اختلالات رفتاری در نوجوانان چیست؟
نوجوانی قدم گذاشتن در دنیایی مهآلود است. انگار یک روز از خواب بیدار میشوی و دیگر خودت را در آینه نمیشناسی. نقشههای قبلی دیگر اعتباری ندارند و راه درست را نمیتوانی با کمک آنها تشخیص دهی. درون یک نوجوان چیزهایی جریان دارد که گفتنش آسان نیست. فکرهایی که پشت سرهم میآیند، احساساتی که گاهی حتی نامی برایشان پیدا نمیکند، بدنی که نمیداند با این همه تغییر چه کند و فشارهایی که معلوم نیست یکدفعه از کجا پیدایشان شده است. هیچکدام هم منتظر نمیمانند تا نوجوان برای رویارویی با آنها آماده شود. همین است که گاهی نمیداند باید به کدامشان گوش دهد و از کدامشان فاصله بگیرد. زبان سادۀ کودکی که تا دیروز دنیا را با آن درک میکرد، اکنون برای بیان این حجم از آشوب درونش کافی نیست.
در این وضعیت طبیعی است که رفتارهای نوجوان متفاوتتر از قبل باشد. آنچه برچسب «اختلالات رفتاری» یا «چالشهای جدی و عجیب نوجوانی» میزنیم، در حقیقت صدای نوجوانی است که مسیر را گم کرده است. او نه به قصد لجبازی راهش را کج میکند و نه آگاهانه قدم به بنبست میگذارد، او فقط به دنبال تجربیات جدیدی برای ساختن دنیای خودش است. جایی که مرز بین استقلال و نیاز به حمایت دیگری به باریکی یک تار موست. درک رفتارهای پرتلاطم نوجوان هنر همزبان شدن و ایستادن در کنار نوجوانی است که در جستجوی خود، گاهی تلوتلو خوران جلو میرود تا درست راه رفتن را بیاموزد.
در این مقاله از وبسایت کلینیک روانشناسی آگاه، به مرور ویژگیها و چالشهای نوجوانان میپردازیم که گاهی خودش را در اختلالات رفتاری و آسیبهای اجتماعی نشان میدهد. در پایان نیز به مرور راهبردهای موثر مواجهه با اختلالات رفتاری در نوجوانان و ارتباط بهتر و همدلانه با آنان میپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleچالشهای رایج نوجوانی از نظر روانشناسی چیست؟
نوجوان به دنبال ساخت جایگاهی مستقل و جدید است. شاید یکی از اولین اتفاقات این مرحله، تلاش برای پیدا کردن پاسخ این سوال است که «من کیستم؟». نوجوان دیگر نمیخواهد صرفاً فردی شبیه به خانوادهاش باشد. او با امتحان کردن نقشها، سلیقهها و عقاید مختلف میخواهد خودش را دوباره از نو تعریف کند. در این میان، بدن او هم دیگر آن بدن آشنای کودکی نیست. تغییرات سریع جسمی باعث میشود او مدام خودش را در آینه چک کند و نسبت به هر جزئیات کوچکی در ظاهرش حساس شود چون تصور میکند تمام دنیا با ذرهبین در حال تماشای او هستند.
همزمان با این تغییرات درونی، رابطۀ او با دنیای بیرون هم زیر و رو میشود. نوجوان برای اینکه بتواند روی پای خودش بایستد، ناچار است کمی از خانواده و والدینش فاصله بگیرد. او دیگر آنها را قهرمانی بیعیب و نقص نمیبیند و حتی ممکن است با آنها مخالفت کند تا استقلال خود را ثابت نماید. در این دوره، دوستان و همسالان حکم خانوادۀ دوم را برای او پیدا میکنند. جایی که او احساس میکند حرفها، دغدغهها و حتی اعتراضاتش از زبان دیگران بازگو میشود. گویی طنین افکار و احساسات خود نوجوان هستند که از دهان آنها شنیده میشود. حرفها و رفتار همسالانش اعتباری برای هستی و کیستی او هستند. داستان نوجوانی، داستان جدا شدن است. فاصله گرفتن از والدین و پناه گرفتن در جمع دوستان بخش مهمی برای ورود به دنیای بزرگسالی است؛ هر چند ممکن است برای والدین نگرانکننده یا ناگهانی به نظر برسد.
از طرفی مغز نوجوان نیز دچار تحولی شگفتانگیز میشود. نوجوان اکنون میتواند دربارۀ مفاهیم عمیقی مانند عدالت، عشق و آینده فکر کند. او دیدگاهی انتقادی نسبت به جهان پیدا میکند و دوست دارد همه چیز را تغییر دهد. تجربیات نوجوان کاملاً منحصر به فرد است. هیچکس درک نمیکند که او واقعاً چه احساسی دارد و با خود فکر میکند که هیچ خطری او را تهدید نمیکند. تمام این تلاطمها از بدخلقی گرفته تا انزواطلبی، تلاشهای او برای عبور از دنیای امن کودکی و ورود به دنیای پیچیدۀ بزرگسالی است.
اینها فقط تکههایی از یک پازل بزرگ هستند که شخصیت نوجوان را شکل میدهند. هر کدام از این چالشها لایههای پنهانی دارند که به شکلهای متفاوت در نوجوان ابراز میشوند. نوجوانیگذاری تمام عیار است که هر روز با یک کشف تازه و قدمی تازه برای شکلگیری شخصیت در بزرگسالی همراه میشود.
