چگونه تمرکز نوجوانان را بالا ببریم؟
یک ساعتی هست کتاب ریاضی جلوی رویش باز است، اما حتی خبری از نیم ساعت درسخواندن مفید نیست…
ذهنش جای دیگری است.
گوشیاش را برمیدارد تا فقط «یک پیام» را چک کند؛ ده دقیقه بعد هنوز در اینستاگرام است. در این میان چند بار هم از جایش بلند میشود، این طرف و آن طرف خانه میچرخد. وقتی هم با کلی زحمت حواسش را جمع میکند تا دوباره به درس برگردد، حس میکند هیچ چیز نفهمیده است.
دلشوره میگیرد.
با خودش میگوید:
«نکنه من حواسپرت شدم؟ نکنه مشکلی دارم؟»
این تجربه برای خیلی از نوجوانها آشناست.
تقریباً از زبان بیشتر نوجوانان شنیدهایم: «میخوام درس بخونم، اما نمیتونم تمرکز کنم!»
تمرکز پایین فقط به معنی حواسپرتی ساده نیست؛ گاهی باعث میشود احساس ناکارآمدی کنید، اعتمادبهنفستان کاهش پیدا کند و حتی کمکم از درسخواندن یا انجام کارهای مهم فرار کنید. بسیاری از شما بعد از تجربه چنین شرایطی نگران میشوید که شاید مشکلی جدی در توجه و تمرکزتان وجود دارد.
اما واقعیت چیز دیگری است…
تمرکز یک مهارت قابل یادگیری است. مغز نوجوانی هنوز درحالرشد است و با چند تغییر در سبک زندگی، محیط و روش مطالعه میتوان توانایی تمرکز را به شکل قابلتوجهی افزایش داد.
فهرست محتوا:
Toggleچرا نوجوانان با مشکل عدم تمرکز روبرو میشوند؟
بسیاری از شما والدین ممکن است با خودتان فکر کنید نوجوانتان «بیمسئولیت» شده است، صرفاً در حال بهانه تراشیست تا از درسخواندن فرار کند! حتی ممکن است نگران شوید او دچار مشکل “عدم توجه و تمرکز” شده باشد؛ اما بخش بزرگی از این حواسپرتی، طبیعت مغز در نوجوانی است.
تغییرات جسمانی و فیزیولوژیکی این دوره باعث میشود تمرکزکردن واقعاً سختتر از قبل شود. اجازه دهید سفری کوتاه به مغز نوجوان داشته باشیم تا ببینیم درون آن چه خبر است و چه اتفاقاتی در حال رخدادن است.
-
تغییرات بیولوژیک و تکامل مغز در دوران بلوغ
یکی از اساسیترین تغییرات نوجوانی، “خانهتکانی مغز” است! خانه هنوز قابلاستفاده است، اما همه چیز کاملاً مرتب و تثبیتشده نیست: بعضی سیمکشیها (مسیرهای عصبی) در حال تقویتشدناند، بعضی ارتباطها حذف میشوند، برخی بخشها زودتر فعال شدهاند و بعضی قسمتها هنوز کامل نشدهاند.
در این میان دو بخش مغز نقش مهمی در تمرکز دارند:
مدیرعامل مغز (مغز پیش پیشانی): این بخش از مغز مسئول تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل هیجان و تمرکزکردن است. اما نکته مهم اینجاست: قشر پیشپیشانی تا اوایل بزرگسالی به بلوغ کامل نمیرسد، «مدیرعامل» هنوز در حال آموزشدیدن است. مدیرعاملی که هنوز کاملاً پخته نشده، زودتر خسته میشود، در برابر وسوسهها مقاومت کمتری دارد و نمیتواند برای مدت طولانی تمرکز پایدار ایجاد کند. برای همین مدت زمانی که نوجوان میتواند روی یک تکلیف ذهنی سخت تمرکز کند، معمولاً کوتاهتر از یک بزرگسال است.
مغز عشق و حال (سیستم لیمبیک): در مقابل، بخشی از مغز که مسئول هیجان و لذت فوری است — یعنی سیستم لیمبیک — در نوجوانی بسیار فعالتر عمل میکند. این بخش چندان کاری به آینده ندارد. فقط میگوید: “بیخیال آینده، الان یک کاری کنیم تا خوش بگذره! “. برای همین دیدن ویدئو، چککردن پیام، بازیکردن، خیالپردازی… جذابتر از درسخواندن میشود!
تمامی این فعالیت ها برای مغز هیجانی جذابتر از نشستن پای یک درس دشوار است.
-
نقش هورمونها در نوسانات توجه
هنگام انجام کارهای هیجان انگیز، مادهای به نام دوپامین در مغز تولید میشود. دوپامین همان عامل ایجاد احساس لذت و حال خوب در ماست. برخی فعالیتها — مثل دیدن یک ویدئو یا دریافت یک پیام جدید — دوپامین سریع و فوری تولید میکنند. اما بعضی فعالیتها — مثل یادگرفتن یک مبحث سخت یا گرفتن نمره خوب — دوپامین دیرتر و تدریجیتری دارند. نوجوانی است و اوج نیاز به هیجانخواهی! پس دور از ذهن نیست تا مغز به سمت کارهایی تمایل بیشتری داشته باشد که دوپامین فوریتری را آزاد میکنند.
و اینجاست که درون مغز یک کشمکش همیشگی شکل میگیرد:
مدیرعامل مغز میگوید: «باید درس بخونیم. این برای آیندهات مهم تره.»
مغز هیجانی و دوپامین میگویند: «نه… بیا یک کار هیجانانگیزتر انجام بده. بیا خوش بگذرونیم!»
نتیجه این کشمکش چیست؟
نوجوانی که دلش میخواهد موفق باشد، اما ذهنش مدام به سمت محرکهای جذابتر کشیده میشود. در واقع مسئله اصلی این نیست که نوجوان نمیخواهد تمرکز کند یا حتی بیاراده است؛ مسئله این است که مغز او هنوز در حال یادگرفتن مدیریت این تعارض درونی و ایجاد تمرکز پایدار است.
و حالا سؤال مهم اینجاست:
اگر مغز نوجوان چنین شرایطی دارد، چه کارهایی میتواند کمک کند تمرکز او بهتر شود؟
اصلاح سبک زندگی؛ پیشنیاز تمرکز بالا
وقتی نوجوانی نمیتواند تمرکز کند، اولین واکنش خیلی از ما این است که بگوییم:
«خوب بیشتر تلاش کن!» «گوشیت رو کنار بگذار و درست درس بخوان!»
اما واقعیت این است تمرکز تا حدی تحتتأثیر شرایطی است که مغز در آن زندگی میکند:
تأثیر خواب کافی بر بازسازی قوای ذهنی
یکی از شایعترین دلایل کاهش تمرکز در نوجوانان، کمخوابی است. بسیاری از نوجوانها شبها دیر میخوابند؛ گاهی به خاطر گوشی، گاهی بازی، گاهی هم فقط به این دلیل که ریتم خوابشان در دوران بلوغ تغییر میکند و دیرتر احساس خوابآلودگی میکنند. کمخوابی باعث میشود قشر پیشپیشانی (همان مدیرعامل مغز) تواناییاش را در مهار تکانهها و حفظ توجه از دست بدهد؛ چرا که مغز نوجوان برای عملکرد شناختی مناسب معمولاً به ۸ تا ۱۰ ساعت خواب شبانه نیاز دارد. گاهی تنها تنظیم ساعت خواب، به شکل محسوسی میتواند تمرکز نوجوان را بهتر کند.
نقش تغذیه و میانوعدههای سالم در پایداری انرژی مغز
مغز تقریباً ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف میکند؛ بنابراین نوع تغذیه نوجوان میتواند مستقیماً روی تمرکز او اثر میگذارد. نوجوانی که صبحانه نمیخورد، ساعتهای طولانی گرسنه میماند یا بیشتر از خوراکیهای پرقند و فراوریشده استفاده میکند، معمولاً نوسانات بیشتری در سطح انرژی و توجه تجربه میکند.
