سندروم کاپگراس چیست؟
آیا تا به حال راجع به سندرم کاپگراس چیزی شنیدهاید؟ این سندروم اختلال روانیای است که در آن فرد فکر میکند شخص دیگری جایگزین یکی از عزیزانش شده است. این افراد شباهت چهره را متوجه میشوند؛ اما فکر میکنند فقط یک شباهت ظاهری است. این باور برایشان آنقدر واقعی است که هیچ توضیح منطقی نمیتواند آنها را قانع کند که اشتباه میکنند. سندروم کاپگراس معمولاً به علت بیماری زمینهای مثل بیماریهای زوال عقل بروز مییابد و باعث علائم مختلفی میشود.
در ادامه این مقاله از وبسایت کلینیک آگاه همراه ما باشید تا درباره سندروم کاپگراس، علل، علائم و روشهای درمان آن بیشتر صحبت کنیم.
فهرست محتوا:
Toggleسندروم کاپگراس چیست؟
قبل از هر چیز بیایید به این سؤال پاسخ دهیم که سندروم کاپگراس چیست؟ سندروم کاپگراس نوعی سندروم روانشناختی است که فرد درگیر آن دچار هذیان میشود؛ منظور از هذیان، باور شدید به چیزی است که واقعیت ندارد. در فرد دارای این سندروم، باورهای هذیانی مبنی بر این است که یکی از نزدیکانش با فرد غریبهای جابهجا شده است؛ مثلاً زنی فکر میکند مرد دیگری جایگزین همسرش شده و او خود واقعیاش نیست.
این افراد چهره را بهدرستی تشخیص میدهند؛ اما هیچگونه وابستگی یا احساس آشنایی نسبت به آن ندارند. به همین دلیل فکر میکنند این شخص غریبهای است که فقط شباهتی با فرد موردنظرشان دارد. حتی اگر شواهدی وجود داشته باشد که نشان دهد این باور نادرست است، باز هم برای فرد کاملاً واقعی به نظر میرسد.
سندرم کاپگراس بیماری نسبتاً نادری است و میتواند مردان و زنان را در هر سنی تحتتأثیر قرار دهد؛ بااینحال، احتمال بروز آن در زنان بیشتر است. در موارد بسیار نادر، کودکان نیز ممکن است دچار این اختلال شوند.
افراد دارای سندروم کاپگراس معمولاً درباره کسی که بیشتر به او نزدیک هستند، دچار هذیان میشوند؛ در نتیجه این شرایط ممکن است برای طرف مقابل بسیار ناراحتکننده باشد و در روابط خانوادگی مشکلاتی ایجاد کند. حتی ممکن است فرد فکر کند که این بدل نیت بدی دارد و نسبت به او بدرفتاری یا پرخاشگری کند یا از او بترسد.
تاریخچه و نامگذاری سندروم
حال که با سندروم کاپگراس آشنا شدیم، شاید برایتان جالب باشد تاریخچه آن را هم بدانید. این سندروم اولینبار توسط روانپزشک فرانسوی «جوزف کاپگراس» در سال ۱۹۲۳ شناسایی شد. او در یکی از مقالههایش درباره بیماری به نام مادام مکابر صحبت کرد که معتقد بود مرد دیگری جایگزین شوهرش شده است. این فرد در مراحل پایانی بیماری آلزایمر بود که عامل خطر شایع برای دچار شدن به این سندرم است.
سپس او این حالت را بهعنوان اختلال روانی معرفی کرد و آن را «توهم همزاد» نامید. بااینحال، این اختلال امروزه بهعنوان سندرم کاپگراس شناخته میشود و دیگر اختلال جداگانهای در نظر گرفته نمیشود؛ بلکه یکی از ویژگیهای اختلالات هذیانی محسوب میشود.
علائم و نشانههای سندروم کاپگراس
بارزترین نشانه این بیماری این است که فرد باور دارد یکی از اعضای نزدیکش بدل هستند و با چیزی شبیه آن جایگزین شدهاند. این باور ممکن است درباره هر فرد یا حتی اشیا و حیوان خانگی به وجود آید. علاوه بر این، سندرم کاپگراس میتواند منجر به علائم دیگری شود که باتوجهبه مقالهای در سایت cpdonline عبارتاند از:
- اضطراب: اضطراب یکی از علائم مهم این سندروم است. ممکن است فرد در مواجهه با کسی که فکر میکند بدل است، احساس نگرانی کند و دچار اضطراب شود.
- ترس: افکار و باورهای این افراد کاملاً واقعی به نظر میرسد و به همین دلیل در مواجهه با بدل فرضی ممکن است احساس تنهایی و ترس شدیدی داشته باشند.