انواع بیماریهای روانی در نوجوانان
دگرگونیهای نوجوان همیشه به آرامی و سازگارانه پیش نمیروند و ممکن است فشار مضاعفی را به او تحمیل کنند. در کنار تمام جنبههای رشدی، برخی اختلالات روانی برای اولین بار به طور جدی خودشان را نشان میدهند. برخی از شایعترین اختلالات روانی در نوجوان عبارتند از:
- اختلالات خلقی و افسردگی
- اختلالات اضطرابی و حملات وحشتزدگی
- اختلالات مرتبط با خورد و خوراک
- اختلالات وسواسی
- رفتارهای تکانشی و رفتارهای پرخطر
- اختلالات تمرکز و یادگیری
- اختلالات نافرمانی مقابلهای و سلوک
این اختلالات فقط نشانهای هستند از اینکه نوجوان در میانۀ این همه تغییر بزرگ نیاز به حمایت و راهنمایی تخصصی دارد تا دوباره بتواند تعادلش را پیدا کند. دختران و پسران هر یک به شیوهای متفاوت با فشارهای درونی و بیرونی روبهرو میشوند. چالشهای این سن را نمیتوان صرفاً یک مشکل دانست بلکه گاهی تلاشی است برای پیدا کردن خود و جا گرفتن در دنیای اطراف.
چالشهای دوران نوجوانی در دختران
بلوغ و تغییرات بدنی دختران معمولاً یکدفعه از راه میرسد. این تغییرات فقط مربوط به ظاهر نیست و دنیای درونی دختران را هم تکان میدهد. این تغییرات بدنی باعث میشود ذهن نوجوان وارد فضای جدیدی شود. او ممکن است سردرگم باشد و هنوز نداند دقیقاً چه کسی است و میخواهد چگونه باشد. این تغییرات باعث میشوند احساس کند بدنش از کنترل او خارج شده یا با استانداردهای جامعه هماهنگ نیست. نوجوان تمام تمرکز خود را روی ظاهرش میگذارد چون نگاه دیگران به او برایش مهم است. در این سن ظاهر دختران ابزاری است که با آن در دنیا دیده میشوند.
توجه زیاد به ظاهر، ترس بزرگی هم با خودش میآورد، ترس از قضاوت شدن. نوجوان احساس میکند انگار همیشه روی صحنۀ نمایش است. در این میان، جامعه و اطرافیان هم از او انتظار دارند دختر کامل، مودب و بالغی باشد. این فشار باعث میشود نقاب بینقص بودن بزند و مدام نگران باشد که مبادا اشتباهی کند و دیگران او را دوست نداشته باشند.
یک اشتباه بزرگ این است که بیشتر اطرافیان نوجوان فکر میکنند چون بدنش تغییر کرده پس باید بتواند مانند یک فرد بزرگسال رفتار کند. واقعیت این است که بدن نوجوان به سرعت رشد میکند اما او هنوز در حال یادگیری است و نمیداند چطور با ملغمهای از احساسات و افکارش کنار بیاید. وقتی ما از او انتظار رفتارهای کاملاً منطقی و پختهای داشته باشیم، فشار زیادی تحمل میکند. او هنوز نیاز به راهنمایی و حمایت ما دارد.
دختران نوجوان به دنبال صمیمیت و احساس ارزشمندی در روابط دوستانه هستند. آنها میخواهند در جمع دوستانشان جایی داشته باشند. به همین دلیل کوچکترین اختلاف، قهر کردن، انتقاد یا هر تغییری در گروه دوستی برایشان دردناک است.
وقتی فشارهای بیرونی و درونی روی هم انباشته شوند، ممکن است نوجوان دچار اضطراب و افسردگی شود. دختران غم و اضطراب خود را درون خودشان میریزند. آنها معمولاً به جای اینکه خشم یا دلخوریشان را به ما ابراز کنند، آن را درونشان حبس میکنند و بیشتر با خود کلنجار میروند. این وضعیت اغلب به شکل سرزنش کردن خود، احساس پوچی یا گوشهگیری بروز میکند. آنها فکر میکنند برای اینکه دیگران آنها را بپذیرند، باید رنجشان را مخفی نگه دارند. شاید آنها برای پیدا کردن احساس ارزشمندی و آرامش خود، تمام تمرکزشان را روی ظاهرشان بگذارند.
نوجوانان نگران این هستند که ظاهرشان چطور به نظر میرسد و فکر میکنند اگر مطابق استانداردهای جامعه بینقص باشند میتوانند احساس خلاء و تنهاییشان را پر کنند. گاهی برای اینکه احساس کنند روی زندگیشان کنترل دارند نسبت به غذا خوردن و ظاهرشان بیش از حد حساس میشوند و انگار از این راه میخواهند به خودشان اثبات کنند که حداقل فرمان بخشی از زندگیشان را در دست دارند. گاهی ممکن است با کم کردن تغذیهشان بخواهند سرعت بزرگ شدنشان را کاهش دهند. به همین دلیل اختلالات خوردن در دختران نوجوان بیشتر دیده میشود.
