چرا کودک کتک میزند؟
گاهی درون کودک، موجی پرتلاطم شکل میگیرد که آرامش خانه را بهم میریزد. شاید دستان کودکی که برای زدن دیگری بالا رفته است، نشانهای از همین موج باشد. دستان کوچک او، پیش از آنکه قصد آسیب داشته باشند، پیامی به ما میدهند. وقتی کودک برای بیان احساساتی مانند خشم، ناامیدی، ترس یا حسادت خود کلمهای پیدا نمیکند، از دستانش برای بیان این احساسات کمک میگیرد. کتک زدن کودک رفتار ناپختهای است اما به ما میگوید که کودکمان در دریای متلاطم احساساتش غرق شده است و نمیتواند راه نجاتش را پیدا کند.
فهرست محتوا:
Toggleچرا کودک کتک میزند؟ شناخت علتهای اصلی پرخاشگری
پشت هر رفتار پرخاشگرانۀ کودک داستانی نهفته است. گاهی این واکنش در کودکان کوچک طبیعی است و به مرور این رفتارها کمرنگ میشوند چرا که کودک به راههای بهتری برای بیان خود دست مییابد. بنابراین نباید پرخاشگری فیزیکی کودک را صرفاً بدرفتاری او بدانیم. مهمترین دلایل این دسته از پرخاشگریها در ادامه آمده است:
-
ناتوانی در بیان و کلامی کردن احساس
گاهی احساسات کودک به اندازهای برایش غیرقابل تحمل و بزرگ است که نمیتواند درک کند چه اتفاقی افتاده و کلمهای برای احساسش ندارد. در این شرایط خود کودک هم نمیداند دقیقاً چه چیزی او را به این اندازه بهم ریخته است. او فقط متوجه میشود که احساسی شدید در او بیدار شده بدون اینکه بداند چه نام دارد یا حتی علتش چیست. یک ناکامی مثل شکست در بازی ممکن است برای کودک معنایی بسیار بزرگتر از خود آن اتفاق داشته باشد. چیزی شبیه اینکه «من همیشه بد هستم» یا «من همیشه ناتوانم». او خشم یا ناامیدی شدیدی احساس میکند اما به دلیل اینکه کلمهای پیدا نمیکند یا اصلاً نمیداند چه چیزی درونش اتفاق افتاده است، به جای اینکه احساسش را با کلام بیان کند، با زدن دیگری این ناکامی را نشان میدهد.
-
احساس نادیده گرفته شدن
وقتی کودک احساس کند بیارزش و دوستنداشتنی است، برای اینکه دوباره احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند، دیگران را میزند. او میخواهد نشان دهد که هنوز قدرت دارد. پشت این پرخاشگریها و تلاش برای قوی به نظر رسیدن، پوششی برای احساس شکنندهایست که کودک درون خود دارد. او با رفتارهایش به ما میگوید «مرا ببین».
-
کیفیت رابطۀ والد و کودک
رابطه و نحوۀ برخورد ما با کودک مانند آینهای است که به کودک نشان میدهد چگونه رفتار کند. کودک رفتار ما با خودش را تبدیل به شیوۀ ارتباطش با دیگران میکند. حتی لحن و حالت چهرۀ ما برای کودک معنایی دارد. انگار همین نحوۀ برخورد برای کودک تنها راه ارتباطی است. وقتی کودک در موقعیتی مشابه قرار بگیرد، به سراغ همان چیزی میرود که یاد گرفته است. او همیشه نمیخواهد به دیگری آسیب برساند، او پرخاشگرانه رفتار میکند چون راه دیگری بلد نیست.
-
نیاز به استقلال و قدرت
کودک میخواهد بداند که در رابطه با دیگری چه جایگاهی دارد. وقتی کودک احساس کند حرفش شنیده نمیشود و همیشه باید مطابق با خواستۀ دیگری رفتار کند، با رفتارهای تند خود تلاش میکند فریاد بکشد تا دیده و شنیده شود. این رفتار تلاش ناپختۀ کودک برای داشتن حق انتخاب، داشتن مرز و هویتی مستقلانه است. کودک با کتک زدن یا واکنشهای تند فیزیکی به دنبال جای خود میگردد و تلاش میکند به عنوان فردی مستقل و جدا از دیگری دیده شود.
