سیچوئیشنشیپ (Situationship) چیست؟
رابطۀ سیچوئیشنشیپ (situationship)، یک رابطۀ عاشقانه یا جنسی است که رسمی نشده. سیچوئیشنشیپ معمولا با سوالی کوتاه اما مهم همراه میشود: «ما چیِ هم هستیم؟»
رابطههای ما همگی از جنس نورند. نوری حیاتبخش که میتابد تا زندگی ما را روشن کند. رابطههای ما انواع مختلفی دارند. مانند طیفهای نوری که با تابشهای مختلف، رنگهای مختلفی پیدا میکنند. رابطۀ سیچوئیشنشیپ خاکستریرنگ است. رابطه رنگ دارد اما انگار کمرنگ است. طرف مقابل را دوستش داریم و نداریم. در رابطه هستیم و نیستیم.
سیچوئیشنشیپ با فقدان تعهد یا انحصار مشخص میشود؛ اما ویژگی اصلی این نوع رابطه، فقدان مرزها یا برچسبهای واضح است. خلاصۀ کلام، «سیچوئیشنشیپ رابطهای است عاشقانه اما تعهدی نسبت به آن عشق وجود ندارد.»
فهرست محتوا:
Toggleداستان: نمونهای از سیچوئیشنشیپ
داستان زیر، نمونهای از رابطۀ سیچوئیشنشیپ است:
«سارا و علی از طریق دوستان مشترکشان باهم آشنا شدند. بیشتر وقتها به کافهای نزدیک محل کارشان میرفتند و ساعتها به خوشی و خنده میگذشت. هردو احساس میکردند چقدر خوب است کنار هماند و بهشان خوش میگذرد؛ اما یک شب که کنار هم قدم میزدند علی گفت: «خوشحالم که تو وارد زندگیم شدی.» قلب سارا لرزید. هر دو میدانستند که رابطهشان چیزی فراتر از یک دوستی ساده است؛ اما انگار تصمیم گرفته بودند راز دلشان را نگه دارند تا رابطه به همین شکل ادامه پیدا کند. در این لحظه از رابطه هر دو میدانستند دیگر دوست معمولی نیستند اما دقیق نمیدانستند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. آیا عشق بینشان جاری شده بود یا صرفا از هم خوششان میآمد؟ آیا باید انتظار یک رابطه تمام عیار را از او داشته باشم؟ سارا و علی اسیر رابطهای شده بودند که نامش هم را نمیدانستند.
رابطۀ سیچوئیشنشیپ یعنی چه؟
سیچوئیشنشیپ یا رابطه موقعیتی «روابط عاشقانه مبهم یا بدون تعهد» هستند. ممکن است در رابطۀ سیچوئیشنشیپپتان به یکدیگر محبت کنید، رابطۀ جنسی داشته باشید و باهم وقت بگذرانید، اما تعهدی نسبت به طرف مقابل نداشته باشید. علاوه براین، انتظارات و توقعات در رابطۀ سیچوئیشنشیپ شفاف نیست. برای مثال ممکن است شما چند روزی به مسافرت بروید بدون اینکه به پارتنرتان اطلاع دهید؛ چون تصور میکردید رابطهتان آنقدر هم جدی نیست که همهچیز را به او بگویید. اما پارتنرتان با دلخوری میگوید «چرا بهم نگفتی میری سفر؟ خیلی ناراحت شدم که بیخبر گذاشتی رفتی!» در این موقعیت شما و پارتنرتان نمیدانید باید چه انتظاراتی از هم داشته باشید. انگار رابطه را مه گرفته و همهچیز مبهم است.
