علت پرخاشگری کودکان 5 ساله
تا به حال دقت کردهاید وقتی کتری پر از آب را روی شعله میگذاریم تا بجوشد، قبل از اینکه به نقطهجوش برسد، صداهایی از آن بلند میشود و حبابهای کوچکی در سطح آب ظاهر میشود؟ اگر در این زمان کسی شعله را کم نکند، صدا بلندتر میشود تا جایی که کتری دیوانهوار سوت میزند و حتی ممکن است سر برود؛ پرخاشگری در بچهها هم مشابه همین کتری است: «من کنترلم را از دست میدهم، چون غرق در خشم هستم و نمیتوانم احساسات دردناکی را که درونم ایجاد شده، مدیریت کنم.»
شاید عجیب به نظر برسد، اما اینکه کودکی پنجساله قشقرق به پا کند یا مامانوبابا را کتک بزند رایجتر از آن چیزی است که فکر میکنید.
اما چرا این اتفاق میافتد؟
آنها هنوز کوچک هستند؛ زبان لازم برای بیان احساسات و نیازهایشان را ندارند و در مدیریت تکانههایشان ضعیف هستند. حتی از نظر مغزی نیز هنوز ارتباط کافی بین بخش تفکر مغز، قشر جلوی مغز، و مرکز احساسات مغز به وجود نیامده؛ بنابراین اگر نیازهای کودکی پنجساله برآورده نشود، شروع به رفتارهای پرخاشگرانه مانند جیغوداد زدن و لگد زدن میکند تا مطمئن شود توجه شما را جلب کرده است.
یادگیری مدیریت احساسات بخش طبیعی رشد کودک و فرآیندی تدریجی است؛ تا زمانی که بچهها به این مهارت دست پیدا نکردهاند، برای تنظیم احساسات قویشان به شما متکی هستند. شما میتوانید با درک و رسیدگی به نیازهای اساسی کودکتان کمک کنید تا احساساتش، بهخصوص خشم، را مؤثرتر مدیریت کند.
در این مقاله از بلاگ «کلینیک روانپویشی آگاه» قرار است درباره پرخاشگری کودکان 5 ساله صحبت کنیم.
فهرست محتوا:
Toggleدلایل پرخاشگری در کودکان 5 ساله
اگر کنار آمدن با رفتار پرخاشگرانه فرزندتان برایتان دشوار است، فکر نکنید والدین بدی هستید؛ مدیریت پرخاشگری بچهها کار سخت و پُرچالشی است. به یاد داشته باشید کودک پنجسالهتان عمداً پرخاشگری نمیکند؛ دلیلهای زیادی وجود دارد که احتمال پرخاشگری کودک را افزایش میدهد:
-
سبک دلبستگی
یکی از دلیلهایی که کودک پنجساله ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد، سبک دلبستگی اوست. دلبستگی همان پیوند عاطفی عمیقی است که بچهها در سالهای اول زندگی با مراقب اصلی، مثلاً مادر یا پدر، شکل میدهند. اگر این رابطه امن، گرم و قابلپیشبینی باشد، کودک احساس امنیت میکند و هرچه بزرگتر میشود، راحتتر میتواند احساساتش را مدیریت کند. اما برخی سبکهای دلبستگی ناسالماند و میتوانند باعث افزایش پرخاشگری در بچهها شوند:
الف) دلبستگی ناایمن اجتنابی (Avoidant):
کودکانی که نیازهای عاطفیشان در اوایل زندگی نادیده گرفته شده یا پاسخ مناسبی نگرفتهاند، بهتدریج یاد میگیرند احساساتشان مهم نیست و باید سرکوبشان کنند؛ بنابراین خشمشان را پنهان میکنند و گاهی این خشم پنهانی ناگهانی منفجر میشود.
ب) دلبستگی ناایمن دوسوگرا (Ambivalent):
وقتی کودک از جانب مراقبانش گاهی توجه بگیرد و گاهی نادیده گرفته شود، این سبک دلبستگی در او شکل میگیرد؛ این بیثباتی باعث اضطراب زیاد و رفتارهای هیجانی شدید، از جمله پرخاشگری میشود، چون کودک با رفتارهای افراطی تلاش میکند توجه دیگری را جلب کند.