-
تجربههای سخت و دردناک کودک
گاهی علت پرخاشگری اتفاقات دردناک، ترسناک یا گیجکنندهایست که کودک تجربه کرده است. اتفاقاتی مثل دعواهای شدید، تنبیه کردن کودک، جدایی والدین، اضطرابهای همیشگی و احساس ناامنی برای کودک غیرقابل هضم هستند. او نمیتواند برای این اتفاقات دلایل منطقی پیدا کند. او برای حل و فصل کردن این تجربیات سخت ممکن است با کتک زدن، لگد زدن یا رفتارهایی مشابه اینها، احساسات خود را بیرون بریزد.
کودک در چه سنی بیشتر کتک میزند؟
کتک زدن در سالهای اول زندگی کودک رفتاری طبیعی است. او هنوز کلمهای برای ترجمۀ احساسش ندارد و حتی در شناخت احساساتش هم مهارت کافی پیدا نکرده است. کودک در این سن قصد آسیب زدن به دیگری را ندارد و این رفتارها نشانۀ بیادبی یا بدرفتاری نیستند. مغز کودک در سنین پایین به قدری رشد نکرده است که به خوبی درک کند رفتارش چه تاثیری روی دیگری دارد. کودک نمیتواند خودش را جای طرف مقابل بگذارد یا حدس بزند که رفتارش چه احساسی در او ایجاد میکند. برای او، دیگری هنوز موجودی با احساسات و نیازهای جدا نیست. در نتیجه برای کودک روشن نیست که زدن دیگری میتواند باعث ناراحتی او شود و طبیعی است که از زدن برای نشان دادن احساسش استفاده کند. در سالهای ابتدایی، کودکان بیشتر از طریق بدنشان حرف میزنند تا با کلمات یعنی وقتی ناراحت میشوند، هیجانزدهاند یا چیزی را متوجه نمیشوند، طبیعی است که واکنششان بدنی باشد. آنها با زدن یا هل دادن میخواهند احساسشان را نشان دهند.
در کودکان یک تا سه سال، این واکنشهای تند و ناگهانی بیشتر دیده میشود. اما هرچه بزرگتر میشوند، به تدریج یاد میگیرند احساسشان را بشناسند و دربارهاش حرف بزنند. به همین دلیل در سن سه تا پنج سال رفتارهایی مثل زدن دیگری معمولاً کمرنگتر میشود. در سنین دبستان، بچهها معمولاً میتوانند احساسشان را واضحتر و پختهتر توضیح بدهند. بنابراین کتک زدن در این سن دیگر طبیعی محسوب نمیشود و اگر رفتار کتک زدن در کودک ادامه پیدا کند بهتر است در مورد علت این رفتارها کنجکاو باشیم.
وقتی کودک کتک میزند، همان لحظه چه کار کنیم؟
یکی از سختترین لحظهها برای والدین زمانی است که کودک کسی را میزند و کنترل کردن خودمان هم دشوار میشود. ممکن است خودمان احساسات مختلفی را تجربه کنیم اما در همین لحظههاست که کودک به کمک ما میتواند یاد بگیرد که چطور شرایط را مدیریت کند. در ادامه راهکارهایی که در سایت Anna Freud برای کنترل این دسته از رفتارها منتشر شده است، آمدهاند:
-
سعی کنید ابتدا خودتان آرام بمانید.
گاهی خودمان در پاسخ به پرخاشگری کودک، واکنش پرخاشگرانهتری نشان میدهیم. اولین قدم این است که چند ثانیه مکث کنیم و آرام بمانیم. وقتی خودمان ناراحت یا خستهایم یا حتی از رفتار کودکمان خجالت میکشیم و میخواهیم سریع آن رفتار را متوقف کنیم، نمیتوانیم به آرامی با کودک برخورد کنیم.
-
احساس کودک را نام ببریم.
وقتی ما احساس کودک را به زبان میآوریم و نامی روی احساس میگذاریم، به او نشان میدهیم که این احساسی که تجربه میکند، چیز ترسناکی نیست و میشود دربارهاش حرف زد. نامگذاری احساس کودک به مرور تبدیل به الگویی برای او میشود. وقتی دوباره همان احساس را تجربه کند، بهجای اینکه از احساسش وحشت کند، میتواند آن را بشناسد. احساسها برایش قابل فهمتر و قابل تحملتر میشوند و کمتر رفتارهای تند و پرخاشگرانه نشان میدهد.
-
کنار کودک بمانید.
