چرا سکوت کردن به اندازه فریاد زدن مخرب است؟
وقتی از خشونت در رابطه حرف میزنیم معمولاً یاد فریاد، کتک، یا تحقیر کلامی میافتیم. اما نوعی خشونت وجود دارد که از همۀ اینها موذیتر است؛ خشونتی که نه با صدا، که با سکوت همراه است. قهر عاطفی، یا همان سکوت سمی وقتی اتفاق میافتد که یک نفر تصمیم میگیرد به دیگری محل نگذارد یا کاملاً نادیدهاش بگیرد؛ انگار نه انگار وجود دارد. نه جوابی به حرفهایش میدهد و نه حتی نگاهش میکند.
این رفتار ممکن است در نگاه اول بیآزار به نظر برسد (چیز مهمی نیست، قهر کرده، چند روز دیگه آشتی میکنه) اما واقعیت این است که مغز ما سکوت را مثل یک تهدید فیزیکی پردازش میکند. قهر کردن، فضایی از ابهام و ناامنی ایجاد میکند که در آن، طرف مقابل مدام از خودش میپرسد: «کجا اشتباه کردم؟»، « دیگه دوستم نداره؟»، «کی این عذاب تمام میشه؟».
در این مقاله از بلاگ کلینیک روانپویشی آگاه، قرار است نگاهی عمیقتر به این پدیدۀ بهظاهر ساده بیندازیم؛ اینکه چرا سکوت، گاهی از فریاد هم بلندتر شنیده میشود، چطور میتواند رابطهمان را از درون متلاشی کند، و مهمتر از همه، راههای رهایی از این چرخۀ مخرب چیست.
فهرست محتوا:
Toggleآیا سکوت واقعاً میتواند به اندازه فریاد زدن آسیبزننده باشد؟
خیلی از ما فکر میکنیم قهر کردن رفتاری بچگانه است. اما روانشناسان میگویند این یک جور پرخاشگری پنهانی است. شما با سکوتتان طرف مقابل را تنبیه میکنید، اما اگر کسی اعتراض کند میگویید: «مگه من کاری کردم؟»
فرقش اینجاست: وقتی کسی فریاد میزند، لااقل میدانید قضیه چیست. اما سکوت؟ شما را در یک بنبست میگذارد. نمیدانید چرا قهر کرده، کی تمام میشود، یا چطور باید درستش کنید. جالب اینکه مغز ما طرد شدنرا مثل یک درد فیزیکی حس میکند و برخلاف فریاد که معمولاً زودگذر است، قهر میتواند روزها یا ماهها طول بکشد. سکوت نهتنها به اندازۀ فریاد زدن بد است، بلکه گاهی از آن هم بدتر است.
قهر عاطفی یا Silent Treatment چیست؟
براساس وبسایت reachlink، قهر کردن یعنی یک نفر عمداً تصمیم میگیرد با شما حرف نزند. نه به خاطر اینکه نیاز به تنهایی دارد، نه به خاطر اینکه دارد به چیزی فکر میکند. قهر کردن یک انتخاب است؛ انتخابی برای تنبیه کردن، کنترل کردن یا به بازی گرفتن طرف مقابل. کسی که قهر میکند، با سکوتش یک پیام شفاف میفرستد: «مرا عصبانی کردی و حالا باید تاوانش را بدهی.»
شکلش در روابط مختلف فرق میکند. بعضیها به پیامهایتان جواب نمیدهند اما در شبکههای اجتماعی حسابی فعال هستند. بعضیها موقع شام از نگاه کردن به چشمان شما فرار میکنند. بعضی وسط حرفتان بلند میشوند و میروند، بدون یک کلمه توضیح. بعضی هم به سادهترین سوالها با یک «بله» یا «خیر» خشک و سرد جواب میدهند که ته دل آدم را میلرزاند.
چرا بعضی افراد هنگام ناراحتی صحبت نمیکنند؟
بعضی آدمها وقتی ناراحت میشوند، یکهو ساکت میشوند. نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشند، ولی ته دلشان یه چیزی میگوید سکوت راحتتر است. شاید از بچگی یاد گرفتهاند اگر حرف بزنی، اوضاع بدتر میشود. شاید دیدهاند سکوت کردن، جلوی دعواهای بزرگتر را میگیرد. این رفتار بیدلیل نیست. بعضیها با این کار از خودشان مراقبت میکنند. اما توی رابطه، این سکوتِ همیشگی کمکم راهش را باز میکند و جای حرف زدن را میگیرد. تازه، آدمهای دوروبرتان ممکن است فکر کنند ناراضی هستید یا اصلاً برایشان ارزشی قائل نیستید. در حالی که شاید فقط نمیدانید چطور بگویید چه حسی دارید.
