایز بین این دونوع از بیماری بیشتر برای کمک به تجویز داروی مناسب است. عوامل وراثتی و بیولوژیک در دوقطبی بین مشکلات روانشناختی دیگر نقش بسیار پررنگ تری دارند. به همین دلیل احتمال تجویز دارو برای درمان این افراد بسیار زیاد است. گاهی مصرف داروهای ضدافسردگی علائم مانیا را ایجاد می کنند. اما در این حالت نمی توان گفت فرد مبتلا به دوقطبی است. زیرا دارو ایجادکننده علائم بوده.

نشانه های دوره مانیا

در دوره مانیا فرد پرحرف و پرتحرک می شود. به هیچ کس اجازه نمی دهد صحبتش را قطع کند. اما به راحتی به خودش چنین اجازه ای را می دهد. انگار نمی تواند برای صحبت کردن منتظر بماند. خوابیدن را وقت تلف کردن می داند. به همین دلیل بیشتراز سه چهار ساعت در روز نمی خوابد. همزمان چندین مسئله را می خواهد بیان کند. اما انگار جمله هایش نقطه ندارد. همین که شروع به صحبت درمورد یکی از آنها می کند، موضوع بعدی و موضوعات بعدی را مطرح می کند. این موجب می شودصحبت هایشان نامفهوم باشد. و در نهایت هیچ کس سر از حرف هایشان در نمی آورد، حتی خودشان! هرچه به ذهنش می رسد را بیان می کند، بدون آنکه هیچ جای آن را سانسور کند..

دیگر علائم دوره مانیا

در این حالت فرد تمرکز حواس ندارد. سرعت و هیجان و عجله در زندگی او حرف اول را می زند. می خواهد به زور هم که شده حجم زیادی از کار را در مدت زمانی کوتاه بچپاند. فکر می کند استثنایی است، با همه فرق دارد. تا به حال کسی نتوانسته تمام استعدادها و قابلیت های اورا کشف کند. فکر می کند در دنیا هیچ کاری وجودندارد که او نتواند از پس آن بر آید. اگر دنیارا کوهی فرض کنیم،فرد مبتلا به دوقطبی خودرا در قله آن کوه می بیند.

آنها با خود فکرمی کنند:

بالاخره روزی می رسد که اسم من بر سر همه زبان ها می افتد..

این افراد حساسیت بسیار بالایی نسبت به طرد شدن دارند. چه به صورت واقعی این اتفاق بیافتد، چه خیالی. روابط شان نیز بسیار آشفته و غیرقابل پیش بینی است. هایپو مانیا نیز درواقع مانیایی با شدت کمتر و مدت زمان کوتاه تر(حدود سه تا چهار روز) است.

تمایز دوقطبی از مشکلات روانشناختی مشابه

برخی از این نشانه ها باعث شده تا دوقطبی شبیه به شخصیت خودشیفته و نمایشی درنظر گرفته شود. اما بیشترین شباهت را با اختلال مرزی دارد. در نوجوانان گاهی علایم مانیا با شخصیت ضد اجتماعی اشتباه گرفته می شود. نوجوانانی که علائم دو قطبی را نشان می دهند، نسبت به انتقاد بیش از حد حساس اند. و در پاسخ به آن خشم شان طغیان می کند. البته برخی از این نشانه ها به طور طبیعی در دوران نوجوانی بروز می یابد. اما بسته به شدت آنها می توان گفت که آیا آسیب زا هستند یا نه. در کودکان نیز در حالت مانیا یا هایپومانیا رفتارهای هیجانی و پرخاشگرانه بیشتر مشاهده می شود. افکار خودبزرگ بینانه هم بیشتر در بزرگسالان معمول است. و در کودکان کم تر دیده می شود.