حضور امن ما برای احساس آرامش دوبارۀ کودک کافی است. گاهی نیاز است از امتحان راهکارهای مختلف دست برداریم. میتوانیم کنار کودک بمانیم و مراقب باشیم که به خودش یا دیگری آسیبی نزند.
-
به تخلیۀ هیجان و تنش کودک کمک کنید.
گاهی ممکن است کودک بسیار آشفته باشد، در این صورت بهتر است به او کمک کنیم تا انرژی خود را تخلیه کند. با شناختی که از کودک خود دارید میتوانید از راهحلهایی مثل نفس عمیق کشیدن، رقصیدن یا دویدن، تا ده شمردن یا در آغوش گرفتن برای آرام کردن کودکتان استفاده کنید.
-
به کودک اطمینان بدهید که این رفتار او به معنای بد بودن او نیست.
میتوانیم به کودک بگوییم که گاهی وقتها احساسات خیلی بزرگی سراغمان میآیند و ممکن است رفتارهای تندی مثل زدن یا هل دادن از ما سر بزند. این احساسات طبیعی است و ما هم تجربهاش میکنیم. این رفتار درست نیست اما معنایش این نیست که او کودک بدی است.
-
مرزها را حفظ کنید.
درست است که نباید با پرخاشگری با کودک برخورد کنیم اما قاطع بودن ما مهم است. ما باید روشن و واضح به کودک نشان دهیم که همیشه آسیب زدن، چه به خودمان و چه به دیگران، رفتاری ممنوع است. کودک باید بداند که ما در کنار او هستیم، احساسش را میبینیم و کمکش میکنیم اما در عین حال مرزها پابرجا هستند. قاطعیت ما به او امنیت میدهد و کمک میکند بفهمد چه رفتاری قابل قبول است و چه رفتاری غیر قابل قبول.
چگونه به کودک یاد بدهیم به جای کتک زدن احساسش را بیان کند؟
-
احساس کودک را نامگذاری کنید.
قبل از اینکه بخواهید رفتار کودک را متوقف کنید یا به او تذکر دهید که این کار، بد است، باید به او کمک کرد که متوجه شود الان چه احساسی دارد و چه اتفاقی افتاده است. وقتی احساس کودک را به زبان میآوریم مثلا به او میگوییم: «فکر میکنم که وقتی دوستت اسباببازیت رو گرفت عصبانی شدی» هیجان غیرقابل درک و بزرگ کودک را برایش قابل تحمل میکنیم و نشان میدهیم احساساتی که دارد، ترسناک نیستند. وقتی کودک به مرور با احساسات خودش آشنا شود و بتواند در مورد آنها صحبت کند، دیگر با کتک زدن آن را ابراز نمیکند. هربار که کنار کودک خود میمانیم و احساساتش را میبینیم، در ذهن او یک الگو میسازیم. کودک این لحظات را درونی میکند یعنی اگر دفعات بعد عصبانی شد، حتی اگر ما کنار کودکمان نباشیم، چیزی شبیه صدای ما در ذهنش هست که به او میگوید الان درونش چه اتفاقی افتاده است.
-
احساسات او را از رفتارش جدا کنید.
احساسی که ما داریم همیشه قابل پذیرش است اما هر رفتاری نه. وقتی احساسات کودک را ببینیم و در موردش با کودک صحبت کنیم که «حق داری عصبانی بشی اما اجازه نداری که دوستت رو بزنی» به کودک این پیام را میدهیم که احساساتش برای ما پذیرفتنی است. کودک یاد میگیرد احساساتش را نادیده نگیرد ولی راه ابراز آن را تغییر دهد.
-
اتفاقی که افتاده را با هم مرور کنید.
وقتی کودک آرام شد، میتوانیم در موقعیتی مناسب، اتفاقات را با کودکمان مرور کنیم. در این شرایط بهتر است به جای اینکه بخواهیم درس اخلاق به کودکمان بدهیم، کنجکاو و شنوندۀ داستان او باشیم. اگر کودک بتواند درک کند که درونش چه اتفاقی افتاده است و چرا چنین رفتاری از او سر زده، به تدریج رفتارهای تند کمتری نشان میدهد.
-
خودتان الگویی برای کودک باشید.
