اختلال اضطراب جدایی در کودکان چیست؟
اضطراب جدایی، یکی از مراحل طبیعی رشد کودک است، اما وقتی شدت یا شیوه بروز آن نامتناسب با سن و شرایط کودک باشد، میتواند زندگی روزمره را مختل کند. درک اضطراب جدایی، علائم آن و راهکارهای مدیریت آن، نقش مهمی در رشد سالم کودک و ایجاد امنیت روانی دارد. در این مقاله از وبلاگ کلینیک روانپویشی آگاه قصد داریم درباره اضطراب جدایی، نشانهها، تفاوت آن در سنین مختلف و روشهای مؤثر برای پیشگیری و کاهش آن صحبت کنیم.
فهرست محتوا:
Toggleاختلال اضطراب جدایی در کودکان چیست؟
اختلال اضطراب جدایی یکی از مشکلات شایع دوران کودکی است. بیشتر والدین کموبیش با این نوع اضطراب در کودکان آشنا هستند.
کودکان دارای اضطراب جدایی، به خانه و خانواده و افراد امن زندگیشان وابستگی زیادی دارند. آنها تحمل جدایی از خانواده و افراد مهمی که به آنها دلبستهاند را ندارند و موقع جدایی بهشدت مضطرب و چسبنده میشوند. معمولاً دوست ندارند خانه را ترک کنند یا به مدرسه بروند، به والدینشان میچسبند و کابوسهایی با موضوع جدایی میبینند. حتی نگرانند که مبادا حادثهای خطرناک برای افراد مهم زندگیشان اتفاق افتد.
لازم است توجه کنیم که کودکان بین 6 تا 36 ماهگی بهطور طبیعی اضطراب جدایی را تجربه میکنند، چون هنوز بهطور کامل به خود متکی نیستند. در این سن، مادر که برای کودک نماد کل دنیاست، هنوز به شکلی پایدار در ذهن کودک تثبیت نشده است. پس طبیعی است که نبود مادر کودک را کمی مضطرب کند. معمولاً در همین سنین، تصویر ثابتی از والدین در ذهن کودک شکل میگیرد و او برای ساختن این تصویر نیازمند حضور والدین است. پس منظور از اختلال اضطراب جدایی، اضطرابی است که متناسب با سن کودک نباشد و با گذشت زمان، رشد تواناییهای کودک و تثبیت تصویر والدین از بین نرود.
علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان
ویژگی اصلی اختلال اضطراب جدایی، ترس و نگرانی مفرط از جدایی از خانه یا افراد مهمی است که کودک به آنها دلبسته است. البته هر کودکی ممکن است در سنی خاص، هنگام دوری از خانه یا والدین اضطراب را تجربه کند؛ اما در این اختلال، شدت نگرانی بسیار بیشتر از آن چیزی است که بر اساس سن کودک انتظار میرود.
کودکان دارای اضطراب جدایی هنگام دوری از افراد دلبستگیشان دچار ناراحتی شدید و مکرر میشوند. آنها اغلب نگران سلامتی یا مرگ والدین هستند و مدام از وقوع حوادث ناخواسته میترسند؛ بهویژه وقتی از منبع دلبستگی خود دور باشند. مثلاً ممکن است کودک در مدرسه مدام نگران باشد که خانوادهاش سالم هستند یا نه و بخواهد مرتب با آنها در تماس باشد.
این کودکان به دلیل ترس از جدایی، سعی میکنند تا جای ممکن بیرون نروند و نسبت به بیرون رفتن بیمیل هستند. آنها از تنها ماندن در خانه، بدون حضور افرادی که به آنها دلبستگی دارند، میترسند. این افراد به حدی اضطراب را تجربه میکنند که حتی تنها در اتاق هم نمیمانند. یکی از مهمترین موقعیت هایی که اضطراب جدایی مشکل ساز میشود، زمان خواب است: کودک اصرار دارد والدین تا هنگام به خواب رفتن کنار او باشند و نیمهشب نیز به اتاق آنها میرود. معمولاً از رفتن به اردو یا خوابیدن در خانهٔ اقوام و دوستان هم احساس ناراحتی میکنند.
کابوسهای مکرر دربارهٔ جدایی یا وقوع فاجعه برای والدین، در این کودکان شایع است. همچنین علائم جسمی مثل سردرد، سرگیجه، تهوع، دل درد موقع جدایی بروز میکند.
اگر این مشکلات در افراد زیر هجده سال به مدت چهار هفته و در بزرگسالان حداقل شش ماه تداوم داشت آنگاه اختلال اضطراب جدایی تشخیص داده میشود. اضطراب جدایی میتوان در زندگی شغلی، تحصیلی، اجتماعی یا سایر زمینهها تداخل ایجاد کند و روال زندگی عادی فرد را به هم بریزد.
علت اضطراب جدایی کودک چیست؟
کودکان ممکن است به دلایل مختلفی دچار اضطراب جدایی شوند. هر رویکرد روانشناسی، شکلگیری این اضطراب را در چارچوب نظریهٔ خود توضیح میدهد. برخی از عوامل بالقوهٔ مؤثر عبارتاند از:
- اتفاقات ناگوار: اگر کودک شاهد حادثهای برای اعضای خانواده باشد یا خبر ناخوشایندی دربارهٔ دیگران بشنود، امنیت روانیاش آسیب میبیند. در نتیجه ممکن است بیشازپیش نگران اعضای خانواده شود و این نگرانی را با بیقراری و چسبندگی نشان دهد.
- مادری بیثبات یا حضور ناکافی مادر: در سن حساس ۶ تا ۳۶ ماهگی، حضور کافی و مؤثر مادر برای شکلگیری دلبستگی ایمن ضروری است. مادری که فرصت حضور کافی ندارد و بهموقع به نیازهای جسمی و روانی کودک پاسخ نمیدهد، احساس امنیت و تصویر قابلاعتماد از خود را منتقل نمیکند. چنین کودکی مدام نگران از دست دادن منبع حمایت خود است و برای حفظ آن بهطور افراطی به مادر میچسبد.
- احساس عدم کفایت در مقابل چالشهای رشدی: ناکامیها و شکستهای مکرر میتوانند در کودک احساس درماندگی و اضطراب ایجاد کنند. کودک بهتدریج باور میکند که برای مواجهه با موقعیتها به جای تواناییهای خودش، به حضور والد نیاز دارد؛ بنابراین هنگام جدایی از والد دچار اضطراب میشود.
- یادگیری اضطراب از والدین: گاهی کودک اضطراب جدایی را از والدین خود میآموزد. مثلاً وقتی کودک تمایل به استقلال دارد، اما مادر به علت اضطراب خودش او را نزدیک نگه میدارد. کودکان در مواجهه با هیجان، به «ارجاع اجتماعی» روی میآورند؛ یعنی واکنش خود را با نگاه به پاسخ والد تنظیم میکنند. اگر والد با کمترین جدایی شدیداً آشفته شود، کودک هم اضطراب و چسبندگی را بهعنوان پاسخ طبیعی به جدایی درونی میکند.
- سرشت کودک: برخی کودکان توانایی بیشتری برای مدیریت جدایی دارند؛ مثلاً با مشغول کردن خود به فعالیتهای جایگزین یا بیان احساساتشان. در مقابل، بعضیها آسیبپذیرترند و سریعتر دچار اضطراب میشوند.
محققان برای توضیح این تفاوتها از مدل «بیماریپذیری – استرس» استفاده میکنند. بر اساس این مدل، احتمال ابتلا به اضطراب به دو عامل بستگی دارد: ظرفیت ذاتی فرد برای مقابله با استرس و میزان استرسی که تجربه میکند. هرچه بنیه سرشتی ضعیفتر باشد، واکنش فرد به موقعیتهای استرسزا شدیدتر خواهد بود؛ در حالیکه افراد با سرشت مقاومتر توان بیشتری برای تحمل شرایط دشوار دارند. به همین دلیل، تجربه جدایی مشابه میتواند در کودکان مختلف پیامدهای کاملاً متفاوتی بر جای بگذارد.