سیر بروز علائم در اختلال دوقطبی

در سال های اولیه ای که فرد علائم دوقطبی را نشان می دهد بیشتر فاز مانیا را تجربه می کند. به تدریج هرچه بیشتر می گذرد همین طور که سرخوشی، بیشتر تبدیل به خصومت و تحریک پذیری می شود. فاز افسردگی نیز به فاز مانیا اضافه می شود. و به این ترتیب حالت خلقی مختلط در سال های بعدی معمول تر می شود.

تمایز شادی و تحریک پذیری

البته اگر بخواهیم دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که از همان ابتدا سرخوشی ای در کار نبوده! برخی به اشتباه مانیا را حالتی از خلق می دانند که فرد در آن شادی را تجربه می کند. اما سرخوشی ای که در حالت مانیا دیده می شود همراه با تحریک پذیری است. تحریک پذیری با شادی رابطه عکس دارد.. هرچه تحریک پذیرتر باشیم کمتر شاد خواهیم بود. افراد مبتلا به دوقطبی در فاز مانیا تحریک پذیر می شوند. به خصوص هنگامی که نقشه های جاه طلبانه و بلندپروازانه آنها نقش بر آب شود…

مانیا درواقع روی دیگر افسردگی است که ظاهری متفاوت پیداکرده. و درواقع پوششی بوده تا برای مدتی هم که شده افسردگی را نبینیم. به همین دلیل بعضی بیماران تلاش می کنند از هر طریقی این فاز را طولانی تر کنند. حتی با سوءمصرف داروهای مختلف. با وجود همه این تلاش ها، بهتراز هرکس دیگری می دانند که همین الانش هم افسرده اند…

عوارض تغییر فاز بین افسردگی و شیدایی

به همین دلیل است که از نظر هیجانی بی ثبات به نظر می رسند. در عرض چند دقیقه تا چند ساعت هیجان آنها از سرخوشی تبدیل به تحریک پذیری و سپس افسردگی می شود. اشک می ریزد و همزمان به شدت می خندد… این تغییر حالات هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش لحظات بسیار سختی را رقم می زند… این تغییر حالات خلقی ناگهانی بر رابطه درمانی هم اثرگذار است. و می تواند به آن آسیب بزند. دوقطبی مشکلی خوش خیم است. اما عوارض شدیدی دارد. قضاوت فرد شدیدا مختل می شود. رفتارهای پرخطری در زمینه مسائل جنسی و مالی نشان می دهند. در فاز افسردگی فرد احساس ناامیدی و بدبختی می کند.

افکاری که در فازهای مختلف در ذهن فرد وجود دارد

اما پس از مدتی این افراد با خود فکر می کنند:

بس است دیگر. افسردگی هم حدی دارد. تا کی می خواهم در یک گوشه کز کنم؟؟ این من نبودم… این من نیستم… من و بی حوصلگی؟ من و ناامیدی؟ من و پوچی؟ من و بی تحرکی؟ نه. این، من نبودم. این، من نیستم… از همین حالا شروع می کنم. به تمام دنیا ثابت میکنم که چه توانایی هایی در من نهفته.. همه باید بدانند که من کیستم.. از حالا به بعد تمام روزهای بی حوصلگی را جبران میکنم.. و حتی بیشتر از آن ساعت هایی که به افسردگی گذشت را کار میکنم.

از کجا شروع کنم؟ از اداره؟ بهتر است هرچه زودتر پرونده های باقی مانده را تکمیل کنم. اما کارهای شرکت هم هنوز روی زمین مانده. بهتر است اول با شریک خود تماس بگیرم. باید بداند قراردادهای جدیدی در راه است. نقشه های جدیدی در سر دارم. ما می توانیم با عملی کردن این نقشه ها دنیا را فتح کنیم… راستی، فردا باید برای اضافه کاری درخواست دهم… من خستگی ناپذیرم. هیچ چیز جلودار من نیست.