تفاوت قهر، فاصله گرفتن و نیاز به زمان برای آرام شدن
خیلیها این سه تا را یکی میگیرند، اما زمین تا آسمان فرق دارد. وقتی شما فقط به زمان نیاز دارید تا آرام شوید، سالمترین شکل فاصله گرفتن را انتخاب کردهاید، چون به طرف مقابل میگویید چه حسی دارید و چقدر زمان میخواهید، مثلاً: «الان عصبانیام، بذار نیمساعت تنها باشم تا آروم بشم، بعد حرف میزنیم.» این یعنی به رابطه احترام میگذارید و هدفتان برگشتن به گفتوگو با آرامش بیشتر است. فاصله گرفتن هم میتواند آگاهانه باشد، اما باز هم شفافیت دارد. شما توضیح میدهید که چرا عقبتر میایستید و چه انتظاری دارید، مثلاً: «این بحث به جایی نمیرسد، بذار فردا دوباره درموردش حرف بزنیم.» اما قهر کردن هیچکدام از اینها را ندارد: نه توضیح، نه زمان مشخص و نه کوچکترین اطمینانی که دوستتان دارد یا نه. شما در تاریکی رها میشوید و دقیقاً همین بلاتکلیفی بسیار دردناک است. خلاصه اینکه دو رویکرد اول دنبال حلِ مسئله هستند و به احساسات طرف مقابل اهمیت میدهند، اما قهر کردن به رابطه آسیب میزند.
چه زمانی سکوت از یک واکنش طبیعی به رفتار آسیبزننده تبدیل میشود؟
خیلی از ما وقتی دلخور یا عصبانی میشویم، کمی سکوت میکنیم تا آرام شویم. این طبیعی است. اما وقتی سکوت تبدیل به عادتمان میشود، قضیه فرق میکند. اگر سکوت کردن به روش اصلی شما برای برخورد با ناراحتیها تبدیل شود، کمکم به روابطتان آسیب میزند. چون اطرافیانتان ممکن است فکر کنند شما عصبانی یا بیتفاوتید یا حتی قصد تنبیه کردنشان را دارید؛ در حالی که شاید فقط گیج یا ناراحت هستید.
چرا سکوت طولانی در رابطه اینقدر آزاردهنده است؟
حالا که فهمیدیم قهر کردن چیست و چطور با فاصله گرفتن سالم فرق میکند، برسیم به این سوال که چرا اینقدر آزاردهنده است. طبق تحقیقات چهار دلیل اصلی است که در ادامه به آن میپردازیم.
بلاتکلیفی و ندانستن دلیل سکوت
براساس وبسایت heysigmund، وقتی کسی قهر میکند و دلیلش را نمیگوید، شما در یک سردرگمی بیپایان میمانید. نمیدانید چرا سکوت کرده، کی تمام میشود، یا برای درست کردنش باید چکار کنید. بدتر اینکه اگر بپرسید «قهر کردی؟» به راحتی میتواند بگوید «نه». و شما میمانید و یک عالمه سوال بیجواب.
فعال شدن اضطراب و ترس از طرد شدن
مغز ما طرد شدن را مثل یک تهدید واقعی میبیند. وقتی کسی که دوستش داریم با ما حرف نمیزند، همان بخشهایی از مغزمان فعال میشود که موقع درد فیزیکی روشن میشود. یعنی سکوت او، واقعاً به ما ضربه میزند و اضطراب رها شدن را در همان لحظه شروع میکند.
نشخوار فکری؛ وقتی ذهن شروع به حدس زدن میکند
وقتی دلیلی برای سکوت ندارید، ذهنتان شروع میکند به پر کردن جای خالی با بدترین حدسها. مدام مرور میکنید که کجا اشتباه کردهاید، چه گفتهاید، چطور میتوانستید متفاوت عمل کنید. این یعنی هم با سکوت طرف مقابل عذاب میکشید، هم خودتان را مقصر میدانید و این چرخۀ بیپایان خودسرزنشگری، عزتنفستان را خُرد میکند.
تأثیر سکوت مداوم بر احساس امنیت عاطفی
امنیت عاطفی یعنی بدانید که حتی در روزهای بد هم میتوانید روی طرف مقابلتان حساب کنید. اما سکوت مداوم این پیام را میفرستد که «هر لحظه ممکنه قهر کنم و ولت کنم.» اینجاست که رابطهای که قرار بود پناهگاه باشد، تبدیل میشود به منبعی برای استرس و ناامنی.