راه تشخیص اضطراب جدایی کودک چیست؟
علائم این اختلال بهترین راهنما برای تشخیص آن هستند. واضحترین نشانه، چسبندگی بیش از حد کودک به والدین است؛ موضوعی که معمولاً نخستین بار توجه والدین را جلب میکند. علاوه بر این، بیقراری شدید هنگام جدایی، امتناع از ترک خانه، ناتوانی در تنها خوابیدن، بروز مشکلات جسمانی هنگام جدایی، کابوسهای مکرر با موضوع جدایی و نگرانی دائمی درباره وقوع حوادث ناگوار برای افراد مهم زندگی نیز از دیگر نشانههای تشخیصیاند.
راههای درمان اضطراب جدایی کودک
اولین قدم برای درمان اضطراب جدایی، درک و همدلی با اضطراب کودک است. کودک بهاندازۀ کافی دنیایی ناامن را تجربه میکند؛ بنابراین توسل به زور و روشهای خشن و قهرآمیز برای جدا کردن او نهتنها اوضاع را بهتر نمیکند، بلکه احساس ناامنی و بیپناهی کودک را بیشتر میسازد. فهمیدن ریشههای اضطراب جدایی، به یافتن راهحل متناسب برای آن کمک میکند. در بسیاری از موارد، کشف علل زیربنایی نیازمند همکاری والدین و درمانگر است.
درمانهای تخصصی سودمند برای بهبود اضطراب در کودکان بسیار متنوعاند:
-
خانوادهدرمانی
خانواده جایی است که شخصیت، توانمندیها و خلقیات کودک پیریزی میشود. کودک بیشترین ارتباط و تعامل را با اعضای خانواده دارد. خانواده بهعنوان مسئول سلامت جسم و روان، با ایجاد شرایطی مطمئن که در آن هیجانات کودک به رسمیت شناخته شود و پناهگاهی برای ابراز احساسات او باشد، میتواند به کاهش اضطراب کمک کند. اما گاهی خانواده بهجای حل مشکل، خود منبع تولید مشکل میشود و بهجای ایجاد فضایی امن، محلی برای افزایش تنش خواهد بود. مشکلات اعضای خانواده بهعنوان یک سیستم بر همۀ افراد اثر میگذارد، و در این میان کودکان بیشترین آسیب را از محیط ناایمن، بیثبات و غیرقابل پیشبینی میپذیرند. کودکان آینۀ تربیت و محصول نظام خانوادهاند؛ مشکلات آنها خارج از چرخه معیوب خانواده شکل نمیگیرد. بنابراین، برای بهبود اضطراب جدایی، خانوادهدرمانی با روشن کردن ریشههای اضطراب و ارائه راهحلهای احتمالی میتواند بسیار کمککننده باشد.
-
بازی درمانی
بازیدرمانی نوعی ارتباط بینفردی پویاست که میان کودک و درمانگری آموزشدیده در فرایند بازی شکل میگیرد. این رابطه به کودک کمک میکند رابطهای امن و مطمئن را تجربه کند. در چنین فضایی، کودک میتواند هیجانات آزارنده خود را برونریزی و پردازش کند.
در بازیدرمانی از ابزارها و تواناییهای طبیعی کودک برای بیان حالات درونیاش استفاده میشود. به این ترتیب، او یاد میگیرد فشارهای احساسی خودش را بهتر کنترل کند. هدف اصلی این روش، تقویت بنیۀ روانی کودک است. با این کار، از بروز بسیاری از مشکلات پیشگیری میشود و برخی مشکلات موجود نیز برطرف خواهند شد.
به همین دلیل، بازیدرمانی روشی مهم و اثربخش برای پیبردن به ذهنیات کودک و کاهش اضطراب او به شمار میآید. از جمله انواع آن میتوان به بازیدرمانی شناختیـرفتاری، فیلیالتراپی، فلورتایم و بازیهای دلبستگیمحور اشاره کرد.
-
آموزش مهارتهای زندگی
بخش زیادی از اضطراب جدایی کودک ناشی از احساس ناتوانی او در مواجهه با چالشهاست. آموزش مهارتهای زندگی به کودک کمک میکند در زمینههایی مانند استقلال در خواب، برقراری ارتباط، خودمراقبتی و سایر تکالیف رشدی متناسب با سن، احساس توانمندی بیشتری کند. در نتیجه، در غیاب مادر بهتر میتواند اوضاع را به دست بگیرد.
