لوگو کلینیک روانپویشی اگاه
  • مشاوره
    • روانشناس طرح حمایت
    • روانپزشک
    • مشاوره فردی
      • مشاوره فردی شیراز
      • مشاوره فردی تهران
      • مشاور فردی آنلاین
    • مشاوره خانواده
      • مشاور خانواده تهران
      • مشاوره خانواده آنلاین
    • روانشناس کودک
      • روانشناس کودک شیراز
      • روانشناس کودک تهران
      • روانشناس کودک آنلاین
    • روانشناس نوجوان
      • مشاور نوجوان در شیراز
      • روانشناس نوجوان تهران
      • روانشناس نوجوان آنلاین
    • مشاوره زوج درمانی
      • بهترین زوج درمانگر شیراز
      • زوج درمانگر خوب در تهران
      • مشاوره زوج درمانی آنلاین
      • مشاوره خیانت
    • مشاوره ازدواج
      • مشاوره ازدواج شیراز
      • مشاوره ازدواج تهران
      • مشاوره ازدواج آنلاین
    • مشاوره طلاق
      • مشاوره طلاق تهران
    • مشاوره تحصیلی
      • مشاور تحصیلی آنلاین
      • مشاور تحصیلی تهران
      • مشاور تحصیلی شیراز
    • مشاوره شغلی
      • مشاوره شغلی در تهران
      • مشاوره شغلی در شیراز
      • مشاوره شغلی آنلاین
    • روانشناس خوب برای افسردگی
    • مشاوره ترک اعتیاد
    • مشاوره وسواس فکری
    • مشاور استرس و اضطراب
  • روانشناس
    • روانشناس شیراز
    • بهترین روانشناس تهران
    • مشاوره آنلاین
    • مشاوره روانشناسی ایرانیان خارج از کشور
  • کارگاه روانشناسی
    • کارگاه عمومی روانشناسی
    • دوره تخصصی روانشناسی با مدرک
  • وبلاگ
    • وبلاگ عمومی
    • وبلاگ تخصصی
  • فروشگاه
    • کتاب
    • مقالات تخصصی
      • مقالات تخصصی رایگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
بلاگ تخصصی
مشاور طرح حمایت
نوبت مشاوره
  • مشاوره روانشناسی
    • روانپزشک
    • مشاوره فردی
      • مشاوره فردی شیراز
      • مشاوره فردی تهران
      • مشاور فردی آنلاین
    • مشاور کودک
      • روانشناس کودک شیراز
      • روانشناس کودک تهران
      • روانشناس کودک آنلاین
    • مشاور نوجوان
      • مشاور نوجوان در شیراز
      • روانشناس نوجوان تهران
      • روانشناس نوجوان آنلاین
    • مشاوره خانواده
      • مشاور خانواده تهران
      • مشاوره خانواده آنلاین
    • زوج درمانگر
      • بهترین زوج درمانگر شیراز
      • زوج درمانگر خوب در تهران
      • مشاوره زوج درمانی آنلاین
      • مشاوره خیانت
    • مشاوره ازدواج
      • مشاوره ازدواج تهران
      • مشاوره ازدواج شیراز
      • مشاوره ازدواج آنلاین
    • مشاوره طلاق
      • مشاوره طلاق تهران
    • مشاوره تحصیلی
      • مشاور تحصیلی شیراز
      • مشاور تحصیلی تهران
      • مشاور تحصیلی آنلاین
    • مشاوره شغلی
      • مشاوره شغلی در تهران
      • مشاوره شغلی در شیراز
      • مشاوره شغلی آنلاین
    • روانشناس خوب برای افسردگی
    • مشاوره ترک اعتیاد
    • مشاوره وسواس فکری
    • مشاور استرس و اضطراب
  • روانشناسان
    • روانشناس شیراز
    • بهترین روانشناس تهران
    • مشاوره آنلاین
    • مشاوره روانشناسی برای ایرانیان خارج از کشور
    • روانشناس طرح حمایت
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • وبلاگ
    • وبلاگ عمومی
    • وبلاگ تخصصی
  • آکادمی تخصصی روانشناسی
  • کارگاه‌های آموزشی
    • کارگاه عمومی
    • دوره روانشناسی
  • فروشگاه
    • کتاب
    • مقالات تخصصی
      • مقالات تخصصی رایگان
  • دریافت نوبت مشاوره
  • استعلام مدرک
لوگو کلینیک روانپویشی اگاه
0

چرا شناخت افسردگی در سنین پایین مهم است؟

1405-01-17
تاریخ به‌روز رسانی: 17-01-1405
ارسال شده توسط ریحانه خیرآبادی
ناظر علمی محتوا: دکتر مهدی رضا سرافراز
کودک و فرزندپروری
افسردگی در کودکان

افسردگی برای من همیشه شبیه گریه‌های طولانی و غم‌ بزرگی که شما فکر می‌کنید، نیست. گاهی وقتی احساس می‌کنم تنها مانده‌ام یا کسی حواسش به من نیست، احساسی سنگین آرام آرام می‌آید و کنارم جا خوش می‌کند، نه اینکه خودم از او بخواهم بیاید اما انگار خودش را مثل دوستی که نمی‌دانم از کجا پیدایش شده، به من نزدیک می‌کند و کنارم می‌ماند. وقتی فکر می‌کنم بچۀ خوبی نیستم، کسی مرا دوست ندارد یا باید خیلی خوب باشم تا دیده شوم، سنگینی بیشتری در دلم احساس می‌کنم، آنقدر سنگین که دلم می‌خواهد از جایم تکان نخورم. دیگر بازی کردن هم مرا خوشحال نمی‌کند و بی‌حوصله می‌شوم. این رفتارها باعث می‌شود کم‌کم جایی برای دوست جدید خودم، افسردگی، پیدا کنم.

