افسردگی بعد از ترک ماریجوانا چیست؟
گذر از مادهای مانند ماریجوانا که روزی آن را بهترین راه برای آرام کردن خودمان میدانستیم، گذری ساده نیست؛ مادهای که کل روزمان را طبق آن میچیدیم و آن را نجاتدهنده خود خطاب میکردیم. اما همین ماده بعد از مدتی بهجای آن که به ما کمک کند تا خود را از چاله زندگیمان بیرون بکشیم، شروع به عمیقتر کردن همان چاله کرده است. انتخاب ترک چنین مادهای میتواند بسیار سخت باشد.
تغییر ناگهانی در چنین سبک زندگی که مدتها ما را راضی نگه داشته بود، بار روانی عمیقی دارد. علاوه بر این، ترک مادهای که بدنمان نیز با آن اُخت پیدا کرده، از نظر جسمی عوارض دشواری را بهدنبال میآورد. پس دستوپنجه نرم کردن با افسردگی و اضطراب به نوعی، جزئی جداییناپذیر از ترک ماریجوانا است. در این مقاله از وبلاگ کلینیک روانپویشی آگاه با این علائم بیشتر آشنا خواهیم شد.
فهرست محتوا:
Toggleترک گل و علائم ترک گل
گل یکی از محصولات ماریجوانا است؛ اما یک تفاوت بسیار مهم با آن دارد. به زبانی بسیار ساده، گل نمونهای قویتر از ماریجوانا است. عناصری که ماریجوانا را اعتیادآور و آرامبخش میکنند، (به خصوص عنصر THC) در گل خیلی بیشتر از ماریجوانای طبیعی و گیاهی است. در نتیجه، علائم ترک گل سختتر از علائم ترک ماریجوانا تجربه خواهد شد. علاوه بر این تفاوت، اختلاف قابل بررسی میان ماریجوانا و گل وجود ندارد. پس در ادامه این متن میان این دو فرقی قائل نخواهم شد.
در کتاب راهنمای تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5)، سندرومی به نام سندروم ترک کانابیس (اسم علمی ماریجوانا) معرفی شده است. این سندروم به افرادی اطلاق میشود که به صورت طولانی مدت، گل زیادی مصرف میکردند. این مقدار به حدی زیاد بوده، که در فعالیتهای روزمره فرد خلل ایجاد کرده است. طبق این سندروم، علائم ترک به این شکل هستند:
- عصبانیت، پرخاشگری و تحریک پذیری
- ناآرامی و اضطراب
- اختلالات خواب (مانند بیخوابی، یا رویاهای ناخوشایند)
- کاهش اشتها یا کاهش وزن
- بیقراری یا بیتابی
- خلق افسرده
- خیال پردازی آشفته یا واضح
- وسوسه بازگشت به ماریجوانا
- علائم جسمی مانند درد گوارشی، لرزش، تعریق، تب و لرز کردن یا سردرد
هرچقدر که اندازۀ مصرفی بیشتر باشد، شدت این علائم نیز بیشتر خواهد بود. برخی مطالعات نشان دادهاند که زنان علائم شدیدتری را هنگام ترک تجربه میکنند؛ حتی هنگامی که به اندازهای یکسان با مردان مصرف کرده باشند. افرادی که اعتیاد به ماریجوانا دارند، 6 برابر بیشتر از مردم عادی، ممکن است به الکل اعتیاد پیدا کنند؛ همچنین 9 برابر بیشتر، احتمال دارد که مواد مخدر دیگری نیز در لیست اعتیادشان وجود داشته باشد. پس هنگام بررسی علائم ترک، باید به تمام مواد مخدر مصرفی فرد توجه کرد.
دریافت مشاور ترک اعتیاد از کلینیک روانشناسی آگاه
افسردگی بعد از ترک ماری جوانا چقدر طول میکشد؟
فردی که در فرایند ترک قرار میگیرد، مراحلی را از سر میگذارند. طی این مراحل رفتارها و احساسات متفاوتی را تجربه میکند؛ هر کدام برای مدتی معین ادامه پیدا میکنند:
- بعد از 24 تا 48 ساعت توقف در مصرف، علائم ترک شروع میشوند. این علائم آغازین، شامل بیخوابی، تحریک پذیری، کاهش اشتها، لرزش، گاهی تعریق و تب و لرز میشود. شدت علائم طی روزهای دوم تا ششم به اوج خود میرسد.
- تا روز هفتم، میزان ماریجوانای داخل بدن کاهش مییابد. به همین دلیل علائم ذکر شده شروع به بهتر شدن میکنند.