چالشهای دوران نوجوانی در پسران
دوران نوجوانی برای پسران مانند ورود به میدان مسابقه است. تغییرات بدنی پسران دیرتر از دختران اما با همان سرعت زیاد اتفاق میافتد. تغییرات بدنی مانند رشد قد و تغییر صدا، دنیای درونی پسران هم را تغییر میدهد. در دنیای پسران، قدرت جسمانی معمولاً با اعتماد به نفس و جایگاه اجتماعی گره خورده است. پسرها سعی میکنند با نمایش این قدرت جدید، هویتشان را در دنیای بیرون پیدا کنند. ممکن است در همین دوره شکافی بزرگ بین ظاهر تقریباً قدرتمند آنها و دنیای درونیشان ایجاد شود. اطرافیان و حتی خودشان با دیدن قد و قامت بزرگسالانه تصور میکنند که از نظر ذهنی هم به پختگی کامل رسیدهاند و اکنون باید مانند یک مرد بالغ رفتار کنند.
این تصور اشتباه برای قوی و مردانه رفتار کردن باعث میشود پسران نوجوان احساس کنند که حق ابراز احساساتشان را ندارند. در واقع آنها برای اینکه در گروه دوستان کم نیاورند یا در نگاه دیگران ضعیف دیده نشوند، نقاب بیتفاوتی به چهره میزنند. پشت این نقاب سفت و سخت، یک نوجوان با هزاران سوال در مورد خود و جایگاهش در دنیا پنهان شده است.
فشار برای حفظ این نقاب باعث میشود که آنها در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی نشان دهند. آنها برای اینکه ثابت کنند دیگر کودک نیستند و به استقلال رسیدهاند، ممکن است در برابر قوانین خانه یا مدرسه سرکشی کنند یا برای فرار از فشارهای روانی به بازیهای کامپیوتری و فعالیتهای پرخطر پناه ببرند. نشانههای افسردگی و اضطراب در پسران با دختران متفاوت است. پسران بیشتر با بیحوصلگی، تحریک پذیری، پرخاشگری ناگهانی و لجبازی، احساساتشان را نشان میدهند. آنها احساسات منفیشان را با رفتارهایشان به دیگران منتقل میکنند. از آنجا که فشارهای اجتماعی اجازه نمیدهد احساسات منفی را به زبان بیاورند، این فشار درونی را با رفتارهای پر سروصدا تخلیه میکنند.
پسرها در این سن بیشتر از خانواده فاصله میگیرند نه به این دلیل که شما را دوست ندارند بلکه میخواهند ثابت کنند که به تنهایی از پس کارهایشان برمیآیند. بخش بزرگی از دنیای پسران در روابط دوستانه خلاصه میشود. آنها برای اینکه نقاب مردانگیشان ترک برندارد، به شدت به دنبال محبوبیت و تایید دوستانشان هستند. پسران نوجوان در روابط دوستانۀ خود بیشتر درگیر رقابتاند و سعی میکنند جایگاه خود را در جمع ثابت کنند. برای آنها مهم است که قوی به نظر برسند. به همین دلیل ممکن است احساس قدرت خود را با رفتارشان نشان دهند. به همین دلیل رفتارهای پرخطر، اختلالات سوء مصرف مواد و پرخاشگری در پسران بیشتر دیده میشود.
علائم افسردگی و بیماریهای روانی در نوجوانان
افسردگی در نوجوانان یک وضعیت جدی و سخت است که تمام انرژی و توان آنها را کاهش میدهد. این حالت با غم معمول یا لجبازیهای دوران بلوغ متفاوت است چون برای مدتی طولانیتر باقی میماند و اجازه نمیدهد نوجوان مانند همسن و سالانش زندگی کند یا از چیزی لذت ببرد. در واقع در این شرایط نوجوان توان روبهرو شدن با کارهای سادۀ روزمره را ندارد. او بیشتر از هر چیزی به والدینی نیاز دارد که بدون قضاوت یا نصیحتهای تکراری کنارش باشند و اجازه دهند او در مورد بیحوصلگی و خستگیهایش صحبت کند.
نوجوانان خودشان این حال بد را انتخاب نکردهاند و این وضعیت با تنبلی یا لجبازی متفاوت است. در این دوران نوجوان ممکن است احساس کند هیچ کس او را نمیفهمد و همین موضوع او را تنهاتر کند. اگرچه این حال بد برای ما نگرانکننده است و دوست داریم نوجوانمان سریعتر بهتر شود اما فشار برای تغییر سریع رفتار، شرایط را برای او سختتر میکند. همین که او بداند بابت بیانگیزگی سرزنش نمیشود و متوجه شرایط سخت او هستیم، کمک بزرگی است تا بتواند کمکم از این وضعیت عبور کند.
علائم افسردگی در دختران
دختران معمولاً حال بد و فشارهایی را که متحمل میشوند درون خودشان میریزند و به شدت غمگین و ساکت میشوند. آنها ممکن است خودشان را به دلیل مسائل مختلف سرزنش کنند و احساس کنند فرد مفیدی نیستند یا کسی دوستشان ندارد. خستگی، گوشهگیری و احساسات منفی بیش از حد در دختران بیشتر دیده میشود. ممکن است بیش از اندازه نگران این باشند که دیگران دربارهشان چه میگویند یا چقدر در نگاه آنها خوب به نظر میرسند.
علائم افسردگی در پسران
پسران اغلب حال بدشان را با رفتارهای پرخاشگرانه و تند نشان میدهند. رفتارهایی که ممکن است با بیادبی و گستاخی اشتباه گرفته شوند. آنها به جای اینکه غمگین به نظر برسند، خیلی زود از کوره درمیروند، داد میزنند و با اطرافیان دعوا میکنند. بیقراری، تندخویی با دیگران و تمایل به تنهایی همراه با عصبانیت روشهایی برای نشان دادن حال درونی خود هستند.
