روانکاوی هستی شناختی یا شاید هم روانکاوی مدرن؟ (نگاهی به مقاله‌ی "روانکاوی هستی شناختی یا «وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کسی شوی؟» (آگدن،2019)")

تمهیدات

تغییری اساسی در طول 70 سال گذشته در نظریه و عمل روانکاوی رخ داده­ است. یعنی از تأکید بر روانکاوی معرفت شناختی به تأکید بر روانکاوی هستی شناختی تغییر کرده است. حال اصلاً روانکاوی معرفت شناختی و هستی شناختی نشانگر چه نوع روانکاوی هستند؟ آیا در تکنیک های درمانی با یکدیگر تفاوت دارند؟ هدف درمانی هرکدام از این ابعاد روانکاوی چیست؟

در ادامه به معرفی مختصر مقاله‌ی روانکاوی هستی شناختی یا «وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کسی شوی؟» (توماس آگدن می‌اندازیم که وی در این مقاله به شرح مفصل این دو نوع روانکاوی و همچنین نظریه پردازان معرف آن­ها می‌پردازد.

روانکاوی معرفت شناختی:

روانکاوی معرفت شناختی به فرآیند کسب دانش و رسیدن به درکِ بیمار، به ویژه درکِ ناخودآگاه دنیای درون روانی بیمار و رابطه­اش با دنیای بیرونی اشاره دارد. این درک به سازماندهی تجربه­ی فرد به شیوه‌ای کمک می‌کند که در پرداختن به مشکلات هیجانی و دستیابی به تغییر روانی، ارزشمند باشد. ​تعبیر و تفسیرهای تحلیلگر، قرار است درکی از خیال‌پردازی‌های ناخودآگاه بیمار، آرزوها، ترس‌ها، تکانه‌ها، تعارض ها، آرمان‌ها و غیره را ایجاد کند. همانطور که لاپلانش و پونتالیس‏ گفته‌اند، تعبیر در قلب آموزه­ها و تکنیک­های فرویدی قرار دارد.

مهم‌ترین مداخله­ی بالینی، از نقطه‌ نظر معرفت‌شناختی، تفسیرِ انتقال است: تحلیلگر درک خود را، از روش‌هایی که بیمار او را به گونه­ای تجربه می‌کند، که انگار یک چهره واقعی یا خیالی از دوران نوزادی یا کودکی­اش است، در کلمات، به بیمار منتقل می­کند.

روانکاوی هستی‌شناختی:

در مقابل، اصطلاح روانکاوی هستی‌شناختی برای اشاره به بُعدی از روا‌نکاوی استفاده می­شود که، در آن تمرکز اصلی تحلیلگر بر روی تسهیل تلاش‌های بیمار، برای تبدیل شدن بیشتر، به خودش است. از دیدگاه روانکاوی هستی‌ شناختی، مسئله­ی اصلی، دانشی نیست که بیمار و تحلیلگر به آن رسیده‌اند ؛ بلکه تجربه­ی رسیدنِ بیمار، به درکی خلاقانه و همراه با لذت زیاد است. تجربه‌ای که در آن بیمار، در جست­وجوی درک خود نیست، بلکه فرآیندی را تجربه می­کند که به صورت کامل تری تبدیل به خودش شود.

پیدا کردن تفکر هستی‌ شناختی در کار فروید و کلاین دشوار نیست. به عنوان مثال، ایده­ی فروید (‏۱۹۲۳) ‏را در نظر بگیرید که: «تحلیلگر باید جریان ناخودآگاه بیمار را با ناخودآگاه خود درک کند، او باید به سادگی گوش فرا دهد و نگران این نباشد که چیزی را در ذهن خود نگه دارد.​ ​«تنها گوش کردن» حالتی از بودن و راهی است برای بودن با بیمار».

سهم وینیکات در روانکاوی هستی شناختی:

وینیکات که یکی از معماران اصلی روانکاوی هستی شناختی است. او در جایی ذکر می­کند: «فکر اینکه به دلیل نیاز شخصی­ام به تعبیر دادن، چقدر باعث به تعویق افتادن یا مانع تغییرات عمیق شده­ام، مرا به وحشت می‌اندازد… اگر فقط بتوانیم صبر کنیم، بیمار به طور خلاقانه و با لذت بسیار به درک می‌رسد، و من اکنون از این لذتی که بیمار تجربه می کند بیشتر از زمانی لذت می‌برم که (به سبب تعبیرهایم) احساس باهوش بودن می­کردم».

​ وینیکات، تقریبا در هر مقاله‌ای که نوشته ‌است، حالتی از بودن را معرفی و توصیف می­کند که، قبلاً در ادبیات تحلیلی به رسمیت شناخته نشده ­بود، برای مثال، وضعیت «تداوم در بودن». شاید مهم‌ترین نقش وینیکات در روانکاوی هستی ‌شناختی، مفهوم او از «ابژه­ها و پدیده‌های در حال گذار یا انتقالی» باشد. همچنین سهم قابل توجه وینیکات در روانکاوی هستی شناختی، مفهومی است که او از حالتی از بودن ارائه داده ­است که در مرکز خود قرار دارد.

