گیلتی پلژر چیست؟
اگر بخواهیم روراست باشیم، همۀ ما گیلتی پلژرهایی داریم؛ یعنی چیزهایی که واقعاً از آنها لذت میبریم، اما همزمان فکر میکنیم نباید انجامشان دهیم. به همین خاطر حس شرم، گناه یا خجالت را تجربه میکنیم و این رفتارها را از اطرافیانمان پنهان نگه میداریم.
این لذتهای پنهانی برای هر فردی متفاوت است. مثلاً برای کسی ممکن است ساعتها تماشای یوتیوب باشد، برای دیگری خواندن رمان عاشقانه یا دیدن رئالیتیشوها.
اما چرا فکر میکنیم باید چیزهایی را که واقعاً برایمان لذتبخش هستند، مخفی کنیم؟ از قضاوت دیگران میترسیم؟ یا شاید نسبت به خواستهها و سلیقۀ خودمان احساس شرم داریم؟
در این مقاله از وبسایت کلینیک روانپویشی آگاه، قرار است بهطور کامل به این موضوع بپردازیم. پس تا انتهای مقاله همراه ما باشید.
فهرست محتوا:
Toggleتعریف گیلتی پلژر
گیلتی پلژر (Guilty Pleasure) به احساس لذت یا رضایتی گفته میشود که فرد از انجام کاری به دست میآورد، در حالیکه همزمان نسبت به آن احساس گناه، شرم یا دوگانگی دارد.
به بیان سادهتر، گیلتی پلژر یعنی چیزهایی که دوستشان داریم؛ اما از دوستداشتنشان احساس بدی داریم، چون یا از نظر اجتماعی سطح پایین تلقی میشوند یا با ارزشهای شخصیمان هماهنگ نیستند.
برای مثال، ممکن است فردی از تماشای برنامههای تلویزیونی خاصی لذت ببرد، در حالیکه در ذهنش این کار را بیفایده میداند. این تضاد میان تمایل و قضاوت ذهنی، باعث شکلگیری تعارض و احساس گناه یا شرم میشود.
ریشه و پیشینه روانشناسی گیلتی پلژر
اصطلاح گیلتی پلژر از دو کلمه «guilt» به معنای احساس گناه و «pleasure» به معنای لذت تشکیل شده است و در زبان فارسی میتوان آن را «لذت گناهآلود» ترجمه کرد.
حالا بیایید کمی به گذشته سفر کنیم. اصطلاح «گیلتی پلژر» اولینبار در قرن نوزدهم در غرب به کار میرفت. البته در آن زمان خبری از یوتیوب، اینستاگرام یا تیکتاک نبود که کسی بهخاطر تماشای آنها احساس گناه کند؛ اما این مفهوم برای رفتارهایی مانند خوردن بیش از حد شیرینی یا نوشیدن نوشیدنیهای الکلی استفاده میشد.
یعنی زمانی که فرد از انجام کاری لذت میبرد، اما همزمان آن را «غلط» یا «نامناسب» میدانست. به همین ترتیب، با گذر زمان، دامنۀ گیلتی پلژر گستردهتر شد و رفتارهای متنوعتری را دربر گرفت.
برای مثال، در دهۀ ۱۹۵۰ گوشدادن به موسیقی راکاندرول میتوانست نوعی گیلتی پلژر محسوب شود؛ زیرا اغلب با هنجارشکنی و رفتارهای غیراخلاقی همراه دانسته میشد. امروزه نیز طیف وسیعی از فعالیتها میتوانند در دستۀ گیلتی پلژر قرار بگیرند.
چرا گیلتی پلژر داریم؟
چرا گاهی نسبت به چیزهایی که از آنها لذت میبریم، احساس بدی داریم؟ پاسخ به این سؤال کمی پیچیده است؛ زیرا ترکیبی از عوامل روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی در کنار هم عمل میکنند و باعث شکلگیری این احساس میشوند. در ادامه، این دلایل را دقیقتر بررسی میکنیم.
- تأثیر فرهنگ و نگرش اجتماعی
باتوجهبه مقالهای در سایت psychologytoday، یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری گیلتی پلژرها، فرهنگ و نگرشهای اجتماعی است. از کودکی، در مدرسه، خانواده، جمع دوستان و رسانهها، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به ما آموزش داده میشود که چه چیزهایی «خوب» هستند و چه چیزهایی «خوب نیستند». این پیامها بهتدریج در ذهن ما نهادینه میشوند و در بزرگسالی بر شیوۀ ارزیابی و ارزشگذاریمان نسبت به رفتارها و علایقمان تأثیر میگذارند.
به همین دلیل، وقتی در فعالیتی غرق میشویم که از نظر جامعه ارزشمند یا «سطح بالا» تلقی نمیشود، ممکن است احساس کنیم کار نادرستی انجام دادهایم و در نتیجه دچار احساس گناه یا شرم شویم.
