هیجانات

هیجانات کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کنند. هیجان در هر ارتباطی که برای ما اهمیت دارد رخ می‌دهد_ در محیط کار، روابط دوستی، اعضای خانواده و صمیمی ترین ارتباطات مان.

هیجانات می توانند زندگی ما را نجات دهند؛ و در عین حال می‌توانند آسیب‌هایی جدی نیز با خود به همراه داشته باشند. همچنین می توانند ما را به شیوه‌هایی از رفتار سوق دهند که به نظر واقع‌گرایانه و مناسب می رسند، و از سوی دیگر می‌توانند ما را به سوی رفتارهایی هدایت کنند که متعاقباً به شدت از آنها پشیمان می شویم.

مثلاً اگر رئیس تان از گزارشی که گمان می کردید مورد تعریف و تمجید قرار خواهد گرفت، انتقاد کند به جای اینکه از کارتان دفاع کنید با ترس و سلطه پذیری واکنش نشان می دهید؟  آیا چنین واکنشی شما را از آسیب بیشتر محافظت خواهد کرد، یا شاید منظور وی را درست متوجه نشده باشید؟ می توانید احساس تان را پنهان کرده و حرفه‌ای رفتار کنید؟ چرا رئیستان به محض اینکه شروع به صحبت کرد لبخند زد؟ آیا از فکر اینکه شما را بیرون کند لذت می برده، و یا از روی شرمساری لبخند می زده است؟ آیا لبخند وی به این معنا بود که شما را خاطر جمع کند؟ آیا معنای همه لبخند ها یکی است؟

 طبیعت هیجانات این است که نمی‌توانیم به طور کامل تاثیر آنها را بر خود شناخته و علائم آنها  را در خود و دیگران شناسایی کنیم.

آغاز سریع هیجانات: هم نجات دهنده و هم تخریب کننده

 هیجانات اغلب به حدی سریع آغاز می شوند که هشیاری ما نه مشارکتی در آن دارد و نه حتی متوجه این می‌شود که در هر لحظه چه چیزی در ذهنمان محرک آنها بوده است. این سرعت در فوریت ها می تواند زندگی ما را نجات دهد، اما در عین حال زمانی که واکنش بیش از حدی نشان می دهیم می تواند زندگی ما را تخریب کند.

با اینکه کنترل چندانی روی موضوعاتی که ما را هیجانی می‌کنند نداریم، اما می‌توانیم تغییراتی در آنچه هیجانات ما را راه اندازی می‌کند و نیز رفتار خودمان در مقابل هیجانات  ایجاد کنیم. هرچند این تغییرات ساده نیست.

ما تا زمانی که از مواقع هیجانی شدن خود آگاه نشویم نمی‌توانیم آنها را کنترل کنیم و اغلب تا زمانی که کسی به رفتار ما اعتراض نکند و یا خودمان بعدها بر روی رفتار خود تامل نکنیم از آن آگاه نمی شویم.

داستان هر هیجان و الگوی منحصر به فرد آن

 برای کاهش دوره های هیجانی مخرب و افزایش دوره های هیجانی سازنده، باید داستان هر هیجان را بدانیم: اینکه هر هیجان راجع به چیست. با شناخت راه اندازهای هر یک از هیجانات، راه اندازهایی که می‌توانیم با دیگران در میان گذاریم و آنهایی که صرفاً متعلق به خودمان هستند، ممکن است بتوانیم تاثیر آنها را تقلیل دهیم و یا دست‌کم بفهمیم که چرا برخی راه اندازهای هیجانی به حدی نیرومنداند که در مقابل هر تلاشی برای کاهش کنترل آنها در زندگیمان، مقاومت می‌کنند.

همچنین، هر هیجانی الگوی منحصر به فردی از حس های بدنی را به وجود می‌آورد. از طریق آشنایی بهتر با این حس ها می‌توانیم به زودی از پاسخ هیجانی خود آگاه شده و این شانس را به دست آوریم که بین مداخله کردن در هیجان و یا مدارا کردن با آنها یکی را انتخاب کنیم.  در واقع هر هیجان علائم منحصر به فردی دارد که قابل شناسایی ترین آنها در چهره و صدا است.

 به گفته سیلوان تامکینز: 

هیجان چیزی است که به زندگی ما انگیزه می‌دهد. ما زندگی خود را به نحوی سازمان می دهیم که تجربه ی هیجانات مثبت را به حداکثر رسانده و هیجانات منفی را به حداقل برسانیم. هرچند همیشه در این کار موفق نمی شویم اما این کاری است که انجام می‌دهیم. به اعتقاد وی هیجان برای تمامی انتخاب های مهمی که می کنیم انگیزه ایجاد می کند.

 به بیان ساده تر، آدم ها می خواهند شاد باشند و اغلب ما دوست نداریم ترس، خشم، انزجار، غم و اندوه را به جز در محدوده ی امن یک تئاتر و یا جلد یک کتاب داستانی تجربه کنیم.  اما واقعیت این است که ما نمی‌توانیم بدون این هیجانات زندگی کنیم‌‌؛ موضوعی که باید به آن توجه کنیم این است که چه طور می‌توانیم با این هیجانات بهتر به زندگی خود ادامه دهیم.

منبع: هیجانات فاش شده، نوشته ‍پل اکمن، ترجمه سحر طاهباز

۵+
Avatar
درباره ی نرجس برزگر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.