سکوت سمی در رابطه چه نشانههایی دارد؟
سکوت سمی در هر رابطهای ممکن است شکل متفاوتی داشته باشد، اما معمولاً چند نشانۀ مشخص دارد که میتواند به شما کمک کند آن را تشخیص دهید:
- طرف مقابل عمداً شما را نادیده میگیرد و به نظر میرسد میخواهد این بیتوجهی را به شما نشان دهد.
- طوری رفتار میکند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، یا کارهایی انجام میدهد که میداند شما را از نظر هیجانی تحریک میکند.
- وقتی تلاش میکنید با او صحبت کنید، چه حضوری و چه از طریق پیام، عمداً به شما پاسخ نمیدهد.
- ناگهان برای چند ساعت، چند روز یا حتی چند هفته هیچ ارتباطی با شما برقرار نمیکند.
- بدون اینکه توضیحی بدهد، میرود و نمیگوید کجا میرود یا چه زمانی برمیگردد.
- جلوی شما با دیگران صحبت میکند، اما حاضر نیست با شما حرف بزند.
سکوت چه تأثیری بر رابطه زوجین و ازدواج دارد؟
اگر سکوت تنبیهی در رابطه تکرار شود، میتواند بهمرور صمیمیت و احساس امنیت بین زوجین را کم کند. وقتی درباره یک مشکل حرف نمیزنیم، مشکل هم لزوماً از بین نمیرود؛ فقط حلنشده باقی میماند.
- کاهش صمیمیت و اعتماد: وقتی یکی از طرفین حاضر نیست درباره ناراحتی یا مشکلش حرف بزند، فرصت درک کردن یکدیگر و حل مسئله از بین میرود. بهمرور ممکن است طرفین احساس کنند دیگر نمیتوانند با خیال راحت درباره احساساتشان صحبت کنند.
- افزایش فاصله عاطفی: نادیده گرفته شدن میتواند این احساس را ایجاد کند که «برای طرف مقابلم مهم نیستم» یا «دوستم ندارد». اگر این اتفاق بارها تکرار شود، فاصله عاطفی بین زوجین بیشتر میشود.
- تبدیل گفتوگو به حدس و سوءبرداشت: وقتی کسی توضیح نمیدهد چرا ناراحت است، طرف مقابل مجبور میشود خودش حدس بزند. در نتیجه، گفتوگو جای خودش را به حدس، نگرانی و سوءبرداشت میدهد و مسئله اصلی همچنان باقی میماند.
- ارتباط سکوت تنبیهی با الگوهای مخرب تعارض در رابطه: گاهی سکوت بخشی از الگویی به نام مطالبه–کنارهگیری است. یک نفر بیشتر برای صحبت کردن و حل مشکل تلاش میکند و نفر دیگر عقب میکشد یا سکوت میکند. این چرخه میتواند به نارضایتی بیشتر، صمیمیت کمتر و ارتباط ضعیفتر منجر شود.
- وقتی سکوت به چرخهای تکرارشونده در ازدواج تبدیل میشود: اگر هر بار که مشکلی پیش میآید، یکی از طرفین سکوت کند و گفتوگو نیمهکاره بماند، مشکلات بهمرور روی هم جمع میشوند. در این حالت، سکوت دیگر یک واکنش موقتی نیست؛ بلکه به الگویی تکراری تبدیل میشود که فاصله و رنجش را بیشتر میکند.
چرا بعضی افراد به جای فریاد زدن سکوت میکنند؟
آدمها به دلایل مختلفی قهر میکنند. بعضی از این دلایل ریشه در ضعفهای شخصیتی دارند، بعضی به کمبود مهارتهای ارتباطی برمیگردند و بعضی دیگر انتخابهایی آگاهانه برای کنترل و تنبیه هستند. در ادامه به مهمترین این دلایل میپردازیم:
ناتوانی در شناسایی و بیان احساسات
بعضی آدمها واقعاً نمیدانند با احساساتشان چه کنند. وقتی عصبانی یا ناراحت میشوند، فقط سکوت میکنند. این بیشتر یک ناتوانی است تا انتخاب عمدی. آنها غرق احساساتشان میشوند و تنها واکنشی که بلدند، سکوت کردن است.