رابطۀ سیچوئیشنشیپپ میتواند باعث شود وقتی کسی از شما میپرسد: «با کسی هم آشنا شدی؟» از جوابتان مطمئن نباشید: «میدونی این داستان داره یا خیلی پیچیدهاس! چی بگم والا!». وقتی رابطۀ سیچوئیشنشیپ دچار چالش میشود این جملهها زیاد به گوشتان میخورد:
- بزار ببینیم چی میشه. هرچی پیش آید خوش آید…
- من با رفتارهای عجیب و غریبت مشکلی ندارم. فقط ترکم نکن…
- من فقط یکیو میخوام از تنهایی دربیام…
- ببین! نمیشه که همینطوری ول کنی بری. من کلی انرژی و احساس برات گذاشتم…
- اشکالی نداره اگه بخوای یه نفر دیگه رو ببینی. ما فقط دوستیم. (اما حالت چهره و رفتارهای گذشته نشان میدهد همهچیز بیشتر از یک دوستی ساده است!)
ابهام همراه با رابطۀ سیچوئیشنشیپ میتواند بر سلامت روان شما تأثیر بگذارد. ابهام و عدم قطعیت، سیستم استرسمان را فعال میکند. مغز تلاش میکند رابطهای را که نمیداند چه ماهیتی دارد و چه نتیجهای خواهد داشت کنترل کند؛ در نتیجه میزان هورمون کورتیزول بالا میرود. وقتی همهچیز مبهم است، فعالیت آمیگدال (ساختار مرتبط با احساسات و پاسخ هیجانی) زیاد میشود. به طور کلی وقتی مغز با انتظارت مبهم روبهرو میشود نمیداند چه انتظاراتی باید داشته باشد و مدام در حال مرور خاطرات یا جمعآوری نشانههای مشابه اتفاقات گذشته است تا بتواند نتیجهگیری واضحی بکند اما اطلاعاتی که دریافت میکند کافی و روشن نیستند؛ در نتیجه اضطرابمان زیاد میشود.
سیستم عاطفی ما نسبت به نشانههای دوست نداشتنی بودن و طرد حساس است. اگر ابهام را به صورت نشانهای از طرد شدن و دوست نداشتنی بودن تجربه کنیم، ممکن است به شکل ناهشیار سعی کنیم ابهام را نادیده بگیریم و انکارش کنیم. در نتیجه رابطۀ سیچوئیشنشیپ تبدیل ابزاری برای دور زدن ابهام میشود: ما تظاهر میکنیم که در رابطهایم اما درمورد ابهامش صحبتی نمیکنیم. حتی ممکن است ته دلمان امید داشته باشیم همهچیز درست میشود.
علاوهبراین، بیتفاوت ماندن نسبت به ابهام در رابطۀ سیچوئیشنشیپ بسیار سخت است. این ابهام میتواند انرژی زیادی را از شما بگیرد. ممکن است درگیر نشخوار فکری بشویم و ساعتهای زیادی دربارۀ انگیزهها و دلایل پنهان رفتارهای طرف مقابل فکر کنیم و دنبال نشانهای از دوست داشته شدن و جدی بودن رابطه بگردیم.
ما انسان هستیم و وقتی با کسی صمیمی میشویم، مغز ما هورمونی به نام اکسیتوسین ترشح میکند. اکسیتوسین ماده قدرتمندی است. تحریک جنسی، انزال، انقباضات در دوران بارداری، شناخت والدین و نوزاد – حتی شیردهی را تحریک میکند! اکسیتوسین رفتارهایی را که ممکن است انتظارش را نداشته باشید، مانند اعتماد کردن را نیز تسهیل میکند. غلبه بر هورمونهایی مانند اکسیتوسین با این منطق که ما به کسی وابسته نیستیم سخت است.
نشانههای یک رابطۀ سیچوئیشنشیپ
نشانه های رابطه سیچوئیشنشیپ عبارتند از:
-
تعهد یا انحصار ندارد
در این رابطه، تعریف درستی از باهم بودن وجود ندارد و ممکن است یکی یا هر دوی شما با فرد دیگری نیز رابطه داشته باشید. وقتی در یک رابطۀ عاشقانه هستیم دوست داریم یارمان فقط برای خودمان باشد و نمیخواهیم او را با کسی شریک شویم؛ اما در رابطۀ سیچوئیشنشیپ، تعهد و انحصار وجود ندارد یا خیلی کم است.
-
مرز مشخص و انتظارات واضح ندارد
آیا به طور منظم یکدیگر را میبینید؟ آیا آنقدر به او نزیک هستید تا حرفهای دلش را نزده بخوانید؟ آیا دربارۀ خواستهها و انتظارتتان باهم صحبت میکنید؟ اگر هیچکدام از شما این سوالات را از هم نمیپرسید، سخت است که ماهیت همراهی و رابطهتان را بدانید.
رابطۀ سیچوئیشنشیپ رابطهای صمیمی و نزدیک است. هر رابطۀ صمیمانهای نیز انتظاراتی ایجاد میکند؛ اما انتظارات و توقعات در رابطۀ سیچوئیشنشیپ مبهم هستند. ممکن است توقع داشته باشید طرف مقابل بیشتر به دیدنتان بیاید یا بیشتر باهم صحبت کنید اما او احساس کند اینها توقعات زیادی است و احساسات و انتظاراتتان را بیاعتبار کند.
-
تماس نامنظم یا سطحی دارید
شاید فقط یک بار در ماه صحبت کنید. گاهی اوقات نیز ممکن است چندین بار در هفته صحبت کنید. مشخص نیست ارتباطتان چقدر عمیق شده یا نشده است. تماسهای پراکنده باعث میشوند شما دربارۀ عمق رابطه دچار شک و تردید شوید.
-
درگیر زندگی یکدیگر نمیشوید
در این نوع رابطه، شما هرگز پدر و مادرش را ندیدهاید یا هرگز دوستانتان را ندیده است. هر کجا احساس کردید ارتباط شما به مو بند است ممکن است رابطۀ شما یک رابطۀ سیچوئیشنشیپ باشد.
-
رابطه رشد نمیکند یا به پایان نمیرسد
به زبان ساده، شما در مورد آینده و اهداف بلندمدتتان صحبت نمیکنید. تنها چیزی که واقعاً میدانید این است که رابطه (هر چیزی که هست) در حال حاضر به اندازۀ کافی خوب کار میکند.
رابطۀ سیچوئیشنشیپ ممکن است در کوتاهمدت کار کند اما با سلامت روان در تعارض است. معمولا رابطۀ سیچوئشنشیپ در بلندمدت به احساساتتان صدمه میزند. شفافیت در این رابطه وجود ندارد. ممکن است احساسات شدیدتری نسبت به طرف مقابل تجربه کنید اما پاسخی دریافت نکنید و این باعث میشود سرخورده و خشمگین شوید.
چرا افراد وارد رابطههای سیچوئیشنشیپ میشوند؟
در سالهای اخیر رابطۀ سیچوئیشنشیپ به خصوص در بین نسلهای جوان بسیار محبوب شده و دربارهاش صحبت میشود. روانشناسی پشت رابطۀ سیچوئیشنشیپ به قدمت خود انسان است. در ادامۀ این بلاگ، بیایید دربارۀ نیروهای روانشناختی پیچیدهای که افراد را به سمت رابطههای مبهم مانند سیچوئیشنشیپ سوق میدهند و اغلب آنها را درگیر نگه میدارند بیشتر صحبت کنیم.
همۀ ما در برههای از زندگیمان سیچوئیشنشیپ را تجربه کردهایم. زمانهایی ما با یک نفر رابطه عاشقانهای را تجربه کردیم که خود را یک زوج به حساب نمیآوردیم؛ اما دوست معمولی هم نبودیم. به عبارت دیگر، سیچوئیشنشیپ مرحلهای است بین دوستی و رابطۀ متعهدانه. همۀ ما سیچوئیشنشیپ را در مرحلۀ ابتدایی آشنایی خود تجربه کردیم اما در مراحل بعدی، رابطه، وارد مرحلۀ جدیدی شده و نامی به خود گرفته است و یا ممکن است به پایان رسیده باشد.