کودک بیان احساساتش را از رابطه با ما یاد میگیرد نه از دستورات و تذکراتمان. وقتی خودمان بتوانیم به او نشان دهیم که چه احساسی داریم، کودک متوجه میشود که احساسات خطرناک و بد نیستند. مثلا وقتی از سرکار برگشتهایم و کودک از ما میخواهد که با او بازی کنیم، میتوانیم نشان دهیم که الان خستهایم و در موقعیت بهتری با او بازی میکنیم. او این الگو را در ذهن خود ثبت میکند و بعدها خودش همین کار را با احساساتش انجام میدهد.
-
موقعیتهای پر تنش را با بازی برای کودک بازسازی کنید.
بازی زبان کودک است. کودکان از طریق داستان و بازی بهتر میتوانند با احساسات سخت خود روبهرو شوند تا نصیحت و تذکر دادن. وقتی یک ماجرا را از زبان شخصیتهای داستان و بازی برای کودک روایت میکنیم، کودک میتواند با فاصلهای امن به داستان نگاه کند و بفهمد که چه اتفاقاتی در جریان است. او در این موقعیت، احساسات را بهتر میشناسد و حتی میتوانیم با مشارکت خود کودک راههای جایگزین را بسازیم. بازی مثل تمرینی است که کودک میتواند موقعیتهای مختلف را با شخصیتهای متفاوت در آن تجربه کند و کم کم یاد بگیرد که چطور واکنشهای خودش را مدیریت کند.
چه کارهایی نباید هنگام کتک زدن کودک انجام دهیم؟
-
زدن کودک برای تنبیه او
وقتی کودک کسی را میزند و ما هم این کار تکرار کنیم و او را بزنیم، به او یاد میدهیم که وقتی بزرگتر و قویتر باشد، این کار جواب میدهد. کودک از برخورد و رفتار ما یاد میگیرد نه فقط از حرفهایمان. بنابراین تنبیه کودک باعث تکرار این رفتار در کودک میشود. ممکن است با خود فکر کنیم که تنبیه ما اثرگذار بوده و رفتار کودک متوقف شده است اما این رفتار ممکن است فقط جلوی ما تکرار نشود. کودک در موقعیتهایی که ما حضور نداریم و میداند قرار نیست از سمت ما تنبیه شود، این رفتار را نسبت به افرادی که فکر میکند از او ضعیفتر و کوچکترند، تکرار میکند. یعنی رفتار تند او در ظاهر کمرنگ شده است اما در رابطه با دیگران ادامه پیدا میکند.
-
ترساندن یا سرزنش کردن کودک
داد زدن، تهدید کردن یا ترساندن کودک باعث میشود که نفهمد چه اتفاقی افتاده است و احساساتش، شدیدتر شوند. او با رفتار ما فکر میکند که احساسی که داشته قابل قبول نیست و راههای مدیریت احساس خود را یاد نمیگیرد. نباید با جملههایی مثل اینکه «تو بچۀ بیادبی هستی» یا «همیشه انقدر بد رفتار میکنی» به کودک حمله کنیم. سرزنش کردن و برچسب زدن به او باعث میشود احساس بدی نسبت به خود پیدا کرده و رفتارش را هم اصلاح نکند.
-
نادیده گرفتن رفتار پرخاشگرانه
اگر رفتار زدن کودک را نادیده بگیریم، کودک فکر میکند رفتار او هیچ پیامدی ندارد و رفتارش دیده نمیشود. کودک باید بداند که زدن دیگران و خودش ممنوع است و ما مسئولیت داریم آن را متوقف کنیم.
-
عقبنشینی از مرزها
اگر کودک با زدن، چیزی از ما بخواهد و ما برای آرام کردن او در لحظه خواستهاش را برآورده کنیم، یاد میگیرد که میتواند با تکرار این رفتارها به خواستههایش برسد. در این لحظهها سریعتربن راه برای رفع تنش این است که به او قول بدهیم چیزی را که دوست دارد، برایش میخریم یا جایزهای به او میدهیم تا آرام شود. اما مشکل اینجاست که کودک یاد میگیرد که اگر رفتار تندش را بیشتر کند، احتمالاً چیزی را که میخواهد، به دست میآورد. به این ترتیب، بهجای اینکه بفهمد چرا نباید بزند، یاد میگیرد چطور از همین رفتار برای رسیدن به خواستههایش استفاده کند. به همین دلیل حد و مرزها باید ثابت و روشن بمانند و حتی وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است نباید صرفاً برای سر و سامان دادن به اوضاع، از مرزهای خود کوتاه بیاییم. این به معنی بیاهمیتی به احساسات و نادیده گرفتن رفتارش نیست. ما نشان میدهیم که احساسات او کاملاً پذیرفتنی هستند اما برای مراقبت از او و خودمان مرزهایی هم در این رابطه وجود دارد.