این، فقط یک دوستی ساده نیست. گاهی از همان گوشه‌ای که او نشسته، آرام حرف‌هایی در گوشم می‌گوید که مرا ناراحت‌تر می‌کند. حرف‌هایی مثل اینکه «من تنهام»، «من خوب نیستم» و «شاید همه چیز تقصیر منه». با اینکه این حرف‌ها ناراحتم می‌کنند اما می‌دانم که افسردگی دشمن من نیست. او فقط می‌خواهد بگوید چیزی در خانۀ ما گم شده است. شاید از بیرون همه چیز خیلی خوب باشد اما این فکرها و احساس‌ها برای من واقعی‌اند. من بلد نیستم در مورد این احساس‌ها حرف بزنم اما دلم می‌خواهد شما بفهمید که این رفتارها به خاطر تنبلی یا لجبازی من نیستند.

وقتی شما سعی کنید که بفهمید در دلم چه می‌گذرد و نخواهید سریع حالم را با وسایل بازی جدید خوب کنید، احساس می‌کنم لازم نیست همه چیز را تنهایی در دلم نگه دارم و همین که شما کنارم هستید مرا آرام‌تر می‌کند. شاید من نتوانم دقیق بگویم که چه چیزی مرا آزار می‌دهد اما همین که شما حواستان هست، انگار راهی باز می‌شود تا بتوانم به سوی شما بیایم و افسردگی هم کم‌کم جای خودش را به شما می‌دهد.

در این مقاله از وبلاگ «کلینیک روان‌شناسی آگاه» قصد داریم به موضوع افسردگی در کودکان بپردازیم.

فهرست محتوا:

Toggle
  • افسردگی در کودکان چیست؟
  • چرا شناخت افسردگی در سنین پایین مهم است؟
  • علائم افسردگی در کودکان
    • نشانه‌های عاطفی و هیجانی
    • نشانه‌های رفتاری
    • نشانه‌های بدنی
  • علت افسردگی در کودکان
    • ناکامی‌های غیرقابل تحمل و از دست دادن عشق مادرانه
    • برآورده شدن همیشگی خواسته‌ها
    • ترس از کافی نبودن و شکست خوردن
    • مراقبت از والدین
    • ناتوانی در درک احساسات خود و دیگران
    • احساس خشم
    • ژنتیک و ویژگی‌های ذاتی کودک
  • تفاوت افسردگی در کودکان و بزرگسالان
  • انواع افسردگی در کودکان
  • تشخیص افسردگی در کودکان چگونه است؟
  • روش‌های درمان افسردگی در کودکان
    • کار با والدین و آموزش خانواده
    • روان‌درمانی خود کودک
    • خانواده درمانی
    • مداخلات در مدرسه یا مهدکودک
    • دارو درمانی
  • نقش والدین در حمایت از کودک افسرده
  • پیشگیری از افسردگی کودکان
  • چه زمانی باید فوراً به متخصص مراجعه کنیم؟

افسردگی در کودکان چیست؟

افسردگی در کودکان، حالتی است که کودک برای مدتی طولانی، معمولاً بیشتر از دو هفته، بسیار غمگین، بهانه‌گیر و بی‌حوصله می‌شود. دیگر از چیزهایی که قبلاً دوست داشته، لذت نمی‌برد و بازی نمی‌‌کند. تفاوت افسردگی با غم معمولی که همۀ ما تجربه‌اش می‌کنیم، این است که معمولاً غم پس از اتفاقی ناراحت‌کننده مثل خراب شدن اسباب‌بازی مورد علاقه، دلتنگ شدن برای یک دوست یا رفتن به محله‌ای جدید، بعد از مدت کوتاهی از بین می‌رود و کودک دوباره احساس بهتری پیدا می‌کند.

داستان افسردگی کمی متفاوت است. افسردگی کمی طولانی‌تر و شدیدتر است و حتی وقتی همه چیز خوب به نظر می‌رسد، باز هم کودک احساس خوبی ندارد و انگار غم بزرگی در دلش نشسته که مثل گذشته با سرگرم کردن یا آرام کردنش برطرف نمی‌شود و همه چیز برای او بی‌معنی شده است.

چرا شناخت افسردگی در سنین پایین مهم است؟

افسردگی در سال‌های اول زندگی کودک، چیزی فراتر از غم ساده است. شناخت افسردگی کودک در همان لحظات ابتدایی و حساس، مسیر احساسات و نگاه او را به خودش، دیگران و دنیایی که در آن زندگی می‌کند، تغییر می‌دهد. در این دوره وقتی کودک هنوز کوچک است و تازه در حال کشف دنیاست، غمی طولانی و سنگین، آرامش و شادی را از او می‌گیرد و دنیا برای او ناامن می‌شود. کودک فکر می‌کند برای همیشه تنها یا ناکافی است؛ تصویری از خود که در لایه‌های عمیق ذهن او حک می‌شود. اگر این احساسات و افکار دیده نشوند، ممکن است کودک همچنان این احساس سنگینی را با خود به دوران بزرگسالی ببرد، به طوری که در مدرسه با دوستان یا در روابط بعدی‌اش، به سختی بتواند به دیگران نزدیک شود و لذت ببرد.

