افسردگی ماژور چیست؟
افسردگی ماژور یا اساسی (Major Depression) شکلی از اختلال افسردگی است که حال شما را به میزان زیادی بد میکند. افکار ناراحتکننده به ذهنتان هجوم میآورند، همهجا ردپای مرگ را میبینید و نمیتوانید از چیزهایی لذت ببرید که همین چند وقت پیش برایتان لذتبخش بودند. از روی غمگینی و ناامیدی یا شاید هم احساس پوچی، دلتان نمیخواهد از تخت بیرون بیایید، غذا بخورید یا دست به کاری بزنید شاید شما هم روزهایی را تجربه کردهاید که هیچچیز برایتان خوشایند نبوده، یا کسی را میشناسید که با چنین احساسی زندگی میکند. در این مقاله از وبلاگ کلینیک روانپویشی آگاه قصد داریم به افسردگی ماژور (اساسی) بپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleمنظور از افسردگی ماژور چیست؟
به نقل از وبسایت WebMD، احساس غمگینی یا بیحوصلگی ممکن است گاهی برای همهی ما پیش بیاید اما افسردگی ماژور فراتر از این احساسات گذراست. در این وضعیت، فرد در بیشتر ساعات روز دچار اندوهی عمیق و مداوم میشود. در این حالت، فرد ممکن است علاقهاش را به فعالیتهایی که قبلاً برایش لذتبخش بودند از دست بدهد. افسردگی ماژور میتواند بر جنبههای مختلف زندگی مانند خواب، اشتها و توانایی تمرکز تأثیر بگذارد. برای تشخیص افسردگی ماژور، علائم باید حداقل دو هفته ادامه داشته باشند. افسردگی ماژور میتواند زندگی روزمره فرد را تحت تاثیر قرار دهد، اما با درمانهای مناسب مانند دارو، رواندرمانی و روشهای دیگر بسیاری از افراد قادر به کنترل و بهبود علائم خود هستند.
روایتی از افسردگی ماژور
همیشه صبحها با صدای آلارم بیدار میشدم، دوش میگرفتم، برنامهریزی میکردم، صبحانه میخوردم و با انرژی میرفتم سرکار. اما مدتی بود که حس میکردم هیچ چیز مثل قبل نیست. دلم نمیخواست از تخت بیرون بیایم. نه از روی تنبلی، بلکه انگار یک وزنهی سنگین روی بدنم بود که اجازه نمیداد حتی تکان بخورم. حوصلهی هیچ کاری را نداشتم، حتی حرف زدن با دیگران برایم سخت شده بود. احساس میکردم بدنم نمیتواند همراهیام کند. تا مدتها فکر میکردم این فقط یک احساس گذراست ولی گذرا نبود. روزها، هفتهها، حتی ماهها این حس با من بود. کارهایی که قبلاً با اشتیاق انجام میدادم، حالا برایم بیمعنی شده بودند. عملکردم سرکار مانند سابق نبود. دوستانم به من میگفتند: «حواستو پرت کن»، «برو بیرون»، «ورزش کن». اما همهی اینها نیاز به انرژی داشت که من نداشتم. حتی فکر کردن به این کارها یا تمرکز کردن هم خستهام میکرد. گاهی فقط دراز میکشیدم، سقف رو نگاه میکردم و هیچ چیزی نمیتوانست من را خوشحال کند. تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم کمک بگیرم. چون احساس میکردم چیزی که دارم تجربه میکنم عادی نیست. احساس میکردم چیزی در من تغییر کرده است. در ادامه به علائم و نشانهها و دلایل و راههای درمانی افسردگی ماژور یا اساسی خواهیم پرداخت.
چه افرادی بیشتر در معرض افسردگی ماژور قرار دارند؟
افسردگی ماژور ممکن است در هر سنی رخ دهد، اما معمولاً در دوران نوجوانی، بیستسالگی یا سیسالگی آغاز میشود. بررسیها نشان میدهند که زنان بیش از مردان با این اختلال تشخیص داده میشوند، که یکی از دلایل آن میتواند مراجعه بیشتر زنان برای درمان باشد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در سایت Mayo Clinic برخی عوامل خطر که احتمال ابتلا به افسردگی ماژور را افزایش میدهند، عبارتاند از:
- ویژگیهای شخصیتی مانند اعتماد بهنفس پایین، وابستگی بیش از حد، خودانتقادی شدید
- تجربه رویدادهای پرتنش یا آسیبزا، از جمله سوءاستفاده جسمی یا جنسی، مرگ عزیزان، روابط دشوار، فشارهای اجتماعی یا مشکلات مالی
- سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی، اختلال دوقطبی، اعتیاد به الکل یا خودکشی
- ابتلابه دیگر اختلالات روانی مانند اضطراب، اختلالات خوردن یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- مصرف الکل یا مواد مخدر
- ابتلابه بیماریهای جسمی مزمن مانند سرطان، سکته مغزی، دردهای طولانیمدت یا بیماری قلبی
- مصرفبرخی داروها (مانند داروهای خاص کنترل فشار خون یا داروهای خوابآور) که تنها باید با نظر پزشک قطع یا تغییر داده شوند.