برای درک بهتر این موضوع، به این مثال توجه کنید: معمولاً کسی نمیگوید «گوشدادن به موسیقی کلاسیک گیلتی پلژر من است»، چون این نوع موسیقی در جامعه جایگاه محترم و ارزشمندی دارد. اما تماشای برنامههای تلویزیونی یا رئالیتیشوها ممکن است برای برخی افراد گیلتی پلژر باشد؛ زیرا از نظر فرهنگی بیارزش یا سطح پایین تلقی میشود. درحالیکه بسیاری از افراد واقعاً از آن لذت میبرند، اما همین فاصله میان لذت شخصی و قضاوت اجتماعی باعث میشود احساس شرم یا گناه را تجربه کنند.
- جذابیت احساس گناه
گاهی اوقات وقتی از انجام کاری منع میشویم، بیشتر دوست داریم انجامش دهیم. لذت تجربۀ تابوها همیشه با ما بوده است، حتی اگر بهای این تجربه، احساس گناه باشد.
حتی اگر این میل را سرکوب کنیم، باز هم بخشی از وجود ما دوست دارد «ممنوعهها» را تجربه کند. به همین دلیل، چیزهای ممنوع یا رفتارهایی که جامعه آنها را منع میکند، اغلب برایمان جذابتر میشوند.
انگار هیجان انجام کاری که «نباید» انجام دهیم، از انجام ندادنش بیشتر است. به همین خاطر، گیلتیپلژرها معمولاً حس هیجان و لذت شدیدتری را در ما ایجاد میکنند.
لیست روانشناس آنلاین کلینیک آگاه
- تعارض میان میل و هنجارهای درونی
نظریۀ روانکاوی، ساختار شخصیت انسان را به سه بخش تقسیم میکند: اید که سرچشمۀ تمایلات و لذتجویی است، سوپرایگو که نمایانگر وجدان، ارزشها و باورهای اخلاقی است، و ایگو که میان این دو و دنیای بیرونی تعادل برقرار میکند. همواره میان این سه بخش از شخصیت تعارض وجود دارد و همین تعارض، منشأ بسیاری از رفتارها و احساسات ماست.
در گیلتیپلژر، زمانی که فرد از انجام کاری لذت میبرد اما این کار بر اساس معیارهای سوپرایگو «غلط» یا «نامناسب» تلقی میشود، اید و سوپرایگو دچار تعارض میشوند و در نتیجه احساس گناه شکل میگیرد. سوپرایگو در دوران کودکی و از طریق درونیسازی آموزشها و ارزشهایی که از خانواده و جامعه میآموزیم، شکل میگیرد. در واقع افرادی که در خانوادههای سختگیرتر رشد کردهاند، معمولاً سوپرایگو و معیارهای اخلاقی سختگیرانهتری دارند؛ در نتیجه احتمال تجربۀ گیلتیپلژر در آنها بیشتر است.
- نیاز روانشناختی به رهایی از فشارها
گیلتیپلژرها بخشی طبیعی از رفتار همۀ ما هستند. وجود آنها به ما کمک میکند تا از فشارهای درس، کار و زندگی روزمره فاصله بگیریم و از آنچه دوست داریم لذت ببریم. در واقع، گیلتیپلژر میتواند راهی برای کاهش تنشهای درونی باشد.
از این منظر، ایگو تلاش میکند میان دو نیروی متعارض، یعنی اید و سوپرایگو، تعادل برقرار کند. وقتی فرد از انجام رفتاری لذت میبرد اما آن رفتار با معیارهای شخصی یا اجتماعی در تعارض است، ایگو اجازه میدهد این لذت تجربه شود تا نیاز درونی ارضا و تنشهای روانشناختی کاهش پیدا کند.
- تربیت خانوادگی و ارزشهای درونیشده
تجربههای دوران کودکی و نحوۀ تربیت نیز در شکلگیری گیلتیپلژر تأثیر دارند. برای مثال، ممکن است فردی در کودکی یاد گرفته باشد که هنگام خوردن شیرینی یا تنقلات، بازیکردن و فیلم دیدن از سوی والدینش سرزنش میشود. در نتیجه، در ذهن او «لذت» با «گناه» گره میخورد.
سپس در بزرگسالی، وقتی از انجام همین کارها ـ مثل پرخوریکردن ـ لذت میبرد، همان صدای والدینِ درونیشده فعال میشود و احساس گناه را برمیانگیزد.
انواع گیلتی پلژر
گیلتیپلژرها شکلها و انواع مختلفی دارند و برای هر فرد میتوانند متفاوت باشند؛ بااینحال، رایجترین رفتارهایی که معمولاً بهعنوان گیلتیپلژر شناخته میشوند، شامل موارد زیر است:
- یکی از رایجترین انواع گیلتیپلژر، لذتبردن از خوردن خوراکیهایی است که ناسالم یا پرکالری تلقی میشوند.