ج) دلبستگی آشفته (Disorganized):
این کودکان معمولاً تجربههای ترسناک یا رفتارهای متناقض از سمت مراقبان خود داشتهاند؛ مثل تنبیه، غفلت یا کتک خوردن. پرخاشگری در این کودکان میتواند شدید، غیرقابلپیشبینی و گاهی ترسناک باشد، چون نمیدانند چطور باید احساساتشان را تنظیم کنند.
همچنین میتوانید بخوانید از: اختلال خواب در کودکان
-
ناتوانی در بیان احساسات
کودک پنجساله ممکن است احساساتی مانند خشم، ناراحتی یا ناامیدی را تجربه کند، اما نتواند آنها را درست بیان کند. این ناتوانی میتواند به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود؛ مثلاً اوضاع آنطور که میخواهد پیش نرفته و داد میزند یا به خواهر/برادرش حسودی کرده و با آنها دعوا میکند.
1) یادگیری مشاهدهای
بچهها همچون دوربینی هستند که همهچیز را میبینند، ضبط میکنند و گاهی تقلید میکنند. اگر:
- برنامههای تلویزیونی یا کارتونهای خشن ببینند یا بازیهای ویدئویی پرخاشگرانه انجام دهند
- اغلب شاهد مشاجره یا دعوای اعضای خانواده یا دیگران باشند
- والدین ناخواسته باورهایی داشته باشند که تصادفاً از رفتار پرخاشگرانه حمایت کنند؛ مثلاً «بچهها با دعوا و کتککاری بزرگ میشوند»
ممکن است دست به پرخاشگری بزنند. وقتی بچهها یاد بگیرند از رفتار پرخاشگرانه برای رسیدن به خواستههایشان استفاده کنند، این رفتار میتواند به الگویی تبدیل شود که شکستن آن دشوار است.
2) مشکلات خواب یا تغذیه
کمخوابی، گرسنگی یا مصرف زیاد شیرینیجات میتواند باعث تحریکپذیری کودک و پرخاشگری او شود. کودکی پنجساله معمولاً به ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب شبانه نیاز دارد.
3) تغییرات اساسی در زندگی
وقتی کودکان تغییر عمدهای در زندگی یا رویدادی استرسزا مانند ورود نوزاد جدید، اختلافات خانوادگی یا مهاجرت را تجربه کنند، ممکن است نتوانند با احساسات شدید این اتفاق کنار بیایند؛ در نتیجه کمتر میتوانند خود را آرام کنند و احساساتشان را بهصورت پرخاشگری نشان میدهند.
4) سن و رشد
مغز بچهها هنوز در مراحل اولیه رشد است. آنها همچنان در حال یادگیری نحوه برخورد با احساسات شدید هستند و نمیتوانند هیجاناتشان را خوب مدیریت کنند. هرچه بزرگتر میشوند، بخشی از مغز که به پردازش احساسات و تجربیات کمک میکند، قشر جلوی مغز، قویتر میشود.
5) مشکلات رشدی یا اختلالات رفتاری
در برخی موارد پرخاشگری ممکن است به دلیل مشکلاتی مانند اضطراب، ADHD، اختلال کمتوجهی/بیشفعالی، ASD، اختلال طیف اوتیسم، ODD، اختلال نافرمانی مقابلهای یا سایر تأخیرهای رشدی، از جمله گفتار، باشد.