این احساس توانمندی، اعتمادبهنفس کودک را بالا میبرد و جرئت امتحان کردن موقعیتهای تازه را به او میدهد. بنابراین، شناسایی نقاط ضعف کودک، تلاش برای برطرف کردن آنها و پرورش مهارتهای لازم متناسب با شرایط سنی، میتواند تا حد زیادی به بهبود اضطراب جدایی کمک کند.
-
درمان فردی
درمان فردی کودک متناسب با شرایط هر کودک طراحی میشود. این درمان میتواند ترکیبی از چند رویکرد باشد و معمولاً به استمرار و همراهی والدین نیاز دارد.
گاهی اضطراب، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، از والدین به کودک منتقل میشود. برای مثال، ممکن است کودک میل به استقلال داشته باشد، اما مادری که خود اضطراب جدایی دارد، از فاصله گرفتن او میترسد. در این حالت، مادر ناخواسته نگرانی و اضطرابش را به فرزند منتقل میکند.
به همین دلیل، درمان فردی نهتنها برای کودک، بلکه برای والدین (بهویژه مادر) نیز میتواند بسیار مؤثر باشد.
چگونه اضطراب جدایی کودک از مادر را کاهش دهیم؟
بهعنوان والد، چطور میتوانیم در لحظه به بهبود اضطراب کودک کمک کنیم؟
-
ایجاد یک رابطه خوب
پیوند عمیق و دلبستگی ایمن، پایهای محکم برای آرامش کودک است. وقتی مادر نیازهای کودک را بهخوبی میشناسد و بهموقع پاسخ میدهد، رفتار او برای کودک پیشبینیپذیر میشود. این پیشبینیپذیری به کودک تصویری باثبات، قابلاعتماد و توانمند از مادر میدهد.
حمایت شدن از سوی والدی امن و توانا ــ که مدام تغییر نمیکند ــ اضطراب کودک را کاهش میدهد. بنابراین، تلاش برای ساختن یک رابطه خوب هم احتمال بروز اضطراب را کم میکند و هم به مادر در مدیریت اضطراب کودک کمک خواهد کرد.
-
گفتوگو با کودک
در لحظات پراضطراب، گفتوگویی آرام میتواند همچون آبی باشد بر آتش آشفتگی کودک. این گفتوگو زمانی بیشترین اثر را بر کاهش اضطراب جدایی دارد که در فضایی همدلانه و بدون قضاوت صورت گیرد؛ جایی که کودک مطمئن شود پریشانیاش به رسمیت شناخته میشود و گوشی برای شنیدن احساساتش وجود دارد.
اگر کودک بتواند احساسات ناخوشایندش را بشناسد، آنها را نامگذاری کند و در قالب کلمات بیان نماید، این نامگذاری تودۀ هیجانی را در چارچوب قرار میدهد. در نتیجه، حد و مرزی برای آن مشخص میشود و کنار آمدن با آن برای کودک آسانتر خواهد بود.
رسیدن به این مرحله نیازمند همراهی گامبهگام والد با کودک است.
-
تنظیم توقعات والدین و سطح توانمندی کودک
اینکه از کودک انتظار داشته باشیم در همۀ شرایط و مکانها بهراحتی رفتار مستقلانه نشان دهد، انتظاری نادرست است. مغز کودک در هر موقعیت تازه، ابتدا سطح امنیت را میسنجد. تنها پس از احساس امنیت است که او شروع به کاوش در محیط و جدا شدن از مادر میکند.
بنابراین، بهتر است والدین توقعات خود را کاهش دهند و کودک را تحت فشار نگذارند. این کار نهتنها از دامنزدن به اضطراب بیشتر جلوگیری میکند، بلکه به افزایش حس امنیت در کودک نیز کمک خواهد کرد.
-
انجام فعالیتهای آرامبخش دو نفره
انجام فعالیتهای آرامبخش دو نفره، مثل پیادهروی، یوگا، رسیدگی به گل و گیاه، نقاشی، گلبازی، آشپزی، صحبت درباره احساسات، دیدن فیلم و انیمیشن و بازی کردن، هم به کیفیت زمان سپریشده والد و فرزند کمک میکند و هم تصویر والد را بهعنوان حامیای مهربان و مقتدر تثبیت و ترمیم میکند.
