زندگی سخت است. حتی با وجود بهترین برنامه نیز گاهی همه چیز اشتباه از آب در می آید. ۹۰ درصد از ما با امید و خوشبینی ازدواج می کنیم، با این وجود میزان قابل توجهی از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. به سختی و با امید فراوان درس می خوانیم تا رتبه خوبی در کنکور کسب کنیم، ولی تعداد زیادی از ما هنگام فارغ التحصیلی از دانشگاه، سرخورده و سردرگم هستیم. پس انداز چند ساله خود را در کاری سرمایه گذاری می کنیم، اما به خاطر اشتباه در محاسبه به یکباره همه سرمایه مان را از دست می دهیم. با این مقدمه به معرفی مفهوم شفقت خود می پردازیم.

سرزنش خود

هنگامی که چیزی اشتباه از آب در می­ آید، معمولا چه واکنشی نشان می دهیم؟ اغلب احساس شرمندگی می کنیم و با انتقاد از خود می پرسیم: «مشکلم چیه؟»، «چرا نتونستم از عهده اش بربیام؟»، «اصلا چرا من؟». ممکن است تلاش کنیم که وضعیت به هم ریخته را سروسامان دهیم، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشود. گاهی هم این دیگران هستند که مسئولیت اشتباه را به گردن شان می اندازیم. در واقع، به جای اینکه تحلیلی منصفانه و متوازن از موضوع داشته باشیم تا اشتباهات مان را پیدا کنیم و در کارهای بعدی به دنبال رفع آنها باشیم، بلافاصله شروع به سرزنش خود می کنیم.

با این حال، هر چقدر هم که برای اجتناب از دردهای هیجانی تلاش کنیم، آن ها همواره همراه ما هستند. احساسات سنگین مانند شرم، خشم، تنهایی، ترس، یأس و پریشانی به طور مکرر به سراغ ما می آیند. این احساسات هنگامی که مسائل طبق انتظارمان پیش نمی روند، هنگام جدایی از عزیزانمان و به همراه بیماری، پیری و فکر مرگ به سراغ ما می آیند. به عبارت دیگر، اجتناب از این احساسات غیر ممکن است.

اما، چه کار کنیم؟

شفقت خود (Self-compassion)

همان طور که در ابتدای مطلب هم بیان شد، تا کنون بارها روش های غیرانطباقی مختلفی را امتحان کرده ایم که تقریبا محور اصلی همه آنها سرزنش و انتقاد از خود بوده است. این بار بیایید برای یک بار هم که شده روش جدیدتر و سالم تری را برای کنار آمدن با مصیبت و آشفتگی امتحان کنیم. به جای جنگیدن با احساسات سنگین خود، دردمان را ببینیم، با آن مهربان باشیم، و آن را درک نماییم. همان گونه با خودمان رفتار کنیم که با دوست صمیمی مان رفتار می کنیم وقتی که حادثه سختی برایش اتفاق افتاده است. این نوع رفتار همان شفقت خود است.

اگر به هنگام ناراحتی و تنهایی، خود را سرزنش می کنیم، یا هنگامی که مرتکب اشتباه می شویم، خود را از چشم همه پنهان می کنیم، یا اگر مرتب به این فکر می کنیم که چگونه می توانستیم جلوی اشتباه مان را بگیریم، در این صورت ممکن است به نظر برسد که شفقت خود برای ما مفهومی غیر قابل دستیابی است. اما چرا باید گرمی و عطوفتی را که به هنگام رنجش دیگران به آن ها ابراز می کنیم را از خودمان دریغ کنیم؟

مبارزه یا پذیرش؟

وقتی به مبارزه با رنج هیجانی می پردازیم، در دام آن گرفتار می شویم. احساسات سنگین، به یک عامل ویرانگر تبدیل می شوند و ذهن، بدن، و روان ما را به چالش می کشند. احساسات گیر می کنند (در لحظه متوقف می شوند) و ما نیز در آن ها گرفتار می شویم. خوشبختی که در روابط مان به دنبال آن هستیم، از ما گریزان می شود. رضایت شغلی دور از دسترس ما قرار می گیرد. روز خود را در حال سر و کله زدن با دردهای جسمی به پایان می رسانیم. معمولا توجه نمی کنیم که بسیاری از این محنت ها در نحوه ی ارتباط ما با «ناملایمات اجتناب ناپذیر» زندگی ریشه دارد.

هنگامی که با مهربانی به استقبال درد هیجانی برویم، تغییر به صورت طبیعی اتفاق می افتد. هنگامی که به مشکلی بر می خوریم یا احساس بدی داریم، به جای سرزنش، انتقاد و تلاش برای تغییر خود (یا دیگران، یا کل دنیا)، می توانیم با پذیرش خود شروع کنیم. ابتدا شفقت خود ! این تغییر ساده باعث تحولی شگرف در زندگی مان خواهد شد.

پیشنهاد:

مایلم بار دیگر از شما بخواهم که به این مطالب فکر کنید. فکر کنید که آیا حق داریم با خودمان مهربان باشیم؟ و آیا می خواهیم برای تحمل دردهای اجتناب ناپذیر که همه انسان ها تجربه اش می کنند به خودمان کمک کنیم؟ اگر جواب تان به این سوالات مثبت بود، می توانید بخش های دیگر این مقاله را دنبال کنید. در بخش بعدی به معرفی جزئی تر مفهوم شفقت خود خواهم پرداخت. بخش سوم هم به ارائه تمرین برای پرورش مفهوم شفقت خود مربوط خواهد بود.

منبع:

گرمر، ک. (۲۰۰۹). شفقت خود از مسیر بهشیاری. (م. سرافراز، & ح. عبدالشاهی، مترجم) بینش نو.

با اندکی تغییر

۵+
Avatar
درباره ی محسن بدخشان

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.