- تغییر ناگهانی رفتار: یکی از نشانههای هشداردهنده این سندروم، تغییر ناگهانی رفتار فرد در حضور شخص خاص است.
- پرخاشگری: ممکن است فرد نسبت به بدل فرضی رفتار پرخاشگرانه داشته باشد یا حتی با اعضای خانوادهای که حرفهایش را باور نمیکنند، پرخاشگری کند. این حالت بیشتر زمانی رخ میدهد که بیماری پیشرفت کرده باشد یا سابقه خشونت در فرد وجود داشته باشد.
- سرگشتگی: شرایطی که باعث ایجاد این سندروم میشوند، مانند اسکیزوفرنی، ممکن است باعث قطع ارتباط فرد با واقعیت شوند؛ در نتیجه فرد درگیر ممکن است دچار سردرگمی شود.
- بدگمانی یا پارانویا: پارانویا به معنی بیاعتمادی و احساسات منفی فرد نسبت به دیگران، مخصوصاً کسی است که او را بدل میداند.
علتها و ریشههای سندروم کاپگراس
در مقالهای در سایت healthline آمده که هنوز دقیقاً مشخص نیست هذیان کاپگراس چگونه ایجاد میشود و چه تغییراتی در مغز رخ میدهد. بااینحال متخصصان معتقدند این سندرم ناشی از مشکل اولیه در عملکرد مغز است. به عبارت دیگر، یک بیماری اولیه باعث آسیب به مناطق مختلف مغز میشود و شرایط را برای بروز کاپگراس آماده میکند. برای مثال، آسیب مغزی یا ابتلا به بیماریهایی مانند آلزایمر، زوال عقل، اسکیزوفرنی یا پارکینسون میتواند موجب این سندرم شود. در ادامه به هر یک از این موارد میپردازیم:
-
آسیب مغزی
آسیب مغزی، بهویژه در نواحی گیجگاهی و پیشانی، میتواند عملکردهای مهم مغز مانند تشخیص چهره، پردازش اطلاعات، حافظه و پردازش احساسات را مختل کند و در نهایت باعث بروز کاپگراس شود. اگر بخش قشر گیجگاهی مغز آسیب ببیند، توانایی تشخیص چهرههای آشنا از طریق بینایی کاهش مییابد. همچنین قطع ارتباط بین قشر گیجگاهی و دستگاه لیمبیک که وظیفه تنظیم هیجانات را بر عهده دارد، ممکن است باعث این سندرم شود.
در این حالت، فرد چهره آشنا را تشخیص میدهد؛ اما احساسات و عواطف مربوط به آن چهره را تجربه نمیکند. در نتیجه فکر میکند با فرد دیگری مواجه شده که فقط شبیه شخص موردنظرش است. وقتی چهرهای آشنا دیده میشود، دو سیستم در مغز فعال میشوند: سیستمی برای اسکن ویژگیهای چهره و دستگاهی برای پردازش اطلاعات عاطفی مربوط به آن. اختلال یا قطع ارتباط بین این دو سیستم میتواند باعث ایجاد سندروم شود.
-
اختلالات روانپریشی یا سایکوز
شایعترین علت مرتبط با سندروم کاپگراس، اسکیزوفرنی است. اسکیزوفرنی اختلال روانشناختی جدیای است که باعث قطع ارتباط با واقعیت میشود و دو علامت اصلی آن توهم و هذیان است. هذیان کاپگراس میتواند یکی از علائم این اختلال باشد. این سندروم ممکن است در افراد دارای اختلال اسکیزوافکتیو نیز دیده شود که ترکیبی از علائم اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی مانند افسردگی یا اختلال دوقطبی است.
-
پروسوپاگنوزیا
یکی دیگر از دلایل بروز این سندرم، پروسوپاگنوزیا یا کوری چهره است. در این حالت، فرد دچار ناتوانی در تشخیص چهرهها میشود و هذیان موجود در کاپگراس ممکن است به همین دلیل ایجاد شود. بااینحال برخی متخصصان معتقدند کوری چهره لزوماً باعث نمیشود فرد تصور کند شخص دیگری جایگزین فرد موردنظرش شده است.
-
اختلالات عصبی
سندروم کاپگراس ممکن است در کنار اختلالات عصبی و بیماریهای تحلیلبرنده عصبی که با زوال عقل همراه هستند، مانند آلزایمر و دمانس، بروز کند. این بیماریها میتوانند حافظه را تحتتأثیر قرار داده و درک فرد از واقعیت را تغییر دهند؛ بااینحال، همه افراد دارای آلزایمر یا زوال عقل علائم کاپگراس را نشان نمیدهند. سایر اختلالات عصبی مرتبط شامل صرع، سکته مغزی، تومور مغز و پارکینسون است.