با این حال، برخی از افراد ترجیح میدهند سیچوئیشنشیپ را بدون تعهد دادن ادامه دهند. آنها میدانند رابطه، چیزی بیشتر از یک دوستی ساده است اما نمیخواهند آن را رسمی کنند و نامی برای رابطهشان بگذارند. بنابراین، رابطه، فاقد مرز، برچسب یا تعهد طولانیمدت است.
سبکهای دلبستگی: نقشۀ راه ارتباطی شما
سبکهای دلبستگی که در کودکی شکل میگیرند، نحوۀ ارتباط ما با دیگران را در روابط نزدیک پیشبینی میکنند. بیایید ببینیم چگونه سبکهای دلبستگی با رابطۀ سیچوئیشنشیپ ارتباط دارد.
- سبک دلبستگی اضطرابی (دلمشغول): برخی افراد ممکن است هوس روابط نزدیک داشته باشند اما از رها شدن می ترسند. به این حالت دلبستگی مضطرب میگویند. افرادی که سبک دلبستگی اضطرابی دارند برای رابطه و نزدیک شدن تلاش میکنند اما در عین حال نگران از دست رفتن رابطه هم هستند. افرادی که این سبک دلبستگی را دارند، عدم قطعیت رابطۀ سیچوئیشنشیپ را تحمل میکنند و منتظرند اوضاع تغییر کند و همه چیز درست شود. ابهام رابطۀ سیچوئیشنشیپ میتواند سرمایهگذاری عاطفی آنها را تقویت کند، زیرا آنها هر جزء رابطه را را بیشازحد تجزیه و تحلیل میکنند و به دنبال تایید از طرف شریکشان هستند. علاوه بر این، افراد دارای سبک دلبستگی اضطرابی نشخوار فکری دربارۀ رابطه و نگرانی برای تمام شدن رابطه را نیز تجربه میکنند.
- سبک دلبستگی اجتنابی: افرادی که سبک دلبستگی اجتنابی دارند اغلب از نزدیکی می ترسند و از نزدیکی زیاد خفه می شوند. ممکن است با جدی شدن رابطه احساس کنند استقلالشان را از دست خواهند داد. رابطۀ سیچوئیشنشیپ به آنها کمک میکند بدون انتظار یک رابطۀ متعهدانه و صمیمانه با یک نفر رابطه داشته باشند. آنها فاصله عاطفی و ابهام را ترجیح میدهند.
- سبک دلبستگی ایمن: افراد دارای سبک دلبستگی ایمن برای ارتباط سالم و مرزهای روشن ارزش قائل هستند. کمتر احتمال دارد که برای مدت طولانی در رابطۀ سیچوئیشنشیپ باقی بمانند، زیرا تمایل به شفافیت و درک متقابل دارند. اگر رابطهای نیازشان را برآورده نکند، رابطه را تمام میکنند.
دو سبک دلبستگی اضطرابی و اجتنابی معمولا در روابط نقش مکمل یکدیگر را دارند؛ مثلا اگر فردی با سبک دلبستگی اضطرابی با کسی که سبک دلبستگی اجتنابی دارد وارد سیچوئیشنشیپ شوند، ممکن است چرخهای از فشار و کشش ایجاد شود: فرد مضطرب انتظارات بیشتری دارد و بیشتر میخواهد و از طرف دیگر شریک اجتنابی مقاومت میکند و در نهایت رابطه تبدیل به چرخهای از انتظارات برآورده نشده و فاصله گرفتن بیشتر تبدیل میشود و هر دو نفر اذیت میشوند.
به طور خلاصه اگر نیازهای دلبستگی و صمیمیت ما در دوران کودکی ناکام شده باشد ما به طور ناهشیار یاد میگیریم روابط صمیمانه، آسیبرسان و ناکامکنندهاند؛ در نتیجه در بزرگسالی به دنبال روابطی میرویم که چهارچوب مشخصی ندارند و نمیتوان نامش را رابطۀ عاطفی گذاشت. به این شکل، از کودک زخمخوردۀ درونمان مراقبت میکنیم تا بار دیگر از رابطۀ عاطفی آسیب نبیند. اما ماندن در رابطههای بدون تعهد به شکل دیگری به ما آسیب مییزند.
دلایل دیگر برای ادامه دادن رابطۀ سیچوئیشنشیپ
- افرادی که ترس از تعهد دارند معمولا وارد رابطۀ سیچوئیشنشیپ میشوند؛ زیرا این رابطه شرایطی را فراهم میکند تا بدون تعهد رسمی وارد رابطه شوند.
- عدهای نیز چیز زیادی از رابطهها نمیخواهند یا بودن در یک رابطۀ معنادار برایشان بیاهمیت است؛ بنابراین رابطۀ سیچوئیشنشیپ میتواند انتخابشان باشد.
- از سوی دیگر گاهی اوقات افراد به دلیل ناآگاهی وارد رابطۀ سیچوئیشنشیپ میشوند بیآنکه بدانند وارد چنین رابطهای شدهاند و تا مدتها رابطه را ادامه میدهند؛ برای مثال رابطهای بوده که هر دو نفر امید داشتند تا رابطه جدیتر شود اما اینطور نشده است. داشتن انتظارات روشن و صداقت داشتن با خود و دیگری به ما کمک میکند تا مسیر رابطه را روشن کنیم. اگر شما و پارتنرتان نمیدانید چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چه انتظاراتی از یک رابطه دارید اما نادیدهاش میگیرید احتمالا وارد رابطۀ سیچوئیشنشیپ شدهاید اما خبر ندارید.
دومینوی سیچوئیشنشیپ در رابطههای عاطفی
آیا همه روابط شما سیچوئیشنشیپ است؟ پاسختان به این سوال چه احساسی در شما ایجاد میکند؟ اگر رابطۀ سیچوئیشنشیپ مدام در زندگیتان در حال تکرار شدن هستند، شاید ارزش آن را داشته باشد تا با کمک یک درمانگر، چرایی آن را بررسی کنید.
چرا افراد رابطۀ سیچوئیشنشیپ را ادامه میدهد؟ معمولاً آسیبهای ناشی از تجربیات دلبستگی یا عاطفی قبلی، سوءاستفاده و آزار یا هر موقعیتی که فرد از طریق رابطه آسیب دیده است باعث میشود وارد رابطههایی شود که آسیبزا هستند. او ادامه دادن چرخههای آسیبرسان از جمله رابطۀ سیچوئیشنشیپ را ترجیح میدهد چون این تنها چیزی است که از رابطه میشناسد.
هنگامی که شما ضربۀ روحی و تروما را تجربه کردهاید، معمولا بیشازحد مراقب هستید. سعی میکنید همهچیز را پیش بینی کنید، دائما هشیارید چون مدام دارید همۀ تهدیدهای بالقوۀ اطرافتان را ارزیابی میکنید؛ در نتیجه، شما به تجربۀ سیگنالهای گیجکننده یا مختلط عادت کردهاید.
سیگنالهای مبهم رابطۀ سیچوئیشنشیپ برایتان شنا به نظر میرسد چون به شکل ناهشیار تصور میکنید همۀ رابطهها به همین شکل هستند. در رابطۀ آسیبزا میمانید چون شکل دیگری از رابطه را تجربه نکردهاید یا نمیشناسید.
مزایا و معایب سیچوئیشنشیپ
سیچوئیشنشیپ نیز مانند هر رابطهای خوبیها و بدیهایی دارد. با این حال، رابطۀ سیچوئیشنشیپ مزایای کمی برای افراد معدودی دارد و معایبش بیشتر از فایدهاش است. به عبارت دیگر، رابطه سیچوئیشنشیپ به درد هر کسی نمیخورد و الزاما کار نمیکند.
سیچوئیشنشیپها اگر هر دو نفر باهم تفاهم داشته باشند میتوانند در کوتاهمدت مفید باشند. در این صورت هر نفر برای مدت کوتاه بدون انتظار خاصی از رابطه لذت میبرد. سیچوئیشنشیپها اغلب فاقد ارتباط، مرزها یا تعهد روشن هستند که میتواند باعث اضطراب، ناامنی یا سرمایهگذاری عاطفی نابرابر شود؛ بنابراین در درازمدت ناسالم میشوند.
رابطۀ سیچوئیشنشیپ، تنها در صورتی سالم است که هر دو درباره آنچه از رابطه میخواهید توافق داشته باشید و اجازه ندهید رابطه بدون شفافیت ادامه یابد. در غیر این صورت، رابطه تبدیل به آش شلهقلمکاری از استرس و سیگنالهای متناقض میشود. بهتر است دربارۀ شکل رابطهتان تجدیدنظر کنید یا از آن خلاص شوید تا اینکه در برزخ بمانید.
-
سیچوئیشنشیپ به شما کمک میکند در مورد روابط بیاموزید
یکی از نیازهای مهم روانی ما رابطه است. اگر در شرایطی نیستید که بتوانید به یک رابطۀ طولانیمدت متعهد شوید، به این معنی نیست که نیاز دارید تنها باشید. شما میتوانید رابطه داشتن را با کسی تمرین کنید. سیچوئیشنشیپ میتواند به شما چیزهای زیادی در مورد احساسات و انتظارتتان در روابط یاد بدهد. البته برای این کار باید هر دو نفرتان بدانید که برای چه چیزی رابطه برقرار کردید و به یکدیگر آسیب نزنید. هر زمان متوجه شدید در حال اذیت شدن هستید یا طرف مقابل اذیت میشود، رابطه را تمام کنید.
-
سیچوئیشنشیپ میتواند باعث دروغ گفتن شود
اگر شما در مورد آنچه از رابطه و یکدیگر میخواهید صادق نباشید مجبور میشوید به یکدیگر و خودتان دروغ بگویید. ممکن است بخواهید یک رابطۀ طولانی مدت و متعهدانه داشته باشید اما طرف مقابلتان نخواهد و در مورد قصدش برای ماندن با شما در ابهام باشد. ممکن است طرف مقابلتان نیت بدی نداشته باشد اما آمادۀ تعهد نباشد. بنابراین وقتی سیچوئیشنشیپ به پایان اجتنابناپذیرش نزدیک میشود، این شمایید که وقتتان تلف شده است.
از طرف دیگر ممکن است طرف مقابلتان، شما را به این باور رسانده باشد که میخواهد یک رابطۀ طولانیمدت و جدی داشته باشد اما در اصل برایش آماده نباشد. درنهایت با پایان رابطه، شما آسیب میبینید.
-
سیچوئیشنشیپ، سیال و جاری است
هیچوقت نمیتوانیم احساساتمان در یک رابطه را سرکوب و خودمان را مجبور کنیم تا به شکل خاصی احساس و رفتار کنیم. حتی اگر هر دو نفرتان در ابتدای رابطۀ سیچوئیشنشیپ بدانید که هیچچیز جدی نیست ممکن است با گذشت زمان همهچیز تغییر کند. اگر شما بخواهید سیچوئیشنشیپ را به یک رابطه تمام عیار تبدیل کنید، اما طرف مقابلتان این را نخواهد اوضاع به هم میریزد و ضربه میخورید. با ورود به رابطۀ سیچوئیشنشیپ از نظر عاطفی در موقعیتی آسیبپذیر قرار میگیرید؛ ریسکی است که عدهای حاضرند آن را قبول کنند.