دوران کودکی فرصتی برای اوست تا بداند احساساتش مهم‌ هستند و دنیا می‌تواند مکانی امن و قابل اعتماد باشد. اگر این مسئله را نادیده بگیریم، در سال‌های بعد کودک با همان احساس تنهایی و سنگینی روبه‌رو است و حالا بازسازی آن کمی دشوارتر خواهد بود. با شناسایی بهتر افسردگی در کودکی دست کودک خود را می‌گیریم و به او نشان می‌دهیم که می‌تواند دوباره بخندد، بازی کند و احساس دوست‌داشتنی بودن کند. در واقع سال‌های کودکی بهترین زمان برای این است که نگذاریم غم کودک با خودش قد بکشد و بزرگ شود.

علائم افسردگی در کودکان

افسردگی فقط غم و ناراحتی نیست. بسیاری از ما فکر می‌کنیم افسردگی یعنی احساس غم شدید. اما این فقط بخش کوچکی از افسردگی است. افسردگی در قالب نشانه‌های دیگری در رفتار، بدن و افکار کودک خود را نشان می‌دهد که ممکن است آن را با عنوان افسردگی نشناسیم. در ادامه علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان آمده است:

نشانه‌های عاطفی و هیجانی

  • بیشتر اوقات غمگین، ناراحت و بی‌حوصله است، حتی وقتی چیزی برای ناراحتی وجود ندارد.
  • خیلی زود عصبانی می‌شود و کوچک‌ترین چیزها او را بهم می‌ریزد.
  • احساس پوچی و بی‌معنایی می‌کند، انگار جای خالی چیزی را در درونش احساس می‌کند.
  • ناامید است و فکر می‌کند هیچ چیز بهتر نمی‌شود.
  • احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه زیادی دارد و فکر می‌کند همه مشکلات تقصیر اوست یا دوست‌داشتنی نیست.

نشانه‌های رفتاری

  • از بازی کردن، بودن کنار دوستان و فعالیت‌هایی که قبلاً دوست داشت، لذت نمی‌برد و کنار می‌کشد.
  • بیشتر اوقات تنهاست و از جمع خانواده و دوستانش دوری می‌کند.
  • کمتر حرف می‌زند، کمتر می‌خندد و حتی فعالیت‌های بدنی کمتری دارد.
  • در درس و کارهای روزمره تمرکز ندارد و انگیزه‌اش کمتر می‌شود یا عملکردش افت می‌کند.

نشانه‌های بدنی

  • خوابش بهم می‌ریزد؛ یا خیلی سخت به خواب می‌رود یا زیاد می‌خوابد و یا نیمه‌شب از خواب بیدار می‌شود.
  • اشتهایش تغییر می‌کند؛ یا اصلاً غذا نمی‌خورد یا بیش از اندازه غذا می‌خورد.
  • همیشه خسته و بی‌انرژی است و حتی بعد از خواب کافی هم هیچ انرژی و نیرویی ندارد.
  • دردهای جسمی و بدون دلیل پزشکی مانند دردهای عضلانی، دل درد یا سردرد دارد.
  • گاهی بی‌قرار است و نمی‌تواند آرام بنشیند یا روزهایی نیز به سختی حرکت می‌کند.

نشانه‌های خطرناکی که باید جدی گرفته شوند

  • حرف از مرگ یا نبودن می‌زند، «کاش نبودم»، «دوست دارم بمیرم».
  • افکار تکراری مرگ و خودکشی دارد، حتی اگر برای ما شوخی به نظر برسند.
  • به خودش آسیب می‌زند و کارهای خطرناک انجام می‌دهد.
  • اقدام به خودکشی داشته یا برای آن برنامه‌ریزی می‌کند.

علت افسردگی در کودکان

افسردگی در کودکان دلایل مختلفی دارد که در ادامه به بررسی مهم‌ترین علل آن می‌پردازیم:

  1. ناکامی‌های غیرقابل تحمل و از دست دادن عشق مادرانه

از همان لحظات اولیه نوزادان به مراقبت کافی نیاز دارند، اما منظور از این مراقبت فقط غذا دادن و خواباندن نیست. او به آغوش گرم و نگاه مهربان والدین هم نیاز دارد. این‌ نگاه‌ها و آغوش‌ها به نوزاد نشان می‌دهند که دنیا جای امنی است. گاهی به دلایل مختلف مثل بیماری والد، شرایط سخت زندگی یا حتی حساسیت‌های کودک، اگر کودک احساس کند که کسی که باید همیشه کنارش باشد و از او مراقبت کند، نیست یا نمی‌تواند همیشه پاسخگو باشد، احساس می‌کند واقعاً تنهاست و کسی را ندارد که از او مراقبت کند.

وقتی کودک احساس کند که کسی کنارش نیست و مطمئن نباشد که مادر یا پدرش برای آرام کردن او حضور دارند، نگرانی عمیقی را احساس می‌کند که اگر برای همیشه تنها بماند چه می‌شود؟ ردپای این احساس ناامنی بعدها در هر جدایی یا تغییر بزرگ و کوچکی مثل مدرسه رفتن، جدایی از والد و عوض کردن محل زندگی، خودش را نشان می‌ دهد. شاید این افکار برای ما بزرگترها کمی عجیب به نظر برسد اما این ترس کم‌کم در وجود کودک جا می‌گیرد. کوچکترین جدایی برای کودکی که احساس ناامنی می‌کند، تهدیدی بزرگ و فاجعه‌بار است. وقتی احساس ناامنی در کودک رشد کند، نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و از بودن کنار آن‌ها لذت نمی‌برد. انگار سایه‌ای همیشه دنبال اوست که به او می‌گوید همیشه تنها می‌ماند. این افکار و صداهای تکراری، افسردگی در کودک را تقویت می‌کنند و کودک نمی‌تواند دنیا را مکانی امن و قابل اعتماد ببیند.