تفاوت علائم در دختران و پسران
با وجود تفاوت در علائم افسردگی، دختران و پسران هر دو به دنبال یک چیز مشترکاند. تفاوتها بیشتر در ظاهر رفتارهاست نه در نیازهای درونی آنها. نوجوانان میخواهند دیده و شنیده شوند و نیاز به تکیهگاهی امن دارند. مهم نیست که این حال بد با غم زیاد ابراز میشود یا با فریاد، مهم این است که به جای تمرکز بر جنسیت به عمق دردی که فرزندانمان میکشند، توجه کنیم و بدانیم هر نوجوان فارغ از جنسیت خود، به حمایت و پذیرش بدون قضاوت نیاز دارد. تفاوتها به این معنی نیست که دختران این طورند و پسران آن طور. این تفاوتها به این برمیگردد که نوجوان تغییرات را چگونه تجربه میکند، چه انتظاراتی از او وجود دارد، در چه محیطی بزرگ شده و چه شخصیتی دارد. تمام این تفاوتها زیر چتر یک حقیقت مشترک هستند. نوجوانی مرحلهای از رشد است که در آن نوجوان با هر جنسیتی تلاش میکند خودش را پیدا کند، پذیرفته شود و از دل آن به هویتی جدید دست یابد.
اختلالات رفتاری در نوجوانان چیست؟
اختلالات رفتاری از دل سردرگمیها و فشارهای نوجوان سر در میآورند. طبیعی است که گاهی رفتارها از کنترل خارج شوند یا نشانههایی مثل بیقراری، پرخاشگری و افت تحصیلی ببینیم. ممکن است ما هم دچار سردرگمی شویم که آیا باید به نوجوان خود کمک کنیم یا بگذاربم خودش تجربه کند. تشخیص مرز بین مشکلات رفتاری جدی و طغیانهای طبیعی دوران نوجوانی دشوار است.
گوشهگیری، لجبازی، پرخاشگری و مخالفت با والدین بخشی از روند طبیعی رشد هستند اما این رفتارها نباید بیشتر از ۶ ماه تا یک سال و به طور مداوم تکرار شوند. اگر رفتارهای نوجوانمان باعث آسیب جسمی به خودش و دیگران، افت تحصیلی شدید و دور شدن او از محیطهای اجتماعی مانند خانه و مدرسه و روابط دوستانه میشود، نمیتوانیم آنها را بحران عادی نوجوانی بدانیم.
اگر رفتار نوجوان آرامش زندگیاش را سلب کرده و چندین هفته طول کشیده و در بیشتر موقعیتها این رفتارها را میبینیم، دیگر زمان صبر کردن برای گذر از دورۀ نوجوانی نیست. رفتار، زبان ناگفتههای نوجوان است. نوجوانی که نمیتواند با کلمات بگوید از چه چیز رنج میکشد، آن را با فریاد و رفتارهای عجیب و غریبش ابراز میکند. وظیفۀ ماست که به جای قضاوت و برچسب زدن به نوجوان، این رفتارها را پیامی از دنیای درونی او ببینیم. نوجوان در حال دست و پنجه نرم کردن با چیزهاییست که برایش بسیار بزرگ و غیرقابل تحملاند.
انواع اختلالات رفتاری در نوجوانان
گاهی کلمات برای بیان آنچه در ذهن و قلب نوجوان میگذرد، کافی نیست. او نمیخواهد جنگی بیپایان را با والدینش شروع کند. رفتارهای او زبان آشفتگیهای درونیاش است. برخی از رفتارهای مشکلساز نوجوان عبارتند از:
اختلال نافرمانی مقابلهای
در این اختلال نوجوان به طور مداوم با دیگران بحث میکند، زود از کوره درمیرود و آگاهانه از درخواستها یا قوانین سرپیچی میکند. این رفتارها با لجبازیها و سرپیچیهای معمول نوجوان متفاوت است و باعث تنش زیادی در خانواده و مدرسه میشود.
اختلال سلوک
این اختلال از نافرمانیهای ساده، جدیتر است و نوجوان به طور مکرر حقوق دیگران و قوانین جامعه را نقض میکند. نسبت به احساسات دیگران بیتفاوت است و رفتارهای بیرحمانه و بدون ملاحظهای دارد. معمولاً هیجانات را به صورت سطحی تجربه میکند؛ برای مثال ممکن است نوجوان با انجام برخی رفتارهای خطرناک کمتر بترسد. انگار نوجوان همهچیز را تهدیدکننده و منفی میبیند و واکنشی تند نسبت به رویدادها نشان میدهد.
رفتارهای انفجاری خشم
گاهی نوجوان به طور ناگهانی به صورت فیزیکی یا کلامی پرخاشگریهایی میکند که با موقعیت پیش آمده تناسب ندارند. وقتی نوجوان نتواند هیجاناتش را به شکل مناسبی ابراز کند، سرانجام به شکل فورانهای هیجانی ناگهانی آنها را نشان میدهد. این افنجارهای خشم راهی برای تخلیۀ هیجانات سرکوبشدهای است که دیگر در وجودش جایی ندارند.
مشکل در توجه و تمرکز
نوجوان ممکن است تکالیفش را نیمهکاره رها کند یا بدون فکر کاری را انجام دهد، گاهی ممکن است نوجوان بدون اینکه به عواقب تصمیماتش فکر کند، یکباره دست به انجام برخی کارها بزند. پشت این رفتارهای مشکلساز مشکلات دیگری نهفته است.
رفتارهای پرخطر
وقتی نوجوان کلمهای برای توصیف درد خود پیدا نکند، بدن او به تنها ابزارش برای فریاد دردها تبدیل میشود. نوجوان آسیبپذیر با کوچکترین فشار، به خودش آسیب میرساند. انگار نوجوان در رفتارهای پرخطر عمداً با آسیب به خود میخواهد به دیگران نشان دهد چه دردی را درونش احساس میکند. او با آسیب به خود به جای رنجی مبهم دردی ملموس و بدنی را تجربه میکند که برایش واقعی و قابل تحملتر است. رفتارهای پرخطر نمادی از جستجوی نوجوان برای تسکین دردهایش هستند. او با رفتن به سمت رفتارهای پرخطر جنسی یا آسیب رساندن به بدن خود راهی برای فرار از احساسات شدیدش پیدا میکند.
هر یک از رفتارهای نوجوان به قدری معنادارند که ما فقط لایههای بیرونی را میبینیم اما در حقیقت این واکنشها بسیار عمیقتر از یک نافرمانی یا طغیان عادی است. هر رفتار رمزی است که باز کردن آن صبوری و نگاهی فراتر از قضاوت ما را میطلبد.
دریافت مشاوره از روانشناس نوجوان
علل شکلگیری مشکلات رفتاری
-
کلاف سردرگم هیجانات
نوجوان در دریایی متلاطم از هیجانات غرق شده است و شنا بلد نیست. اگر او نتواند تشخیص دهد که آنچه احساس میکند ترس است یا غم، بدنش به جای او صحبت میکند و با پرخاشگری یا نافرمانی واکنش نشان میدهد. وقتی نوجوان با رفتارهای تند و ناگهانیاش غافلگیرمان میکند، ممکن است عصبانی شویم و با خشمی بیشتر با او رفتار کنیم. نوجوان در این شرایط احساس میکند که درک نمیشود و این چرخه با نافرمانی و خشم بیشتری ادامه مییابد. انگار او تمام توانش را دوباره جمع میکند تا با والدینی که او را درک نمیکنند، بجنگد.
-
نبود مرز و قانون به عنوان یک تکیهگاه
بسیاری از والدین از ترس اینکه سختگیر به نظر برسند یا رابطهشان با فرزندشان خراب شود، فکر میکنند نباید مرزی برای او قائل شوند. حقیقت کاملاً برعکس است. والدینی که هیچ مرز مشخصی برای نوجوان نمیگذارند، نوجوان را در یک فضای بیانتها و ترسناک رها میکنند. او در این دنیای رها شده نه تنها احساس آزادی نمیکند بلکه به شدت میترسد.
گاهی رفتارهای سرکشانه و پرخاشگریهای نوجوان راهی ناآگاهانه است برای اینکه والدین را مجبور کند وارد صحنه شوند و برایش مرز بگذارند. گاهی او ترجیح میدهد تنبیه شود اما بداند کسی هست که از او مراقبت میکند چون رها شدن با نیازها و غرایز سرکش برایش وحشتناکتر است. مرزگذاری، نه به معنای ساخت یک قفس برای نوجوان و نه به معنای رهایی کامل او، این پیام را منتقل میکند که «من حواسم به توست و تو میتوانی در این فضای امن تجربه کنی و بزرگ شوی اما اجازه نمیدهم از این دایره خارج شوی و به خودت یا دیگران آسیب بزنی».
-
ناتوانی در درک دیدگاه و احساسات دیگران
وقتی نوجوان نتواند دنیا را از دریچۀ چشمان دیگری ببیند، هر نگاه و حرف معمولی دیگران را نقشهای برای آسیب زدن به خود میبیند. چون نمیتواند نیتشان را درک کند، ذهنش بلافاصله فرمان حمله برای دفاع از خود صادر میکند. آنها قبل از اینکه فکر کنند، میجنگند چون فکر میکنند محیط اطرافشان میدان جنگی همیشگی است. برای مثال ممکن است نوجوان نگاه نگران مادرش را نگاهی تحقیرآمیز یا نشانهای از زیرنظر گرفتن او بداند، او نمیتواند نگرانی مادرش را درک کند در نتیجه بلافاصله برای مراقبت از خودش با رفتارهای پرخاشگرانه به مادرش حمله میکند.
-
حساسیت بالا به نشدنها و ناکامیها
برخی نوجوانان ممکن است وقتی چیزی مطابق میل و خواستۀ آنها پیش نمیرود یا به اهدافی که در ذهن دارند نمیرسند، سریع واکنشی منفی نشان دهند. انگار نوجوان انبار باروتی است که تنها با یک جرقه منفجر میشود. هیجان منفی آنها به قدری شدید و بالاست که توان فکر کردن را از نوجوان میگیرد. نوجوان با به راه انداختن یک قشقرق بزرگ سعی میکند راه رسیدن به اهداف خود را باز کند.