-
بحث منطقی و توضیح دادن رفتار کودک
همۀ ما وقتی خیلی ناراحت یا عصبانی هستیم، بیشتر از هر چیز دلمان میخواهد کسی احساسمان را بفهمد نه اینکه برایمان دلیل و منطق بیاورد. اگر در اوج ناراحتی، کسی توضیح دهد که چرا برخورد ما اشتباه است، معمولاً احساس میکنیم دیده نمیشویم و همین باعث میشود بیشتر ناراحت یا عصبانی شویم. کودک هم دقیقاً با توضیحات منطقی و نصیحتهای ما این را تجربه میکند. حتی ممکن است این احساسات در او شدیدتر شوند چون هنوز ابزار کافی برای مدیریت احساساتش را ندارد. پس وقتی در اوج خشم کودک، برایش استدلال بیاوریم، او حرفهای ما را نه بهعنوان کمک بلکه نادیده گرفته شدن احساسش میبیند و خشمش را بیشتر میکند. بهتر است بعد از اینکه کودک آرام شد و احساس کرد که درکش میکنیم، به او دربارۀ رفتارش توضیح دهیم.
-
مقایسه کردن کودک با دیگران
وقتی کودک خود را با دیگران مقایسه میکنیم، به طور غیرمستقیم به او میگوییم که تو خوب نیستی و برای اینکه دوستداشتنی باشی باید مانند دیگری رفتار کنی. در این شرایط کودک ممکن است احساس بدی به خودش پیدا کند یا حسادت و رقابتی نسبت به دیگری در او شکل بگیرد. با مقایسه کردن کودک به او اجازه نمیدهیم که در مورد احساس و رفتار خود فکر کند.
آیا تنبیه بدنی باعث توقف پرخاشگری کودک میشود؟
تنبیه بدنی نه تنها پرخاشگری را متوقف نمیکند بلکه اغلب همان رفتار را در کودک افزایش میدهد. وقتی والد برای متوقف کردن رفتار کودک، خودش او را میزند، دقیقاً پیامی برعکس چیزی را که میخواهد به او بگوید، منتقل میکند. انگار به کودک نشان میدهد که وقتی عصبانی یا ناراضی است، میتواند از قدرت خود برای کنترل دیگران استفاده کند. کودک با دیدن یاد میگیرد و همین رفتار، دیر یا زود، در برخوردش با دیگران هم تکرار میشود. علاوه بر این، تنبیه بدنی بیشتر ترس ایجاد میکند. کودک ممکن است در همان لحظه ساکت شود اما این سکوت بخاطر درک رفتار اشتباهش نیست. او میترسد که این رفتار را انجام دهد و دردی سهمگینتر را تجربه کند. رفتار او در ظاهر متوقف میشود اما احساس درونی کودک مثل خشم، شرم یا احساس بیارزشی نهتنها از بین نمیرود، بلکه بیشتر میشود. این احساسات، دوباره به شکل پرخاشگری بیشتر یا قلدری نسبت به افراد دیگر خود را نشان میدهد.
چگونه از تکرار کتک زدن کودک جلوگیری کنیم؟
برای اینکه رفتارِ زدن دوباره تکرار نشود، مهمترین کار این است که فقط تلاش نکنیم که ظاهر رفتار را متوقف کنیم. به احساس پشت رفتار کودک نیز توجه کنیم. اگر هر بار مترجم احساس کودکمان باشیم و به او بگوییم الان ممکن است چه احساسی داشته باشد، کم کم یاد میگیرد خودش هم همین کار را انجام دهد. این کار در ذهنش تبدیل به یک الگو میشود، الگویی که حتی وقتی ما کنارش نیستیم هم به او کمک میکند آرامتر رفتار کند. شاید مهمترین نکته این باشد که به رابطهمان با کودک توجه کنیم. به جای اینکه فقط دنبال یک راه حل سریع باشیم تا رفتار کودک را متوقف کنیم، بهتر است ببینیم کودک چه چیزی را تجربه میکند و ما خودمان چه احساسی داریم. هر کودک منحصر به فرد است. چیزی که یک کودک را عصبانی میکند، ممکن است برای کودک دیگر اصلاً مهم نباشد. به جای تکیه دادن به یک فرمول ثابت، به داستان و رابطۀ خودمان با کودک توجه کنیم و ببینیم چه چیزی در این رابطه باعث شده او اینطور واکنش نشان دهد. وقتی تجربۀ کودک و احساس خودمان را بهتر بشناسیم، میتوانیم بفهمیم که چه رفتارهایی واکنش کودکمان را تقویت میکند و از تکرار دوبارۀ آن جلوگیری میکنیم.