همچنین میتوانید بخوانید از: علت پنهان کاری کودکان
با پرخاشگری در کودک ۵ ساله چگونه برخورد کنیم؟
«وقتی چیزی را از کودک پنجسالهام میگیریم یا میگوییم نمیتواند الان چیزی را که میخواهد داشته باشد، بدرفتاری میکند؛ کتک میزند، پا میکوبد و فحش میدهد. نمیدانم چگونه متوقفش کنم. توصیهای دارید؟»
یکی از بزرگترین دغدغههای والدین، نحوه برخورد با پرخاشگری بچههاست. حفظ آرامش در این لحظات بسیار سخت است؛ اما عصبانی شدن یا فریاد زدن میتواند اوضاع را بدتر کند. در برابر میل به تنبیه نیز باید مقاومت کنید؛ چراکه فقط تأثیر لحظهای دارد. در بسیاری از موارد پرخاشگری بچهها پاسخی طبیعی به احساسات مدیریتنشده یا نیازهای نادیدهگرفتهشده آنهاست. اما بهترین نحوه برخورد با بچهها هنگام عصبانیت چیست؟
-
اول رابطه، بعد رفتار
پیش از هر واکنشی به رفتار پرخاشگرانه کودک، به رابطهتان با او فکر کنید. آیا فرزندتان را تحت هر شرایطی و با هر رفتاری که نشان میدهد دوست دارید؟ عشق و علاقه بیقید و شرطی به او نشان میدهید؟ آیا او حس میکند از جانب شما دوستداشتنی و پذیرفتهشده است؟ کودکی که مطمئن باشد والدین دوستش دارند، حتی وقتی عصبانی است، خیلی زودتر آرام میشود.
-
نامگذاری احساسات، نه فقط رفتار
وقتی فرزندتان عصبانی است و در حال کتک زدن شماست، گفتن جملاتی مثل «نزن!» یا «کارت خیلی بده» کمکی نمیکند. در مقابل به او کمک کنید متوجه شود آن لحظه چه احساسی را تجربه میکند؛ مثلاً بگویید: «میفهمم خیلی عصبانی شدی، اما کتک زدن مشکلی را حل نمیکند.» وقتی احساسات کودک را به رسمیت میشناسید، کمکش میکنید یاد بگیرد بین هیجان و عمل فاصله بگذارد.
-
والد، تنظیمگر اصلی هیجان
از نگاه نظریه دلبستگی، والد ایمن کسی است که در لحظۀ آشفتگی کودک، خودش آرام بماند. میدانیم گفتن این توصیه در حرف آسان و در عمل بسیار سخت است، اما اگر شما هم فریاد بزنید یا کودک را تهدید کنید، چه کسی اوضاع را مدیریت کند و کودک را آرام کند؟ انگار این پیام را میرسانید: «وقتی حالت بد است، من هم از کنترل خارج میشوم.» در حالیکه کودک نیاز دارد بداند: «وقتی من کلافه و بههمریختهام، مامان/بابا هنوز کنارم هستند و مراقبم هستند.»
-
ارتباط بعد از طوفان
وقتی ذهن و بدن کودک از کنترلش خارج میشود، مغزش نمیتواند اطلاعاتی را پردازش کند. حل مشکل فقط زمانی اتفاق میافتد که کودک آرام شده باشد. پس از آرام شدنش، با او درباره احساسات، انتخابها و راهحلهای بهتر حرف بزنید. قبل از هر چیز، درباره اینکه مهم نیست چقدر طول کشیده، اما او کار بزرگی انجام داده که توانسته خودش را آرام کند، صحبت کنید و تشویقش کنید. سپس داستان اتفاق را تعریف کنید. برای نمونه:
«وقتی مامان امروز صبح قبل از مدرسه اجازه نداد تلویزیون تماشا کنی، خیلی عصبانی شدی. کنترلت را از دست دادی و کنترل را به سمت من پرتاب کردی. قصد نداشتی آسیب بزنی؛ وقتی ناراحت هستی، بدنت کنترل اوضاع را به دست میگیرد. بیا با هم فکر کنیم چطور میتوانی بدنت را کنترل کنی، چه ایدههایی داری؟»
به ایدهها و راهحلهای فرزندتان گوش دهید و ایدههای خودتان را هم مطرح کنید.
-
عبور کنید
اگر فرزندتان کنترلش را از دست داده اما رفتار آسیبزنندهای ندارد و نیازی به مهار فیزیکی نیست، با جملاتی مانند «وقتی عصبانیتت خوابید و آرامتر شدی، میتوانیم دوباره صحبت کنیم.» عبور کنید. هدف این است که نشان دهید عصبانی نیستید و حتی وقتی کودک پنجسالهتان رفتار پرخاشگرانه دارد، هنوز هم دوستش دارید.