فعالیت بدنی و افزایش اکسیژنرسانی به سلولهای عصبی
دانشگاه هاروارد در یک تحقیق جالب به بررسی اثر ورزشکردن بر توجه پرداخته است و متوجه شده است در افرادی که ورزش میکنند، بخشهایی از مغز که تفکر و حافظه را کنترل میکنند، حجم بیشتری نسبت به افرادی که ورزش نمیکنند، دارند!
در واقع فعالیت بدنی با افزایش جریان خون در مغز، اکسیژنرسانی به سلولهای عصبی و ترشح مواد شیمیایی مفیدی مانند اندورفین و دوپامین، میتواند به بهبود توجه و تمرکز کمک کند. لازم نیست این فعالیت حتماً ورزش حرفهای باشد، فعالیتهای سبکی مثل پیادهروی روزانه، دوچرخهسواری یا حتی چند دقیقه حرکات کششی بین زمانهای مطالعه هم میتوانند کافی باشند.
اصلاح این پایههای ساده در سبک زندگی، مثل تنظیم خواب، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی و مدیریت فضای دیجیتال، میتواند بخش بزرگی از مشکل تمرکز را کاهش دهد. اما حتی با وجود این تغییرات، باز هم عوامل زیادی میتوانند تمرکز نوجوان ما را کاهش دهند.
عوامل مخل تمرکز
نوجوان ما در دنیایی سرشار از محرکهای حواسپرت کننده زندگی میکند، بیایید ببینیم چه چیزهایی تمرکز نوجوانمان را میدزدند!
دزد اول: نوتیفیکیشنها!
وقتی صدای پیام گوشی میآید، مغز نوجوان کنجکاو میشود: “از طرف چه کسی پیام اومد؟ چی گفته… .”
حتی اگر در همان لحظه از پای دفتر و کتاب بلند نشود و گوشی را چک نکند، همچنان بخشی از ذهنش درگیر آن پیامهاست. نوتیفیکیشنها باعث تولید سریع دوپامین میشوند، ازاینرو مغز خیلی راحت به آنها واکنش نشان میدهد و توجه را درگیر خود میکند.
دزد دوم: چند کار همزمان یا چندوظیفگی (Multi-tasking):
نوجوانها تصور ابر قهرمانی از خود دارند و فکر میکنند میتوانند چند هندوانه را همزمان با هم بردارند: درس بخوانند، پیام چک کنند، بازی کنند، اما مغز توان انجام چند کار همزمان را ندارد، صرفاً مجبور میشود توجه را با سرعت بالایی میان کارها جابهجا کند. این جابهجاییها، کیفیت تمرکز را به شدت کاهش میدهند.
دزد سوم: خوابآلودگی و خستگی
همانطور که قبلتر اشاره کردیم، اگر نوجوان خواب و استراحت کافی نداشته باشد، مغز کند، بیحوصله و حواسپرت میشود و توانایی تمرکز کافی را ندارد.
دزد چهارم: محیط نامرتب
میز شلوغ، صدای تلویزیون، اتاق بههمریخته، گوشی کنار دفتر و کتاب؛ هر محرک حاضر در محیط پیامی به مغز ارسال میکند: «به من هم توجه کن!». نتیجه این وضعیت، پایین آمدن تمرکز است.
دزد پنجم: فکرهای مزاحم
“نکنه امتحان سخت باشه؟ بعد از کلاس چی کار کنم؟ دوستام چی گفتن؟ و… ”
افکار تکراری و مزاحم، دزدهای درونی هستند، گاهی قویتر از گوشی، قویتر از نوتیفیکیشن! چون از داخل خود مغز صادر میشوند.
در بخش بعدی به سراغ چند تکنیک عملی و ساده برای افزایش تمرکز هنگام مطالعه میرویم؛ روشهایی که به نوجوانانتان کمک میکند تا مغزشان را بهتر مدیریت کنند، نه اینکه مدام با آن بجنگند.
دریافت مشاوره ازروانشناس نوجوان کلینیک آگاه
تکنیکهای عملی و ساده برای افزایش تمرکز هنگام مطالعه
-
کنترل استفاده از گوشی هوشمند و شبکههای اجتماعی:
هر بار چککردن گوشی، مقدار کمی دوپامین ترشح میکند و باعث میشود دوباره سراغ گوشی بروید! به همین دلیل اگر گوشی کنار دستتان باشد، دلتان میخواهد هر چند دقیقه یکبار آن را بررسی کنید. یک راهکار ساده این است که هنگام مطالعه گوشی در اتاق دیگری قرار داده شود یا از اپلیکیشنهای محدودکننده استفاده کنید. همین فاصله فیزیکی کوچک میتواند تمرکز را به شکل محسوسی افزایش دهد.