ارتباط کتک زدن کودک با ADHD ، اوتیسم و مشکلات پردازش حسی
اگر کودکی مشکل پردازش حسی، بیش فعالی و نقص توجه یا اوتیسم دارد، ممکن است گاهی پرخاشگریاش شدت بیشتری از سایر کودکان داشته باشد یا نسبت به برخی محرکها سریعتر واکنش نشان دهد چون هر تغییر کوچکی میتواند برای این کودکان بیش از اندازه بزرگ درک شود. آنها معمولاً این تغییرات را خطر و تهدیدی واقعی احساس میکنند. کودک در این شرایط دنیا را متفاوتتر تجربه میکند. او بابت رفتارهایش نباید سرزنش شود و فقط به صبر، درک و همراهی بیشتر ما نیاز دارد.
البته این حساسیتها و واکنشهای کودک به معنای رفتار کاملاً متفاوت با آنها نیست. اصول کلی برخورد با کودک برای همه یکسان است، فقط ممکن است این کودکان به صبر و همدلی بیشتری نیاز داشته باشند چون شدت و تکرار رفتارها ممکن است کمی متفاوتتر از سایر کودکان باشد. مهمتر اینکه هر رفتار پرخاشگرانه مثل کتک زدن را نباید فوراً به مشکل کودک ربط بدهیم. او قبل از هر مشکلی، یک کودک است و به همان دلایل دیگری که کودکان دیگر هم ممکن است پرخاشگریهای فیزیکی داشته باشند، این رفتارها را نشان میدهد. شاید بهتر باشد که قبل از برچسب زدن به کودک ببینیم که چه چیزی درون او میگذرد و حساسیتهای خاص او را هم در نظر داشته باشیم.
چه زمانی کتک زدن کودک طبیعی نیست و باید کمک تخصصی گرفت؟
بسیاری از رفتارهای پرخاشگرانه در کودکی طبیعیاند و با بزرگتر شدن به تدریج کمتر میشوند اما اگر این رفتار دیگر یک اتفاق گاه به گاه نیست و تبدیل به یک الگوی تکراری شده است که با گذشت زمان شدیدتر میشود یا حتی رنگ تهدید به خود میگیرد، بهتر است کمک تخصصی بگیریم. اگر روشهای معمول را امتحان کردهایم و تغییری در رفتار کودک نمیبینیم یا اگر کودک به خودش یا دیگران آسیب میزند، اینها نشانههایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. گاهی پرخاشگری باعث میشود کودک در مهد یا مدرسه مدام مشکل پیدا کند، از جمع همسالان طرد شود یا تنش زیادی در خانه ایجاد شود. بنابراین در کنار سایر نشانهها این موضوعات هم نیاز به بررسی دارند. همچنین اگر پرخاشگری همراه با تأخیر در زبان، مهارتهای اجتماعی یا رشد هیجانی باشد، یا اگر کودک بهجای خشم، بیشتر گوشهگیر و منزوی شود، میتواند علامت یک درد هیجانی پنهانتر باشد. دیدن هرکدام از اینها به این معنا نیست که ما اشتباه کردهایم و شکست خوردهایم. مشورت با یک روانشناس کودک یک قدم دلسوزانه و بهموقع برای کمک به فرزندانمان است.
سوالات متداول دربارۀ کتک زدن و پرخاشگری کودکان
چرا کودک ۲ ساله کتک میزند؟
در این سن، کودک هنوز یاد نگرفته یک قدم عقب بایستد و احساسش را از دور ببیند. این توانایی چیزی نیست که کودک به تنهایی بسازد بلکه در رابطه با والدینش شکل میگیرد. این رفتار تا زمانی که بتواند احساس خود را در کلمات بگنجاند و بیان کند، رفتاری طبیعی است.