در ادامه، وبسایت Webmd به برخی از عوامل محیطی و روانی اشاره میکند که میتوانند بهعنوان محرک یا آغازگر افسردگی ماژور عمل کنند، حتی اگر فرد پیشزمینهای برای این اختلال نداشته باشد. این عوامل شامل موارد زیر هستند:
- ازدست دادن عزیز، چه از طریق مرگ، طلاق یا جدایی
- انزوایا احساس تنهایی و طرد شدن
- تغییرات بزرگ زندگی، مانند مهاجرت، فارغالتحصیلی، تغییر شغل یا بازنشستگی
- درگیریهای عاطفی و بینفردی، بهویژه با افراد نزدیک یا افراد دارای موقعیت قدرت
- تجربهی آزار جسمی، جنسی یا عاطفی
شناخت این عوامل میتواند به پیشگیری، تشخیص زودهنگام و همچنین درک بهتر شرایط افرادی که با افسردگی ماژور دست و پنجه نرم میکنند کمک کند.
علائم ابتلا به افسردگی ماژور یا اساسی
طبق اطلاعات موجود در وبسایت Cleveland Clinic علائم افسردگی بالینی میتواند از خفیف تا شدید متغیر باشد، اما معمولاً بیشتر روز، تقریباً هر روز، به مدت حداقل دو هفته ادامه دارند. علائم و نشانهها شامل موارد زیر میشوند:
- احساس غم شدید، پوچی یا ناامیدی (حال پایین). در کودکان و نوجوانان ممکن است به جای غم، تحریکپذیری بیشتر دیده شود.
- ازدست دادن علاقه به فعالیتها و کارهایی که قبلاً لذتبخش بودند.
- افزایش یا کاهش اشتها که ممکن است منجر به افزایش یا کاهش وزن شود.
- کندی گفتار، کاهش حرکت و اختلال در عملکرد شناختی (آشفتگی روانی-حرکتی).
- مشکل در خوابیدن (بیخوابی) یا خوابیدن بیش از حد (پرخوابی).
- انرژی پایین یا خستگی.
- احساس بیارزشی یا گناه.
- کاهش تمرکز.
- افکار مکرر درباره مرگ یا خودکشی.
راههای تشخیص افسردگی ماژور
برای تشخیص افسردگی ماژور، متخصص سلامت روان ابتدا یک ارزیابی کامل از وضعیت روانی و جسمی شما انجام میدهد. در این ارزیابی، دربارهی علائمی که تجربه میکنید، سابقهی خانوادگی و شخصی اختلالات روانی و همچنین شرایط کلی زندگیتان سوال میشود. در صورتی که پنج علامت یا بیشتر از نشانههای افسردگی، تقریباً در تمام طول روز و به مدت دستکم دو هفته تجربه شوند – و از این میان، دو مورد شامل خلق پایین و بیعلاقگی باشد – تشخیص افسردگی ماژور مطرح میشود. بر اساس وبسایت WebMD میتوان افسردگی ماژور را اینگونه تعریف کرد:
There is no blood test, X-ray, or other laboratory test that can be used to diagnose major depression. However, your doctor may run blood tests to help detect any other medical problems that have symptoms similar to those of depression. For example, hypothyroidism can cause some of the same symptoms as depression, as can alcohol or drug use and abuse, some medications, and stroke.
به نقل از وبسایت WebMD :
برای تشخیص افسردگی ماژور هیچ آزمایش خون، تصویربرداری یا تست آزمایشگاهی مستقیمی وجود ندارد. با این حال ممکن است متخصص برای بررسی سایر مشکلات جسمی که علائمی مشابه افسردگی دارند (مانند کمکاری تیروئید، مصرف یا سوءمصرف مواد، برخی داروها یا حتی سکته) درخواست آزمایشهای پزشکی بدهد. تشخیص دقیق و درست، گام اول و ضروری برای شروع درمان مؤثر افسردگی عمده است.
