- دائرة المعارف جامع فرزندپروری
- لیلا افضلی_ محمدرضا جباری
- جلد دوم: ۲ تا ۵ سالگی
- نشر بینش نو
- چاپ دوم
- ۲۴۷ صفحه
قیمت
2 در انبار
سالهای اول زندگی پر از اتفاقات تازه است. کودک هر روز چیزهای تازهای یاد میگیرد، رفتاری جدید نشان میدهد و کمکم میخواهد خودش تصمیم بگیرد. برای پدر و مادر این دوره هم شیرین است هم پر از سوال و نگرانی. میل به مستقل شدن کودک به این معنی نیست که به توجه و حمایت ما نیاز ندارد. گاهی کودک با نه گفتن میخواهد خودش را نشان دهد و گاهی با غر زدن و گریههایی طولانی نشان میدهد که آغوش ما را میخواهد.
جلد دوم کتاب زندگی از آغاز دربارۀ همین روزهاست. روزهایی که کودکمان میخواهد همه چیز را خودش انجام دهد ولی هنوز نمیتواند به طور کامل آن را انجام دهد، وقتی از پوشک گرفتن تبدیل به دغدغهای جدی میشود یا وقتی رفتن به مهد کودک برای بعضی از کودکان با اشک و بهانه همراه است. این کتاب کمک میکند بفهمیم پشت رفتارهای کودکان چه پیامی وجود دارد و چطور میتوانیم با آرامش بیشتر با آنها کنار آییم و رابطهای بسازیم که هم به آنها احساس امنیت دهد و هم اجازۀ تجربه و کشف را از آنها دریغ نکنیم.
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
کودک در آغاز زندگی، جهان را از دید مادرش میبیند. برای نوزاد چندماهه، مادر نه فقط یک مراقب، بلکه تمام دنیاست. حضور مادر یعنی امنیت و معنا. کم کم که رشد میکند، متوجه میشود مادر فردی جدا از اوست و خودش هم میتواند مستقل از مادر، کاری انجام دهد. همین کشف ساده، آغاز مسیری بزرگتر است، مسیری که کودک را به سمت استقلال، کنجکاوی و تجربههای تازه میبرد.
فصل اول جلد دوم
فصل اول جلد دوم کتاب، از همین نقطه شروع شده است، جایی که کودک هنوز در حال شناخت خود و محیط اطرافش است. رشد جسمی، رشد زبان و حرکات و رشد ذهن او در این دوره در این فصل از کتاب بررسی شده است و نیازهایی مثل تغذیه، خواب و بازی مانند دیگر فصلهای کتاب، به عنوان پایههای رشد سالم آمده است. علاوه بر این، کتاب به رفتارهای رایج این سن مانند گاز گرفتن، جیغ زدن و مخالفتهای کودک پرداخته و توضیح داده که چطور این رفتارها بخشی از مسیر طبیعی رشد هستند. البته یادمان باشد که هر کودکی ویژگیهای خاص خودش را دارد و نمیتوانیم همه را با یک متر و معیار بسنجیم.
از دو سالگی به بعد، کودک وارد مرحلهای میشود که مدام دوست دارد خودش را نشان دهد. دیگر آن نوزاد آرام و وابسته نیست. حالا او میخواهد خودش لباسش را انتخاب کند، خودش غذا بخورد و حتی خودش تصمیم بگیرد که چه کاری انجام دهد و چه کاری نه. اینکه کودک میخواهد تا حدی خودش کارهایی را انجام دهد، کاملاً طبیعی و نشانۀ رشد اوست. این استقلالطلبی برای ما والدین هم شیرین است و هم خستهکننده و پرچالش. مثلاً کودکمان ممکن است بخواهد خودش کفشش را بپوشد اما هربار اشتباه میپوشد و اصرار دارد که درست است یا میخواهد غذا بخورد اما نصفش را روی زمین میریزد. گاهی هم اگر چیزی را نمیخواهد، با جیغ و گریه مخالفتش را نشان میدهد. این رفتارها بخشی از تلاش کودک برای تجربۀ استقلال و تصمیمگیری هستند. با اینکه کاسۀ صبر والدین با این رفتارها لبریز میشود اما در خود پیامی ساده دارند: «من دارم بزرگ میشم، لطفا اجازه بده تجربه کنم».
