وقتی درمان پیش نمیرود (فصل پنجم: چگونه ندانیم!)
وقتی درمان پیش نمیرود (فصل پنجم: چگونه ندانیم!)
- نویسنده: مری جو پیبلز
- مترجم: زهرا پور مهدی
- ویراستار علمی: محمد صادق خداهمتی
- سال انتشار: ۲۰۲۱
«تنها نکتهٔ مهم در هر جلسه، امر ناشناخته است.»
ویلفرد بیون، یادداشتهایی دربارهٔ حافظه و میل__
گفتن جمله «نمیدانم» یک توانایی است. این توانایی نیازمند عزت نفس پخته، انعطافپذیری ذهنی و آمادگی برای یادگیری است. زمانی که رواندرمانی به بنبست میرسد، توانایی درمانگر برای گفتن «نمیدانم اکنون چه باید کرد» یا «نمیدانم چرا این روش کار نمیکند» جان تازهای به فرآیند درمان میبخشد. وقتی احساس گمگشتگی میکنیم، بهراحتی وسوسه میشویم که به نتیجهگیریهای ناقص و زودهنگام بچسبیم، اما ماندن در تجربه ندانستن دریچهای به سوی تفکر خلاق میشود.
بیون (۱۹۶۷/۲۰۱۳) اشاره میکند که در رواندرمانی، امر ناشناخته تنها نقطۀ مهم است. تنها در همین امر ناشناخته است که پاسخها و امکانات نو نهفتهاند. اما کانمن (۲۰۱۱) توضیح میدهد که انسانها میل شدیدی به داشتن پاسخ دارند، همین باعث میشود که ندانستن در برخی مواقع برای بیمار و درمانگر هر دو غیرقابلتحمل شود: «ذهن ما محدودیتی عجیب دارد: اعتماد بیش از حد به آنچه فکر میکنیم میدانیم؛ و ناتوانی آشکارمان در بهرسمیتشناختن گستره کامل نادانیمان و عدم قطعیت جهانی که در آن زندگی میکنیم».
فصل پنجم کتاب وقتی درمان پیش نمیرود نوشتهی مری جو پیبلز درباره معایب تلاش بیش از حد برای دانستن در رواندرمانی، راههای فهم تهدیدهای احساسی ناشی از ندانستن، و روشهایی برای پرورش این ظرفیت کاربردی در خودمان و بیمارانمان صحبت میکند.
برای مطالعه و دانلود کامل این مقاله به صورت pdf اینجا کلیک کنید.
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.