-
ضربهمغزی
یکی دیگر از دلایل این سندروم، ضربهمغزی است. مغز یکی از حساسترین اندامهای بدن است و وارد شدن آسیب میتواند عملکرد آن را تغییر دهد. این نوع آسیب ممکن است فرایندهایی که توسط مغز کنترل میشوند، مانند بینایی، شنوایی و توانایی صحبتکردن، مختل کند. تنها زمانی باعث بروز کاپگراس میشود که قسمتهای مرتبط با تشخیص چهره آسیب ببینند.
-
سوءمصرف مواد
سندروم کاپگراس ممکن است در برخی افراد پس از مصرف مقادیر زیاد مواد مخدر مانند کوکائین یا نوشیدن زیاد الکل ایجاد شود.
درمان سندروم کاپگراس
متأسفانه در حال حاضر روش درمان قطعی برای افرادی که درگیر نشانگان کاپگراس هستند، وجود ندارد. بااینحال گزینههایی برای بهبود زندگی آنها وجود دارد که برخی از آنها عبارتاند از:
- درمان بیماری اولیه
مهمترین روش درمان، درمان بیماری اولیه است. همانطور که قبلاً گفتیم، سندروم کاپگراس عمدتاً با یک بیماری روانی یا عصبی همراه است؛ بنابراین درمان بیماری اولیه میتواند علائم سندرم را بهبود دهد. برای مثال، اگر بیماری اصلی اسکیزوفرنی باشد، درمان آن به کاهش هذیانها کمک میکند.
- دارودرمانی
بر اساس مقالهای در سایت webmd، یکی از روشهای مهم درمان دارودرمانی است. داروهایی که معمولاً تجویز میشوند، از پیشرفت بیماری جلوگیری و تا حدودی علائم را کاهش میدهند. برخی از این داروها عبارتاند از:
- داروهای زوال عقل: وقتی سندروم ناشی از بیماریهایی مانند دمانس باشد، مهارکنندههای کولین استراز تجویز میشوند. این داروها برای درمان زوال عقل و بیماری پارکینسون کاربرد دارند و میزان استیلکولین مغز را افزایش میدهند؛ مادهای که در حافظه، زبان و قضاوت نقش دارد.
- داروهای ضد روانپریشی: اگر کاپگراس با اختلالات روانپریشی همراه باشد، پزشکان داروهای ضد روانپریشی تجویز میکنند. این داروها با مسدود کردن گیرندههای انتقالدهندههای عصبی مثل دوپامین و سروتونین عمل میکنند و علائم سایکوز مانند هذیان و آشفتگی را کاهش میدهند.
- داروهای ضدافسردگی: افراد دارای اختلالات هذیانی مانند کاپگراس گاهی دچار افسردگی میشوند. در این شرایط پزشکان ممکن است مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) تجویز کنند.
- درمان جهتیابی واقعیت
جهتیابی واقعیت تکنیکی است که برای اختلالات هذیانی و دمانس کاربرد دارد. در این روش باید به فرد درگیر کمک شود تا واقعیتهای محیط اطرافش را درست درک کند. برای این کار او را مدام از زمان، مکان و افرادی که در اطرافش هستند آگاه میکنیم تا محیط را بهتر درک کند و اضطراب کمتری تجربه کند.
- اعتبارسنجی درمانی
یکی دیگر از روشهای مؤثر برای بهبود علائم کاپگراس، اعتبارسنجی درمانی است. در این تکنیک بهجای به چالش کشیدن باورها و هذیانها، آنها تأیید میشوند. وقتی فرد شدیداً پریشان است، این روش بهتر از تلاش برای اصلاح باورهای هذیانی است، زیرا باعث میشود احساس کند حرفهایش شنیده شده و در نهایت اضطرابش کاهش یابد.
- درمان شناختی رفتاری
در برخی موارد درمان شناختی رفتاری میتواند مؤثر باشد. این روش یکی از رویکردهای رایج رواندرمانی است و تکنیکهای مختلفی دارد. یکی از آنها به چالش کشیدن افکار و باورهای غیرمنطقی است. درمانگر از طریق شواهد موافق و مخالف سعی میکند باورهای فرد را بررسی و اشتباه بودن آنها را نشان دهد. این روش ممکن است علائم را بهطور کامل از بین نبرد؛ اما واکنش فرد نسبت به افکار و باورهایش را تا حدی تغییر میدهد.
