اختلال اضطراب اجتماعی

ملاک تشخیصی در اختلال اضطراب اجتماعی

در افراد با اختلال اضطراب اجتماعی ترس یا اضطراب شدید درمورد یک یا چند موقعیت اجتماعی وجود دارد. که در آنها احتمال تجزیه و تحلیل دیگران در مورد فرد وجود دارد. به عنوان مثال تعاملات اجتماعی (مثل مکالمه یا ملاقات با افراد غریبه) و مشاهده شدن و اجرا در حضور دیگران ( مثل سخنرانی) افراد دچار اختلال اضطراب اجتماعی را درگیر آشوب کند. فرد از این می ترسد که کاری انجام دهد یا علایم اضطرابی بروز دهد که دیگران برداشت منفی از آن داشته باشند.

طبق کتاب خلاصه روانپزشکی (DSM) افراد با اختلال اضطراب اجتماعی مضطرب هستند و پیش­ بینی می­ کنند که اتفاقی مبنی بر ارزیابی و قضاوت دیگران رخ دهد. اما در اصل افراد با مشکل اضطراب اجتماعی، این جریان را برای خودشان ایجاد می ­کنند. تصویر این جریان را در مقابل خودشان مثل یک سایه می ­اندازند و بعد از آن می ­ترسند.

در برابر اختلال اضطراب اجتماعی چگونه از خودم دفاع می­ کنم؟

من خودم را قضاوت می کنم و این قضاوت خودم همیشه با من همراه بوده است گویی که با من متولد شده است. اما ترجیح می دهم بگویم دیگری مرا قضاوت می کند و تحمل این موضوع شاید برایم آسانتر باشد و راحتتر با آن کنار آیم… مقصر دانستن دیگری نه خودم…

از طرف دیگر، من با اختلال اضطراب اجتماعی یک سرزنشگر درونی در درونم دارم که همچون پروژکتوری درون من عمل می کند. این پروژکتور ذهنی، آزارها، سرزنش ها و قضاوت های مداومی ­را که نسبت به خود دارم به دیگران می تاباند، طوری که حس می کنم دیگران دارند مرا قضاوت یا سرزنش می کنند. مثل این است که درونم سالن سینمایی برپاست، که پروژکتورم بر روی صفحه ی نمایش آن فیلمی سریع پخش می کند. این تجسم متحرک، حضار قضاوت گر را برایم تداعی می کند.  در حالی که این قضاوت ها درون ذهن من  است.

من با علایم اضطراب اجتماعی همیشه منفعلانه رفتار کردم چون مدام سایه ­ی ترس قضاوت­ شدن همراهم بوده است. هر از گاهی نیز واقعا مورد تمسخر دیگران قرار گرفته ام و این در زندگی همه­ ی ما افراد وجود دارد. اما به دلیل تصویری که با پروژکتور درونی خودمان نیز بر آن تمسخر می­ تابانیم، ممکن است آن را اغراق­ آمیزتر از آنچه هست ببینیم.

درماندگی من

این سایه ترس از قضاوت شدن، مرا با اختلال اضطراب اجتماعی درمانده کرده است. مدام درماندگی از درونم به من خودنمایی می کند: من از پس هیچ کاری برنمیام! من نمی­توانم! آخه نمیشه! امکان نداره و سوالاتی از این قبیل. با این سوالات حفره­ ای از درماندگی را اطرافم شکل می­ دهم.خودم را محکوم به ماندن درون این حفره می کنم و این می تواند بزرگترین ظلمی باشد که در حق خودم می کنم. محبوس ماندن در چاه عمیق درماندگی…

وقت آن است که دستانت را به سمت درمانگرت دراز کنی و  با کمک گرفتن از درمانگر از حفره ی درمانگیت کنده شوی و برای ویرانی آن تلاش کنی. پروژکتور درونی ات با به تصویر کشیدن حضار قضاوت گر به تو ستم کرده است و زمانش رسیده است که آن را خاموش کنی تا طعم خلاصی از درون خودت را بچشی. درونی که مدام تو را قضاوت کرده است و به تو القا کرده است که دیگری تو را قضاوت می کند.  سینمای درونت را تعطیل کن و بر درش بنویس این سینما مخروبه ی درون من است که سالها رنج را برایم ساخته است.

