متن پیش‌رو ترجمه ایست از Against Lacanism: An Interview With André Green که برای اولین بار به زبان فارسی برگردان شده است. اصل مصاحبه در نوامبر سال 2007 میلادی در دفتر کار آندره گرین انجام شده. مصاحبه در اصل به زبان فرانسوی انجام شده و ترجمه انگلیسی آن توسط Gianmaria Senia صورت گرفته. متن انگلیسی این ترجمه در وبسایت EUROPEAN JURNAL OF PSYCHOANALYSIS در دسترس است.

مقدمه مترجم

از دهه هفتاد که تعداد معدودی از جامعه روانشناسی ایران از طریق درسگفتارهای میترا کدیور و نوشته‌های کرامت موللی با لکان آشنا شده بود سه دهه می‌گذرد. این روزها دیگر همه لکان را می‌شناسند. دیگر کتاب‌های مقدماتی بر روانکاوی لکانی و مکتب لکان تنها منابع ما برای دسترسی به آرای لکان نیست. کتاب‌های مهمی برای آشنایی مقدماتی با لکان ترجمه شده‌اند. از مباحث نظری محض ژیژک در کتاب چگونه لکان بخوانیم و مدخل دانشنامه فلسفه استنفورد که بیشتر به مذاق اهل فلسفه و جامعه شناسی خوش می‌آید تا آثار معروف بروس فینک که دغدغه‌های عملی‌تر دارد و بر مذاق بالینگران خوش می‌آید حالا در دسترس هستند. از اهالی ادبیات گرفته تا چپ‌های پست‌مدرن تا اهالی فلسفه و روانکاوی همه و همه از لکان می‌گویند. مخاطبین این سخنان گرچه چیزی از مفاهیم لکانی نمی‌دانند همه در یک قول متفقند: سخنان مهمی در حال ایراد شدن است!
حالا که لکان به مثابه شبحی در فضای اندیشه‌ای ایران در همه جا حضور دارد به راستی چگونه باید او را فهمید و چگونه باید با او مواجه شد؟ ما روانشناسان ( با این که لکان هنوز جایی در دانشکده‌های روانشناسی ایران ندارد. و گمان مترجم این است که این وضعیت تا حد خوبی جهانی است و ربطی به ایران ندارد. شواهد این مدعا را در فقدان متون قابل توجه درباره لکان در کتب درسی معتبر رشته روانشناسی و حتی روانکاوی می‌توان یافت. ) چگونه می‌توانیم با آرای او مواجه انتقادی داشته باشیم؟ به نظر مترجم به دو طریق: 1. بازگشت به خود منطق علم و روش علمی 2. فهم لکان در یک بستر تاریخی اجتماعی
مواجه از طریق منطق علم با رویکرد لکان به دو صورت قابل پیگیری است: 1. برخی مفاهیم لکانی ارجاع به پدیده‌هایی دارند که این پدیده‌ها از طریق متد علمی در شاخه‌هایی مانند روانشناسی رشد قابل مطالعه هستند. برای مثال مرحله آینه‌ای از این قبیل مفاهیم است. 2. مطالعه اثر بخشی رویکرد درمانی لکان در کارآزمایی‌های بالینی.

چندین سوال را از این منظر می‌توان مطرح کرد:

  1. آیا شواهد تجربی برای صورت بندی لکانی از سیستم روان پیدا می‌شود؟ آیا نظریه او با سایر بدنه علم هم‌خوانی دارد؟

  2. آیا رویکرد لکانی در کار کلینیکی موفق بوده؟ اثر بخشی این رویکرد چقدر بوده و مکانیزم عملش چگونه است؟

این سوالاتی است که از درون گفتمان علمی می‌توان از لکان و لکانی‌ها پرسید. نه لکان که اساسا خود فروید هم باید با همین متر و معیارها مورد ارزیابی قرار بگیرد. در غیر این صورت هیچ دلیلی برای پایبندی به ارای او وجود ندارد.
من اینجا از چگونگی مواجه گفتمان علمی با لکان صحبت کردم ولی این که خود لکان و لکانی‌ها دل خوش از علم ندارند و تن به روش علمی نمی‌دهند البته بحث دیگری است.
مواجه دوم از طریق فهم تاریخ روانکاوی اتفاق می‌افتد. این ترجمه تلاشی است برای همین مواجه انتقادی. برای پایان بخشیدن به لکان به مثابه‌ی پیغمبری جدید در صحنه اندیشگانی و روانکاوی ایران. از طریق این مواجه متوجه می‌شویم که این فقط ما نیستیم که چیزی از کلمات و مفاهیم لکان متوجه نمی‌شود و این مسئله ربطی به هوش و ذکاوت ما ندارد. مسئله جهانی است. نه ما که متفکرین مهم و بزرگی همچون چامسکی و ریکور هم متوجه صحبت‌های او نمی‌شدند. بسیاری از شاگردانش به خاطر طرح پاسه( که در مصاحبه به آن اشاره خواهد شد) او را ترک کردند و گرین بارها و بارها علیه خطاهای نظری و عملی او نوشت و مصاحبه کرد. و این مصاحبه هم یکی از تلاش‌های اوست.

امروز، برخی لکانی‌های قدیمی که او را ترک کرده‌اند می‌گویند: «آخرین سمینار منتشرشده لکان را خریدم و از شدت ملال مُردم؛ چطور ممکن بود روزی این چیزها ما را شیفته کرده باشد؟» اثر زمان مهم است. امروز وقتی لکان را بی‌طرفانه می‌خوانیم، به‌راحتی می‌توان عادت‌های کلامی‌اش، بازی‌هایش، دست‌کاری‌هایش، شیو‌ه‌های مختلفش برای فریفتن مخاطب و غیره را دید. اگر هسته اصلی اندیشۀ لکان را از همه یاوه‌ها جدا کنیم، چیزی که باقی می‌ماند بدنه‌ای بسیار محدود از کار است.

این عبارات بخشی از مصاحبه‌ی یکی از نزدیک‌ترین شاگردان لکان یعنی آندره گرین است.

 

  • ما تاریخ روانکاوی را نمی‌دانیم و به همین دلیل نمی‌توانیم با آن مواجه‌ای انتقادی داشته باشیم. به همین دلیل است که در مواجه با آثاری مانند آثار لکان مبهوت می‌شویم. بهت ما نه از عظمت اندیشه لکان که از کوتاه بودن دید ما است. جارگون مفاهیم او عقل ما را به تسخیر درمی‌آورد و قدرت مواجه انتقادی با آن مفاهیم را از ما می‌گیرد. القصه این ترجمه برای شکل دادن به یک دیالوگ انتقادی درباره کار روانکاو مشهور فرانسوی ژاک لکان صورت گرفته و مترجم امیدوار است با این ترجمه و ترجمه‌های دیگر فضای یک سویه نگرش به لکان را در فضای اندیشگانی ایران بشکند و افقی به نگرشی علمی‌تر دقیق‌تر و کاهنده‌تر از آلام انسان بگشاید.

 

مترجم :مهدی نوری

نظرات

متوسط امتیازات

0
بدون امتیاز 0 رای
رایگان!
0 نقد و بررسی

جزئیات امتیازات

5 ستاره
0
4 ستاره
0
3 ستاره
0
2 ستاره
0
1 ستاره
0

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “علیه لکان‌گرایی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *