تفاوت کوچینگ و روانشناسی
آیا تا به حال کلمه «coach»، یا کوچینگ را شنیدهاید؟ چقدر با آن آشنایی دارید؟ فکر میکنید دانشتان در این زمینه کم است و میخواهید با این مفهوم که اخیراً محبوب شده، بیشتر آشنا شوید؟
چه زمانی نیاز به کوچینگ داریم؟ کوچینگ چه تفاوتهایی با روانشناسی و رواندرمانی دارد؟ آیا کوچینگ میتواند زندگی فردی، شغلی و اجتماعیمان را با تغییرات مثبتی مواجه کند؟ در این مقاله از وبسایت «کلینیک آگاه» به بررسی کوچینگ و آشنایی کامل با آن میپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleکوچینگ چیست؟
به زبان ساده، کوچینگ فرآیندی است که هدف آن بهبود عملکرد افراد است و به جای گذشته یا آینده دور، بر زمان حال تمرکز دارد. به عبارتی، کوچینگ باز کردن پتانسیل فرد برای به حداکثر رساندن عملکردش است.
کوچ کیست؟
براساس تعریفی که psychologytoday.com ارائه میدهد، کوچ فردی است که آموزش دیده تا شما را در بهکارگیری تواناییها و دستیابی به نتایج دلخواه همراهی کند. او شما را حمایت میکند تا اهدافتان را شناسایی کرده و در طول مسیر نسخه بهتری از خودتان بسازید. او با استفاده از ابزارها و تکنیکهای استانداردشده کوچینگ، فرد را تا رسیدن به هدف همراهی و حمایت میکند.
تاريخچه پيدايش كوچينگ
کوچینگ با مفهوم امروزی در دهه ۱۹۸۰ توسط توماس جی لئونارد مطرح و بهکار گرفته شد. لئونارد که در شکلگیری کوچینگ بهعنوان یک حرفه نوین نقش بسزایی داشت، با رشد این حرفه، اقدام به تأسیس فدراسیون جهانی کوچینگ کرد. فدراسیون جهانی کوچینگ، بهعنوان انجمنی حمایتی، آموزشی و نظارتی، شروع به فعالیت کرد و با تعریف مجموعهای از استانداردها، صلاحیتها و مهارتها، کوچینگ را در شکل نوین و حرفهای در دنیا مطرح کرد.
کوچینگ همچنین توسط جان ویتمور وارد حوزه مدیریت شد؛ رویکردی جدید نسبت به رفتار و نگرش گذشته که به فرد کمک میکند با بررسی الگوها و تجربیات موفق و ناموفق، از نقاط ضعف و توانمندیهای خود آگاه شود و بتواند به شیوهای تازه رفتار کرده و عملکرد خود را بهبود بخشد.
انواع کوچینگ
اساس و پایههای کوچینگ در همه جا یکسان است، اما کوچهای حرفهای در زمینههای مختلف تخصص و مهارت دارند. به همین دلیل، در اینجا انواع کوچینگ را معرفی و بررسی میکنیم:
- کوچینگ زندگی
کوچی که میخواهد به مراجعش کمک کند تا هدفش را در زندگی پیدا کرده و تواناییهایش در انجام کارها بهبود یابد تا زندگی دلخواهش را داشته باشد.
- کوچینگ معنوی
کوچینگ معنوی بر معنا، ارزشها و باورهای فرد تمرکز دارد و به او کمک میکند ارتباط عمیقتری با دنیای درونیاش برقرار کند.
- کوچینگ سلامتی و تندرستی
در این نوع کوچینگ، کوچها دوست دارند به مراجع خود کمک کنند تا در زندگی سالم و تندرست باشند.
- کوچینگ رابطه
کوچ رابطه بر ارتباطات بین فردی تمرکز دارد. او میخواهد به افرادی کمک کند که در روابط خود با چالش مواجه هستند، نمیتوانند اختلافاتشان را حل کنند و قصد دارند روابطشان را بهبود بخشند.
- کوچینگ کسبوکار
کوچهایی که در این زمینه فعالیت میکنند، به برنامهریزی برای کسبوکارها، توسعه سازمانی، روابط بین فردی در سازمانها و بهبود عملکرد سازمان توجه دارند.
- کوچینگ رهبری
کوچ رهبری، گروهی از افراد یا تیمهای یک سازمان را هدایت میکند و به مدیران کمک میکند تا اهداف مشخصی داشته باشند و در مسیر آن اهداف حرکت کنند.
- کوچینگ شغلی
کوچ شغلی از افرادی پشتیبانی میکند که میخواهند مسیر شغلی خود را پیدا کرده و با موفقیت طی کنند تا به اهدافشان برسند. این نوع کوچها معمولاً در زمینه منابع انسانی تخصص خوبی دارند.
فرایند کوچینگ چگونه است؟
کوچینگ با مسئله یا مشکل آغاز میشود. هرگاه در زندگی با مشکلی مواجه میشویم و احساس میکنیم نمیتوانیم از پس آن بربیاییم یا در آن گیر افتادهایم، میتوانیم از کوچینگ برای حل آن استفاده کنیم.
وقتی فرد با مسئلهای درگیر میشود و نمیتواند بهدرستی به آن واکنش نشان دهد، کوچ با استفاده از ابزارهای کوچینگ کمک میکند مسئله را از زوایای دیگر هم ببیند و با مشاهده پتانسیلها، منابع و توانمندیهای خود، آن را حل کند یا به شکل دیگری به مشکل نگاه کند.
بر اساس دیدگاه کوچینگ، همه ما توانمندیم و اگر مسئلهای در زندگیمان بروز پیدا میکند، مطمئناً قدرت حل آن را نیز داریم؛ اما ممکن است پتانسیلها و توانمندیهایمان برای حل مسئله در زاویه دیدمان نباشد. کوچ با تاباندن نور بر زوایای تاریک وجودمان کمک میکند تواناییها و پتانسیلهایی را که از آنها غافل بودهایم، دوباره ببینیم و برای حل مسئله به کار بگیریم. باور به توانمندی، به فرد احساس ارزشمندی میدهد و اشتیاق برای رفع مسئله را افزایش میدهد.
کوچینگ گفتوگویی است که با بهرهگیری از اصول و ابزارهای مختص خود، فرد را به شناخت بیشتر خود دعوت میکند.
اهداف کوچینگ
براساس مقالۀ وبسایت psychotherapy.net، در اینجا به چند مورد از اهداف کوچینگ اشاره میکنیم تا درک بهتری از آن به دست آورید:
-
خودآگاهی و شناخت خود
هدف اصلی کوچینگ، خودآگاهتر شدن است. جلسات کوچینگ خودآگاهی شما را تقویت میکند. از آنجا که تمرکز کوچینگ بر حال و اکنون است، در جلسات بیشتر بر خودِ امروزتان متمرکز میشوید. در این فرایند، به نقاط قوت و ضعف، خطاها و توانمندیها، افکار، احساسات و رفتارهای خود آگاه شده و به شناخت عمیقتری از خود میرسید. همچنین میآموزید چگونه از این آگاهیها در جهت رشد و رسیدن به اهدافتان استفاده کنید.
-
بهبود عملکرد و اثربخشی بیشتر
کوچینگ به شما کمک میکند عملکردتان در زندگی و کار بهبود یابد. وقتی خودآگاهتر میشوید و شناخت بیشتری از خود پیدا میکنید، تصمیمات بهتری میگیرید و اقدامات مؤثرتری انجام میدهید. هدفگذاری میکنید و ارزشهای زندگیتان را میشناسید. کوچینگ کمک میکند فعالیتها و برنامههایی را که تاکنون کارآمد نبودهاند شناسایی کرده و کنار بگذارید و گزینههای مناسبتری انتخاب کنید. این روند به شما کمک میکند ارزیابی دقیقتری از عملکرد خود در زندگی، روابط و حرفهتان داشته باشید.
-
توانایی حل مسئله
کوچینگ توانایی تفکر و مهارت حل مسئله را تقویت میکند. به کمک کوچ وارد مسیر تفکر عمیق و یافتن راهکارهای متناسب با خود میشوید. ممکن است در ابتدا پیدا کردن راهکارها دشوار باشد و احساس کنید در کارهایتان نمیتوانید به خود کمک کنید و به راهکارهای دیگری نیاز دارید؛ حتی ممکن است آنقدر دچار سردرگمی شوید که نتوانید شفاف فکر کنید؛ اما بهمرور، با تمرین و تکرار، ذهنتان بهدنبال راهحلها حرکت میکند.
-
تقویت اعتمادبهنفس
کوچینگ مهارت حل مسئله و خودآگاهی را تقویت میکند، عملکردتان بهبود مییابد و در نتیجه اعتمادبهنفستان افزایش پیدا میکند. بنابراین میتوانید نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کرده و برنامهریزی بهتری داشته باشید و در نهایت، انگیزه بیشتر و سبک زندگی مطلوبتری تجربه کنید.
اهداف رواندرمانی
برای مقایسه بهتر کوچینگ و روانشناسی، اهداف رواندرمانی را مرور میکنیم.
-
برطرف کردن علائم موجود
یکی از اهداف اساسی رواندرمانی، کاهش یا از بین بردن رنج و درد بیمار است. در رواندرمانی میتوان محدودیتهایی را که درد و رنج بر زندگی فرد تحمیل کرده است، کاهش داد.
-
تغییر علائم موجود
معمولاً با توجه به رویکرد درمانی درمانگر، پس از مدتی علائم روانشناختی کاهش مییابند یا از بین میروند؛ اما گاهی با وجود تلاش درمانگر، علائم بهطور کامل برطرف نمیشوند. موانع اصلی رواندرمانی عبارتاند از: نبود انگیزه کافی برای درمان، محدودیتهای زمانی و مالی، برقرار نشدن رابطه درمانی مؤثر و رویکرد درمانگر.
به خاطر داشته باشید رواندرمانی فرایندی زمانبر است؛ ممکن است تغییر مورد انتظار فوراً حاصل نشود، اما با گذشت زمان و پیگیری مستمر جلسات، تغییرات مثبت ایجاد میشود.
-
متوقف کردن علائم موجود
برای جلوگیری از وخیمتر شدن برخی بیماریهای روانی، مانند اسکیزوفرنی مزمن و شدید، میتوان از رواندرمانی استفاده کرد. درمانگر با کاهش علائم، ارتباط فرد را با واقعیت حفظ کرده و از گسست کامل او از جهان بیرون جلوگیری میکند.
-
مداخله در الگوهای نابهنجار رفتار
ساختار شخصیت در شکلگیری یا مزمن شدن برخی اختلالات روانی نقش دارد. همچنین بسیاری از مسائل خانوادگی، شغلی، اجتماعی و تحصیلی میتوانند بر تداوم این اختلالات اثر بگذارند؛ به همین دلیل، یکی از اهداف رواندرمانی اصلاح الگوهای رفتاری بینفردی است.
-
رشد شخصیت انسان
رواندرمانی به تقویت، رشد و تکامل جنبههای سالم شخصیت کمک میکند. رویکردهای رواندرمانی پویشی به بررسی مشکلات عمیق ساختار شخصیت میپردازند و تلاش میکنند این مشکلات را کاهش دهند تا فرد بتواند به شکلی مؤثرتر با دنیا و دیگران ارتباط برقرار کند. البته تغییر ساختار شخصیت ساده نیست و معمولاً به سالها درمان نیاز دارد.
هدف رواندرمانی کمک به افرادی است که علائم اختلالات روانشناختی زندگیشان را مختل کرده است. با رواندرمانی، علائم کاهش مییابد و فرد میتواند سازگارانهتر با دنیا و دیگران ارتباط برقرار کند و نگرش کارآمدتری نسبت به زندگی داشته باشد.
تفاوت کوچینگ و روانشناسی
همانطور که در مقالهای از وبسایت hqtherapy.com آمده است، در مشاوره و روانشناسی، تمرکز بر درمان انواع مشکلات روانشناختی و واکاوی و نگاه به گذشته فرد است. اما کوچینگ فرایندی درمانی و پزشکی نیست؛ بلکه فرایندی برای ارتقای کیفیت زندگی و تحول فردی و سازمانی به شمار میآید. در کوچینگ، افراد بهعنوان اشخاصی توانمند شناخته میشوند که پتانسیل حل مشکلات خود و یافتن راهحل و رشد را دارند. کوچینگ بر عمل در زمان حال و برنامهریزی مسیر آینده برای رسیدن به اهداف استوار است و به همین دلیل، تمرکز آن بر آینده قرار دارد.
در رواندرمانی، تمرکز بر مشکلات کنونی زندگی فرد است؛ اما گاهی ریشه مشکلات امروز در گذشته قرار دارد. به همین دلیل، رواندرمانگر با کمک مراجع، گذشته او را بررسی میکند تا به ریشه مشکل برسد. بنابراین، روانشناس و رواندرمانگر به بررسی حالات روانی، روندهای عاطفی، شناختی، اجتماعی و رفتار افراد میپردازد. در تعریفی سادهتر، رواندرمانگر متخصص حوزه سلامت است که در زمینه درمان مشکلات روانی افراد فعالیت دارد. او رفتار، شخصیت، نحوه تعامل با دیگران، محیط و یادگیری انسان را بهصورت تخصصی بررسی میکند.
تفاوت اصلی کوچینگ و روانشناسی در تمرکز آنهاست. در کوچینگ، تمرکز بر شکوفایی، موفقیت و حرکت رو به جلوست؛ اما در درمان، تمرکز بر مسئلهای بالینی و قابل شناسایی، مانند افسردگی یا اضطراب، قرار دارد.
تفاوتهای آکادمیک میان کوچینگ و رواندرمانی
- درمانگرها، چه در قالب روانشناسان و چه در قالب مشاوران، دارای درجه کارشناسی ارشد یا دکتری در رشتههای مرتبط هستند و باید مجوز مخصوص این حرفه را داشته باشند و در صنف خود مورد تأیید قرار گرفته باشند.
- در رواندرمانی، فرد با متخصصی دارای مجوز گفتوگو میکند که در بلندمدت میکوشد با استفاده از روشهای تخصصی خود، احساسات، رفتارها و افکار مراجع را درک و بهینه کند و به توانمندسازی او بپردازد.
- از سوی دیگر، کوچها آموزش دیدهاند تا از طریق برنامههای آموزشی که تحت نظر فدراسیونهای بینالمللی کوچینگ گذراندهاند و اعتباراتی که کسب کردهاند، به افراد در مسیر بهبود و پیشرفت در زندگی آینده کمک کنند.
- کوچهای زندگی، برخلاف درمانگرها، به مدارج دانشگاهی و تحصیلی خاصی نیاز ندارند. آنها بیشتر تمرکزشان را بر ایجاد انگیزه، حمایت روانی و افزایش اعتمادبهنفس مراجعان میگذارند.
چه زمانی به کوچ مراجعه کنیم؟
- هنگامیکه به دنبال شناسایی استعدادها و علایق خود برای رسیدن به هدفهایتان هستید.
- هنگامیکه دچار سردرگمی و روزمرگی در زندگی خود شدهاید.
- هنگامیکه نمیتوانید اولویتهای خود را بشناسید یا آنها را دستهبندی کنید.
- هنگامیکه نمیدانید چگونه با موانع پیشِ رو دستوپنجه نرم کنید.
- هنگامیکه نمیدانید برای رسیدن به اهداف خود چگونه عمل کنید و به نظارت شخص دیگری نیاز دارید.
- هنگامیکه میخواهید مهارتهای جدیدی در خود ایجاد کنید تا بتوانید ارزشهای خود را محقق سازید.
چه زمانی به روانشناس مراجعه کنیم؟
بهطور کلی، زمانی که علائم اضطراب و استرس طولانیمدت، تجربه هراس یا فوبیا، علائم افسردگی، از دست دادن عزیزان، مشکلات خانوادگی، چالش در روابط فردی یا اجتماعی، رفتارهای ناسالم یا اعتیاد را تجربه میکنیم، باید از کمک روانشناس بهره ببریم. البته فراموش نکنید که مراجعه به روانشناس همیشه برای درمان اختلالات نیست و میتواند در جهت بهبود حوزههای مختلف رفتاری و تقویت شخصیت ما نیز مفید باشد.
تفاوت کوچینگ با منتورینگ، مشاوره و رواندرمانی
درادامه به بررسی تفاوتهای کوچینگ، منتورینگ، مشاوره و رواندرمانی و کاربرد هرکدام میپردازیم تا بهتر متوجه شوید چه موقع از هر روش استفاده کنید.
میتوانید از کوچینگ استفاده کنید وقتی:
- میخواهید در مورد آنچه واقعاً از زندگی میخواهید و موانعی که در مسیرتان قرار میگیرد، شفافیت داشته باشید.
- بهجای تمرکز بر گذشته، اهداف بزرگی برای ساختن آینده خود دارید.
- به دنبال کسی هستید که شما را در قبال اهدافتان مسئول نگه دارد.
- احساس میکنید از پتانسیل شخصی یا حرفهای خود بهطور کامل استفاده نمیکنید.
- میل به زندگی کاملتر و هدفمندتر دارید.
میتوانید از منتورینگ استفاده کنید وقتی:
- میخواهید توسط متخصص یا فرد باتجربهتر در زمینه مهارت خود آموزش ببینید.
- مایلید مشاوره و راهنمایی در مورد چگونگی رشد شغلی خود در سازمان یا صنعت خود داشته باشید.
- به دنبال راهی برای عبور موفقیتآمیز از چالشهای منحصربهفرد در فرهنگ سازمان خود هستید.
- اهداف شما محدود به زمان نیست و انعطافپذیری کافی برای ایجاد رابطهای دوجانبه و سودمند با مربیتان دارید.
میتوانید از مشاوره و رواندرمانی استفاده کنید وقتی:
- احساس میکنید وقایع گذشته شما را از رسیدن به اهدافتان بازمیدارند.
- علائم افسردگی، اضطراب یا دیگر چالشهای سلامت روان را تجربه میکنید
- ضربه روحی یا فقدانی را تجربه کردهاید که قادر به عبور از آن نیستید.
- از پریشانی عاطفی مداوم رنج میبرید.
- احساس میکنید روابط شما نادرست یا ناکارآمد هستند.
جمعبندی
کوچ و روانشناس هر دو در تلاش برای بهبود وضعیت افراد هستند، اما رویکرد و تمرکز آنها متفاوت است. روانشناس با بررسی دقیق علل و ریشههای مشکلات فرد و ارائه راهکارهای درمانی مناسب، به رفع مسائل او میپردازد و تلاش میکند به عمق مشکلات پی ببرد. در مقابل، کوچ با نگاهی آیندهنگرانه و تمرکز بر پتانسیلها و ظرفیتهای افراد، به دنبال راهکارهای عملی برای پیشرفت و موفقیت است. او به جای غوطهور شدن در مشکلات گذشته، سعی میکند فرد را توانمند سازد و از ظرفیتهایش بهرهبرداری کند. البته هر دو نقش مهمی در توسعه فردی و حرفهای دارند و انتخاب بین آنها بیشتر به نیازها و اهداف هر فرد بستگی دارد.
درباره حدیث فیض محمدیان
من حديث فيض محمديان، كارشناس ارشد مشاوره و رواندرمانگر پويشی هستم. آشنایی من با رویکردهای تحلیلی به تجربۀ اتاق درمان در سالهای کارشناسی بازمیگردد. در ابتدای مسیر خودم را در رویکرد object relation پیدا کردم؛ اما با شرکت در دورههای مختلف به رویکرد istdp علاقهمند شدم. خواندن و نوشتن برای من راه فراری دلپذیر در روزهای کلافگی و بیقراری است، انگار اینگونه دوباره به جزیرۀ درونم وصل میشوم.
نوشتههای بیشتر از حدیث فیض محمدیان



1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.