- دیدن فیلمها و سریالهای عاشقانه، تماشای ویدئوهای یوتیوب یا اینستاگرام و گوشدادن به آهنگهای قدیمی نیز برای برخی افراد گیلتیپلژر محسوب میشوند.
- برخی رفتارها مانند استراحت بیشازحد، زیاد خوابیدن یا انجام کارهایی که مفید تلقی نمیشوند، میتوانند برای بعضی افراد گیلتیپلژر باشند.
- رفتارهایی مانند غیبتکردن، چتکردن با هوش مصنوعی و دنبالکردن بلاگرها در اینستاگرام نیز برای برخی افراد هم لذتبخش و هم خجالتآور است.
- بعضی افراد از خیالپردازیهای ذهنی و ساختن سناریوهای خیالی لذت زیادی میبرند، اما گاهی نسبت به انجام این کار احساس بدی دارند.
- تماشای برنامههای تلویزیونی یا رئالیتیشوها
- بازیکردن طولانیمدت ویدئوگیم
- خریدهای افراطی و بدون برنامه
- خواندن اخبار و شایعات مربوط به زندگی سلبریتیها
دریافت مشاور استرس و اضطراب
پیامدهای روانی گیلتیپلژر
تجربه گیلتیپلژر میتواند پیامدهای روانی عمیقتری نیز به همراه داشته باشد. این پیامدها که ممکن است مثبت یا منفی باشند، عبارتاند از:
- احساس گناه و خجالت
همانطور که گفتیم، مهمترین پیامد گیلتیپلژر احساس گناه و خجالت است. ممکن است بعد از لذتبردن از یک رفتار، خودمان را سرزنش کنیم. در واقع چون فکر میکنیم انتخابهای بدی داشتهایم، خودمان را قضاوت میکنیم و دچار احساس شرم یا حقارت میشویم. این فرایند ممکن است بهمرورزمان باعث کاهش عزتنفس شود.
- نقش در سلامت روان و خودپذیری
یکی دیگر از پیامدهای گیلتیپلژر، تأثیر آن بر سلامت روان است که میتواند هم مثبت باشد و هم منفی:
همانطور که قبلاً اشاره شد، گیلتیپلژر میتواند فرصتی برای تخلیه فشارهای روانشناختی باشد. برای مثال، تصور کنید ویدئویی ۳۰ دقیقهای در یوتیوب تماشا میکنید. در این مدت احساس خوبی دارید و به چیز دیگری فکر نمیکنید؛ انگار ذهنتان کمی استراحت میکند. این تجربه میتواند به بهبود سلامت روان کمک کند.
از سوی دیگر، در تجربه گیلتیپلژر معمولاً بخشهایی از خودمان و انتخابهایمان را انکار یا سرکوب میکنیم؛ چون آنها را بیارزش یا بد میدانیم. در این حالت، خودمان را بهطور کامل نمیپذیریم و برای تأیید ارزش خود، بیش از حد به معیارهای بیرونی تکیه میکنیم. در نتیجه، این روند میتواند به سلامت روان آسیب بزند. به همین دلیل، پذیرفتن این رفتارها و سلیقهها بهعنوان بخشی از هویت فردی اهمیت دارد.
چگونه با گیلتی پلژر خود کنار بیاییم؟
اما چرا باید از چیزهایی که دوست داریم احساس گناه یا شرم کنیم؟ معمولاً گیلتیپلژرهای ما چیزهایی نیستند که واقعاً برای آنها احساس بدی داشته باشیم؛ پس شاید بهتر است این اصطلاح را کنار بگذاریم. وقتی درباره گیلتیپلژر صحبت میکنیم، تنها بر احساس گناه تمرکز میکنیم، درحالیکه این رفتارها واقعاً لذتبخش هستند. مثلاً وقتی یک رئالیتیشو را تماشا میکنیم، احتمالاً چیز جدیدی نمیآموزیم؛ اما صرفاً لحظات خوشی را تجربه میکنیم.
همچنین همانطور که قبلاً هم اشاره شد، همه ما روزانه با چالشهای زیادی درگیر هستیم؛ در محیط کار، دانشگاه یا مدرسه و حتی در انجام کارهای خانه. لذتبردن از چیزی که واقعاً لذتبخش است میتواند بهعنوان شکلی از مراقبت از خود عمل کند. حتی اگر چیز فاخر یا ارزشمندی نباشد، فرصتی است برای رهایی از فشارها و مشغلههای روزمره. علاوه بر این، تجربههای اینچنینی کمک میکند انرژی و انگیزه خود را بازیابی کنیم.