  1. برآورده شدن همیشگی خواسته‌ها

گاهی مشکل برعکس است، یعنی کودک به قدری سریع و بدون محدودیت به خواسته‌هایش می‌رسد که هیچ‌وقت تجربۀ «نه شنیدن» یا «منتظر ماندن» را پیدا نمی‌کند. منظور از مراقبت این نیست که همیشه در دسترس کودک باشیم و تمام نیازهایش را فوری برطرف کنیم. چنین چیزی نه در توان ماست و نه برای رشد کودکمان مفید است. در ظاهر این شرایط آرام و بی‌دردسر است اما دنیای واقعی همیشه مطابق خواسته‌های ما و کودکمان پیش نمی‌رود. کودک دیر یا زود وارد محیط‌های دیگری مثل مدرسه و جمع دوستانش می‌شود که در آن‌ها «نه شنیدن»، «منتظر ماندن» و «مطابق میل او پیش نرفتن» کاملاً طبیعی است.

کودکی که در بازی با دوستان خود می‌بازد، معلم به او توجه نمی‌کند یا نمی‌تواند فوری به آنچه می‌خواسته برسد، احساس ناامیدی و ناتوانی می‌کند. هر شکستی برای او نشانه‌ای از ناتوانی است. احساس غم یا ناامیدی می‌تواند او را به سمت افسردگی هل دهد چون کودک با خود فکر می‌کند که «اگر چیزی طبق خواستۀ من پیش نرفت، پس دیگر نمی‌توانم ادامه دهم.» و این یعنی کودک در آینده با چالش‌های بیشتر در زندگی به آسانی فرو می‌ریزد.

  1. ترس از کافی نبودن و شکست خوردن

یکی از رایج‌ترین دلایل افسردگی در کودک و نوجوان این است که احساس کند زمانی ارزشمند است که «کامل» و «بی‌نقص» باشد. او یاد می‌گیرد که همیشه باید بهترین باشد و اشتباه نکند. او زمانی توجه و محبت دیگران را می‌گیرد که آن‌ها را راضی نگه دارد. در این شرایط، کودک با هر اشتباه کوچک، خودش را سرزنش می‌کند و فکر می‌کند که خوب نیست یا اگر اشتباه کند، دیگر دوست‌داشتنی نیست. احساس فشار او کم‌کم تبدیل به نگرانی دائمی می‌شود، نگرانی از اینکه نکند دیگران را ناامید کند یا بچۀ بدی باشد. هربار که چیزی مطابق میل او، خوب پیش نمی‌رود خودش را مقصر می‌داند و احساس بی‌ارزشی می‌کند. در نتیجه از فعالیت‌ها و رابطه‌های بیشتر فاصله می‌گیرد چون احساس می‌کند هیچ‌وقت کافی نیست. هجوم این افکار و احساسات، شادی و امید را با خود می‌برد و نگرانی و ناامیدی را به جا می‌گذارد.

  1. مراقبت از والدین

گاهی رابطۀ کودک و والد به گونه‌ای است که کودک به جای تکیه کردن به والدین، خودش تکیه‌گاه آن‌ها می‌شود. در این شرایط، نقش‌ها آرام و بی‌صدا جابه‌جا شده‌اند. کودک یاد می‌گیرد نیازهایش را پنهان کند چون فکر می‌کند اگر احساسات و نیازهایش را نشان دهد، پدر یا مادرش احساس بدتری پیدا می‌کنند. کودک کوله‌پشتی‌ای پر از نگرانی‌های بزرگسالانه را بر شانه‌های کوچکش حمل می‌کند. هربار که مادر یا پدرش ناراحت می‌شوند، این بار سنگین‌تر می‌شود. کودک در این رابطه فرصت تجربۀ کودکی را ندارد و احساس تنهایی می‌کند. کسی نیست که به احساسات او توجه کند، او باید همیشه گوش‌به‌زنگ احساسات و نیازهای والدینش باشد. او عادت کرده است که مراقب دیگران باشد نه اینکه کسی از او مراقبت کند. در نهایت افسردگی پناهی برای کودک می‌شود که کوله‌بار غمش را برای مدتی در آنجا زمین می‌گذارد.

  1. ناتوانی در درک احساسات خود و دیگران

وقتی کودک نتواند احساسات خودش را بشناسد یا متوجه نشود که دیگران چه احساسی دارند، اتفاقات ساده برای او دردناک و سنگین می‌شوند. یک فکر ناراحت‌کننده در ذهنش مدام می‌چرخد و نمی‌تواند آن را از واقعیت جدا کند و همین فکر تبدیل به یک حقیقت می‌گردد. اگر با خود بگوید که «من بی‌ارزشم»، این بی‌ارزشی را فقط یک فکر نمی‌بیند، او باور می‌کند که واقعاً همین‌طور است. اگر با خود بگوید که «هیچ چیز بهتر نمی‌شود»، آن را نتیجه‌ای قطعی می‌داند. بنابراین کودک هیچ راه فراری برای خود نمی‌بیند.