گذشته ­ی من

من همیشه قضاوت شدم و یادگرفتم خودم را قضاوت کنم و پذیرش این موضوع برایم سخت است. در نتیجه می­ گویم دیگران مرا قضاوت می­ کنند. اجتناب من از این موضوع باعث می­ شود علایم اختلال اضطراب اجتماعی به تداوم خود ادامه دهد.

زمانی که من در حال شناختن خودم بودم، خودم را در آیینه ­ای که دیگریِ مهم و منبع دلبستگی من در مقابل من آویخته بود، می­ نگریستم. اما آینه ی مقابلم کج آویخته شده بود و من خودم را کج دیدم و به این دیدگاه ادامه دادم. حال خودم نیز خودم را پر از ایراد می ­بینم و از این موجود پر ایراد و کج می­ ترسم.

والدین منتقد و قضاوت گر من مدام آرمانهای خودشان را با صدای بلند به من گوشزد کردند و آنقدر این صدا بلند بود که به مرور ندای درونی من هم شد و الان خودم هم خودم را قضاوت می کنم. سرزنشهای آنان به مرور درون من محکمه ای تشکیل داد که مجرم آن خودم بودم و وکیل مدافع هم خودم بودم و دادستان دیگران بودند که والدینم هم میان آنها نشسته بودند.

اين بخش از وجود ما مدام جلسه ی دادگاه را تشکیل می دهد و اینگونه است که برخی از ما زیر بار سرزنشهای خودمان له می شویم و ترجیح می دهیم بگوییم دیگران مرا سرزنش می کنند. چون برایمان قابل تحمل تر خواهد بود که بگوییم دیگران به من حمله می کنند نه خودم با سرزنشگر قضاوت کننده ی درونیم.

با قضاوت دیگران که زاییده ی ذهن من است، چه کنم؟

من زیر ذره بین همه هستم. این دیگری مرا آزار می دهد. زیر ذره بین بودن چه خطری برایم دارد؟ این سوالی است که من را به فکر وا می دارد در رابطه با خودم و شناختن خودم. باید از خودم بپرسم چه چیز در موقعیت اجتماعی مرا مضطرب می­ کند؟

اگر بتوانی به این سوالات پاسخ  دهی افق جدیدی به رویت باز خواهد شد.  تازه خواهی فهمید که آنچه تصور می­ کردی ناشی از نگاه دیگران است، ناشی از نگاه خودت است! این آگاهی راهگشای رهایی از قضاوتهای است که مدام خودت را با ان درگیر کرده ای!همه ی ما بعضا در شرایطی شبیه سخنرانی خود را باخته ایم اما این باختن ها در زندگی همه ی ما است. اینکه چگونه با آن دست و پنجه نرم کنیم  مهم است!

۰
Avatar
درباره ی فخری تاجیک زاده

8 نظر برای آیا من درگیر اختلال اضطراب اجتماعی هستم؟
  1. Avatar

    سلام. ممنون از مطلب خوبتون. برای شناخت بیشتر خودمون و آگاهی بیشتر از این مشکل منبع یا راه حلی معرفی می کنید؟

    ۰
    • Avatar
      فخری تاجیک زاده ۱۳۹۷-۱۲-۲۸ at ۹:۴۵ ق٫ظ پاسخ

      سلام خوشحالم که مفید بوده. می تونید با بالا بردن آگاهی در مورد خودتون و اینکه کجاها با فکر اینکه دیگران منو قضاوت کردند به خودتون ظلم کردید و به خودتون حمله کردید . این آگاهی به شما کمک میکنه بیشتر خودتون رو دوست داشته باشید و مهربونتر بودن با خودتون می تونه تا حدودی راهگشای مشکل باشه. کتابهای در مورد شفقت خود می تونه کمک کننده باشه. البته اگه مشکلات در این مورد زیاده و عملکرد و کارکردتون رو مختل کرده می تونید از کمک حرفه ای در اتاق درمان بهره بگیرید.

      ۰
  2. Avatar

    سلام بسیار عالی علایم رو توصیف کردید خصوصا اونجایی که گفتید نگاه خودمون و قضاوت خودمونه ولی به دیگری نسبت میدیم . ممنون

    ۰
  3. Avatar

    سلام من الان که با خودم فکر میکنم میبینم که واقعا بیشتر جاها نظر خودم در مورد خودم رو گفتم نظر فرد مقابل منه و همیشه با این ترس از قضاوت زندگی کردم و چقدر اذیت شدم … ممنون مطلب قشنگی بود

    ۰

[بالا]

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.