چرا کودک من فقط من را کتک میزند؟
این رفتار معمولاً نشانۀ عمق رابطه است. کودک احساسات خام و کنترلنشدهاش را فقط جایی بیرون میریزد که مطمئن است رابطه، آن را تحمل میکند. شاید شما همان فردی هستید که کودک به اندازۀ کافی به او اعتماد دارد که میتواند احساسش را به این شکل به شما نشان دهد و طرد نشود.
چرا کودک هنگام عصبانیت مادرش را میزند؟
رابطۀ اولیۀ کودک با مادر، اولین و عمیقترین رابطهایست که در آن کودک یاد میگیرد احساسات چه هستند و چطور کار میکنند. همین رابطه هم منبع اصلی آرامش است هم به طور طبیعی جایی است که اولین ناکامیها در آن تجربه میشوند. کودک هم مادر را دوست دارد و هم از او عصبانی میشود. او احساسات خود را به شکلهای مختلفی مثل زدن ممکن است ابراز کند.
با کودکی که کتک میزند، چگونه رفتار کنیم؟
مهمترین کار این است که پیش از توقف سریع رفتار، به احساس پشت آن نگاه کنیم. تا وقتی هیجان کودک برایش قابل تحمل نشده، هیچ توضیح یا مرزی شنیده نمیشود. آرامماندن خودمان هم به همان اندازه مهم است. کودک آرامش را از رابطه میآموزد نه از صحبتها و سرزنشهای ما.
آیا باید دست کودک را هنگام کتک زدن بگیریم؟
وقتی کودک هیجان زیادی دارد، بدنش زبانی برای ابراز احساساتش میشود. او نمیتواند از راه دیگری خودش را مدیریت کند. گرفتن دست در آن لحظه، میتواند مرزی را مشخص کند که خودش نتوانسته بسازد. گرفتن دست برای جلوگیری از آسیب، ضروری است اما نباید هدفمان تنبیه او باشد. ما میخواهیم از او و دیگری مراقبت کنیم.
آیا تنبیه کودک باعث توقف کتک زدن میشود؟
خیر، کودک کنترل و مدیریت خود را به کمک ارتباط با ما درونی میکند و همین الگو، در رابطهاش با دیگران هم تکرار میشود. تنبیه کودک به جای کاهش این رفتارها، فقط باعث افزایش و تقویت آن میشود.
چگونه کودک را از کتک زدن خواهر و برادرش بازداریم؟
این رفتار میتواند چیزی بیشتر از یک دعوای ساده باشد. شاید کودک در تلاش برای پس گرفتن جایگاهش باشد. گاهی این رفتارها میتواند به دلیل رقابت یا حسادت اتفاق بیفتد. با این حال نمیتوان یک راهکار مشخص برای این مسئله مطرح کرد و باید در بستر ارتباطی آنها به احساس اصلی کودک توجه کنیم.
آیا کتک زدن کودک میتواند نشانۀ ADHD یا اوتیسم باشد؟
پاسخ قطعی و مشخصی برای این سوال وجود ندارد. کتک زدن به تنهایی نمیتواند نشانهای از بیشفعالی و نقص توجه یا اوتیسم باشد. برای تشخیص این چالشها بهتر است ارزیابی دقیقی انجام شود.
چه زمانی پرخاشگری کودک نیاز به درمان دارد؟
اگر این رفتار به تنها زبان کودک برای بیان خودش تبدیل شود و با گذشت زمان و رشد زبان و رابطه، تغییری اتفاق نیفتد، بهتر است این مسئله جدیتر بررسی شود. در این شرایط کمک تخصصی با ایجاد فضایی امن اجازۀ بروز احساسات را به کودک میدهد.
جمع بندی
گاهی وقتی کودک ما را کتک میزند و ما هم برای متوقف کردنش به همان روش متوسل میشویم، ناخواسته خودمان هم به دنیای کودکانهای پرتاب میشویم. مشتهای کوچک کودک ما، قصد آسیب رساندن به ما را ندارند بلکه نشانی از احساسات عمیقی است که هنوز در کلامش جا نگرفتهاند. اگر به جای مقابله با او، دنیای درونی کودک را ببینیم، متوجه میشویم که پشت هر ضربه، احساسی پنهان شده که نیازمند دیده شدن است، نه تنبیه شدن.
درباره ریحانه خیرآبادی
من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغالتحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذراندهام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنیسازی آشنا شدم و کارگاههای مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کردهام. از سال 1403 هم همکاریام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.
نوشتههای بیشتر از ریحانه خیرآبادی






1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.