این فکرها فقط از ذهن او نمی‌گذرند و آنقدر واقعی به نظر می‌رسند که انگار تمام وجودش را تحت فشار می‌گذارند. این احساسات و افکار به قدری سنگین هستند که او را خسته و بی‌انرژی می‌کنند. کودک سنگینی این احساسات را روی شانه‌هایش حمل می‌کند، دلش می‌گیرد یا با نقدی ساده انگار واقعاً ضربه‌ خورده و دردش می‌گیرد. از طرفی وقتی کودک در روابطش، احساس طرد یا بی‌توجهی کند، ذهنش همیشه آمادۀ خطر است و توان او برای فهمیدن احساسات خودش و دیگران کمتر می‌شود. در نتیجه رفتارهای معمولی اطرافیان را اشتباه تفسیر می‌کند، مثلاً نگاه سرد مادرش را نشانه‌ای از ناراحتی می‌بیند یا سکوت کوتاه دوستش را دلیل دوست‌داشتنی نبودن خودش می‌داند. کم‌کم کودک وارد چرخه‌ای از افکار تکراری می‌شود که «من مقصرم» یا «همه از من ناراحت‌اند» و هر چه برای بیرون آمدن از این چرخه تلاش می‌کند، دوباره به همان نقطۀ شروع می‌رسد. طولانی شدن این وضعیت باعث می‌شود کودک توان کنار آمدن با احساساتش را از دست بدهد و هر روز سخت‌تر از روزهای گذشته می‌فهمد که واقعاً چه چیزی در درونش می‌گذرد و چطور می‌تواند به آرامش برسد.

  1. احساس خشم

افسردگی فقط غم نیست، گاهی خشم هم بخشی از ماجراست. خشم برای کودک تلاشی است تا نگذارد وارد مرحله ناامیدی شود. انگار کودک با تمام توان خود مقاومت می‌کند تا غمی عمیق را تجربه نکند، اما وقتی کودک در موقعیتی است که احساس می‌کند کنترلی روی اتفاقات ندارد، مثلاً چیزی را از دست داده یا به هدفی نرسیده و فکر می‌کند دیگران او را دوست ندارند، باور می‌کند که نمی‌تواند اتفاق خوبی را رقم بزند و همۀ مشکلات تقصیر اوست. وقتی او خود را ناتوان و مقصر ببیند، هیچ تغییری برای بهتر شدن اوضاع ممکن نیست. تکرار افکار منفی دربارۀ خودش و احساس ناتوانی و خشم، دنیا را برای او تیره‌تر می‌سازند و انرژی و انگیزۀ کمتری برای او می‌ماند که زمینه‌ساز افسردگی است.

  1. ژنتیک و ویژگی‌های ذاتی کودک

بعضی از کودکان از همان ابتدا، دنیا را با حساسیت بیشتری می‌بینند، زودتر می‌ترسند، نگران‌ترند و نسبت به تغییرات محیط سازگاری کمتری دارند. این ویژگی‌ها بخشی از وجود آن‌هاست. حساسیت این کودکان باعث می‌شود نه شنیدن، نگاه سرد یا تغییری کوچک برای آن‌ها بزرگتر از چیزی باشد که ما می‌بینیم. این حساسیت‌ها به خودی خود علت افسردگی کودک نیستند. اگر این حساسیت‌ها با محیطی غیرقابل اعتماد و ناامن همراه شود، ترس و نگرانی زودتر در آن ریشه می‌دواند و کودک احساس می‌کند که تنهاست و نمی‌تواند به تنهایی با این چالش‌ها کنار بیاید.

کودکان دیگر ممکن است از همان ابتدا دلشان بخواهد همه چیز را درست انجام دهند و وقتی اشتباه می‌کنند، خود را مقصر می‌دانند. ترکیب این ویژگی‌ها با انتظارات بالا و حمایت کم والدین، کودک را آسیب‌پذیرتر می‌کند. ویژگی‌های ذاتی کودک مانند زمینی است که تجربه‌ها روی آن رشد می‌کنند، اگر این زمین حساس‌تر باشد، تجربه‌های سخت هم زودتر تبدیل به غم و ناامیدی می‌شوند.

تفاوت افسردگی در کودکان و بزرگسالان

وقتی غم به سراغ کودک می‌آید، لباسش را عوض می‌کند و خودش را در رفتار پنهان می‌کند نه در کلمات کودک. افسردگی در کودکان را بیشتر در رفتارهایشان می‌بینیم؛ با چسبیدن، بی‌قراری، پرخاشگری یا حتی بازی‌هایی که رنگ و بوی غم و ناامیدی دارند. کودک به جای اینکه به ما بگوید غمگین است، سریع ناراحت یا عصبانی می‌شود. نه به این دلیل که لجباز یا پرخاشگر است چون کودک نمی‌داند چطور می‌تواند دربارۀ این تغییر صحبت کند. این تحریک‌پذیری و زودرنجی در واقع همان غم پنهانی است که راهی برای بیانش پیدا نکرده و لباس پرخاشگری به تن کرده است.

کودک غم خود را با بدنش نشان می‌دهد نه با حرف‌هایی پیچیده و ناامیدکننده. شکایت‌های بدنی مثل دل‌درد، خستگی، تغییر خواب و اشتها زبان غم کودک‌اند. کودک با بدنش چیزی را نشان می‌دهد که با کلمات نمی‌تواند توضیح دهد. رفتار کودک نشانه‌ای است که به ما می‌گوید «به من نگاه کن چیزی درونم درد می‌کند».