- یک هفته بعد از توقف در مصرف، علائمی دیگر بروز پیدا میکنند. علائمی مانند عصبانیت، پرخاشگری و خلق افسرده. این نشانهها در هفتهی دوم به اوج خود میرسند.
- اختلالات خواب تا هفتهها یا حتی بیشتر با فرد باقی میماند.
- بعد از این مدت، علائم روانشناختی اضطراب و وسوسه به بازگشت تا مدتی نامعلوم ادامه پیدا خواهد کرد.
بهتر است تکرار کنم که هر چقدر مقدار مصرفی بیشتر باشد، تمام این مراحل شدیدتر و گاهی طولانیتر تجربه خواهند شد. پس طبیعی است که دو نفر با میزان مصرفی متفاوت، علائم ترک یکسانی را تجربه نکنند. ممکن است برای فردی افسردگی 2 تا 3 هفته طول کشد؛ اما برای دیگری بیشتر از یک ماه. با این حال این علائم، کوتاه مدت و موقتی هستند. پس علائم پایدار چطور شکل میگیرند؟
ترک ماریجوانا و افسردگی
بدن انسان از شبکههای نورونی مختلفی تشکیل شده است. نام یکی از این شبکهها اندوکانابینوئید (endocannabinoid) است که کار اصلیاش تنظیم برخی از کارکردهای بیولوژیکی بدن است؛ مانند خُلق، شناخت، غذا خوردن، ادراک درد و استرس یا اضطراب. زمانی که ماریجوانا وارد بدن فرد میشود به سمت این شبکه حمله میکند. عناصر سازنده ماریجوانا، با نام کانابینوئیدها، بر عملکرد این شبکه اثر میگذارند. در دفعات آغازین مصرف، ماریجوانا باعث بالا رفتن سرعت شبکه و کارکرد بهتر آن میشود.
اما با بالا رفتن مقدار مصرف، بدن مجبور میشود خود را با گل سازگار کند. طی فرایند سازگاری، بدن اثرات اولیه ماریجوانا را از دست میدهد؛ از این جا به بعد آن اثرات برعکس میشوند. عملکرد شبکه کاهش پیدا میکند و تمام وظایفش نیز اشتباه انجام میگیرد. با کاهش فعالیت شبکه به صورت کلی، علائمی مشابه با افسردگی به وجود میآیند. علاوه بر آن اشتها، اضطراب و عملکردهای شناختی (حل مسئله، تصمیمگیری و…) در فرد نیز اختلال پیدا میکنند.
طبق این فرایند، میتوانیم نتیجه بگیریم که هنگام قرارگیری در روند اعتیاد به گل، افسردگی تقریباً اجتنابناپذیر است. طبق پژوهشهای انجام شده بیش از 25 درصد از مصرفکنندگان گل، دارای اختلال افسردگی هستند. این اختلال مخصوصا میان مصرفکنندگان زن و یا افرادی که از سن پایین شروع به مصرف کردهاند، شایعتر است. اما بعد از ترک چه میشود؟
زمانی که فرد مدتی را بدون مصرف میگذراند، شبکهی معرفی شده گیج میشود. او برای کارکرد خود به ماریجوانا وابسته شده بود، اما حالا از آن محروم شده است. در این هنگام، این شبکه احتیاج دارد که دوباره عملکرد قبلی خود را بازیابد؛ به همین دلیل نیاز به مدتی زمان دارد تا خود را پیدا کند. در این مدت، افسردگی همچنان ادامه پیدا میکند و اثرات خود را بهجای میگذارد. قبل از ترک، وقتی که فرد درگیر حالات افسردگی و خشم میشد، به یار خود، گل، مراجعه میکرد. اما حال مجبور است با علائم آن روبرو شود.
اما خبر خوب اینجاست که اگر فرد بتواند سختیهای کوتاه مدت ترک را به جان بخرد، به رنگینکمان پس از طوفان میرسد. برای اینکه اثرات بلند مدت ترک را بسنجیم، باید حداقل یک ماه صبر کنیم. زیرا بدن حداقل به یک ماه زمان نیاز دارد تا بتواند به حالت اولیه خود بازگردد. اغلب مطالعات نشان دادهند که بعد از این مدت، اختلالات افسردگی، اضطراب و اختلالات کارکردی شروع به بهبود میکنند. طبق این مطالعات، ترک ماریجوانا یکی از روشهای خلاصی از افسردگی و اضطراب در مصرفکنندگان است. مخصوصا در میان مصرفکنندگان جوانتر که ممکن است بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته باشند.