در همین دوره است که سر و کلۀ چالش مهم دیگری هم پیدایش میشود: از پوشک گرفتن. در فصل اول جلد دوم، این موضوع با عنوان یکی از مهارتهای رشدی کودک آمده است و میخوانیم که چطور توالت رفتن و حتی لباس پوشیدن، بخشی از تواناییهای کودک در این مرحلهاند. خیلی از والدین نمیدانند چه زمانی برای شروع این کار مناسب است یا وقتی کودک مقاومت میکند، چه باید کرد. در این فصل نگاهی عمیقتر به این تجربۀ رشدی داریم. از پوشک گرفتن برخلاف ظاهرش، فقط تمرینی برای کنترل ادرار و مدفوع نیست بلکه از اولین تجربیات کودک در زمینۀ استقلال و کنترل خود محسوب میشود. کودک در این سن متوجه میشود که بدنش متعلق به خودش است و میتواند دربارۀ آن تصمیم بگیرد. این کشف برای کودک هم هیجانانگیز است و هم ترسناک. بعضی از کودکان با اشتیاق همکاری میکنند و برخی دیگر با ترس و بیمیلی عقبنشینی میکنند. این مرحله فقط یک مهارت جسمی نیست بلکه بخشی از تلاش کودک برای مستقل شدن است. او میخواهد خودش را کنترل کند اما هنوز مطمئن نیست که میتواند یا نه. در واقع این تجربه مانند دیگر تجربیات کودکی، برای کودک نوعی آزمون اعتماد به نفس است: «آیا میتوانم؟ اگر اشتباه کنم، هنوز هم دوستداشتنی هستم؟» به همین دلیل عبور از این چالش نیازمند صبوری بیشتر والدین است.
کمی بعد، کودک وارد جمعهای جدیدی مثل مهدکودک و پیشدبستانی میشود. جدا شدن از خانه و والدین برای بعضی از کودکان آسان نیست. ممکن است هنگام خداحافظی گریه کنند، بهانه بیاورند یا بگویند دلدرد دارند. پشت این رفتارها، ترسی پنهان شده است، ترس از تنها ماندن، فراموش شدن یا دوستداشتنی نبودن. در کتاب میخوانیم که این ترسها چطور در قالب رفتارهایی مانند غر زدن، چسبیدن به والد یا حتی سکوت و گوشهگیری خودش را نشان میدهد.
در ادامۀ فصل میبینیم که کودک کم کم با احساسات پیچیدهتری هم آشنا میشود و رفتارهایی نشان میدهد که ما را نگران یا حتی عصبانی میکند. مثلاً ممکن است چیزی را بشکند و بگوید: «من نبودم، عروسکم آن را شکست» یا وقتی از او میخواهیم اسباببازیهایش را جمع کند، پاسخ میدهد که «خودت باید جمعشون کنی». این رفتارها در ظاهر نافرمانی و دروغگویی هستند اما دنیای درونی کودک را به ما نشان میدهند. کودک در حال یاد گرفتن مرزها و آزمودن رابطهاش با والدین است، او احساساتی را تجربه میکند که هنوز نمیداند چطور بیانشان کند. به همین دلیل، راهکارهای اصلاح رفتار در این فصل از کتاب به گونهای آورده شده که به ما نشان میدهد چطور بر پایۀ گفتگو و همدلی رابطهای ایمن بسازیم.