-
تکنیک حذف نوتیفیکیشنها هنگام مطالعه:
قبلتر گفتیم چه طور نوتیفیکیشنها دزد تمرکز هستند! به همین دلیل توصیه میکنیم هنگام مطالعه:
- اینترنت گوشیرا خاموش کنید
- نوتیفیکیشنها را غیرفعالکنید
- حالت «مزاحم نشوید» را فعال کنید
تفاوت تمرکز عمیق با چندوظیفگی (Multi-tasking):
تحقیقات نشان میدهد انجام چند کار همزمان با هم تنها مغز را مجبور میکند بین کارها مدام جابهجا شود. این جابهجایی، سرعت یادگیری را کاهش پیدا میدهد و خستگی ذهنی سریعتری ایجاد میکند. کیفیت مهمتر از کمیت است، پس در یک بازه زمانی، اختصاصاً بر روی یک کار تمرکز کنید.
-
تکنیکهای عملی و متدهای مدیریت زمان:
الف) تکنیک پومودورو:
“25 دقیقه مطالعه ، ۵ دقیقه استراحت کوتاه، دوباره یک بازه ۲۵ دقیقهای درس!”
مسلماً اگر به مغزمان بگوییم میخواهیم چند ساعت درس بخوانیم، مقاومت میکند، بازیگوشی و حواسپرتیاش گل میکند! اما تصور کنید به خودتان بگویید «فقط همین ۲۵ دقیقه زیست میخونم.»؛ قطعه ۲۵ دقیقه مطالعه بسیار قابلتحملتر به نظر میرسد! اما نکته مثبت دیگر این تکنیک در این نهفته است که اغلب بعد از شروع، ادامهدادن کار نیز راحتتر میشود.
ب) قورباغه رو قورت بده:
“سختترین کار را اول انجام بده!”
بسیاری از ما ابتدا سراغ کارهای آسان میرویم و کارهای سختتر خود را به تعویق میاندازیم. نتیجه چه میشود؟ در طول روز انرژی ذهنی کاهش پیدا میکند و در نهایت همان کار یا درس سخت باقی میماند! پس بهتر است ابتدا سراغ سختترین درس یا درسی که بیشتر از آن بدتان میآید، بروید و قورباغه را همان اول کار قورت دهید.
ج) تکنیک پنیر سوئیسی:
“اگر حجم یک کار بسیار زیاد است، فقط کافی است یک سوراخ در آن ایجاد کنی! ”
گاهی یک امتحان چندین و چند صفحهای یا تکلیف زیاد باعث فراریدادن شما از انجام آن کار میشود، پس صرفاً با انجام یک بخش خیلی کوچک شروع کنید:
مثلاً فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید، صفحات فصلها را ورق بزنید و نگاهی به عنوانها یا تصاویر بیندازید.
استراحتهای منظم:
بعضی از شما عادت دارید وقتی موتور مطالعهتان روشن میشود، تختهگاز پیش رفته و زمان طولانی را پشت سر هم درس بخوانید. اما استراحتها بخش اساسی حفظ تمرکز هستند! مغز نیاز به فاصلهگرفتن و پردازش مطالب آموخته شده دارد تا دوباره بتواند مطالب جدید را یاد بگیرد.
فقط فراموش نکنید: استراحت شامل استفاده از گوشی نیست؛ میتواند کارهایی مانند انجام حرکات کششی، خوردن میانوعده، کمی در خانه راهرفتن و… باشد.
بهینهسازی محیط فیزیکی برای مطالعه:
میز شلوغ، صدای تلویزیون، تماس تلفنی مامان با خاله، زنگ در؛ حواسپرتیها همهجا در کمین ما هستند. یک فضای مشخص و به دور از هیاهو، یک میز مرتب و ساده و دمای اتاق نه خیلی سرد و نه خیلی گرم، به طور معجزهآسایی تمرکز شما را افزایش میدهد.
تکنیک فاینمن:
یکی از دلایل حواسپرتی هنگام درسخواندن، مطالعه منفعلانه است. یعنی فقط متن را میخوانید، بدون اینکه مغز درگیر شود. یکی از روشهای مطالعه فعال و درعینحال سرگرمکننده، فاینمن است:
” اگر بتونی این درس رو به خواهرت، گربهات یا حتی دوست خیالیت به نحوی که متوجه بشه، توضیح بدی، پس یعنی یاد گرفتی!”
بعد از خواندن یک مطلب، سعی کنید آن را برای کسی توضیح دهید. اگر در بخشی از مطالب گیر افتادید، یعنی آن بخش را خوب یاد نگرفتهاید.
نقاشی یا یادداشتکردن:
با نقاشیکردن یا نوشتن یادداشتها هنگام گوشدادن به درس، با محتوایی که یاد میگیرید، ارتباط بگیرید. به عنوان مثال، اگر معلمی در مورد سیستم گوارش تدریس میکند، سعی کنید یک تصویر بکشید یا مهمترین اطلاعاتی را که میشنوید، بنویسید.
سلامت روان و مدیریت استرس تحصیلی
گاهی تمام شرایط ظاهری وجود دارد: میز مرتب است، گوشی کنار گذاشته شده، خواب و تغذیه هم بد نیست، حتی تکنیک پومودورو را هم شروع کردی؛ اما باز ذهنت آرام نمیگیرد. اینجاست که باید یادمان باشد تمرکز فقط یک مهارت شناختی نیست؛ تمرکز به وضعیت هیجانی هم وابسته است. ذهنی که زیر فشار اضطراب، ترس از شکست، مقایسهشدن یا نگرانیهای مداوم قرار دارد، نمیتواند بهراحتی روی درس تمرکز کند. در واقع، وقتی استرس زیادی را تجربه میکنید، مغز بیشتر در حالت «خطر» قرار میگیرد تا حالت «یادگیری». در چنین وضعیتی، مدیرعامل مغز سختتر میتواند کار خودش را انجام دهد. استرس تحصیلی اگر از حد بگذرد، تمرکز را میبلعد.
تمرینات ذهنآگاهی و تنفس دیافراگمی
یکی از راههای ساده برای آرامکردن مغز مضطرب، برگرداندن توجه به «همین لحظه» است. ذهنآگاهی یعنی نوجوان یاد بگیرد بهجای غرقشدن در فکرهای آینده و گذشته، به لحظه حال برگردد.
مثلاً وقتی ذهن مدام میگوید: «اگه امتحان رو خراب کنم چی؟»
میتوان به بدن برگشت: «الان روی صندلی نشستم. پاهام روی زمینه. دارم نفس میکشم. فعلاً فقط قراره همین یک صفحه رو بخونم.»
این برگشتن به لحظه حال، به مغز پیام امنیت میدهد.
تنفس دیافراگمی نیز یکی از سادهترین ابزارها برای کاهش تنش بدن و ذهن است. در این نوع تنفس، به جای نفسهای کوتاه و سطحی از قفسه سینه، نفس عمیقتر و آرامتر وارد شکم میشود. همین تغییر ساده میتواند سیستم عصبی را از حالت آمادهباش خارج کند و بدن را به سمت آرامش ببرد:
- ۴ ثانیه دم
- ۴ ثانیه نگهداشتن نفس
- 6ثانیه بازدم
نقش حمایتی والدین در تقویت تمرکز فرزندان
تا اینجا درباره مغز نوجوان، خواب، تغذیه، فعالیت بدنی، عوامل حواسپرتی، تکنیکهای مطالعه و نقش استرس صحبت کردیم. اما یک عامل مهم دیگر هم وجود دارد که میتواند تمرکز نوجوان را بهتر یا بدتر کند: فضای خانه و نوع برخورد شما والدین.
نوجوانی که مدام میشنود:
«تو هیچوقت درست درس نمیخونی.»
«بازم حواست پرته؟»
«با این وضعیت به هیچ جا نمیرسی.»
«ببین بچه مردم چقدر میخونه!»
