قرنطینه

تنهایی، شخصیت ها و مکان های بیرونی را تبدیل به اشخاص و محیط درونیِ ما می کند. این روزها که با خودمان تنها شده ایم به دور از هیاهوی زندگی، محل کارمان، باشگاه های ورزشی و یا صفحه های مجازی، بهتر می توانیم شخصیت غائب زندگی مان را پیدا کنیم. خودمان را. باید بگویم، همه ی ما قسمت های مهمی از خودمان را سالهاست که به فراموشی سپرده ایم.

آن چیزی که ما را از خودمان دور می کند مربوط به ترس می شود. ممکن است بپرسید ما از چه چیزی می ترسیم؟ شاید متعجب شوید اما بیشتر اوقات آنچه موجب ترسِ ما می شود ، احساسات خودمان است .

احساسات همان چیزی ست که به ما حس زنده بودن می دهد. به ما انرژی میدهد که با زندگی ارتباط برقرار کنیم و فاصله میان ما و دیگران را پر می کند. احساسات به  روابطِ ما روح تازه ای می بخشد. اما اکثر آدم ها  دچار “فوبیای احساسات” هستند. یعنی  از احساسات خود می ترسند و توانایی شریک شدن آن را با دیگران ندارند. این ترس، ما را از نیرویی که درونمان داریم دور می کند و میان ما و دیگران فاصله می اندازد.

ما می ترسیم که به طور کامل احساساتمان را تجربه کنیم و هنگامی که با دیگران رابطه بر قرار می کنیم می ترسیم از نظر هیجانی کاملا هشیار و بیدار باشیم. ما از اینکه ناتوان یا احمق به نظر بیاییم و از اینکه به خودمان توجه کنیم، می هراسیم. در حقیقت می ترسیم کنترل اوضاع از دست ما خارج شود. ما می ترسیم آن چیزی را که واقعا هستیم، به دیگران و مهم تر از همه، به خودمان نشان بدهیم.

نزدیک شدن به احساسات، چه فایده ای دارد؟

به نظر می رسد وقتی انسان ها نسبت به احساساتشان گشودگی لازم را پیدا می کنند، موارد زیر را تجربه می کنند:

  • سطح کلی اضطراب کم تر می شود و این موجب جریان یافتن حس عمیقی از آرامش خواهد شد.

  • آنها دیگر احساس گیر افتادن در زندگی را ندارند، بلکه احساس می کنند انرژی مثبتی درونشان در جریان است. انرژی ای که قدرتِ گم شده شان را به آنها برمیگرداند و آنها را دوباره زنده می کند. این انرژی به آنها انگیزه میدهد موانع قدیمی را کنار بگذارند و خودشان را (بودنشان را)، به شیوه ای جدید تجربه کنند.

  • آنها کم تر احساس تنهایی می کنند و روابط صمیمانه ی بیشتری را تجربه می کنند.

  • زندگی برایشان بیش از پیش رضایت بخش می شود، و حس عمیقی از معنا، هدف و تعلق را تجربه می کنند.

حالا که باید بیشتر در خانه بمانیم

حالا که باید بیشتر در خانه بمانیم بد نیست کمی نگاه کنیم به چیزهایی که در جریان است. گوش کنیم به سکوت و صدای درونمان.

نمیتوانیم عاری از هر احساسی باشیم، نمیتوانیم آنها را با امید اینکه روزی از بین می روند، پنهان کنیم. چرا که از بین نمیروند بلکه سعی می کنند توجه ما را به خود معطوف کنند و این طبیعتِ آنهاست.

من این روزها کنجکاو تر از همیشه و علاقه مند تر، به خودم بازمی گردم، طوری که انگار برای بار اول است که خودم را میبینم. بدنم را و آنچه در آن در حال اتفاق افتادن است. این روزها می خواهم غیبت همه ی آدم های مهم زندگی ام را ببخشم و اینبار برای خودم حاضر باشم.

آیا شما هم دلتان می خواهد به نبض زندگی، به خودتان، نگاهی بیندازید؟

برداشتی آزاد از کتابِ

living like you mean it

برای مطالعه مقاله ی «چگونه با روزهای قرنطینه سازگار شویم؟»، اینجا را کلیک کنید.

۴+
مرضیه شهامت منش
درباره ی مرضیه شهامت منش

2 نظر برای قرنطینه ، تنهاییِ پر هیاهو
  1. Avatar

    قرنطینه دیگه خیلی کشدار تر از نگاه به خود شده. با خستگی و کرونا و اسارت چه کار کنیم.

    ۰
    • مرضیه شهامت منش
      مرضیه شهامت منش ۱۳۹۹-۰۱-۲۷ at ۰:۱۸ ق٫ظ پاسخ

      بهتره در برابر تغییرات اجتناب ناپذیر ناشی از کرونا، مقاومت نکنیم. تجربه من این هست که بیش از اینکه تغییرات اجتناب ناپذیر موجب ناخوشنودی ما باشن، دشواری در مدیریت تغییرات زندگی، ما رو کلافه میکنه.

      ۰

[بالا]

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.