-
گم شدن در دنیای بیمعنا
نوجوانی که رفتارهای آشفته و مخالفتورزانه دارد، در دنیایی بیمعنا و تهی قدم میزند، جایی که به دلیل نبود یک تکیهگاه ذهنی منسجم و حمایتگر نمیتواند برای احساساتش نامی پیدا کند یا مسیر درست رفتار را تشخیص دهد. این فقدان و خلاء درونی باعث میشود نوجوان در مواجهه با فشارهای زندگی، دچار سردرگمی مطلق شود و به جای فکر کردن با رفتارهای پرخطر و پرخاشگری و مخالفت تلاش کند این حفرۀ خالی را با هیجانات آنی و هیاهوی خود پر کند تا برای لحظاتی سنگینی این تهی بودن را احساس نکند.
-
دنیا به مثابۀ یک دشمن
در سالهای اول زندگی ممکن است کودک احساس کند که دنیای بیرون جای امنی نیست و نمیتواند به دیگران اعتماد کند. این احساسعدم اعتماد در نوجوانی به اوج خود میرسد. نوجوانی که نتوانسته با دنیای بیرون به صلح برسد، آن را دشمن همیشگی خود میبیند. او در ارتباطش با دیگری و دنیای بیرون، همیشه در حال جنگیدن است و نمیداند چطور میتواند با دیگری به سازش برسد. مثلاً نوجوانی که طعم جدایی و طرد شدن را چشیده، با رفتارهایی مثل پرخاشگری یا مخالفت کردن دیگران را از خود دور میکند تا قبل از اینکه کسی بتواند او را ترک کند، خودش رابطههایش را خراب کرده باشد. با این راه نوجوان از خود مراقبت میکند چون میترسد دوباره آسیب ببیند.
در ذهن او دیگران همیشه کسانی هستند که میخواهند او را محدود کنند یا به او آسیب بزنند. پیام نوجوان به ما این است: «قبل از اینکه مرا رها کنی، من با خشمم تو را دنیای خود بیرون میکنم». پس تنها راهی که نوجوان برای حفاظت از خود میشناسد، چنگ و دندان نشان دادن است. او میجنگد چون میترسد و میترسد چون دنیا را خانۀ امنی برای خود نمیبیند.
-
فریادی برای کمک
وقتی تمام راههای ارتباطی بسته میشوند، خشم، اولین و در دسترسترین ابزار برای جلب توجه دیگری و بیان خواستههای نوجوان است. پشت اغلب نافرمانیها و پرخاشگریها نیازی عمیق به ارتباط نهفته است. نوجوان اینگونه فریاد میزند چون راه دیگری برای نشان دادن بهم ریختگیهایش ندارد. او از تندترین و پر سر و صداترین واکنشها استفاده میکند تا مطمئن شود که صدایش شنیده میشود.
-
خداحافظی با دنیای کودکانه
نوجوان کمکم وارد جهانی میشود که همه چیز در حال تغییر است. اگرچه وارد شدن به این دنیای ناشناخته برای نوجوان لذتبخش است اما کمی ترسناک هم به نظر میرسد. او در حال وداع با دنیای کودکانه است. بدنش به طور ناگهانی رشد میکند، والدینش دیگر مانند قبل قهرمانهایی شکستناپذیر نیستند و حالا از او انتظار دارند که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. این گذر همراه با فقدان بزرگی است. ممکن است او از اینکه به زور زمان به بزرگسالی هل داده شده، خشمگین باشد. او باید فضایی را برای هویت جدیدش باز کند. شاید خشم و رفتارهای تند او راهی است برای پذیرش این واقعیت جدید.
درمان اختلالات رفتاری
-
کمک به تنظیم هیجان
به نوجوان کمک کنیم تا بفهمد درونش چه میگذرد. وقتی او یاد بگیرد که هیجانات و احساساتش را بشناسد، دیگر مجبور نیست این فشار را با پرخاشگری و رفتارهای تند خود نشان دهد. به نوجوان کمک کنیم تا نامی برای این کلاف سردرگم هیحانات بیابد.
-
ترمیم روابط و مرزهای امن رابطه
والدین باید بدانند چگونه میتوانند به تکیهگاهی امن برای نوجوان تبدیل شوند. ایجاد مرزهای مشخص و منعطف در حقیقت ساختن همان ستونهای روانی است که نوجوان هنگام تنش میتواند با خیالی آسوده و امنیت خاطر به آن تکیه کند.
-
کمک به تامل در مورد خود و دیگری
روان درمانی به نوجوان کمک میکند تا دیدگاه دیگری را نیز در نظر بگیرد و قبل از هر اقدام سریع و واکنشی ناگهانی از خود بپرسد که دیگری ممکن است چه قصد و نیتی از رفتارها و گفتههایش داشته باشد. او دیگر هر نگاه یا حرفی را حملهای به خود نمیبیند و با تقویت این ظرفیت، یاد میگیرد به جای واکنشی سریع ابتدا فکر کند و بعد پاسخ دهد.
-
شناسایی الگوهای تکرارشونده
مغز ما در موقعیتهایی که احساس خطر میکنیم، به دنبال راههای آَشنا میگردد. این راههای آشنا و رفتارهای تکراری نوجوان مثل مخالفت کردن و فاصله گرفتن از والدین راههایی هستند که در گذشته برای آرام کردن اضطراب او کارآمد بودهاند. امنیت روانی نوجوان به این الگوهای تکراری گره خورده است چون وقتی این رفتارها را نشان میدهد، حتی اگر این رفتار در نهایت به ضرر رابطه باشد. همۀ خانوادهها در تنش، یک نمایش تکراری دارند. اگر این صحنهها و نقشهای تکراری را بشناسیم، میتوانیم به جای اجرای همان نقش همیشگی کمی تامل کنیم. اینگونه، تغییر در رفتار خود و نوجوانمان ایجاد میشود.