ترس از تعارض و درگیری
بعضیها از دعوا میترسند. شاید در خانوادهای بزرگ شدهاند که حرف زدن از دلخوری و ناراحتی باعث دعوا میشده یا شاید تجربه کردهاند که حرف زدن از احساساتشان، اوضاع را بدتر کرده که بهتر نکرده. برای همین برایشان سکوت کردن امنتر از حرف زدن است.
نداشتن مهارتهای ارتباطی
برخی افراد مهارت کافی برای صحبت کردن و برقراری ارتباط ندارند. نه اینکه چیزی برای گفتن نداشته باشند، بلکه نمیدانند چطور حرفشان را بیان کنند یا قبل از صحبت کردن، موقعیت و واکنش طرف مقابلشان را سبکسنگین کنند. به همین دلیل، به جای اینکه ریسک کنند و حرفشان را ــ حتی اگر کامل یا بینقص نباشد ــ بیان کنند، ترجیح میدهند سکوت کنند. بنابراین، این رفتار لزوماً از قصد و نیت بد نمیآید و گاهی بیشتر از آنکه نشانه بیعلاقگی یا بیتوجهی باشد، ناشی از کمبود مهارتهای ارتباطی است.
تنبیه و کنترل
اما سکوت تنبیهی وقتی از یک واکنش ساده تبدیل به سوءاستفاده میشود که هدفش تنبیه باشد. اینجا دیگر بحث ناتوانی یا کمبود مهارت نیست. فرد آگاهانه سکوت میکند تا به شما نشان بدهد که قدرت دست کیست. میخواهد شما را کنترل کند، تسلیم کند، یا به خاطر کاری که کردهاید تنبیهتان کند.
فرار از قبول مسئولیت
بعضیها قهر میکنند تا مجبور نباشند پاسخگو باشند. اگر سکوت کنند، نیازی نیست توضیح بدهند، عذرخواهی کنند، یا مسئولیت رفتارشان را بپذیرند. سکوت برایشان یک پناهگاه امن است که در آن هیچکس نمیتواند ازشان سوالی بپرسد.
حفظ ظاهر در برابر دیگران
یک دلیل دیگر، این است که سکوت تنبیهی در ظاهر بیآزارتر از داد زدن است. کسی که قهر میکند، در نظر دیگران ممکن است خونسرد و باوقار به نظر برسد—در حالی که دارد با سکوتش طرف مقابل را عذاب میدهد. این راهی است برای بد جلوه دادن طرف مقابل بدون اینکه خودشان بد به نظر برسند.
آیا هر سکوتی در رابطه بد است؟
نه. گاهی سکوت به این دلیل اتفاق میافتد که فرد هنوز آماده صحبت کردن نیست و به زمان نیاز دارد تا احساساتش را پردازش کند. وقتی خیلی عصبانی یا ناراحت هستیم، ادامه دادن گفتوگو ممکن است نتیجه خوبی نداشته باشد. در چنین شرایطی، میتوانیم به جای سکوت کردن یا گفتن «خوبم»، به طرف مقابل بگوییم که فعلاً به کمی زمان نیاز داریم و وقتی آماده شدیم، درباره موضوع صحبت خواهیم کرد.
در مقابل، سکوت تنبیهی (silent treatment) راهی سالم و سازنده برای حل تعارض نیست. این نوع سکوت میتواند طرف مقابل را سردرگم، خسته و دور کند و باعث شود احساسات حلنشده به مرور به رنجش تبدیل شوند.
سکوت سالم برای آرام شدن و پردازش احساسات
اگر خیلی ناراحت یا عصبانی هستید، لازم نیست همان لحظه درباره موضوع صحبت کنید. میتوانید به طرف مقابل بگویید که هنوز در حال پردازش احساساتتان هستید و وقتی آماده شدید، با او صحبت خواهید کرد. مهم این است که فاصله گرفتن به معنای نادیده گرفتن مسئله نباشد.
چگونه درخواست «زمان برای آرام شدن» را درست بیان کنیم؟
به جای اینکه ناگهان ساکت شوید، نیازتان را واضح بیان کنید. مثلاً بگویید: «الان خیلی ناراحتم و نیاز دارم کمی با خودم باشم. وقتی آماده صحبت کردن شدم، بهت میگم.» این کار به طرف مقابل نشان میدهد که قصد فرار از گفتوگو یا نادیده گرفتن او را ندارید، بلکه فقط به زمان نیاز دارید.