-
مراقبت از نیازهای پنهان
گاهی پرخاشگری زبانِ بیزبانی کودک است. گرسنگی، خستگی، اضطراب، نیاز به توجه یا ناتوانی در بیان خواستهها میتوانند به شکل پرخاش بروز کنند. توجه به این نیازها و تلاش برای حل آنها میتواند بهطور قابلتوجهی پرخاشگری را کاهش دهد.
فراموش نکنید هر رفتار کودک فرصتی برای تقویت رابطه، آموزش هیجانی و ساختن حس امنیت درونی است. کودکی که احساس امنیت کند، کمتر نیاز دارد با پرخاشگری از خودش دفاع کند.
کلینیک روانشناسی آگاه، خدمات تخصصی روانشناسی کودک را در سه بخش ارائه میدهد. مشاور آنلاین کودک، مشاور کودک در شیراز و روانشناس کودک در تهران. این مرکز با بهره گیری از روانشناسان متخصص و مجرب به مراجعین خود کمک میکند تا به بهزیستی روانی و رشد سالم کودکانشان دست یابند.
اشتباهات رایج هنگام برخورد با پرخاشگری فرزند 5 ساله
بیایید درباره چگونگی برخورد نکردن با کودک پنجسالهٔ پرخاشگر صحبت کنیم. والدین معمولاً به یکی از سه روش زیر به پرخاشگری کودک پاسخ میدهند:
- ایجاد احساس شرم: «مشکلت چیه؟ چرا میخوای به دوستت آسیب بزنی؟»
- تهدید و تنبیه کردن: «اگر دوباره بزنی، تا آخر هفته تلویزیون ممنوع!»
- ترساندن از عواقب کار: «اگر به کسی آسیب بزنی، هیچکس نمیخواد باهات بازی کنه.»
متأسفانه، این پاسخهای بهظاهر منطقی معمولاً نتیجهٔ معکوس میدهند. در پنج سال اول زندگی بچهها در حال شناخت خودشان هستند. وقتی شما به آنها احساس شرم میدهید یا تنبیه کلامی میکنید، تصور میکنند دردسرساز، پرخاشگر یا بدجنس هستند. بهتدریج این صفات را درونی میکنند و از زمانی به بعد واقعاً همانطور رفتار میکنند.
راههای پیشگیری از پرخاشگری در کودک پنجساله
-
به آنها کمک کنید احساسات خود را شناسایی کنند.
از فرصتهای روزمره استفاده کنید تا احساسات مختلف را به فرزندتان یاد دهید؛ مثلاً بگویید: «میفهمم ناراحتی چون دوستت اسباببازیتو برداشت.» درباره اینکه چطور همه گاهی احساسات قوی مثل خشم، ترس و غم دارند—بهخصوص وقتی نمیتوانند چیزی را که میخواهند داشته باشند—با او صحبت کنید. به او بگویید احساسات سخت طبیعی هستند و اشکالی ندارد ناراحت یا عصبانی شود؛ اما فریاد زدن یا آسیب رساندن به کسی درست نیست.
-
قوانین واضح و ثابتی داشته باشید.
خانهٔ شما نیاز دارد قوانینی ثابت دربارهٔ رفتار با یکدیگر داشته باشد. در این قوانین باید بهوضوح بگویید چه کاری انجام دهد، نه اینکه چه کاری را انجام ندهد. مثلاً: «با خواهرت با احترام رفتار کن» یا «وقتی عصبانی هستی، میتونیم با هم به فضای امن بریم تا آرومتر شی.»
-
رفتار مثبت را تشویق کنید.