در دنیای بزرگسالان نشانه‌ها شکل دیگری دارند. بزرگسالان معمولاً می‌توانند احساسات یا افکارشان را با کلمات توصیف کنند، می‌گویند خسته‌اند، بی‌حوصله شده‌اند یا امیدشان را از دست داده‌اند. بزرگسالان احساس غم و سنگینی درون خود را واضح‌تر از کودکان بیان می‌کنند. شناخت همین تفاوت‌ها به والدین کمک می‌کند زودتر متوجه حال درونی کودکشان شوند. کودک همیشه نمی‌تواند بگوید در دلش چه می‌گذرد، دیدن لایه‌های پنهان غم در رفتار او به ما کمک می‌کند که نشان دهیم تنها نیست.

انواع افسردگی در کودکان

افسردگی در کودکان، مخصوصاً کودکان زیر 6 سال، شبیه افسردگی در بزرگسالان نیست. کودکان غمشان را با حرف‌های پیچیده نشان نمی‌دهند. آن‌ها بیشتر با رفتار و بدنشان حرف می‌زنند. ممکن است زود عصبانی شوند، بی‌حوصله باشند، بازی نکنند، خواب یا اشتهایشان به‌هم بریزد و دلشان نخواهد با کسی حرف بزنند.

در طبقه‌بندی DC:0–5 فقط یک تشخیص اصلی برای افسردگی در این سن وجود دارد که برای کودکان 2 سال به بالا استفاده می‌شود. زمانی که کودک حداقل به مدت دو هفته انرژی ندارد، از چیزهایی که قبلاً برایش لذت‌بخش بوده لذت نمی‌برد یا با هر اتفاق کوچکی سریع بهم می‌ریزد و عصبانی می‌شود باید حواسمان را جمع کنیم. معمولاً تغییر در خواب، اشتها، انرژی، بازی و روابط دیده می‌شود.

شدت افسردگی در این سن با برچسب‌های بزرگسالانه مشخص نمی‌شود. باید دقت کنیم که علائم چقدر روی بازی، رابطه و رشد کودک اثر گذاشته‌اند. در این سن انواع مختلف افسردگی مثل افسردگی اساسی یا افسرده‌خویی وجود ندارد چون کودکان افسردگی را به شکل پیچیده مانند بزرگسالان تجربه نمی‌کنند. گاهی ممکن است کودک بسیار آشفته باشد اما این نشانه‌ها همیشه افسردگی نیستند. در این موقعیت‌ها باید ببینیم مشکل از کجاست، مثلاً بعضی کودکان بیشتر از شدت خشم بهم می‌ریزند نه از غم. بعضی‌ها هم حالشان بد می‌شود اما این حال بد با افسردگی جور درنمی‌آید و بیشتر شبیه ناراحتی عمیق است که بعد از مدتی از بین می‌رود. این نگاه کمک می‌کند بفهمیم افسردگی کودک همیشه با گریه و حرف زدن دربارۀ غم همراه نیست. گاهی پشت بی‌حوصلگی، چسبیدن زیاد، دردهای بی‌دلیل یا بازی نکردن پنهان شده است.

تشخیص افسردگی در کودکان چگونه است؟

افسردگی در کودکان معمولاً با حرف‌زدن دربارۀ غم، خودش را نشان نمی‌دهد. غم در کودکان معمولاً با رفتار، بدن، خواب، غذا و رابطه ابراز می‌شود. اگر کودک بیشتر روزها انرژی ندارد، زود از کوره در می‌رود، از بازی و چیزهایی که قبلاً دوست داشته فاصله می‌گیرد، خواب و اشتهایش به‌هم می‌ریزد یا مدام از دل‌درد و سردردهای بی‌دلیل شکایت می‌کند، ممکن است حال درونی‌اش خوب نباشد. وقتی این حالت‌ها حداقل به مدت دو هفته ادامه پیدا کند و روی بازی، رابطه با والدین یا عملکردش در مدرسه اثر بگذارد، بهتر است موضوع را جدی بگیریم. مراجعه به یک متخصص زمانی لازم است که رفتارهای کودک شدیدتر می‌شود، ناگهان تغییر می‌کند یا والدین حس می‌کنند کودک دیگر مانند قبل نیست. متخصص کمک می‌کند بفهمیم پشت این رفتارها چه احساسی پنهان شده و چطور می‌شود دوباره به کودک احساس امنیت داد.

روش‌های درمان افسردگی در کودکان

گاهی فقط کافی است کسی کنارمان باشد تا گره‌هایی که در زندگی کودک هستند را با آرامش و صبوری باز کنیم، گره‌هایی که نه کورند و نه ترسناک. فقط به همراهی خود کودک، حمایت ما والدین و کمک درمانگران نیاز است تا این گره‌ها کم‌کم باز شوند. روش‌های درمان افسردگی عبارت‌اند از:

  1. کار با والدین و آموزش خانواده

درمان افسردگی کودک بدون همراهی والدین کامل نمی‌شود. در جلسات مخصوص والدین، یاد می‌گیریم که نشانه‌های کودک را زودتر تشخیص دهیم، چطور با احساسات دشوار او کنار بیاییم و به او کمک کنیم به جای غرق شدن در این نشانه‌ها، به خود کمک کند و چگونه احساس امنیت را به خانه‌هایمان برگردانیم. گاهی سبک ارتباطی، واکنش‌ها و توقعات ما از کودکان به طور ناخواسته فشار بیشتری به کودک می‌آورد ولی با تغییر کوچک در رفتارهایمان می‌توانیم حال او را بهتر کنیم. این جلسات به ما کمک می‌کنند تا بدانیم چطور می‌توانیم پناهگاهی امن برای کودکمان باشیم.