-
معنابخشی به خلاءهای درونی
نوجوان با رفتارهای پرخاشگرانه و مخالفتهایش دارد با یک خلاء درونی میجنگد. او برای پر کردن این فضای خالی به رفتارهای هیجانی پناه میبرد. درمان به نوجوان کمک میکند تا به جای پر کردن این فضا با خشم و هیجانات ناگهانی، آن را با شناخت خودش پر کند. وقتی او بداند که کیست و چه ارزشهایی دارد، حفرههای خالی روانش که باعث ترس او میشدند کوچکتر شده و دیگر نیازی به رفتارهای پرخطر برای اثبات خود ندارد.
درمان فقط از بین بردن رفتارهای پرخاشگرانه، مخالفتها و نافرمانیهای نوجوان نیست. به جای اینکه سعی کنیم صرفاً این نشانهها را کمتر کنیم باید ببینیم که چه چیزی باعث این رفتارها شده است. این مسیر صبوری میخواهد و نتیجهاش تغییری ماندگار در شخصیت نوجوان است.
آسیبهای رایج اجتماعی در بین نوجوانان شامل چیست؟
پناه بردن به فضای مجازی
فضای مجازی امروزه چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده برای نوجوان است. دنیای مجازی مانند تکیهگاهی موقت او را از تنشهای دنیای واقعی دور نگه میدارد. پناه بردن به این فضا باعث میشود نوجوان برای لحظاتی آشفتگیهایش را کمتر احساس کند. نوجوان در فضای مجازی نقشهای مختلفی را امتحان میکند بدون اینکه در دنیای واقعی بیرون، آسیب ببیند. او در این فضا میتواند با دیگران در ارتباط باشد اما همچنان فاصلۀ ایمن خودش را حفظ کند. با این حال پناه بردن به فضای مجازی میتواند تنهایی عمیقی در نوجوان ایجاد کند. فضای مجازی مهارتهای لازم برای ساختن دوستیهای عمیق و واقعی در دنیای بیرون را از نوجوان دریغ میکند.
در فضای مجازی مرزها به راحتی شکسته میشوند. نوجوان در این فضا ممکن است مورد قضاوت، تمسخر یا تهدید دیگران قرار بگیرد. حتی احتمال دارد که نوجوان خودش به دلیل احساس امنیتی کاذب و نبود حضور فیزیکی فرد مقابل، مرزهای اخلاقی را بشکند و تبدیل به فردی قلدر و زورگو شود. او یا قربانی قضاوتهاست یا آزارگری است که خشمش را به بیرحمانهترین شکل ممکن در فضای مجازی تخلیه میکند. همچنین نوجوان در فضای مجازی ممکن است زندگی روزمرۀ خود را با عکسهای دستچین شده، لحظات شاد و موفقیتهای اغراقشدۀ دیگران مقایسه کند. این مقایسه به او احساس ناکافی بودن میدهد و انگار در حال مسابقهای است که رقیبش اصلاً وجود خارجی ندارد.
پیوستن به گروه همسالان بزهکار
نوجوان تصویر خودش را در آینۀ گروه همسالانش میبیند. او ممکن است به گروههایی ملحق شود که رفتارهای هنجارشکن و پرخطر را به عنوان نشانی از شجاعت و قدرت تحسین میکنند. نوجوان میخواهد از این راه به دیگران و خودش ثابت کند که تاثیرگذار است. او برای از دست ندادن جایگاه خودش در گروه، مرزهای اخلاقیاش را نادیده میگیرد و ممکن است در مسیری بیفتد که بازگشت از آن سخت باشد. نوجوانی که به سمت این گروهها میرود، لزوماً نوجوان بدی نیست. او به دنبال راهی است برای دیده شدن و احساس قدرت. مشکل اینجاست که این احساس قدرت، قدرتی پوشالی و کاذب است و نوجوان را بیشتر به ورطۀ گمراهی میکشاند.
رفتارهای پرخطر جنسی
گاهی نوجوان به اشتباه تصور میکند که میتواند صمیمیت عمیق انسانی را از طریق ارتباط بدنی به دست بیاورد. او برای اینکه احساس کند دیده میشود و ارزشمند است به دنبال راه میانبری است تا بتواند این احساس نزدیکی را تجربه کند. بدن برای او تبدیل به ابزاری میشود تا خلاءهای عاطفیاش را پر کند. رفتارهای پرخطر جسمی و جنسی تلاش ناخودآگاهی است برای لمس کردن و لمس شدن در دنیایی که نوجوان در آن احساس تنهایی میکند.
او به دنبال تایید خود در آینۀ نگاه دیگری است و چون زبان ابراز نیازهایش را نمیداند به زبان بدن متوسل میشود تا شاید اضطرابش را برای لحظاتی کوتاه تسکین دهد. آنچه ما با عنوان رفتار پرخطر میبینیم، در دنیای درونی نوجوان جستجوی خام و سردرگم برای گرمایی است که گمان میکند تنها از طریق نزدیکی فیزیکی قابل دستیابی است.