ما عادت داریم تنها وقتی فرزندمان مشکلی ایجاد میکند به سراغش برویم و با تنبیه یا دعوا بخواهیم اصلاحش کنیم؛ اما کودکان با تقویت مثبت رشد میکنند. اگر میخواهید رفتاری بیشتر تکرار شود، همان رفتار را تحسین کنید. هرچه تحسین خاصتر باشد، تأثیرش بیشتر است. مثلاً وقتی میبینید نوبت خواهر یا برادرش را رعایت میکند، بگویید: «خیلی خوب نوبتتو رعایت کردی! آفرین، بهت افتخار میکنم.»
-
الگوی خوبی برای آموزش تنظیم احساسات باشید.
کودکان با تماشای بزرگسالان مهم زندگیشان یاد میگیرند چگونه احساسات شدید را مدیریت کنند. شما بهعنوان والد باید در موقعیتهای خاص این مراحل را انجام دهید تا الگوی خوبی باشید: تشخیص احساس، پذیرش رفتار، عذرخواهی و درست کردن اوضاع.
مثلاً تصور کنید پس از روزی سخت و خستهکننده به خانه برمیگردید. فرزندتان میخواهد به پارک بروید و شما با عصبانیت پاسخ میدهید. میتوانید بگویید:
«متأسفم که سرت داد زدم. روز خیلی سختی داشتم و احساس ناامیدی میکنم، اما این بهانهای نیست که عصبانیتمو سر تو خالی کنم. بذار کمی استراحت کنم. بعد از انجام تکالیفت، میتونیم با هم بریم پارک.»
-
موقعیتهای استرسزا را شناسایی و مدیریت کنید.
سعی کنید مشکلات احتمالی که میتوانند منجر به پرخاشگری شوند را پیشبینی کنید. مثلاً اگر میدانید او فقط حدود یک ساعت میتواند در مهمانی بماند، قبل از اینکه خسته و کلافه شود برنامهریزی کنید که مراسم را ترک کنید.
درمان پرخاشگری در کودکان پنجساله
اگر پرخاشگری فرزندتان شدید، مداوم یا غیرقابلکنترل است، پیشنهاد میشود با روانشناس کودک مشورت کنید تا ارزیابی دقیقتری انجام شود و در صورت لزوم درمان آغاز گردد. درمان باید براساس منشأ و شدت رفتار طراحی شود. هدف اصلی کمک به کودک برای یادگیری روشهای سالمتر بیان احساسات و مدیریت هیجانهاست.
بازیدرمانی، رفتاردرمانی، درمانهای مبتنی بر دلبستگی و آموزشهای فرزندپروری برای استفاده از روشهای درست تربیتی از جمله روشهای مؤثر هستند. گاهی پرخاشگریهای مکرر نشانهٔ اختلالاتی مثل ADHD، افسردگی یا اضطراب است. در این موارد ممکن است علاوه بر رواندرمانی، دارودرمانی نیز توصیه شود.
اگر فرزند پرخاشگری دارید و نیاز به راهنمایی دارید، میتوانید از خدمات روانشناسان کودک «آگاه» استفاده کنید.
درباره سما بخشی
من سما بخشی هستم. سال 97 در رشته کارشناسی روانشناسی بالینی از دانشگاه شهید بهشتی، و سال 1400 در رشته روانشناسی در مقطع ارشد از دانشگاه تربیت مدرس فارغ التحصیل شدم. روانشناسی، حرفهای است که توأمان نیاز به دانش تئوری و عملی دارد و تبدیل به یک درمانگر حرفهای شدن، مسیری طولانی، پر پیچ و خم و البته شیرین است. از این رو، از حدود سال 1398 کارگاه و دورههای مهارتافزایی خود را شروع کردم. نوجوانی، همچون طوفان پر تلاطمی است که هم والد و هم خود نوجوان را وارد چالشهای بیپایان میکند. از این رو، برای گرون نوجون مقاله مینویسم و هدفم این است که با آگاهیبخشی و راهنمایی به والدین، به آنها و نوجوانانشان کمک کنم تا حتی شده با ذرهای آرامش بیشتر، از این دوره عبور کنند. عاشق طبیعت و سفرم؛ سفر از آن اتفاقاتی است که به سلامت روان خودم و حتی حرفه کاریام کمک میکند.
نوشتههای بیشتر از سما بخشی



1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.