راههای درمان افسردگی ماژور
افسردگی ماژور (اساسی) را میتوان با روشهای مختلف درمان کرد که شامل دارو، رواندرمانی، درمانهای مداخلهای و تغییرات در سبک زندگی هستند. معمولاً درمان اولیه افسردگی ماژور شامل دارو و رواندرمانی است. تحقیقات نشان دادهاند که ترکیب دارو و رواندرمانی بیشتر از هرکدام بهتنهایی مؤثر است. در موارد شدیدتر، درمانهایی مانند درمان الکتروشوک (ECT) ممکن است نتیجه بهتری بدهند. روشهای درمانی شامل موارد زیر هستند:
- رواندرمانی: رواندرمانی از موثرین روشهای درمان افسردگی است وبه شما کمک میکند تا احساسات، افکار و رفتارهای ناسالم را شناسایی و تغییر دهید. انواع مختلفی از رواندرمانی وجود دارد که میتوانید متناسب با شرایطتان از آنها استفاده کنید. رواندرمانی شناختی-رفتاری (CBT) یکی از این شیوههاست که معمولا زودتر از روشهای دیگر جواب میدهد اما در مواردی ممکن است تاثیر کوتاهمدتی داشته باشد. اگر شدت افسردگی بالاتری تجربه میکنید بهتر است از درمانهای عمیقتر و بلندمدتتر استفاده کنید. به این منظور میتوانید از کلینیک آگاه، نوبت رواندرمانی پویشی یا تحلیلی بگیرید.
- داروها: داروهایتجویزی که به آنها داروهای ضدافسردگی گفته میشود، میتوانند به تغییر شیمی مغز کمک کرده و علائم افسردگی را کاهش دهند. دارو درمانی اگرچه علائم را کاهش میدهد اما معمولا بهتنهایی نمیتواند به فرد کمک کند. به دلیل پیچیدگی دلایل افسردگی لازم است دارو بر اساس تشخیص روانپزشک تجویز شود. انواع مختلفی از داروهای ضدافسردگی وجود دارند و ممکن است مدتی طول بکشد تا بهترین دارو برای شما پیدا شود. برخی از داروها عوارض جانبی دارند که معمولاً با گذر زمان کاهش مییابند. اگر این عوارض ادامه داشت، باید با روانپزشک مشورت کنید تا داروی مناسبتری برای شما تجویز شود.
- درمانهای تحریک مغزی: این نوع درمانها برای افرادی که افسردگی شدید یا افسردگی همراه با روانپریشی دارند مفید است و برای سایر افراد توصیه نمیشود. انواع مختلفی از درمانهای تحریک مغزی شامل الکتروشوک درمانی (ECT)، تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال (TMS) و تحریک عصب واگ (VNS) هستند.
افسردگی یکی از قابل درمانترین اختلالات روانی است. حدود 80% تا 90% از افرادی که افسردگی دارند و به دنبال درمان میروند، در نهایت به درمان پاسخ خوبی میدهند.
تفاوت افسردگی ماژور با سایر انواع افسردگی
افسردگی یک اختلال روانی است که میتواند در اشکال مختلف بروز کند؛ از ناراحتیهای موقت گرفته تا افسردگی شدید و مزمن. در حالی که احساس غم و ناراحتی در شرایط سخت زندگی امری طبیعی است، افسردگی ماژور (افسردگی اساسی) بهطور مداوم و برای مدت طولانیتر رخ میدهد و علائم آن از فقط احساس غم و اندوه داشتن فراتر میرود.
افسردگی ماژور (MDD)، که به آن افسردگی بالینی نیز گفته میشود، جدیترین نوع افسردگی است. این نوع افسردگی معمولاً با علائمی همراه است که باعث اختلال قابل توجهی در زندگی روزمره فرد میشود و بر جنبههای اجتماعی، شغلی و روابط او تأثیر منفی میگذارد.
برخلاف افسردگیهای دیگر، مانند افسردگی مزمن یا افسردگی پیش از قاعدگی، علائم افسردگی ماژور شدیدتر بوده و بر کیفیت زندگی فرد تأثیرات عمیقتری میگذارد. در افسردگی ماژور، علائم ممکن است بهطور مستمر و تقریباً هر روز برای مدت طولانی ادامه داشته باشند و فرد قادر به انجام وظایف روزمره خود نباشد.