این فعالیتها سیستم عصبی کودک را آرام میکنند و علائم احساس امنیت را به مغز او ارسال میکنند. علاوه بر این، انجام چنین فعالیتهایی احساس توانمندی را نیز در کودک تقویت میکند.
آیا اضطراب جدایی در نوزادان دیده میشود؟
از نظر بسیاری از پژوهشگران حوزه رشد، نوزاد تا سنی خاص بهطور ویژه به مادر خود دلبسته نیست. او مادر را از میان دیگران تشخیص میدهد و ترجیح میدهد، اما اگر مادر او را تنها بگذارد، ناراحتی زیادی نشان نمیدهد و فرد دیگری هم میتواند نیازهای او را برطرف کرده و آرامش بدهد.
علائم بیقراری و چسبندگی در نوزادان بیشتر تلاشی است برای برقراری ارتباط با جهان، بهویژه با مادر، برای رفع نیازهای اولیه. این موجود ناتوان برای بقای خود، علائمی طبیعی نشان میدهد تا دیگران را به سمت خود جذب کند. برای مثال، نوزادی که گرسنه است، راهی جز گریه کردن برای فراخواندن مادر ندارد. یا نوزادی که ترسیده، برای محافظت از خود جز چسبیدن به مادر راهی ندارد.
اضطراب جدایی از سنی شروع به شکلگیری میکند که تصویر مادر در ذهن کودک در حال تثبیت است. از حدود ۶ تا ۸ ماهگی، کودک مادر را شناخته و کمکم به او دلبسته میشود. در این مرحله، نبود مادر برای کودک آزاردهنده میشود، زیرا تفاوت حضور و غیبت را درک میکند.
پس از این زمان، حضور باکیفیت مادر تعیینکننده است. اگر مادر نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر روانی و عاطفی با کودک پیوند مؤثر برقرار کند و نیازهای او را بهموقع برطرف کند، تصویر مادر در ذهن و روان کودک تثبیت میشود. در نتیجه، کودک درمییابد که حتی وقتی مادر حضور ندارد، او همچنان وجود دارد. کودک میتواند بازگشت مادر را پیشبینی کند و بیقراری کمتری نشان دهد.
تفاوت اضطراب جدایی در کودکان و بزرگسالان
اولین تفاوت اضطراب جدایی در کودکان و بزرگسالان، مدت زمان بروز علائم است. در کودکان، وجود علائم برای مدت چهار هفته، معیار تشخیص اضطراب جدایی را برآورده میکند. در بزرگسالان، علائم باید به مدت شش ماه یا بیشتر ادامه داشته باشند.
علاوه بر این، موضوع نگرانی نیز متفاوت است. کودک دارای اضطراب جدایی، معمولاً نگران جدا شدن از والدین خود است، اما بزرگسال دچار اضطراب جدایی بیشتر نگران جدا شدن از فرزندان یا عزیزان خود میباشد.
همچنین، بزرگسالان ابزارها و راهحلهای بیشتری برای مقابله با این وضعیت در اختیار دارند. آنها میتوانند جداییها و دلایل آن را منطقیتر پردازش کنند و برای مقابله با هیجانات ناخوشایند از روشهای مختلفی استفاده نمایند، از کمک گرفتن از روانشناس گرفته تا خودگوییهای مثبت.
نقش بازیدرمانی برای اضطراب جدایی
برای کودک، بازی کردن تمرینی برای زندگی واقعی است. اضطراب هم بخشی از زندگی واقعی محسوب میشود و مواجهه با آن به مهارتها و توانمندیهای مختلف نیاز دارد. همانطور که قبلاً گفته شد، کودکان دچار اضطراب جدایی اغلب نگرانیهایی مرتبط با جدایی از افراد مورد دلبستگی یا آسیب رسیدن به آنها دارند.