  1. روان‌درمانی خود کودک

درمان خود کودک معمولاً از طریق بازی، نقاشی و داستان‌گویی انجام می‌شود. کودک بیشتر احساسات خود را در بازی و رفتارش نشان می‌دهد تا در کلمات. درمانگر در فضایی امن به کودک کمک می‌کند بفهمد که چه چیزی درونش می‌گذرد و چطور می‌تواند احساسات سختش را در میان بگذارد. به طور کلی هدف درمان فردی کودک این است که او احساس امنیت بیشتری را تجربه کند و بتواند این احساس امنیت را نه فقط در اتاق درمان بلکه در دنیای واقعی خود نیز بیاورد.

  1. خانواده درمانی

گاهی مشکل فقط در خود کودک نیست و تنش‌هایی در رابطۀ اعضای خانواده هم دیده می‌شود. در خانواده درمانی سعی می‌شود که اعضای خانواده در کنار هم دربارۀ احساسات خودشان گفتگو کنند و در مورد دیدگاه خود و دیگران صحبت کنند. با گفتگو می‌توان راه‌هایی برای آرام کردن محیط خانه و بهتر شدن رابطه پیدا کرد. این جلسات کمک می‌کنند که همه اعضای خانواده به خصوص کودک احساس کنند که تنها نیستند و دیده می‌شوند و فضای خانه امن‌تر شود.

  1. مداخلات در مدرسه یا مهدکودک

معلم‌ها نقش مهمی در زندگی کودک دارند چون بخش زیادی از روز را در کنار کودک هستند و رفتارهایش را می‌بینند. معلم نیز با شناخت ویژگی‌های منحصربه‌فرد کودک می‌تواند فضای آرام‌تری برای کودک فراهم کند. همین‌طور با توجه بیشتر و ارتباط مؤثر با والدین، هم‌صدا و هم جهت با خانواده در جهت ایجاد احساس امنیت بیشتر قدم بردارد.

  1. دارو درمانی

اگر افسردگی کودک آن‌ قدر شدید است که دیگر انرژی ندارد، از جایش به سختی بلند می‌شود، اشتهایش به ‌هم ریخته یا آن‌ قدر غمگین است که هر کمکی به او برایش معنایی ندارد، متخصص ممکن است دارو را پیشنهاد دهد؛ چیزی که حال کودک را کمی بهتر می‌کند. دارو قرار نیست همه ‌چیز را یک‌ باره درست کند و فقط مانند عصایی کمکی به کودک کمک می‌کند تا بلند شود. با این حال، دارو به‌تنهایی کافی نیست و معجزۀ اصلی در ارتباطی امن و گرم و بدون قضاوت اتفاق می‌افتد. 

نقش والدین در حمایت از کودک افسرده

والدین اولین تکیه‌گاه کودک هستند. دیدن حال بد کودک برای هر پدر و مادری سخت است. طبیعی است که دلمان بخواهد خیلی سریع حالش بهتر شود، اما بهبود افسردگی زمان می‌برد و آرام ‌آرام جلو می‌رود، ولی غیرممکن نیست.

با توجه به مطالب منتشر شده در مرکز آنا فروید، مهم‌ترین نقش والدین این است که فضایی آرام و امن بسازند تا کودک بداند هر وقت بخواهد، می‌تواند دربارۀ احساساتش حرف بزند. صحبت با کودک باید آرام و همدلانه باشد یعنی به جای نصیحت یا کوچک شمردن ناراحتی‌اش نشان دهیم که سختی او را می‌فهمیم. از عباراتی مثل «حالا چیزی نشده» یا «حساس نباش» نباید استفاده کنیم، چون این حرف‌ها در گفت‌وگو را می‌بندد و کودک بیشتر از قبل احساس می‌کند نادیده گرفته شده است.

افسردگی همیشه نتیجۀ یک اتفاق بد نیست، گاهی کیفیت رابطه‌ها، احساس امنیت را از کودک می‌گیرد. همین که کودک بداند مجبور نیست حرف بزند و هر وقت آماده بود کنارش هستیم، دلگرمی بزرگی برای اوست.

در کنار این همراهی، کمک کردن به کودک برای داشتن برنامه‌ای منظم مثل خواب کافی، برنامۀ غذایی منظم، بازی و فعالیت بدنی می‌تواند حالش را بهتر کند. البته باید حواسمان باشد که برای این برنامه‌ها به احساس کودک خود نیز توجه کنیم و او را به اجبار وادار به اجرای آن نکنیم. وقتی والدین با آگاهی، صبر و حضور واقعی کنار کودک می‌مانند، او کم‌کم احساس می‌کند تنها نیست و می‌تواند دوباره به آرامش و انرژی قبلی‌اش برگردد.

پیشگیری از افسردگی کودکان

پیشگیری از افسردگی در کودکان از دل رابطه‌های روزمرۀ ما با کودک شروع می‌شود. ساختن فضایی گرم، قابل‌اعتماد و بدون قضاوت که کودک بداند احساساتش دیده و پذیرفته می‌شود. وقتی والدین با کودک گفت‌وگوی آرام و همدلانه‌ای دارند، به او اجازه می‌دهند احساساتش را بیان کند و به جای نصیحت یا سرزنش، همراهش می‌مانند، کودک احساس امنیت می‌کند و کمتر در معرض غم‌های عمیق و طولانی قرار می‌گیرد.

آگاهی والدین از نشانه‌های حال بد، واکنش به‌موقع و همکاری با مدرسه برای کاهش فشارها نقش مهمی دارد. در نهایت، هرچه حمایت از کودک، از خانه تا مدرسه، بیشتر باشد، احتمال اینکه غم‌های کوچک تبدیل به افسردگی پایدار شوند کمتر می‌شود. علاوه بر این، وقتی کودک یاد بگیرد احساساتش را بشناسد و درباره‌شان حرف بزند، نه اینکه آن‌ها را قورت بدهد یا ازشان بترسد، یاد می‌گیرد احساساتش را بهتر مدیریت کند و از کلمات برای بیان احساساتش استفاده کند.

چه زمانی باید فوراً به متخصص مراجعه کنیم؟

اگر کودک حرف‌هایی دربارۀ «دوست نداشتن زندگی»، «بی‌ارزش بودن» یا «نبودن» می‌زند یا رفتارهایی نشان می‌دهد که نگران‌کننده است، علامت‌هایی هستند که نباید منتظر بمانیم که خودشان کم‌کم محو شوند. همین‌طور اگر می‌بینید عملکرد تحصیلی‌اش ناگهان افت کرده، از دوستانش فاصله گرفته، گوشه‌گیر شده یا ارتباطش با خانواده تقریباً قطع شده، بهتر است خیلی زود با یک متخصص صحبت کنید. هر تغییری که شدید، ناگهانی یا خارج از توان شما برای مدیریت باشد، ارزش دارد که جدی گرفته شود و از کمک حرفه‌ای استفاده کنید. اگر در این مسیر پرچالش به کمک نیاز داشتید، می‌توانید از خدمات متخصصان «کلینیک روان‌پویشی آگاه» استفاده کنید.

درباره ریحانه خیرآبادی

من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغ‌التحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذرانده‌ام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنی‌سازی آشنا شدم و کارگاه‌های مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کرده‌ام. از سال 1403 هم همکاری‌ام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.

نوشته‌های بیشتر از ریحانه خیرآبادی
قبلی آیا افسردگی درمان دارد؟
بعدی تفاوت‌های کلیدی بین پارانویا و پارانوئید چیست؟

1 دیدگاه

اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در سایت
جستجو برای:
کلینیک روانشناسی آگاه
وقت مشاوره کلینیک آگاه
لیست روانشناسان کلینیک آگاه

بهترین روانشناس تهران | بهترین روانشناس شیراز | تراپیست آنلاین | روانشناس آنلاین خارج از کشور

خدمات روانشناسی کلینیک آگاه

روانشناس کودک  |  مشاوره فردی

مشاوره ازدواج  |  مشاوره طلاق

مشاوره خانواده  |  مشاوره زوج درمانی

روانشناس نوجوان  | مشاوره طلاق

مشاوره جنسی  | مشاوره شغلی

مشاوره تحصیلی  | مشاوره ترک اعتیاد

جدیدترین مقالات روانشناسی
  • چگونه تمرکز نوجوانان را بالا ببریم؟ 1405-04-20
  • خستگی تصمیم‌گیری چیست؟ 1405-04-18
  • بهترین سریال‌های روان‌شناسی کدامند؟ 1405-04-16
  • ترس کودک در خواب 1405-04-16
  • نقد کتاب عشق ویرانگر 1405-04-07
لوگو کلینیک روانشناسی آگاه

مرکز ارائه خدمات روانشناسی آگاه خانواده بزرگی از مراجعین و متخصصین را بنیان نهاده است که ارتباطی صمیمانه و در عین حال حرفه‌ای با یکدیگر دارند.

راه های ارتباطی

  • شیراز، خیابان ملاصدرا، ابتدای کوچه ۱۰
  • تهران، پاسداران، خیابان بوستان دوم، خیابان گیلان غربی، بین فرخی یزدی و داوود اسلامی، نبش موحد2، پلاک 5، واحد 1
  • شیراز: ۰۷۱۳۶۴۷۴۶۶۰
  • ۰۹۰۱۵۴۴۲۷۲۲
  • ۰۹۱۷۲۰۷۱۷۴۹
  • تهران: 02122849351
  • 09307070617
  • clinicagah@gmail.com

مشاور خانواده
مشاور ازدواج
روانشناس کودک
مشاور شغلی
مشاور ترک اعتیاد
مشاور نوجوانان
بهترین روانشناس تهران
بهترین روانشناس شیراز
مشاوره آنلاین

مشاور فردی
مشاوره طلاق
مشاوره افسردگی
مشاور استرس و اضطراب
مشاوره برای وسواس فکری
مشاوره روانشناسی آنلاین خارج از کشور

برای دریافت جدیدترین بلاگ‌های آگاه و دعوت‌نامه‌های کارگاه‌ها همین حالا ایمیلت رو وارد کن. قدم بعدی آگاه شدن، اینجاست.

نوبت مشاوره

روانشناس آنلاین

روانشناس شیراز

روانشناس تهران

گاهی برای شناخت بهتر خودمون و عبور از روزهای سخت، فقط کافیه یکی کنارمون باشه که بهتر مارو بفهمه. از همین امروز، با همراهی مشاوران حرفه‌ای ما قدم‌به‌قدم جلو برو؛ ما اینجاییم تا کنارت باشیم.

شروع مسیر تحول