سهم بیون در روانکاوی هستی شناختی:

بیون اصرار دارد که، به عنوان روانکاو، ما باید تمایل به درک کردن را کنار بگذاریم و در عوض تا جایی که ممکن است در تجربه­ی بودن، با بیمار سهیم شویم. ما باید «اجتناب دقیق از حافظه را پرورش دهیم» زیرا حافظه به گونه­ای است که، ما فکر می­کنیم چیزی را می­دانیم، درحالیکه آن چیز نه وجود ندارد، و نه قابل فهمیدن است. همچنین باید میل به نتیجه­ی درمان و حتی درک کردن را نادیده بگیریم. خاطره­ی آنچه که فکر می‌کنیم می‌دانیم و میل به درک آنچه که هنوز روی نداده است (‏و در نتیجه غیرقابل شناخت است)‏، هر دو «مانعی بر سر راه شهود روانکاوان از واقعیتی است (آنچه که در لحظه حالِ یک جلسه رخ می‌دهد) که او باید در آن حضور داشته باشد»

مفهومِ «خیال پردازی» بیون (‏۱۹۶۲) نیز، گرایش هستی‌ شناختی او را منعکس می‌کند: «در محیط تحلیلی، تحلیلگر نسخه­ی تغییر شکل یافته­ی تجربه­ی رؤیاپردازی نشده­ی (یا فقط قسمتی رؤیاپردازی شده­) بیمار را، با صحبت کردن (‏یا ارتباط دادن به دیگر اشکال)‏ از (نه درموردِ) تجربه­ی خیال پردازی، در دسترس بیمار قرار می‌دهد».

در ادامه آگدن بیان می­کند، تفکر هستی شناختی بیون، بسیار در سمینارهای بالینی او مشهود است. (برای مطالعه­ی مثال هایی از سمینارهای بالینی و نوع برخورد بیون با یک مورد بالینی سایکوز، می‌توانید به مقاله‌کامل و ترجمه شده مراجعه کنید).

روانکاوی هستی شناختی و رویکرد روابط ابژه

برای نظریه پردازان روابط ابژه (‏به عنوان مثال، فروید در برخی از نوشته‌های خود، فیربرن، گانتریپ و کلاین) تغییرات روابط ابژه­ای درونی (و درنتیجه تغییر در رابطه با ابژه­های بیرونی) ابزاری­ است که به واسطه­ی آن، تغییرات روانی روی می­دهد.

از دیدگاه نظریه پردازان روابط ابژه، رشد روانی شامل رهایی فرد از اضطرابِ گزند و آسیب و اضطراب افسردگیِ ناشی از دنیای ابژه­های درونی (‏کلاین)‏ و رهایی فرد از وابستگی اعتیادآور میان ابژه­های درونی است، که درنتیجه­ی آن بتواند در رابطه با ابژه­های واقعی بیرونی سهیم شود (فیربرن و گانتریپ). همان طور که گفتم، از نظر وینیکات و بیون، اساسی‌ترین نیاز انسان، نیاز به این است که فرد به طور کامل­تری خودش باشد و بیشتر به خودش تبدیل شود که، شامل این است که فرد، به طور کامل‌تری در افکار، احساسات و حالات جسمانی­اش حاضر و مشهود باشد؛ ​بهتر بتواند پتانسیل‌های منحصر به فردِ خلاقانه­ی خود را حس کند و راه هایی را برای پرورش آن‌ها پیدا کند؛ احساس اینکه فرد ایده­های خودش را با صدای خودش بیان می­کند. در روابط خود با دیگران به یک شخص بزرگ‌تر (‏شاید سخاوتمند تر، دلسوزتر، دوست‌ داشتنی‌­تر و پذیراتر)‏ تبدیل شود. یک سیستم با ارزشِ انسانی­تر و مجموعه‌ای از استانداردهای اخلاقی­تر؛ و غیره… را ایجاد کند.

تصویر بالینی روانکاوی هستی شناختی

آگدن در این قسمت مقاله می­نویسد: من معتقدم که پایبندی سختِ یک تحلیلگر، به هر مجموعه‌ای از قوانین درمان بالینی (‏به عنوان مثال، یک تکنیک مرتبط با مکتب روانکاوی)‏ نه تنها به بیمار این احساس را می­دهد که منحصر به او نیست، بلکه ظرفیتِ تحلیلگر را برای خلاق بودن در کار با بیمارانش، هم محدود می‌کند. من با هر بیمار به روشی صحبت می‌کنم که با روش صحبت­ام با دیگر بیماران متفاوت است.

برای درک بهتر چگونگی عمل درمانیِ روانکاوی هستی شناختی و چندین مثال بالینی مقاله کامل را تهیه نمایید.

نظرات

متوسط امتیازات

0
بدون امتیاز 0 رای
40,000 تومان
0 نقد و بررسی

جزئیات امتیازات

5 ستاره
0
4 ستاره
0
3 ستاره
0
2 ستاره
0
1 ستاره
0

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مقاله روانکاوی هستی شناختی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا برای ارسال یا مشاهده تیکت به حساب خود وارد شوید