اگر فرد بتواند یک ماه دوام بیاورد، علائم پایدارتر ترک گل را شاهد خواهد بود. علائمی مانند خُلق ثابت، اشتهای مناسب و روحیهای بانشاط. اما متأسفانه خبر بدی هم هست.
افسردگی بعد از ترک گل و اضطراب
اضطراب یکی دیگر از علائم اجتنابناپذیر در روند مصرف و ترک گل است. یکی از دلایلی که جوانان و مخصوصا دانشجویان به مصرف گل روی میآورند، شهرت غلط ماریجوانا است. ممکن است شنیده باشید که میگویند:« گل بکش یکم آروم بشی» یا « ببین هرکی گل میکشه چقد آرومه» اما همانطور که در عنوان قبل توضیح دادیم، این آرامش تنها مدتی محدود ادامه خواهد داشت. مصرف طولانی مدت ماریجوانا، علاوه بر افسردگی، اضطراب را نیز در فرد بالا میبرد. اما این اضطراب و افسردگی، با احساس کشش به سمت گل پیوند میخورد.
مطالعات نشان دادهاند، ماریجوانا تنها مواد مخدری است که مصرفکنندگانش، با اراده خودشان به دنبال کمک برای ترک میروند. با این حال درصد بیشتری از آنها در نگهداری ترک، شکست میخورند. مشکل از کجاست؟
اضطراب و افسردگی که فرد در طول مصرف احساس میکند به او اجازه وقفه در مصرف را نمیدهد. فرد برای کاهش این اختلالات به گل روآورده است؛ پس نه تنها از نظر جسمی به گل وابسته شده، حالا از نظر روانی نیز گیر افتاده است. وابستگی روانی ماریجوانا بسیار بیشتر از وابستگی جسمی آن است.
تصمیم به ترک گل، به تنهایی میتواند بار روانی زیادی داشته باشد. اما مصرف طولانی مدت گل، خودآگاهی روانی را از فرد نمیگیرد. او میتواند تشخیص دهد که در وضعیتی ناخوشایند قرار دارد، پس برای خارج شدن از آن تلاش میکند. برخلاف موادی مانند کوکایین یا هرویین که خودآگاهی را از مصرفکننده میگیرند.
هنگام ترک، نبود گل اضطرابهای فرد را افزایش میدهد. اما چون او نمیتواند این حجم از اضطراب را تحمل کند، سعی میکند دوباره به سمت گل برگردد. این اضطراب، وسوسه بیمارگونهای را در فرد شکل میدهد؛ وسوسهای که او را از حالات روانشناختی ناخوشایندش نجات میدهد. وسوسه بازگشت به گل طی روند ترک از بین نمیرود؛ زیرا اضطراب فرد از بین نرفته است. ممکن است با برگشت بدن به حالت عادی خود، اضطراب کاهش پیدا کند؛ اما اضطراب و افسردگی روانشناختی بعد از ترک گل باقی میماند.
در اغلب مواقع اضطرابی که هنگام مصرف و ترک گل وجود دارد، دلیلی روانشناختی دارد؛ دلیلی که ربطی به اعتیاد فرد ندارد. به همین دلیل بهتر است هنگام ترک از خدمات رواندرمانی استفاده کنیم. تجزیه و تحلیل اضطراب موجود به فرد کمک میکند از آن عبور کند. بهبود حالات اضطرابی از میزان وسوسه بازگشت به گل خواهد کاست.
چطور افسردگی پس از ترک ماری جوانا را درمان کنیم؟
برای درمان علائم ترک گل، به خصوص افسردگی، گزینههای مختلفی وجود دارند. متاسفانه هنوز درمانی قطعی برای این علائم پیدا نشده است اما روشهایی پیشنهاد شده است که میتوانند کمککننده باشند. باید توجه داشت که هر کس در روند ترک، علائم را به گونهای متفاوت تجربه میکند؛ پس باید روش درمانی را انتخاب کند که برای او جوابگو است. ممکن است برای فردی دارودرمانی بهترین گزینه باشد و برای دیگری رواندرمانی. از آنجایی که هنوز درمانی قطعی یافت نشده است، توجه به روشهای درمانی موجود بسیار اهمیت دارد. مقدار زیادی از موفقیت در روند ترک را، درمانی مؤثر مشخص میکند.