- مشاوره خانواده
مشاوره خانواده برای افراد درگیر کاپگراس و خانوادههایشان مفید است. این روش به اعضای خانواده کمک میکند با اختلال آشنا شوند و شرایط بیمار را بهتر درک کنند؛ در نتیجه میتوانند ارتباط مؤثرتری برقرار کنند و واکنش مناسب به دورههای عود هذیان داشته باشند.
چگونه از فرد مبتلا به سندروم کاپگراس مراقبت کنیم؟
در مدیریت سندرم کاپگراس، علاوه بر روشهای درمانی که پیشتر گفتیم، اطرافیان فرد نقش مهمی دارند. اگر یکی از اعضای خانواده درگیر این سندروم است، بسیار مهم است تا جایی که میتوانید از او حمایت کنید. برخی راههایی که میتوانید برای کمک انجام دهید، عبارتاند از:
- سعی کنید دنیای او را درک کنید و بفهمید این وضعیت چقدر برایش ترسناک است.
- درک کنید رفتارها یا خلقوخوی عجیبش ناشی از این اختلال است و خارج از کنترل اوست.
- در اطرافش آرام باشید تا اضطراب، ترس یا سردرگمی کاهش یابد.
- از بحث و جدل یا تلاش برای اصلاح باورهایش خودداری کنید.
- به او احساس امنیت بدهید.
- اگر مطمئن نیستید چه کاری باید انجام دهید، از خودش بپرسید چه چیزی نیاز دارد یا با متخصص سلامت روان مشورت کنید.
- احساساتش را تأیید و قبول کنید.
- در صورت امکان، فردی که بهعنوان بدل میشناسد را از اطرافش دور کنید.
- هنگام نزدیکشدن ابتدا با صدای بلند به او سلام کنید تا اولین راه شناخت شما از طریق صدا باشد.
- او را تشویق کنید به متخصص سلامت روان مثل روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند.
- به او اطمینان دهید که در طول دوره بیماری از نظر جسمی و عاطفی در دسترس هستید.
- درک کنید افراد دارای این سندروم هیچ کنترلی بر افکار و رفتارهای خود ندارند.
درنهایت، اگر شما یا یکی از عزیزانتان علائم سندروم کاپگراس یا سایر اختلالات هذیانی را تجربه میکنید، بهتر است در اسرعوقت به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. این کار در مقابله با سندرم کمک زیادی میکند و ممکن است علائم را تا حد زیادی کاهش داده و پیشرفت بیماری را متوقف کند. برای شروع درمان میتوانید از متخصصان کلینیک روان پویشی آگاه نیز کمک بگیرید.
سؤالات متداول درباره سندروم کاپگراس
۱. چگونه باید با کسی که مبتلا به سندرم کاپگراس است، صحبت کنیم؟
بهتر است با صدای آرام با آنها صحبت کنید و سعی نکنید متقاعدشان کنید که اشتباه میکنند. این کار بیشتر ناراحتشان میکند و منجر به پرخاشگری میشود.
۲. آیا کودکان میتوانند سندرم کاپگراس داشته باشند؟
اگرچه سندرم کاپگراس نادر است، اما میتواند در کودکان و نوجوانان نیز رخ دهد.
۳. سندرم کاپگراس چقدر شایع است؟
سندرم کاپگراس بسیار نادر است و به همین دلیل مطالعه این بیماری پیچیده را برای دانشمندان دشوار میکند.
جمعبندی
در این مقاله درباره سندروم کاپگراس صحبت شد. این سندرم یک اختلال هذیانی است که در آن افراد باور دارند فردی متقلب جایگزین یکی از نزدیکانشان شده است. این افراد چهره آشنا را تشخیص میدهند، اما نمیتوانند با آن ارتباط عاطفی برقرار کنند. به همین دلیل فکر میکنند این شخص دیگری است. این وضعیت معمولاً در اثر بیماری اولیه مانند اسکیزوفرنی، آلزایمر یا ضایعه مغزی ایجاد میشود و میتواند منجر به خشم، اضطراب یا ترس شود.
درباره فاطمه شهبازی
من فاطمه شهبازی فارغالتحصیل کارشناسی روانشناسی از دانشگاه یزد هستم. بیشتر به رویکردهای پویشی و تحلیلی علاقهمند هستم و اکثر مطالعاتم هم در این زمینه است و در کارگاههای مربوط هم شرکت میکنم. از سال ۱۴۰۰ نیز درمان فردیام را با رویکرد istdp شروع کردم. همچنین از پاییز سال ۱۴۰۲ به عنوان نویسنده بلاگ با کلینیک آگاه همکاری میکنم و هدف من آگاهکردن و افزایش اطلاعات افراد جامعه راجع به مسائل روانشناختی است.
نوشتههای بیشتر از فاطمه شهبازی



1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.