از آنجا که اضطراب ماهیتی مبهم دارد، برای کودک دشوار است که درباره نگرانیهایش بهطور شفاف صحبت کند. اما بازی فعالیتی منعطف است و کودک با چارچوب مشخصی روبهرو نیست. بنابراین میتواند نیازها، احساسات، ترسها و اضطرابهای خود را در بازی برونریزی کند. در بازی میتوان تا حد زیادی سرنخهایی درباره ریشه اضطرابهای کودک به دست آورد.
از آنجا که بازی برای کودک فعالیتی خوشایند است، میتوان در بستر آن، تکنیکهای درمان و آموزش مهارتها برای مقابله با اضطراب جدایی را پیاده کرد. همانطور که برای ورود به هر جهانی باید زبان مردمان آن را آموخت، دنیای کودکان نیز زبان خاص خود را دارد. بازی زبان کودک است و اسباببازیها کلمات او هستند. همچنین بازی رفتار طبیعی کودکان است که میتوان از آن برای درمان استفاده کرد.
در واقع، بازیدرمانی تعامل حمایتی بین کودک و بزرگسال آموزشدیده است که هدفش یافتن سرنخهای مشکلات و کمک به حل آنهاست. از طریق بازی، کودک میتواند هیجانات خود را تخلیه کند و مهارتهای رفتاری بیاموزد. همچنین بازی راه ورود به دنیای کودک است و به درمانگر اجازه مداخله میدهد. درمانگر تلاش میکند با کمک بازی مشکل اصلی را شناسایی کرده و با همکاری کودک به حل آن کمک کند.
تأثیر بازیدرمانی بر اضطراب جدایی کودک چندوجهی است: تجربه و ابراز هیجانات و استرسها و پردازش مجدد آنها، کاستن آشفتگیهای هیجانی، و کسب تواناییها و ظرفیتهای روانی برای مقابله با مشکلات. با توجه به گستردگی مشکلات ناشی از اضطراب، درمانگران شیوههای مختلفی از بازیدرمانی را ابداع کردهاند.
یک ویژگی مهم بازیدرمانی این است که کودک بهطور فعالانه در روند درمان مشارکت میکند و مهارتهای متنوعی یاد میگیرد. از آنجا که تکنیکهای بازیدرمانی جذاب هستند، احتمال همراهی و مشارکت کودک بالاتر میرود. از طرفی، به کارگیری ابزارهای ساده و در دسترس، بازیدرمانی را به روشی سودمند و کاربردی تبدیل کرده است.
آیا میشود از اختلال اضطراب جدایی جلوگیری کرد؟
اضطراب جدایی بخشی طبیعی از روند رشد کودک است و زمانی نام اختلال بر آن گذاشته میشود که شدت یا شیوه بروز آن نامتناسب با سن و شرایط کودک باشد و روند زندگی روزمره را مختل کند. همانطور که گفته شد، بروز هر اختلالی معمولاً تحت تأثیر دو عامل ژنتیکی و محیطی است؛ به این معنا که کنترل حداقل نیمی از شرایط در اختیار والدین قرار دارد.
با آشنایی با اضطراب جدایی، علائم و روند شکلگیری آن، والدین بهتر میتوانند آن را مدیریت کنند. والدین معمولاً از سر دلسوزی، یکی از دو رفتار را نشان میدهند: یا تلاش میکنند کودک را در موقعیت جدایی قرار ندهند، که ناخواسته از رشد تواناییهای کودک جلوگیری کرده و به وابستگی او دامن میزند؛ یا با شیوههای قهرآمیز و خشن، سعی در جدا کردن فرزند دارند. هر دو رفتار در بلندمدت نتایج نامطلوبی به دنبال دارد.
از آنجا که پیشگیری بهتر از درمان است، تلاش برای جلوگیری از اضطراب جدایی مؤثرتر از مواجهه با آن پس از شکلگیری است. شناخت اضطراب جدایی، ویژگیها و ریشههای شکلدهنده آن، اولین گام اثربخش در پیشگیری محسوب میشود. والدینی که اضطراب جدایی را به خوبی درک میکنند، قادرند به فرزند خود همدلی نشان دهند. ابراز همدلی و احساس فهمیده شدن از سوی والدین، در ایجاد امنیت ذهنی و روانی کودک و کاهش اضطراب او نقش مهمی دارد.