قانون مهم: زمان مشخصی برای ادامه گفتوگو تعیین کنید
براساس وبسایت letgoforit، در عین حال نباید اجازه دهید احساساتتان برای مدت طولانی باقی بمانند و روی هم انبار شوند. بهتر است وقتی شرایط مناسب شد، دوباره به موضوع برگردید و درباره آن صحبت کنید. پشت گوش انداختن مداوم گفتوگو و امیدوار بودن به اینکه مسئله خودبهخود از بین برود میتواند باعث رنجش و ناراحتی شود.
نمونه جمله برای گرفتن فاصله بدون آسیب زدن به رابطه
میتوانید به جای گفتن «خوبم» یا قطع کردن ارتباط، بگویید: «الان خیلی ناراحتم و هنوز دارم احساساتم رو پردازش میکنم. نمیخوام وقتی اینقدر هیجانزدهام صحبت کنم. وقتی آماده شدم، دربارهاش باهات حرف میزنم.»
این نوع بیان، هم احساس شما را صادقانه منتقل میکند و هم به طرف مقابل نشان میدهد که رابطه و گفتوگو برایتان اهمیت دارد.
وقتی والدین سکوت میکنند، چه اتفاقی برای کودک میافتد؟
وقتی والدین برای تنبیه یا کنترل یکدیگر سکوت میکنند، کودک ممکن است سکوت والدین را به شکل طرد شدن و از دست دادن ارتباط تجربه کند. او ممکن است نداند چرا والدین با هم حرف نمیزنند یا این وضعیت چه زمانی تمام میشود و همین ابهام میتواند باعث اضطراب و نگرانی او شود. کودک همچنین ممکن است سکوت والدین را به خودش ربط دهد و فکر کند مشکلی در او وجود دارد یا کاری کرده که باعث این وضعیت شده است. اگر این الگو تکرار شود، ممکن است کودک یاد بگیرد برای جلوگیری از طرد شدن، احساسات و نیازهایش را سرکوب کند یا به جای گفتوگو، سکوت و نادیده گرفتن را راهی برای برخورد با تعارض بداند.
آیا سکوت کردن همیشه نشانه قهر است؟ آشنایی با لالی انتخابی
نه. هر کودکی که سکوت میکند، لزوماً قهر نکرده. گاهی اضطراب آنقدر شدید میشود که کودک در بعضی موقعیتها واقعاً نمیتواند صحبت کند. به این حالت لالی انتخابی (Selective Mutism) میگویند. مثلاً ممکن است کودک در خانه با خانواده کاملاً راحت صحبت کند، اما در مدرسه یا کنار افراد ناآشنا نتواند حرف بزند.
لالی انتخابی (Selective Mutism) چیست؟
لالی انتخابی یک اختلال مرتبط با اضطراب است. کودک در بعضی موقعیتها میتواند بهراحتی صحبت کند، اما در موقعیتهایی که برایش اضطرابآور هستند، صحبت کردن برایش سخت یا حتی غیرممکن میشود. «انتخابی» بودن این اختلال هم به این معنی نیست که کودک خودش انتخاب کرده سکوت کند؛ منظور این است که این مشکل فقط در بعضی موقعیتها اتفاق میافتد.
چرا لالی انتخابی با سکوت عمدی فرق دارد؟
کودکی که لالی انتخابی دارد، معمولاً برای لجبازی یا تنبیه دیگران سکوت نمیکند. ممکن است از بیرون به نظر برسد که کودک نمیخواهد جواب بدهد، اما در واقع اضطراب مانع صحبت کردن او شده است. بنابراین بهتر است سکوت او را بهعنوان نافرمانی یا بیادبی تعبیر نکنیم.
ارتباط اضطراب و پاسخ Freeze با ناتوانی در صحبت کردن
وقتی اضطراب خیلی شدید میشود، بعضی افراد به جای اینکه فرار کنند یا واکنش نشان دهند، دچار حالت Freeze یا «یخزدگی» میشوند. در کودکان دارای لالی انتخابی هم ممکن است چنین واکنشی دیده شود؛ کودک در موقعیت اضطرابآور خشک و ساکت میشود و حتی نمیتواند کلماتش را به زبان بیاورد. بنابراین، سکوت او همیشه یک انتخاب آگاهانه نیست.
چه زمانی سکوت کودک نیاز به بررسی تخصصی دارد؟
اگر کودکی در بعضی محیطها یا کنار بعضی افراد مرتب صحبت نمیکند، در حالی که در محیطهای دیگر بهراحتی حرف میزند بهتر است این موضوع جدی گرفته شود؛ بهخصوص اگر روی مدرسه، روابط با همسالان یا زندگی روزمرهاش تأثیر گذاشته باشد. در چنین شرایطی، ارزیابی توسط متخصص میتواند کمک کند علت این سکوت مشخص شود و کودک حمایت مناسب را دریافت کند.