سوءمصرف مواد و داروهای روانگردان
وقتی نوجوان توان مقابله و رویارویی با واقعیتهای دردناک و ناکامیها را نداشته باشد، مواد مخدر به او اجازه میدهد برای لحظاتی دیواری بین خود و واقعیتهای تلخ بیرونی بکشد و از آن فاصله بگیرد. او به دنیایی خیالی رو میآورد که در آن احساس قدرت و آرامش میکند. مصرف مواد راه فراری از واقعیتهای تلخ و عبور از رنج و درد است.
دلیل گرایش نوجوان به آسیبهای اجتماعی
نوجوانی که احساس ناامنی میکند و ابزاری برای تنظیم هیجانات شدید خود ندارد از زبان عمل استفاده میکند. او با پناه بردن به فضای مجازی و پیوستن به گروههای بزهکار یا رفتارهای پرخطر دیگر به دنبال قدرت، تایید و خروج از دنیای پوچ و تهی خود است. تمام این رفتارها تلاش نوجوانی است که میخواهد نشان دهد وجود دارد ارزشمند است و میتواند با این هیاهوها صدای دردمند درونش را به گوش اطرافیانش برساند، شاید کسی صدای او را بشنود و راهی برای ایستادن و دوباره پیدا کردن خود بیابد.
راهکارهای کاهش آسیبهای اجتماعی نوجوانان
تقویت مهارتهای فردی
نوجوان باید بداند چگونه میتواند در موقعیتهای پرخطر تصمیم بگیرد. او با شناسایی هیجانات و توانایی نه گفتن به فشار گروه همسالان میتواند موقعیتها را تحلیل کند و صرفاً برای کسب تایید دیگران یا تسکینی موقت وارد مسیرهای پرخطر نشود.
اصلاح الگوهای تعاملی خانواده
برای کم کردن آسیبها بهتر است نگاهمان را از تنبیه به ساختن تغییر دهیم. وقتی به جای سرزنش، قضاوت و برچسب زدن به نوجوان، فضایی برای شنیده و دیده شدن او فراهم کنیم، دیگر نیازی به فریاد زدن ندارد. باز شدن گرههای رفتاری نوجوان نیازمند صبوری و همدلی ماست. وقتی خانه، پناهگاهی امن برای نوجوان باشد، او دیگر دلیلی برای پناه بردن به راههای خطرناک نمیبیند.
شناسایی زودهنگام و مداخلات تخصصی
گاهی ترمیم برخی از آسیبها نیاز به کمک یک متخصص دارد. نوجوان در دنیای واقعی نیاز دارد به اندازۀ کافی دیده شود و مرزهای امنی برای تجربه کردن داشته باشد تا امنیت و قدرت را در مسیرهای انحرافی جستجو نکند. صحبت با یک متخصص که خارج از دایرۀ قضاوت خانواده است، به نوجوان و خانواده کمک میکند تا گرههای ذهنی باز شوند و نیازی به رفتارهای خطرناک برای دیده شدن نباشد. داشتن فضایی امن و باثبات باعث میشود نوجوان یاد بگیرد که واقعیت هر چقدر هم سخت با کمک تکیهگاههای انسانی قابل تحمل است.
چگونه سلامت روان در نوجوانان را ارتقا دهیم؟
- شنیدن نوجوان بدون نصیحت و قضاوت: وقتی نوجوان در مورد احساسات و افکار خود با ما صحبت میکند، سعی نکنیم سریع مشکلش را حل کنیم یا او را نصیحت کنیم. به نوجوان گوش دهیم تا احساس کند که درک شده است. همین که او بداند حرفهایش برای ما اهمیت دارد، بخشی از اضطراب و احساسات منفی او کمتر میشود.
- پذیرش خود و عبور از فشار بینقص بودن: گاهی اضطرابی که نوجوان تجربه میکند به دلیل فشار برای «بهترین» بودن است. نوجوانی که بداند بودنش برای ما مهم است و نه دستاوردهایش، به محض شکست و ناکامی احساس ضعف و ناتوانی نمیکند. وقتی نوجوان مطمئن باشد که حضور او از هر دستاوردی مهمتر است و در صورت شکست یا اشتباه باز هم دوستداشتنی و پذیرفته شده است با اطمینان خاطر و آرامش بیشتری قدم برمیدارد.
- کمک به تامل در مورد خود: به او یاد بدهیم که قبل از واکنش نشان دادن، به احساساتی که تجربه میکند فکر کند و بعد از شناسایی احساساتش تصمیم بگیرد. وقتی نوجوان از خودش بپرسد که اکنون چه احساسی دارد، دیگر محبور نیست با رفتارهای ناگهانی و پرخطر فریاد بزند. این ظرفیت باعث میشود او در برابر طوفان هیجانات بتواند کلمات را جایگزین واکنشهای تند خود کند.
جمعبندی
نوجوان لزوماً یک فرد مشکلدار نیست. او در حال پیدا کردن نسخهای جدید از خودش است که ممکن است گاهی راه را اشتباه برود. این رفتارها نشانۀ ضعف در او نیستند، او دارد یاد میگیرد که چگونه در دنیای بزرگترها با نقشۀ خودش مسیر را پیدا کند. به جای بستن راههای اشتباه، میتوانیم راههای درست را برای او باز کنیم.
درباره ریحانه خیرآبادی
من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغالتحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذراندهام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنیسازی آشنا شدم و کارگاههای مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کردهام. از سال 1403 هم همکاریام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.
نوشتههای بیشتر از ریحانه خیرآبادی
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.