• نویسنده: مری جو پیبلز
  • مترجم: هومن فرهمند
  • ویراستار علمی: محمد صادق خداهمتی
  • سال انتشار: ۲۰۲۱

خیلی زود می‌آموزیم که تغییرهای اساسی آسان به‌دست نمی‌آید (شِلَسنجر، 1976، صفحۀ1)

فردی که برای اولین بار پا به اتاق درمانگر می‌گذارد، می‌خواهد بعد از رفتنش حال بهتری را تجربه کند. خواستۀ ما نیز بهتر شدن حال اوست. اما چطور احساس او از «خوب شدن» به فرآیند تغییر مرتبط است؟
برای حال خوب ارتباط ضروری است. بیمار ما نیاز دارد که احساس کند این غریبه، یعنی درمانگرش، دربارۀ کیستی او و چیزهایی که سعی در گفتنش دارد سراپاگوش است. حضور نوعی «پیوند» ضروری است.
شایستگی درمانگر نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند. بیمار باید احساس کند کسی که خودش را به او سپرده، دربارۀ مسائل و دغدغه‌هایی که به جلسه می‌آورد تجربۀ کافی دارد و برای کمک به او تواناست.
پیوندی که با شایستگی درآمیخته شود، امید را موجب می‌شود. اما شاید بیمار ما اعتمادش را به امید از دست داده باشد، چون همین امید بارها او را ناامید کرده است. در این مورد، آیا وقتی درمانگر در حال بیان چیزی است یا وقتی در حال فکر کردن به حرف‌های بیمار است در حالی که بیمار فکر می‌کند دلیلی برای فکر کردن وجود ندارد، بیمار ما می‌تواند احساس تبانی‌کند؟ امید و کنجکاوی به فرآیند تغییر سوخت می‌رساند.

نظرات

متوسط امتیازات

0
بدون امتیاز 0 رای
رایگان!
0 نقد و بررسی

جزئیات امتیازات

5 ستاره
0
4 ستاره
0
3 ستاره
0
2 ستاره
0
1 ستاره
0

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “وقتی درمان پیش نمی‌رود (فصل اول تغییر زمان بر است)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *