چرا بعد از ازدواج احساس تنهایی میکنیم؟
ازدواج و تنهایی دو کلمهای که در نگاه اول با هم جور نیستند. افراد با شور و هیجان زیادی خانواده تشکیل میدهند و فضایی امن برای دریافت حمایتهای عاطفی و احساسی ایجاد میکنند. بااینحال چه اتفاقی میافتد که این همه عشق رویایی، نشاط، شور و اشتیاق رو به خاموشی میرود؟ چطور زوجها در مسیری تدریجی و فرسایشی قرار میگیرند که نتیجهاش دلزدگی و احساس تنهایی بعد از ازدواج است.
در این مقاله از وبسایت آگاه میخواهیم از احساس تنهایی بعد از ازدواج صحبت کنیم و به ابعاد مختلف آن بپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleچرا بعد از ازدواج احساس تنهایی میکنیم؟
تنهایی یک تجربۀ عاطفی دردناک است. وقتی پس از ازدواج حس تنهایی دارید، احساس میکنید هیچ «ما»یی برایتان وجود ندارد. اما از نگاه دیگران ممکن است شما زوج خوشحالی به نظر برسید یا در مقابل فرزندانتان خود را صمیمی نشان دهید. البته احتمال دارد حتی کار شما از رعایت این مسائل هم گذشته باشد. اینکه وقتی با همسرتان صحبت میکنید، احساس نزدیکی، صمیمیت و امنیت نمیکنید. در واقع هیچگونه ارتباطی بین خودتان حس نمیکنید، شما و همسرتان در دنیاهای متفاوتی زندگی میکنید.
از آنجایی که هر فرد نیازهای خودش را دارد؛ از جمله: نیاز به عشق، توجه، حمایت، درک و شنیده شدن. همچنین، فشارهای زندگی روزمره مانند کار، فرزندان، مسئولیتهای مالی، انتظارات بالا، عدم تطابق ارزشها و نارضایتیهای متقابل از یکدیگر هم میتواند منجر به مشکلات ارتباطی شوند و در نهایت احساس تنهایی را ایجاد کنند.
نشانههای احساس تنهایی بعد از ازدواج
بر اساس تعریفی که وبسایت relationshipschool ارائه میکند، نشانههای احساس تنهایی پس از ازدواج میتوانند این موارد باشند:
- آزار همسر: اگر هر کدام از زوجین، دائما به طرف مقابل زور بگوید و با او بدرفتاری کند، میتواند باعث ترس طرف مقابل و در نتیجه حس تنهایی او شود.
- کمبود حمایت عاطفی: هنگامی که شما به حمایت عاطفی نیاز دارید و این حمایت را از جانب همسرتان دریافت نمیکنید، از به اشتراک گذاشتن احساساتتان جلوگیری میکنید و در نتیجه احساس تنهایی میکنید.
- مشغلههای زندگی مشترک: گاهی مشغلههای زندگی مشترک و برنامههای زندگی زوجین آنقدر زیاد است که دیگر وقتی برای باهم بودن نمیماند. این وقت نگذاشتن میتواند باعث خلا عاطفی شود و این خلا عاطفی کمکم میتواند حس تنهایی را ایجاد کند.
- تجارب سخت گذشته: تنهایی بعد از ازدواج همواره تقصیر همسر شما نیست. اتفاقات یا روابط بد گذشته ممکن است در تنهایی شما موثر باشند. طبق مطالعات پژوهشی، تنهایی بعد از ازدواج شما میتواند نتیجۀ علائم افسردگی یا آسیبهای روانی حاصل از روابط ناسالم گذشته با دوستان، والدین یا خواهر و برادرانتان باشد.
- رابطۀ جنسی ناکافی: کم شدن رابطۀ جنسی و صمیمیت فیزیکی در ایجاد حس تنهایی موثر است. هرچه کمتر با یکدیگر رابطۀ جنسی داشته باشید رابطۀ عاطفی کمتری خواهید داشت و در نتیجه به مرور زمان تنهاتر خواهید شد.
فاصلۀ عاطفی و کاهش صمیمیت
زمانی که علیرغم حضور در یک مکان مشترک، در برقراری ارتباط با همسرتان ناتوانید، هیچگونه احساس صمیمیت چه از نوع جسمی یا ذهنی بینتان وجود ندارد. به زبان سادهتر، هرچند در جهان بیرون، زن و شوهر خوانده میشوید، اما بین خودتان وضعیت اینگونه نیست. نمونههایی که میتوانند فاصلۀ عاطفی و نبود صمیمیت در روابط را به خوبی نشان دهند از این قرارند:
- همسرتان در جایگاه قدرت قرار میگیرد
او شما را مورد آزار و اذیت قرار داده و دائماً تهدید کرده و میترساند. سوءاستفاده روانی و عاطفی، به امری عادی در زندگی مشترک تبدیل میشود. شما از همسرتان میترسید؛ زیرا نمیدانید چه موقعیتی ممکن است خشمش برانگیزد. این موضوع باعث میشود تا حد امکان از او دوری کنید.
- همسرتان تلاشی برای تسکین شما نمیکند
مادرتان شدیداً بیمار است و شما نگرانید. بااینوجود، همسرتان تلاشی برای تسکین استرس شما نکرده و نیز توجهی به رنجی که میبرید ندارد. در نبود ارتباط عاطفی بین زن و شوهر، احتمالاً هیچگونه حمایت عاطفی نیز وجود نخواهد داشت. وقتی میدانید که حمایتی از جانب همسرتان دریافت نخواهید کرد، ترجیح میدهید بهجای حرف زدن از احساساتتان با او سکوت کنید.
- فرصتی برای لحظات خصوصی ندارید
شما همیشه توسط بچهها یا دیگر اعضای خانواده محاصرهشدهاید، یا خانواده بهقدری بزرگ است که فرصتی برای داشتن لحظات خصوصی با همسرتان ندارید. ممکن است برای ایجاد زمانهای دونفره تلاش زیادی کرده باشید. اما اگر این کار نتیجهبخش نباشد، شما تسلیم و ناامید میشوید.
- همسرتان برای کمک گرفتن از شما مردد است
او ممکن است خودش دستبهکار شده و حتی شکست بخورد، اما همچنان به شما نزدیک نمیشود؛ هرچند درگذشته وضعیت بینتان چنین نبود.
- مناسبتهای خاص را فراموش میکنید
تکلیف روز دوشنبۀ فرزندانتان و جلسهای که باید در آن شرکت کنید را به یاد میآورید، اما سالگرد ازدواجتان را فراموش میکنید. مناسبتهای خاص، مانند روزهای تولد و سالگردها، شعلهای در روزمرگی ما روشن میکنند. اما فراموش کردن مکرر چنین مناسبتهای مهمی میتواند به این معنی باشد که دیگر برای رابطه ارزشی قائل نیستید و یا به داشتن چنین فرصتهایی در زندگی اهمیت نمیدهید.
داشتن ارتباطات صادقانه با احترام و توجه به نیازهای یکدیگر بسیار مهم است. از مهمترین عوامل کاهش صمیمیت، نادیده گرفتن نیازهای عاطفی شریک زندگی است. این نیازها شامل احساس ارزشمندی، محبت، حمایت و درک متقابل است. وقتی یکی از طرفین احساس کند که نیازهای عاطفیاش نادیده گرفته میشود، ممکن است به تدریج از رابطه دور شود.
همچنین بخوانید: تاثیر اضطراب بر روابط
عوامل بیرونی مثل کار در احساس تنهایی بعد از ازدواج
ممکن است برنامههای کاری شما و همسرتان با یکدیگر هماهنگ نباشد. شاید یکی از شما شبها دیروقت، پس از اینکه دیگری به خواب رفته است به خانه میآید. یا صبحها وقتی بیرون میروید که همسرتان هنوز خواب است.
اگر نمیتوانید از اتفاقهای کوچک روزمره باهم صحبت کنید، فرصت داشتن ارتباط کافی را با یکدیگر ندارید. احتمالا این روش زندگی سرانجام، شکافی در روابطتان ایجاد میکند که ممکن است نتوانید ترمیمش کنید. بهتر است در مورد حرفهتان با یکدیگر صحبت کنید.
موقع صحبت دربارۀ حرفه و کار، ازدواجتان را در اولویتهایتان در نظر بگیرید. سعی کنید جنبههای مختلف زندگیتان را در تعادل نگه دارید. در این خصوص گفتگو کنید و اهمیت اینکه ازدواجتان ممکن است به خطر بیفتد را نیز فراموش نکنید. وقتی بتوانید برنامههایتان را باهم هماهنگ کنید، مسلما از تنهایی خلاص میشوید.
نقش انتظارات غیر واقعی در روابط
هر انسانی بر اساس خواستهها، انگیزههای درونی، انتظارات و نیازها در مسیر ازدواج حرکت میکند. یکی از عوامل خطرآفرین در زندگی زناشویی، وجود انتظارات غیر منطقی است. این انتظارات غیر منطقی زمینه را برای تنهایی زوجین مهیا میسازند، همچنین بهمرور زمان به شکل افسردگی، اضطراب و ناامیدی در روابط بروز پیدا میکنند. انتظارات غیر واقعبینانه و مشکلآفرین زوجین را میتوان اینگونه نام برد:
- عدم انعطافپذیری در رابطه:
رشد و تکامل انسان به مرور زمان دستخوش تغییر میشود. دگرگونی در خواستهها، انگیزهها، اولویتها و اهداف طبیعی است. به طور مثال در دورۀ بارداری احتمال افت کیفیت رابطۀ جنسی وجود دارد. عدم انعطافپذیری در این حوزه و در نظر نگرفتن تغییرات، زمینۀ بروز اختلافات را میسر میکند.
- رفتار عاشقانه دائمی:
پایدار نبودن فعل و انفعالات عاشقانه در گذر زمان باعث بروز اختلافات زوجین میشود. اینکه رفتارهای گذشته، مجذوبتان کرده بودهاند اما حالا به امری عادی بدل میشوند. این مسئله تنشهای مکرری بین زوجین ایجاد میکند.
- مشاجره و اختلاف نداشتن در زندگی:
به طور کلی هیچ انسانی شبیه به انسان دیگر آفریده نشده است. وجود اختلاف در استدلال و نظر امری طبیعی است که از دیدگاههای متفاوت نشأت میگیرد. وقتی با همسرتان اختلاف نظر و مشاجره ندارید، شاید چندان صمیمی نیستید یا برای یکدیگر اهمیتی هم ندارید.
- پشتیبانی همه جانبه از رفتارهای شریک زندگی:
یکی از انتظارات ناعادلانه و نامناسب، انتظار دریافت حمایت همهجانبه از شریک زندگی است. انسانها ارزشهای متفاوتی دارند. اگر انتظار داشته باشید شریک زندگیتان همیشه و همهجا از تصمیمات، رفتارها و اقداماتتان پشتیبانی کند، زمینه را برای بروز اختلافات فراهم میکنید.
- درک همیشگی احساسات:
با وجود اهمیت درک متقابل، همیشه هم امکان درک احساسات وجود ندارد. اینکه انتظار داشته باشیم شریک زندگیمان از ذهنیتمان بدون اینکه بیانش کرده باشیم مطلع باشد، انتظاری غیرمنطقی است.
- در نظر نگرفتن فرصت تنهایی:
عدهای از زوجین باور دارند در زندگی مشترک باید تمام مسائل شخصیشان را با مشارکت همسرشان حل کنند و متقابلا همسرشان نیز برای رفع تمام مشکلات و مسائلش باید از آنها کمک بگیرد. درحالی که بهتر است به تنهایی و حریم شخصی یکدیگر نیز احترام بگذاریم و همهچیز را قاطی نکنیم. فرصت تنهایی باعث شناخت بیشتر و دیدن رابطه از ابعاد بیرونی میشود.
انتظارات غیرواقعبینانه میتوانند فشار زیادی به رابطه وارد کنند. چنین انتظاراتی اغلب از باورهای غیر واقعی ناشی میشوند.
چگونه می توان احساس تنهایی در ازدواج را از بین برد؟
تنهایی یک تجربۀ عاطفی دردناک است که انسانها به راحتی در موردش صحبت نمیکنند. زندگی با یک نفر دیگر، درمان تنهایی نیست. برقراری ارتباط عمیق با همسرتان است که شما را از احساس انزوا و تنهایی در رابطه دور میکند. اگر در زندگی زناشوییتان احساس تنهایی یا انزوا میکنید، اقداماتی وجود دارد که میتوانید برای داشتن ارتباط بهتر انجام دهید. این اقدامات عبارتند از:
- با همسرتان صحبت کنید:
اولین قدم این است که با شریک زندگی خود در مورد احساسی که دارید صحبت کنید و ببینید آیا او نیز همان ها را تجربه می کند .اگر هر دو احساس تنهایی میکنید، احتمالاً میتوانید روی آن کار کنید تا دوباره به هم متصل شوید و حس عمیقتری از ارتباط ایجاد کنید.
- از سرزنش بپرهیزید:
همانطور که برای غلبه بر تنهایی در رابطه تلاش میکنید، مهم است که از سرزنش یارتان خودداری کنید. سرزنش میتواند باعث شود شریک زندگیتان احساس کند مورد حمله قرار گرفته و حالت تدافعی بگیرد.
- زمان بیشتری را باهم بگذرانید:
گذراندن زمان بیشتر با همسرتان گام مهمی است. نیازهای زندگی روزمره، از جمله خانواده و کار میتواند تمرکزتان را بر روی رابطه کمتر کند. انجام کارهایی مانند تعیین وقت برای یک قرار ملاقات شبانه، رفتن به رختخواب در همان زمان و صحبت دربارۀ روزتان میتواند کمک کند ارتباط بیشتری با یکدیگر داشته باشید.
- محدود کردن رسانههای اجتماعی:
محدود کردن استفاده از رسانههای اجتماعی میتواند به انتظارات غیر واقعی در رابطهتان پایان دهد. وقتی فقط تکههای مثبت یا اغراقشدهای از زندگی و روابط دیگران را در رسانههای اجتماعی میبینید، ممکن است نسبت به خودتان احساس بدی پیدا کنید.
- کمک حرفهای دریافت کنید:
اگر همچنان احساس تنهایی دارید، بهتر است در مورد اینکه چرا متاهل اما تنهایید، با یک درمانگر صحبت کنید. زوجدرمانی میتواند مشکلات مربوط به اعتماد، صمیمیت، همدلی و ارتباط را برطرف کند. درمانگر میتواند بهتان کمک کند تا دربارۀ نحوۀ ارتباط با یکدیگر بیشتر بیاموزید، مهارتهای ارتباطی موثرتری یاد بگیرید و روی مسائل اساسی ازدواجتان کار کنید.
درخواست وقت مشاوره از زوج درمانگر متخصص
آیا احساس تنهایی بعد از ازدواج طبیعی است؟
همۀ ما در دورههایی از زندگی احساس تنهایی میکنیم و بخشی از این حس کاملاً طبیعی است. هر یک از ما دنیای درونی خودمان را داریم و دیگران نهایتا میتوانند سعی کنند دنیای درونیمان را بشناسند؛ اما اینکه کاملاً بتوانند درکمان کنند مقدور نیست. در واقع احساس تنهایی بعد از ازدواج هم امری طبیعی و رایج است. غیر معمول نیست که زوجین با گذشت سالها در ازدواجشان احساس تنهایی کنند. این اتفاق به دلایل مختلفی رخ میدهد. بعضی ازدواجها به دلیل مشغلۀ زیاد یا پدر و مادر بودن دچار چالش میشوند؛ بعضی هم به خاطر تمرکز بیشتر روی اهداف شغلی.
در هر صورت، تنهایی در ازدواج اغلب ناشی از نوعی فاصله است. این فاصله میتواند ناشی از فقدان یا کمبود ارتباط عاطفی عمیق باشد. زوجها درگیر روزمرگیهایشان بشوند و رابطه به سطحیترین شکل ممکن ادامه یابد. به مرور زمان، وقتی یکی از طرفین نتواند احساسات و نیازهای عاطفیاش را با شریک زندگیاش به اشتراک بگذارد، نوعی حس نادیده گرفته شدن به وجود میآید و احساس تنهایی را به دنبال دارد.
نشانههایی که بعد از ازدواج باید به آنها توجه کنیم
علائم و نشانههای احساس تنهایی در ازدواج عبارتند از:
- حتی وقتی باهمید احساس تنهایی میکنید:
فاصله و جدایی بینتان وجود دارد که نمیدانید چگونه برطرفش کنید.
- با هم حرف نمیزنید:
شاید دوست ندارید با همسرتان در مورد اتفاقات روزمره صحبت کنید یا احساس میکنید همسرتان علاقهای به صحبتهایتان ندارد. در هر صورت، باهم ارتباط برقرار نمیکنید و این موضوع احساس انزوا و ناامیدی را ایجاد میکند.
- دلایلی برای دوری کردن از یکدیگر پیدا میکنید:
ممکن است تا دیروقت در محل کارتان بمانید یا برای جلوگیری از تعامل با همسرتان، سرگرم اینترنت و چک کردن رسانههای اجتماعی شوید.
- رابطهی جنسی ندارید یا بهندرت این کار را انجام میدهید:
رابطهتان نهتنها فاقد صمیمیت عاطفی است، بلکه صمیمیت فیزیکی هم در آن وجود ندارد.
چطور میتوانم ارتباط بهتری با همسرم برقرار کنم؟
اگر در زندگی زناشوییتان احساس تنهایی یا انزوا میکنید، اقداماتی وجود دارد که میتوانید برای احساس ارتباط بیشتر انجام دهید:
- با یکدیگر گفتوگو کنید:
با شریک زندگیتان در مورد احساساتتان صحبت کنید و ببینید او چه احساسی دارد. دربارۀ کارهایی که در طی روز انجام دادهاید، اخبار روز و یا آرزوها و اهدافی که در زندگی دارید با یکدیگر گپ بزنید. داشتن ارتباط و معاشرت با یکدیگر کلید داشتن رابطهای سالم است.
- خاطرات خوش تان را مرور کنید:
دیدن فیلم عروسی و عکسهای ماه عسل هرچند وقت یکبار میتواند خاطرات شیرینی را برایتان زنده کند. دربارۀ مراسم خواستگاری و سفرهایی که با یکدیگر داشتهاید بیشتر باهم صحبت کنید؛ مثلا خاطرات کارهای احمقانهای که در زمان نامزدی یا دوستی انجام دادهاید را یادآوری کنید. حرف زدن از خاطرات خوب، ساعتها کنار هم بودن را به دنبال دارد.
- برای خوشحالی یکدیگر کارهای کوچک انجام دهید:
سعی کنید با چیزهای کوچک یکدیگر را خوشحال کنید. هر چند وقت یکبار برای هم گل بخرید، یک صبحانۀ خوب برای همسرتان حاضر کنید. این کار باعث میشود همسرتان نسبت به خودش احساس مثبتی داشته باشد. آنها میدانند اگر مشکلی پیش بیاید میتوانند به عنوان اولین نفر پیش شما بیایند.