فصل دوم جلد دوم
در فصل دوم کتاب متوجه میشویم که چرا کودکمان در این سن، سوالات عجیب و غریب زیادی میپرسد؛ از «چرا آسمون آبیه؟» گرفته تا «چرا نباید با ماژیک روی دیوار نقاشی بکشم؟». ممکن است از جنب و جوشها و کنجکاویهای بیپایانش خسته شویم اما وقتی بفهمیم پشت این سوالات جزئی چه دنیای بزرگی پنهان شده است نگاهمان به رفتار کودکمان هم تغییر میکند. این پدیدهها برای او جدید هستند و او میخواهد دنیای اطراف خود را بشناسد. کودک در یک رابطۀ امن، جرئت کشف پیدا میکند. وقتی بداند که والدش همیشه هست، با خیالی آسودهتر به سمت ناشناختهها میرود زیرا میداند که والدینش همیشه حضور دارند حتی وقتی او ناراحت است یا لجبازی میکند.
همانطور که کودک در این مرحله تردیدها و اضطرابهایی دارد، والدین هم ممکن است سردرگم باشند. آنها بین این دو راهی میمانند که آیا باید کودکشان را کاملاً رها کنند تا خودش تجربه کند یا جلوی کنجکاویهایش را بگیرند که آسیبی نبیند. کتاب کمک میکند این دو راهی را بهتر بشناسیم. آگاهی ما از دنیای درونی کودک، نقش مهمی دارد. وقتی بدانیم پشت هر رفتار، نیازی مثل نیاز به دیده شدن، دوست داشته شدن، تجربه کردن هست، میتوانیم با آرامش و همدلی بیشتری همراهش باشیم؛ نه برای کنترل بلکه برای همراهی با کودکانمان. نه برای اصلاح فوری رفتار بلکه برای ساختن رابطهای که در آن کودک احساس امنیت، آزادی و دوستداشتنی بودن را تجربه کند.
فصل پایانی جلد دوم، به یکی از دغدغههای مهم این روزها یعنی استفادۀ کودکان از گوشی و تلویزیون پرداخته است. کتاب توصیهها و پیشنهاداتی برای تنظیم زمان و انتخاب محتوای مناسب آورده است.
در نهایت، این کتاب فقط دربارۀ کودک نیست؛ دربارۀ رابطۀ کودک و والد است. دربارۀ مراقبتی دوطرفه است. کودک بدون مراقبش نمیتواند رشد کند و مراقب هم بدون شناخت نیازهای خودش، نمیتواند با آرامش همراه کودک باشد. به همین دلیل، کتاب به سلامت و احساسات والدین هم توجه کرده و یادآوری میکند که مراقبت از خود، بخشی از مراقبت از کودک است.
در مجموع این کتاب تلاش کرده در هر فصل با جزئیات دقیق هم به رشد طبیعی کودک بپردازد و هم چالشهای واقعی والدین را درک کند. کتاب نه با دستورالعملهایی سفت و سخت بلکه با نگاهی همدلانه و واقعگرایانه به رابطۀ والد و کودک، همراه ماست. میبینیم که رشد کودک در دل رابطهای شکل میگیرد که پایۀ امنیت، اعتماد و تجربههای تازه است.
بخشهایی از کتاب
«عدم اطاعت از دستورات شما در این سن، از اشتیاق کودک به تجربه و آزمون و خطا ناشی میشود نه لجبازی یا تعمد در سرپیچی.»
«شما بهترین گزینه برای توصیف کودکتان هستید؛ بهتر از هر کسی میدانید چه چیز او را هیجانزده یا غمگین میکند، از چم و خم و قلقهای رفتاری او خبر دارید.»
«بدانید که کودک میتواند متناسب با مسیر رشدی خود رشد کند و یاد بگیرد.»
«بسیاری از والدین وقتی از کار کودک عصبانی و کلافه میشوند، از جملاتی مثل “من دیگه مامانت نیستم” یا “با این رفتارت دیگه بابا نداری.” استفاده میکنند؛ این رفتارها بسیار به کودک صدمه میزند و تهدید بسیار وحشتناک و ترسناکی برای اوست.»
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.