لازم به ذکر است که برخی افراد ممکن است افسردگیهای موقتی یا سطحی را تجربه کنند. این نوع افسردگیها معمولاً به دلیل موقعیتهای استرسزا یا بحرانهای کوتاهمدت مثل از دست دادن شغل، جدایی یا سایر تغییرات زندگی ایجاد میشوند. این افسردگیها معمولاً خودبهخود در مدت زمان کوتاهی بهبود مییابند و اغلب به درمان خاصی نیاز ندارند. این نوع افسردگیها از نظر شدت و تأثیرگذاری بر زندگی فرد، بسیار متفاوت از افسردگی ماژور هستند. تشخیص دقیق افسردگی ماژور بسیار اهمیت دارد تا فرد بتواند از درمان مناسب بهرهمند شود.
با فرد مبتلا به افسردگی ماژور چگونه رفتار کنیم؟
برخورد با فردی که دچار افسردگی ماژور است، نیازمند صبر، همدلی و درک عمیق بدون قضاوت است. حمایت شما میتواند نقشی مهم در روند بهبودی او داشته باشد. در ادامه چند راهکار کاربردی برای ارتباط مؤثر با فرد افسرده آورده شده است:
- شنونده خوبی باشید: به صحبتهای او با دقت گوش دهید، بدون آنکه حرفش را قطع کنید یا فوراً راهحل پیشنهاد دهید. احساساتش را تأیید کنید و به او نشان دهید که درکش میکنید.
- کمک مشخص پیشنهاد دهید: بهجای پرسیدن «چیکار میتونم برات بکنم؟»، پیشنهاد کمک در کارهای روزمره مثل خرید، بردن به جلسه درمان یا انجام کارهای خانه را مطرح کنید.
- او را به مراقبت از خود تشویق کنید: به آرامی فعالیتهایی مثل تغذیه سالم، کمی قدم زدن یا حتی فقط از رختخواب بیرون آمدن را پیشنهاد دهید.
- صبور و ثابتقدم باشید: روند افسردگی بالا و پایین دارد. ممکن است روزهایی بهتر یا بدتر از روزهای دیگر باشد. در تمام این مسیر در کنار او بمانید.
- ارزشمندی او را یادآوری کنید: به او یادآوری کنید که دوستداشتنی است، وجودش ارزشمند است و افسردگی تمامِ هویت او را شکل نمیدهد.
- تشویق به مراجعه به متخصص: اگر هنوز از درمان حرفهای استفاده نمیکند، او را به دریافت کمک از رواندرمانگر یا روانپزشک ترغیب کنید. حمایت شما میتواند انگیزهی شروع این مسیر باشد.
- از قضاوت و جملات مخرب پرهیز کنید: جملاتی مثل «همه سختی دارن» یا «باید قوی باشی» ممکن است احساسات او را بیاهمیت جلوه دهد. به جای آن، بگویید «متوجهام که شرایط سختیه» یا «کنارت هستم».
- در لحظه حال بمانید: تلاش برای «درست کردن» افسردگی یا پیشبینی آینده لازم نیست. مهمترین کمک شما حضور حمایتی در لحظه اکنون است.
- مراقب خودتان هم باشید: حمایت از یک فرد افسرده ممکن است از نظر احساسی برای شما هم سنگین باشد. فراموش نکنید که مراقبت از خودتان هم اهمیت دارد.
در نهایت، درمان افسردگی نیاز به توجه ویژه و پیگیری مستمر دارد. اگر خود شما یا یکی از عزیزانتان با افسردگی دست و پنجه نرم میکنید، پیشنهاد میکنیم از خدمات تخصصی و مشاورهای کلینیک روانپویشی آگاه بهرهمند شوید. تیم متخصص ما آماده است تا شما را در مسیر درمان و بهبودی همراهی کند.
منابع:
- https://www.webmd.com/depression/major-depression
- https://www.mayoclinic.org/diseases-conditions/depression/symptoms-causes/syc-20356007
- https://www.webmd.com/depression/major-depression
- https://my.clevelandclinic.org/health/diseases/24481-clinical-depression-major-depressive-disorder
درباره فاطمه رجب پور
من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشتهی روانشناسی دانشگاه یزد گذراندهام. از سال 98 درمان فردیام را با رویکرد CBT آغاز کردهام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.
نوشتههای بیشتر از فاطمه رجب پور
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.