-
سیچوئیشنشیپ اجازه نمیدهد به رابطهای که میخواهید برسید
اگر میدانید که برای یک رابطۀ طولانیمدت آماده هستید، ماندن در سیچوئیشنشیپ میتواند شما را از رسیدن به تعهدی که واقعاً میخواهید باز دارد. سیچوئیشنشیپ میتواند شما برای مدتی سرگرم کند و اگر به دنبال رابطۀ عاطفی جدی باشید فقط وقتتان را تلف میکند.
تأثیر سیچوئیشنشیپ بر سلامت روان
در رابطۀ سیچوئیشنشیپ معمولا دربارۀ مسیر پیش رویمان صادق نیستیم؛ برای مثال ممکن است بخواهید بیشتر پیش بروید اما طرف مقابل نخواهد. ممکن است او از شرایط رابطه راضی باشد اما شما ناراضی باشید و حتی امیدوار باشید چیزی در رابطه تغییر کند و همان چیزی بشود که همیشه میخواستید. اینجاست که شروع میکنید به راضی کردن طرف مقابلتان تا شما را همانطوری که میخواهید دوست داشته باشد؛ اما انگار آب در هاون میکوبید و در آخر خسته و ناامید میشوید.
رابطۀ سیچوئیشنشیپ معمولا سطحی است و ممکن است به خاطر هیجان رابطه، طرف مقابل را بسیار ایدهآل تصور کنید. وقتی یک نفر را برای خودمان بالا میبریم نمیتوانیم رابطه با او و آسیبهایی که به ما میزند را واقعبینانه ببینیم. در نتیجه سردرگم میشویم و بدون اینکه متوجه باشیم، از آنچه که از یک رابطه میخواستیم فاصله میگیریم.
دام امید: زنجیری نامرئی که پایان دادن به سیچوئیشنشیپ را سخت میکند
آدم به امید زنده است اما گاهی اوقات امیدواری تبدیل به زنجیری نامرئی میشود و اجازه نمیدهد از رابطههای آسیبزا بیرون بیاییم. وقتی در رابطۀ سیچوئیشنشیپ در دام امیدواری بیفتیم نمیتوانیم آسیبها و زخمهایی که برداشتهایم را ببینیم و ادامه میدهیم؛ چون فکر میکنیم بلاخره یک روزی همهچیز درست میشود. گاهی اوقات ناامیدی از بهبود اوضاع، شفابخش است. وقتی ناامید شویم میتوانیم چرخۀ آسیب به خودمان را متوقف کنیم.
چطور از سیچوئیشنشیپ خارج شویم؟
بیشتر سیچوئیشنشیپها با غیب شدن ناگهانی یکی از طرفین به پایان میرسند. به عبارت بهتر مشخص نیست رابطه کجا و به چه دلیلی تمام شده است. در موارد دیگر، سیچوئیشنشیپ بهآرامی محو میشود و همهچیز مبهم باقی میماند.
سیچوئیشنشیپها معمولا با دعوا بر سر انتظارات به پایان میرسند. تمام شدن سیچوئیشنشیپ میتواند بسیار ناراحتکننده باشد، چون در هر صورت احساسات و وابستگیهایی وجود داشته که حالا تمام شده است. اگر در ابهام تمام شود، اوضاع بدتر است.
بهتر است رابطه سیچوئیشنشیپ را طوری تمام کنید که به یکدیگر آسیب کمتری برسد.
- بهجای اینکه به طور ناگهانی غیب شوید بهطور واضح بگویید که رابطهتان تمام شده است.
- از پیامکهای ناگهانی و تماسهای تلفنی آخر شب که شاید جان تازهای به رابطۀ تمامشده بدهند اجتناب کنید.