وقتی طرف مقابل با شما قهر میکند، چه کار کنید؟
وقتی طرف مقابل سکوت میکند، به جای حدس زدن یا پشت سر هم پیام دادن، سعی کنید آرام و مستقیم درباره این وضعیت حرف بزنید. میتوانید بگویید: «متوجه شدم این چند وقت کمتر با من حرف میزنی. اگر چیزی ناراحتت کرده، دوست دارم دربارهاش صحبت کنیم.» اگر به کمی فاصله نیاز دارد به او فرصت بدهید، اما بهتر است مشخص کنید چه زمانی دوباره دربارۀ موضوع صحبت خواهید کرد. در کنار اینها، احساس و مرز خودتان را هم بیان کنید. اگر قهر و قطع ارتباط مرتب تکرار میشود و طرف مقابل حاضر نیست برای تغییر این الگو تلاش کند، بهتر است این رفتار را جدی بگیرید.
اشتباهات رایج هنگام مواجهه با سکوت عاطفی
- التماس برای دریافت پاسخ: وقتی طرف مقابل سکوت میکند، ممکن است مدام از او بخواهیم حرف بزند یا فقط برای تمام شدن سکوت عذرخواهی کنیم. اما این کار معمولاً کمکی به حل مسئله نمیکند. بهتر است یکبار بگوییم که برای گفتوگو آمادهایم و بعد به او فرصت بدهیم تا وقتی آماده شد، صحبت کند.
- بمباران طرف مقابل با پیام و تماس: پشت سر هم پیام دادن، تماس گرفتن یا توضیح دادن، ممکن است از اضطراب ما بیاید؛ اما لزوماً باعث نمیشود طرف مقابل زودتر صحبت کند. بهتر است حرفمان را یکبار روشن بزنیم و بعد منتظر بمانیم.
- مقابلهبهمثل و سکوت کردن: ممکن است وسوسه شویم بگوییم «اگر تو حرف نمیزنی، من هم حرف نمیزنم». اما سکوت در برابر سکوت معمولاً فقط فاصله را بیشتر میکند. بهتر است به جای تلافی، مرز خودمان را مشخص کنیم و برای گفتوگو آماده بمانیم.
- عذرخواهی برای چیزی که تقصیر شما نیست: گاهی برای اینکه سکوت تمام شود بابت چیزی عذرخواهی میکنیم که واقعاً تقصیر ما نبوده است. اگر اشتباهی کردهایم، عذرخواهی طبیعی است؛ اما نباید فقط برای برگرداندن ارتباط، مسئولیت چیزی را که انجام ندادهایم قبول کنیم.
- نادیده گرفتن الگوی تکراری قهر و سکوت: یک بار سکوت کردن لزوماً به معنی ناسالم بودن رابطه نیست. اما اگر این رفتار هر بار هنگام اختلاف تکرار میشود و برای کنترل یا تنبیه طرف مقابل به کار میرود، بهتر است آن را جدی بگیریم.
جمعبندی؛ سکوت سالم برای آرام شدن است، نه برای تنبیه کردن
سکوت همیشه به معنای قهر یا بیتوجهی نیست. گاهی آدمها برای آرام شدن و مرتب کردن احساساتشان به کمی فاصله نیاز دارند. اما وقتی سکوت به ابزاری برای تنبیه، کنترل یا فرار از گفتوگو تبدیل میشود، میتواند به رابطه آسیب بزند. در یک رابطه سالم، حتی وقتی ناراحتیم، باید بتوانیم درباره احساسات و اختلافهایمان حرف بزنیم و برای حل آنها راهی پیدا کنیم.
اگر در رابطهتان با سکوت، قهر یا قطع ارتباط مکرر روبهرو هستید و نمیدانید چطور با آن برخورد کنید، کمک گرفتن از یک متخصص میتواند مفید باشد. اگر درباره این موضوع سؤالی داشتید یا نیاز به راهنمایی داشتید، کلینیک روانپویشی آگاه در کنار شماست.
درباره فاطمه رجب پور
من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشتهی روانشناسی دانشگاه یزد گذراندهام. از سال 98 درمان فردیام را با رویکرد CBT آغاز کردهام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.
نوشتههای بیشتر از فاطمه رجب پور





1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.