کمکم درسخواندن را نه به عنوان یک مسیر رشد، بلکه به عنوان میدان جنگ تجربه میکند!
لازم نیست به عنوان والد بالای سر درس و مشق فرزندتان باشید یا مداوم آنها را کنترل کنید، چرا که نوجوان را تحتفشار بیشتری قرار میدهد. حمایت مؤثر یعنی کنار نوجوان خود باشید، نه مقابل او. اقدامات کوچکی مانند موارد زیر میتوانند به حمایت عاطفی از فرزندتان کمک کنند:
- کاهش سرزنش و افزایش گفتوگوی حمایتی:به طور مثال به جای سرزنشکردن و مقایسه، از او بپرسید: «فکر میکنی چی باعث میشه شروع کردن برات سخت بشه؟»، «میفهمم تمرکزکردن برات سخت شده؛ بیا با هم ببینیم چه چیزی کمکت میکنه.»
- الگوسازی در استفاده از گوشی و رسانهها:برای مثال اگر خود شما هنگام شام مدام گوشی خود را چک کنید، نوجوان هم همین الگو را یاد میگیرد، اما اگر در موقع شام، صحبتهای خانوادگی یا مطالعه، گوشی را کنار بگذارید، نحوه مدیریت گوشی را غیرمستقیم به او یاد میدهید.
- ایجاد فضای مناسب در خانه:میتوانید با ایجاد یک فضای آرامتر در خانه، کمک به تنظیم خواب، کمکردن تنشهای زمان مطالعه و تشویق تلاشهای کوچک، نقش مهمی در تقویت تمرکز نوجوان داشته باشید. البته تشویق باید واقعی و مشخص باشد؛ به جای “آفرین”، ” خیلی خوبه” همچون جملاتی استفاده کنید: «دیدم امروز با اینکه حوصله نداشتی، ۲۰ دقیقه نشستی و شروع کردی. همین شروعکردن خیلی ارزشمنده.» چنین بازخوردی به نوجوان کمک میکند تلاشش را ببیند، نه فقط نتیجهاش را.
تمرکز در نوجوانی قرار نیست یکباره و کامل ساخته شود. مثل عضلهای است که با تمرین، آرامش، حمایت و تکرار قویتر میشود. نوجوانی که امروز با حواسپرتی دستوپنجه نرم میکند، با کمی تمرین، تغییر در سبک زندگی و حمایت خانواده میتواند به تدریج توانایی تمرکز خود را تقویت کند. در نهایت اگر حواسپرتی نوجوان شدید، طولانیمدت و همراه با افت جدی تحصیلی، مشکلات رفتاری، بیقراری شدید، اضطراب بالا یا کاهش خلق باشد، بهتر است از متخصصان نوجوان کلینیک آگاه کمک بگیرید. در بعضی موارد، مشکلات توجه میتوانند با اضطراب، افسردگی، اختلال نقص توجه/بیشفعالی یا فشارهای روانی دیگر همراه باشند.
درباره سما بخشی
من سما بخشی هستم. سال 97 در رشته کارشناسی روانشناسی بالینی از دانشگاه شهید بهشتی، و سال 1400 در رشته روانشناسی در مقطع ارشد از دانشگاه تربیت مدرس فارغ التحصیل شدم. روانشناسی، حرفهای است که توأمان نیاز به دانش تئوری و عملی دارد و تبدیل به یک درمانگر حرفهای شدن، مسیری طولانی، پر پیچ و خم و البته شیرین است. از این رو، از حدود سال 1398 کارگاه و دورههای مهارتافزایی خود را شروع کردم. نوجوانی، همچون طوفان پر تلاطمی است که هم والد و هم خود نوجوان را وارد چالشهای بیپایان میکند. از این رو، برای گرون نوجون مقاله مینویسم و هدفم این است که با آگاهیبخشی و راهنمایی به والدین، به آنها و نوجوانانشان کمک کنم تا حتی شده با ذرهای آرامش بیشتر، از این دوره عبور کنند. عاشق طبیعت و سفرم؛ سفر از آن اتفاقاتی است که به سلامت روان خودم و حتی حرفه کاریام کمک میکند.
نوشتههای بیشتر از سما بخشی
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.