- دیدگاه و عقاید یکدیگر را درک کنید:
لازم نیست سر هر موضوعی با یکدیگر اتفاق نظر داشته باشید. ممکن است نظرات و دیدگاههایتان دربارۀ مسائل متفاوت باشد. دست از قضاوت یکدیگر بردارید. سعی کنید به جای مخالفت با یکدیگر به دیدگاههای مختلف هم احترام بگذارید.
- کمک حرفهای از روانشناس دریافت کنید:
زوجدرمانی میتواند مشکلات مربوط به اعتماد، صمیمیت، همدلی و ارتباط را برطرف کند.
آیا احساس تنهایی در ازدواج به معنی شکست در رابطه است؟
شکست در رابطه میتواند تعاریف مختلفی داشته باشد. حس تنهایی و انزوا در ازدواج نیز میتواند یکی از عوامل شکست در ازدواج باشد. با این حال چند دلیل وجود دارد که نشان میدهد که رابطه به سمت شکست حرکت میکند:
- مشکلات اعتماد:
اعتماد پایه و اساس هر رابطهای است. اگر زوجین نتوانند این عدم اعتماد را ترمیم کنند رابطه دچار مشکل میشود.
- اختلاف نظرهای مداوم:
در حالی که اختلاف نظرها بخش عادی هر رابطهای هستند، اختلافها و تعارضهای مداوم و حلنشدۀ میتواند نشانۀ یک رابطۀ ناموفق باشد.
- بیاحترامی:
احترام متقابل برای یک رابطۀ سالم ضروری است. اگر زوجها به احساسات، نظرات و مرزهای یکدیگر احترام نگذارند، رابطه میتواند به سمت شکست پیش برود.
- سواستفاده:
سوء استفاده جسمی، روانی و کلامی نشانههای واضح یک رابطۀ ناسالم و در حال شکست است.
احساس تنهایی در ازدواج لزوما به معنای شکست در ازدواج نیست. اما میتواند نشان دهد برای بهبود ارتباط و صمیمیت به تغییراتی نیاز است. تنهایی در ازدواج میتواند ناشی از عوامل زیادی باشد.
هر رابطهای چالشهای خودش را دارد. صرفا به این دلیل که یک رابطه با مشکلاتی مواجه است به معنای شکست آن رابطه نیست. مشکلات میتواند فرصتی برای بهبود دادن ارتباط باشد. نکتۀ مهم این است که زوجین چگونه تصمیم میگیرند با این چالشها روبهرو شوند و باهم بر آنها غلبه کنند. کمک گرفتن از روانشناسان و زوجدرمانگران میتواند تفاوت قابل توجهی در حل اختلافات و تقویت رابطه ایجاد کند.
جمعبندی
تنهایی در ازدواج گاهی اتفاق میافتد، اما مهم این است که بدانیم چگونه با آن مواجه شویم. از طریق ارتباط موثر، زمانگذاشتن برای یکدیگر، تقویت صمیمیت و توجه به نیازهای عاطفی و فیزیکی میتوانیم احساس تنهایی را کاهش دهیم و روابطمان را بهبود ببخشیم. همچنین، به یاد داشته باشیم که یک رابطۀ سالم و شاداب نیاز به مراقبت و توجه مداوم دارد. این فرآیند تلاش و تعهدی دو طرفه میطلبد.
درباره حدیث فیض محمدیان
من حديث فيض محمديان، كارشناس ارشد مشاوره و رواندرمانگر پويشی هستم. آشنایی من با رویکردهای تحلیلی به تجربۀ اتاق درمان در سالهای کارشناسی بازمیگردد. در ابتدای مسیر خودم را در رویکرد object relation پیدا کردم؛ اما با شرکت در دورههای مختلف به رویکرد istdp علاقهمند شدم. خواندن و نوشتن برای من راه فراری دلپذیر در روزهای کلافگی و بیقراری است، انگار اینگونه دوباره به جزیرۀ درونم وصل میشوم.
نوشتههای بیشتر از حدیث فیض محمدیان




1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.