به همین دلیل دلیلی برای احساس گناه نسبت به گیلتیپلژرها وجود ندارد، البته تا زمانی که این رفتارها بیضرر باشند، برای خودمان یا دیگران مشکلی ایجاد نکنند و مانع انجام کارهای روزمره نشوند. بنابراین مهم است که از این رفتارها بهصورت سالم لذت ببریم و مدتی کوتاه از فشارها و زندگی روزمره فاصله بگیریم.
راهکارهای مقابله با احساس گناه
پس نباید بابت چیزهایی که دوست داریم و به خودمان یا دیگران آسیبی نمیرسانند، احساس گناه یا شرم داشته باشیم. برای مقابله با احساس گناه، رعایت چند نکته کلیدی که در مقالهای از وبسایت explorepsychology توصیه شده، کمککننده است:
- در قدم اول به چیزهایی که باعث بروز احساس گناه میشوند، توجه کنید. آیا نگران نظر دیگران هستید؟ یا صرفاً استانداردهای درونی سختگیرانه دارید؟ آیا کسی شما را بهخاطر سرگرمیهایتان تحقیر میکند؟ با مشخصشدن محرک اصلی احساس گناه، میتوانید قدمهایی برای مقابله با آن بردارید.
- اگر احساس گناه ناشی از نگرانی درباره نظر دیگران است، بررسی کنید چرا این احساس را دارید. آیا واقعاً این فعالیت شرمآور است یا فقط به نظر اطرافیان چنین میآید؟ اگر تنها نگران نظر دیگران هستید، دلیل اهمیت زیاد آن را برای خودتان بیابید.
- شاید احساس گناه بهخاطر معیارهای سختگیرانه باشد. در این صورت استانداردهای غیرواقعی خود را شناسایی و آنها را با معیارهایی واقعبینانه جایگزین کنید. همچنین به خود یادآوری کنید که لذتبردن از چیزهای معمولی به معنای ضعف نیست.
- شاید احساس بدی دارید، چون میدانید بیش از حد کاری را انجام میدهید و از بخشهای دیگر زندگی عقب ماندهاید. برای مثال، زمان زیادی از روز را صرف تماشای سریال میکنید. در این شرایط تلاش کنید حد تعادل را نگه دارید و برای سایر بخشهای زندگی برنامهریزی کنید. خوشگذرانی و لذت خوب است؛ اما ما بهعنوان انسانهای بالغ مسئولیتهایی هم داریم.
- بر پذیرش خود و ویژگیها و رفتارهای خاصی که شما را منحصربهفرد میکنند، تمرکز کنید. به یاد داشته باشید که سلیقهها و علاقههای شخصی شما منحصربهفرد هستند و نیازی به تأیید دیگران برای لذتبردن از آنها ندارید.
- اگر ذهنتان بیش از حد درگیر احساس گناه شده و مدام خودتان را سرزنش میکنید، میتوانید از درمانگر کمک بگیرید. در جلسات مشاوره فردی، درمانگر به شما کمک میکند دلایل این احساس را بفهمید و سپس راههای بهتری برای مقابله با آن پیدا کنید. برای شروع جلسات نیز میتوانید بهصورت حضوری یا مجازی از درمانگران کلینیک آگاه نوبت بگیرید.
جمعبندی
در این مقاله تلاش کردیم شما را با مفهوم گیلتیپلژر و دلایل ایجاد آن آشنا کنیم. مهم است بدانید گیلتیپلژرها بخشی طبیعی از زندگی هستند. همه ما چیزهایی را دوست داریم، حتی اگر دیگران آنها را جالب یا باکلاس ندانند. این اتفاق تعادل پیچیدهای میان میل و ارزشهای درونی یا اجتماعی را نشان میدهد. بااینحال، میتواند به ما کمک کند کمی از زندگی روزمره فاصله بگیریم و لحظات خوشی را تجربه کنیم. همچنین با پذیرفتن این سرگرمیها و لذتها بهعنوان بخشی از هویت خود و مقابله با احساس گناه، میتوانیم به بهبود سلامت روان خود کمک کنیم.
درباره فاطمه شهبازی
من فاطمه شهبازی فارغالتحصیل کارشناسی روانشناسی از دانشگاه یزد هستم. بیشتر به رویکردهای پویشی و تحلیلی علاقهمند هستم و اکثر مطالعاتم هم در این زمینه است و در کارگاههای مربوط هم شرکت میکنم. از سال ۱۴۰۰ نیز درمان فردیام را با رویکرد istdp شروع کردم. همچنین از پاییز سال ۱۴۰۲ به عنوان نویسنده بلاگ با کلینیک آگاه همکاری میکنم و هدف من آگاهکردن و افزایش اطلاعات افراد جامعه راجع به مسائل روانشناختی است.
نوشتههای بیشتر از فاطمه شهبازی




1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.