یکی از توصیههای عملی این است که در سنین حساس رشدی، کودک حتماً یک مراقب دائمی و قابل اتکا داشته باشد. وجود یک مراقب باثبات، جهان کودک را قابل پیشبینی کرده و اعتماد بنیادین او را شکل میدهد.
همچنین، تواناییهای کودک را بشناسید و آنها را تقویت کنید. با افزایش مهارتها و توانمندیهای کودک، او میفهمد که بدون حضور بزرگسال هم میتواند از پس موقعیتها برآید. با ترمیم و تقویت رابطه دلبستگی ایمن، تعامل دوستانه برقرار کنید و احساسات کودک را به رسمیت بشناسید. گفتگو درباره درونیات و احساسات کودک نیز بار روانی او را کاهش میدهد و به مدیریت اضطراب کمک میکند.
چطور تشخیص دهیم اضطراب جدایی کودکمان بهنجار نیست؟
در ابتدا لازم است به سن فرزندتان توجه کنید، برخی ترسها در سنین مشخصی بهنجار محسوب میشود. برای مثال اگر فرزند شما 6 یا 7 ماهه است باید بدانید به سن بروز اضطراب جدایی بهنجار نزدیک میشوید و این اضطراب میتواند تا 3 سالگی ادامه داشته باشد اما نه با فراوانی و شدت زیاد.
منظور از فراوانی، تعداد دفعاتی از روز است که فرزند شما نسبت به جدایی از شما (هر چند کوچک) واکنش نشان دهد و منظور از شدت، میزان واکنش و چگونگی واکنش کودک شماست و اینکه چه مدت طول میشد تا آرام شود.
نکتۀ مهمی که لازم است به آن توجه کنید این است که اگر شما اینطور برداشت میکنید که واکنشهای فرزندتان در لحظه جدایی معمول نیست، برای تشخیص دقیق این موضوع لازم است حتما به یک روانشناس خوب و متخصص در حوزه کودک مراجعه کنید؛ تا با در نظر گرفتن عوامل متعدد (عوامل تاثیرگذار در دوران بارداری، سرشت کودک شما، نحوه تعامل شما با فرزندتان، محیطی که فرزندتان در آن هست و میزان دفعاتی که لازم است در طول روز از او جدا شوید) شما را راهنمایی کند که آیا فراوانی و شدت واکنش فرزند شما نسبت به جدایی در این سن بهنجار است یا خیر.
همچنین بخوانید: بیش فعالی در کودکان؛ راه درمان ADHD در کودک
چه باید کرد تا اضطراب جدایی بهنجار وارد محدوده نابهنجار نشود؟
نکتۀ مهمی که در رابطه با اضطراب جدایی بهنجار وجود دارد، نحوه واکنش و پاسخدهی مراقب به این اضطراب است. در واقع اگر نیاز به نزدیک ماندن به مراقب در این سن به درستی پاسخ داده شود و مراقب به کودک گام به گام و در مقام یک والد خردمندتر، قویتر و آرامتر یاد دهد که چطور باید فاصله بهنجار از والدش را تاب بیاورد و به او این اطمینان را بدهد که با ابراز نیازش به مراقبت پاسخ مناسب را دریافت خواهد کرد در نتیجه کودک به مرور یاد میگیرد چطور هیجانات شدید را تنظیم کند و این جدایی موقتی را تاب بیاورد.
اما سوال مهمی که باید به آن پاسخ داده شود این است که چطور یک والد میتواند به کودکش این تنظیم بود و تابآوری را یاد بدهد؟
تنظیم هیجان خود والد در اولویت است
اگر تجربه سفر با هواپیما را داشته باشید حتما در توصیههای ابتدای پرواز این نکته را دیدهاید که: “در صورت بروز هر گونه خطر و نیاز به ماسک اکسیژن، ابتدا ماسک خودتان را بزنید و سپس به کودکتان کمک کنید.”