-
دارودرمانی:
هنوز تحقیقات در زمینه بهترین دارو برای کمک به این مصرفکنندگان ادامه دارد. داروهای متعددی معرفی شدهاند اما بسیاری از آنها در مرحله آزمایشات گستردهتر اعتبار خود را از دست دادهاند. برخی از داروهایی که امروزه استفاده میشوند در گروه SSRIها، تثبیتکنندههای خُلق و مهارکنندههای کانابیس قرار دارند. برای اینکه بتوانید بهترین درمان را برای خود بیابید، بهتر است از کمک متخصصان استفاده کنید. هر کدام از داروهایی که برای کمک به علائم ترک پیشنهاد شدهاند، عوارض خاصی دارند و تنها برای بخشی از علائم مناسب هستند. اگر زیر نظر متخصصی آگاه نباشید، ممکن است سلامتتان به خطر بیوفتد.
-
رواندرمانی:
بهترین گزینه برای داشتن ترکی پایدار، رواندرمانی است. دارو میتواند برای مدتی کوتاه علائم را کاهش دهد و جلوی بازگشتتان به گل را بگیرد؛ اما رواندرمانی میتواند نقاط قوت و ضعفتان را به شما نشان دهد و به شما یاد دهد چگونه خود را در برابر وسوسهها کنترل کنید. رویکردهایی که کمک فراوانی به مصرفکنندگان کردند، رویکرد رفتاری- شناختی و رویکرد انگیزشی هستند. در اغلب موارد، زمانی که فرد هر دو رویکرد را با هم طی درمان دریافت کند، تأثیرات بیشتری بر سلامت روانیاش میبیند.
-
راههای کمکی در درمان:
مداخلات مددکاران اجتماعی در شرایط زندگی افرادی که محیط زندگی مناسبی ندارند، کمک بسیاری به مصرفکنندگان میکند. در طی این مداخلات، فرد میتواند تحت آموزشهای روانشناختی قرار گیرد تا اعتیادش را بهتر درک کند و درخواست کمک کند.
همچنین در طی روند ترک، گزینههای توانبخشی وجود دارد که به فرد کمک میکند دوباره به آغوش جامعه بازگردد. برای مثال کار درمانی و یا ورزش درمانی. ورزش درمانی برای ترککنندگان گل اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا ماریجوانا نه تنها وزن را بسیار کاهش میدهد بلکه عضلات فرد را نیز منقبض و سفت میکند.
اگر فرد در طی روند ترک، تحت نظارت شبانهروزی متخصصان قرار گیرد، تمام درمانها را با هم دریافت میکند. دارودرمانی به تنهایی کاری را پیش نمیبرد. برای دیدن تغییرات سازنده، دارودرمانی و رواندرمانی در کنار هم ارائه میشوند. اگر از راههای کمکی نیز استفاده شود، روند ترک سریعتر خواهد بود؛ همچنین فرد میتواند بهتر زندگی قبلی خود را بازیابد.
نتیجهگیری
رها کردن مادهای که مدتی او را بخشی از خود میدانستیم، هیچگاه راحت نخواهد بود. هرگونه دوا و درمان، هرگونه راهکارهای روانشناختی و هرگونه نصیحت که بگوییم، در آخر از درد فقدان نمیکاهد. اما گاهی باید درد پاره شدن پوست خود را تحمل کنیم، تا بتوانیم مانند پروانهای پرواز کنیم. زمان سختترین دردها را نیز تیمار میکند؛ پس بهتر است کمی به خود وقت دهیم. تلاش برای ترک به تنهایی افتخار بزرگی است. اما موفقیت در این مسیر به عوامل بسیاری وابسته است؛ عواملی که گاهی در کنترل ما نیست، به قول حافظ، «تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار.»
درباره ملیکا راسخی پور
من ملیکا راسخی پور هستم و در حال حاضر مشغول تمام کردن سال آخر کارشناسی در رشتۀ روانشناسی هستم. شوق من نسبت به این رشته، از ترمهای آغازین، مرا به سمت خواندن کتابهای زیادی هدایت کرد. همین مطالعات مرا با رویکردهای روانکاوی کلاسیک و روانپویشی آشنا کرد. با خواندن کتابهای شخصیتهایی مثل فروید، یونگ و اتو رانک به مطالعات مردمشناسی و اسطورهشناسی با تمرکز بر تحلیلهای روانشناختی علاقۀ بسیار زیادی پیدا کردم. تمرکز من بر مطالعات بینرشتهای روانشناسی و تاریخ است؛ به شکلی که بتوانم با در نظر گرفتن تاریخ و هویت جمعی، رفتارهای غالب جامعه را بیشتر و بهتر درک کنم. امیدوارم در هدفم برای ارتقای آگاهی مخاطبان، تا میزانی حتی کم، موفق شوم.
نوشتههای بیشتر از ملیکا راسخی پور


1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.