یادمه پنج یا شش سال بیشتر نداشتم که با پدرم به مزرعه گندم رفتیم. توی این مزرعه یک استخر بود که عمق زیادی نداشت، در حدی که آب تا سر زانو های من می اومد.

 و از اونجایی که عاشق آب بازی بودم از پدرم خواستم من رو داخل استخر بذاره. پدرم من رو داخل استخر گذاشت و رفت داخل ساختمونی که فاصله اش تا استخر خیلی زیاد نبود. 

من توی دنیای کودکی خودم غرق شده بودم و حسابی مشغول بازی بودم، اما یواش یواش شروع کردم به خیال پردازی کردن.

 خیال پردازی در مورد این که:

اگر این استخر خیلی بزرگتر بود می تونست پر از آب بشه، ولی اگر پر از آب بشه و من نتونم نفس بکشم چی؟ اصلاٌ، اگر صدای پدرم بزنم صدای من رو می شنوه؟ ای وای، اگر من هر چی صداش زدم صدامو نشنید چی؟ 

خلاصه انقدر خیال پردازی کردم  که این خیال پردازی از واقعیت به من نزدیکتر شد، و با اجازه تون من شروع کردم جیغ و داد زدن و مدام پدرمو صدا می زدم. خیلی خوب یادمه پدرم بنده خدا هراسون از ساختمون بیرون اومد و بعد دید من صحیح و سالم وسط استخر وایستادم و دارم داد میزنم: بیااااارم بیرووون دیگه نمی خوام تو استخر بازی کنم.

دو مسئله مهم

در واقع، این خاطره رو گفتم که به دو مسئله اشاره کنم: مسئله اول، این که خیال پردازی کردن توی سن کودکی یک روند طبیعی و بخشی از دنیای کودکی محسوب میشه و به رشد ذهنی کودک کمک می کنه. مطمئناً دیدیم که اکثر کودکان حتی دوست خیالی دارن و این دوست خیالی به رشد مهارت اجتماعی کودک کمک می کنه. اما، وقتی که کودک با استفاده از خیال پردازی به دنبال پر کردن خلاء عاطفی اش هست، و با خیال پردازی مداوم از برقراری رابطه با دیگران فاصله می گیره حتماً از روانشناس کودک کمک بگیرید.

مسئله دوم

و اما مسئله دوم، این هست که ما توی بزرگسالی هم ممکنه دست به خیالپردازی بزنیم، ولی گاهی وقتا ما انقدر توی خیال پردازی هامون غرق می شیم که جای دنیای واقعی رو برای ما می گیره.

 مثل کسایی که مدام می ترسن بهشون خیانت شه، و انقدر درمورد خیانت خیال پردازی می‌کنن که هر مسئله ای رو به خیانت ربط می‌دن و بعد می بینیم در روابط شون دچار مشکل می‌شن.

یا کسایی که دست از بشور و بساب برنمی دارن، چون می ترسن مریض شن و انقدر در مورد مریضی و کثیفی خیال پردازی می کنن که حقیقت زندگی از دستشون در می ره.

یا افرادی که نگرانی بیش از اندازه‌ای دارن از این که پدرشون، مادرشون یا یکی از عزیزانشون رو از دست بدن. وقتی پای صحبت شون می شینیم، می بینی روزی هزار بار با تجسم کردن مرگ عزیزانشون خودشون رو آزار میدن.

البته، جالبه که قشری از مردم به شدت معتقدند انقدر در مورد مسألی که دوست دارین مثل: پول و ثروت، خیال‌پردازی کنید تا ثروتمند شوید. اصلاً اصرار دارن که عکس این خیال پردازی های مورد علاقه مون رو قاب بگیریم و بذاریم جلو چشممون و روزی چندبار بهشون نگاه کنیم تا قانون جذب اثر کنه.

 کتاب “راز” که معرف حضور خیلی از ماها هست، در مورد این قضیه نوشته شده.

نگاه آخر:

در واقع، پشت این خیال پردازی ها، واقعیت ها، احساسات و افکار ما قراردارن که انگار ما ترجیح می دیم به جای اینکه اونها رو درک کنیم، توی عالم  خیال پردازی و رویاهامون غرق شیم و ارتباط مون رو با دنیای واقعی از دست بدیم. رویا داشتن بد نیست، اما اگر به جای واقعیت توی خیالات و رویاهامون زندگی کنیم، نمی‌تونیم از واقعیت‌های جاری زندگیمون استفاده کنیم و لذت ببریم.

۳+
Avatar
درباره ی نرجس برزگر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.