از همین مثال میتوانم در موضوع تنظیم هیجان هم استفاده کنیم، والدی که خود از واکنش فرزندش مضطرب است یا والدی که خودش نسبت به جدا شدن از فرزندش اضطراب غیر معمول و مبهمی را تجربه میکند چطور میتواند به آرامی فرزندش را هدایت کند؟
حتی اگر شما اضطراب خود را از طریق کلام هم ابراز نکنید، از طریق حرکات صورت و نشانههای بدنی که کنترل کردن آنها چندان در محدوده آگاهی ما قرار ندارد، به فرزندتان پیامی را منتقل میکنید که او هم باید نگران باشد.
بنابراین اگر فرزند شما نشانههای اضطراب جدایی را تجربه میکند، قبل از هر اقدامی برای او، به خودتان توجه کنید و از یک روانشناس خوب در حوزه کودک برای روشنتر شدن نقاط مبهم کمک بگیرید.
دریافت مشاوره از روانشناس کودک
در کنار فرزندتان باشید و به او کمک کنید آمادگی پیدا کند
یکی از مهمترین دلایلی که بچههای موقع جدا شدن از والدشان دچار اضطراب جدایی شوند این است که از قبل برای آن شرایط آمادگی روانی پیدا نکردهاند. در واقع به این موضوع تا لحظه جدایی مادر و کودک پرداخته نمیشود و در لحظه کودک با موضوعی مواجه میشود که هیچ راهبرد مناسبی به جز گریه کردن یا فریاد زدن برای مقابله با آن ندارد.
بنابراین پرداختن به آمادگی روانی کودک از طریق خواندن قصه، اجرای نمایش عروسکی، بازی کردن با اسباببازی، درست کردن کاردستی و … امکان پذیر است و موضوع و محتوای این بازیها و داستانها باید متناسب با شرایطی باشد که هر کودکی قرار است با آن مواجه بشود؛ از فاصله گرفتن کوتاه و لحظهای از یک اتاق به اتاق دیگر در خانه گرفته تا رفتن به منزل مادربرزگ وقتی مادر سرکار است یا لحظه جدایی مادر از کودک موقع مهد یا مدرسه رفتن.
همچنین بخوانید: لجبازی کودک؛ علت لجبازی کودک چیست؟
لحظه مهم خداحافظی
بسیاری از افراد فکر میکنند خداحافظی کردن از یک کودک باعث جلب توجه او به جدایی از مادرش میشود و در نتیجه شدت واکنش او بیشتر میشود، بنابراین بهتر است بدون خداحافظی و زمانی که کودک حواسش پرت است از او جدا شوند.
اگر برای شما فقط این مهم است که فرزندتان در لحظه جدایی گریه نکند، راهبرد حواسپرتی گزینه مناسبی است، اما اگر برای شما میزان ترسی که مدتی بعد از رفتن شما و دیدن عدم حضور شما بدون اینکه متوجه باشد مهم است و اگر اعتماد فرزندتان به حرفهای شما و ایمن ماندن دلبستگی او در اولویت است، باید بدانید که لحظه خداحافظی در کاهش اضطراب جدایی فرزندتان در طولانی مدت نقش بسیار مهمی دارد، بنابراین لحظه خداحافظی را حذف نکنید.
از طرف دیگر لحظه خداحافظی را آنقدر طولانی و کشدار نکنید تا فرزندتان این پیام را دریافت کند که اینجا آنقدرها هم امن نیست، پس بهترین راه چسبیدن به والدی است که با پیامهایی غیرمستقیم اجازه دوری خودش و من را نمیدهد.
حرف آخر
اضطراب جدایی بخشی طبیعی از رشد کودک است و با همراهی و همدلی والدین، میتوان آن را مدیریت کرد. مهم است که کودک احساس کند دیده و شنیده میشود و میتواند کمکم استقلالش را تجربه کند.
با صبر، مهربانی، بازی و گفتگو درباره احساسات، والدین میتوانند این مرحله را به فرصتی برای تقویت اعتماد، امنیت و ارتباط عمیقتر با کودک تبدیل کنند.
اگر کودکتان اضطراب جدایی را تجربه میکند، میتوانید از روانشناسان کودک و نوجوان کلینیک روانپویشی آگاه کمک بگیرید.
قسمتی از این محتوا به قلم خانم الهام علیایی آپدیت شده است.




1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.