پایان دادن به سیچوئیشنشیپ اغلب پیچیده است. به عنوان مثال، هنگامی که یک رابطۀ عادی به پایان میرسد، با دوستانمان صحبت میکنیم و آرام میشویم؛ اما وقتی سیچوئیشنشیپ تمام میشود ممکن است دوستانمان از آنچه در حال رخ دادن است آگاه نباشند یا اگر هم باشند، آنقدر با ما همدلی نکنند.
- اگر نمیتوانید از دوستانتان حمایت بگیرید از منابع درونیتان کمک بگیرید. به خودتان یادآوری کنید ماندن در رابطه دیگر به شما کمک نمیکند و میتواند مانع یافتن یک رابطۀ عاشقانه و اصیل شود.
- برای کشف آنچه از یک رابطه میخواهید وقت بگذارید.
- به سیچوئیشنشیپ به عنوان یک تجربۀ یادگیری نگاه کنید و نه یک اشتباه یا شکست.
- به خودتان یادآوری کنید که چه چیزی میخواهید و انتظارات روشنی داشته باشید.
- مراقب باشید به رابطۀ سیچوئیشنشیپ برنگردید.
نتیجهگیری
اگر خواهان رابطۀ جدی متعهدانه هستید، ماندن در رابطۀ سیچوئیشنشیپ تأثیری منفی بر سلامت روانتان میگذارد.
رابطههای سیچوئیشنشیپ، فضایی آشفته و بدون مرزها و انتظارات روشن دارند و مثل گیر افتادن در برزخ عاطفی هستند: ارتباط وجود دارد، صمیمیت نیز، اما هیچ تعهد یا وضوحی وجود ندارد. افراد ممکن است به ماندن در سیچوئیشنشیپ ادامه دهند چون از تنها ماندن یا صحبت در مورد رابطهای که میخواهند میترسند.
در ابتدا رابطۀ سیچوئیشنشیپ ممکن است سرگرمکننده به نظر برسد، اما در درازمدت منجر به سردرگمی، جریحهدار شدن احساسات یا شکل گرفتن احساسات قویتر یکطرفه نسبت به دیگری میشود. به طور کلی رابطههای سیچوئیشنشیپ در کوتاهمدت خوبند، اما اگر مدت زیادی بدون هیچ شفافیتی در رابطۀ سیچوئیشنشیپ بمانید، ناامید، خسته و عصبانی میشوید. اگر رابطههای سیچوئیشنشیپ زیادی را تجربه میکنید بهتر است چرایی آن را با کمک یک درمانگر بررسی کنید.
درباره حدیث نیک اندیش
من حدیث نیک اندیش هستم. دانشآموخته انستیتو روانپزشکی تهران؛ و کارشناسی در دانشگاه سمنان، رشته روانشناسی بالینی تحصیل کردهام. همیشه به دنبال دیدی گسترده برای تبیین اختلالات روانی بودم؛ در نتیجه برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد، روانشناسی سلامت بهترین گزینه بود تا بار دیگر اختلالات روانی را از دیدگاه جسم و بدن بررسی کنم. در کنار روانشناسی سلامت، به رویکردهای درمانی پویشی و تحلیلی علاقهمندم. زمینههای مطالعات من بیشتر در زمینه رویکردهای پویشی مخصوصا رواندرمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) است. نوشتن از مسائل روانشناختی و بازگویی آنها به زبان ساده برایم اهمیت زیادی دارد؛ معتقدم هرچقدر عموم مردم در این باره بیشتر بدانند بیشتر میتوانند در روابط و زندگی روزمره سالمتر رفتار کنند. حتی اگر نوشتههایم تغییری ایجاد نکند میتواند تلنگری باشد برای کسانی که به دنبال آگاه شدن از زندگی درونیشان هستند.
نوشتههای بیشتر از حدیث نیک اندیش
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.