و به این ترتیب وارد فاز مانیک می شود. گاهی با همین رفتارهای پرخطر واقعا خود را بدبخت می کند… به طورمثال فرد با ولخرجی هایش دارایی خودرا که بازحمت درطول یک عمر بدست آورده درطول یک شب ازدست میدهد…. به همسری که از جان ودل دوستش دارد خیانت میکند.. و پس از آن بخاطر تمام این کارهایش احساس گناه میکند…

همان بهتر که در یک گوشه کز کنم… من لایق خوشبختی نیستم.. من که جز بدبختی و بدهکاری چیزی به بار نمی آورم.. همان بهتر که بی حوصله و بی تحرک باشم.. تا به خودم و اطرافیانم آسیب نرسانم.

آغاز دوباره سیکل معیوب

دوباره فاز افسردگی… دوباره احساس ناامیدی و بدبختی… دوباره تلاش برای نادیده گرفتن افسردگی… و دوباره و دوباره تکرار سیکل معیوب این نوسانات آزاردهنده… خستگی ای که این سیکل برای فرد مبتلا ایجاد می کند، احتمال خودکشی را در فرد افزایش می دهد! خطر خودکشی در این افراد یک خطر جدی است که بیشتر در حالت شیدایی رخ می دهد.
دوقطبی سیری طولانی دارد و احتمال عود در آن بسیار بالاست. اگر بیمار این فرصت را بیابد که به خاطر تاوان هایی که برای بیماری پرداخته غمگین شود. و این غم را تجربه کند، انگیزه بیشتری برای پیشگیری از عود بیماری خواهد داشت.

نقش مادر در تنظیم هیجان کودک

رابطه ای که مادر با نوزاد خود برقرار می کند، الگوی تعامل اولیه کودک با مراقب را شکل می دهد. مادر می تواند نقش بزرگی در تنظیم احساسات کودک داشته باشد. البته مادر و کودک هردو به طور متقابل در این فرایند نقش دارند. مادر با نام گذاری احساسی که کودکش درحال تجربه است، به کودک کمک میکند تا احساسات خود را بهتر بشناسد. و از این طریق به کودک کمک می کند تا پذیرای احساساتش باشد. به طور مثال مادر می گوید:

مردن جوجه ات خیلی تورو غمگین کرده. دلت برای صدای جیک جیکش تنگ شده؟

نقش مادر در شکل گیری تنظیم هیجان در کودک

و یا می گوید:

میدونم از دست من عصبانی هستی که امروز نتونستم باهات بازی کنم.

و ازاین طریق احساساتی که پذیرششان سخت تر است را دربستر یک رابطه امن و صمیمی با مادر تجربه کند. معتبر دانستن این احساسات کودک باعث تعدیل آنها می شود. و کودک نیز به تدریج یاد می گیرد از همین طریق احساسات خود را مدیریت کند. اگر این فرایند به درستی طی شود، مشکلات خلقی و هیجانی کمتری برای فرد ایجاد می شود.

کودک نیز در این فرایند نقش دارد. هنگامی که از سوی مادر پاسخی نمی بیند تلاش می کند تا آن را ایجاد کند. و ازاین طریق پاسخی به احساسات خود از مادر دریافت کند.

نشانه های پیش بین

ازدیگر عوامل ریسکی که میتواند زمینه ای برای ‌دوقطبی باشد حساسیت بیش ازاندازه به محرکهای محیطی است. محرک هایی مثل نور، صدا، و… کودکانی که به دنبال تحریک حسی بیشتر هستند، معمولا رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری نشان می دهند. و همین رفتارهای پرخاشگرانه است که در دوره مانیا نیز بروز می یابد. توجه به این نشانه ها به ما کمک می کند تا احتمال ابتلا را زودتر ببینیم. و به موقع برای پیشگیری و درمان اقدام کنیم.

۰
Avatar
درباره ی موهبت آوازه

4 نظر برای دوقطبی، جابجایی بین سرخوشی و ناخوشی
  1. Avatar

    مثل همیشه عالی بود.

    ۰

[بالا]

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.