بیشفعالی و اوتیسم چه فرقی دارند؟
کلمات اوتیسم و بیشفعالی اغلب کنار هم آورده میشوند، بهطوری که ممکن است تفاوت آنها برای برخی واضح نباشد. با این حال، در متون تخصصی این دو اختلال کاملاً متمایز هستند.
در این مقاله از وبسایت کلینیک روانپویشی آگاه، قرار است به شما نشان دهیم که چرا این دو اختلال متفاوتاند و چه نکاتی میتواند به فهم بهتر آنها کمک کند.
فهرست محتوا:
Toggleاوتیسم و بیشفعالی
هر دوی این اختلالات زیرمجموعه گروه اختلالات رشدی-عصبی قرار میگیرند. با توجه به نام این گروه، دو عامل مهم در تشخیص آنها مورد توجه است: مسائل رشدی و آسیبهای عصبی.
آسیبهای عصبی به آسیبهایی اشاره دارد که مستقیماً مغز، ساختار کلی آن و عملکردش را تحت تأثیر قرار میدهند. به این معنا که ممکن است بخشی از مغز آسیب دیده باشد و در نتیجه، عملکرد کلی مغز نیز دچار مشکل شود. به زبان سادهتر، تمام مغز سالم است به جز قسمتی خاص؛ پس فعالیتهای مغز نرمال است به جز فعالیتهای همان قسمت. در مواقعی نیز ممکن است خود مغز نقصی نداشته باشد، اما عملکرد سیستمهای متصل به مغز دچار مشکل شده باشد. بنابراین تمام مغز کاملاً سالم است، اما وقتی میخواهد فعالیتی انجام دهد، دچار اختلال میشود.
علائم این اختلالات در روند رشد مشخص میشوند. برای مثال، اوتیسم اختلالی است که از کودکی با فرد همراه است و با او رشد میکند. فعالیتهایی که ممکن است از یک کودک معمولی انتظار داشته باشیم، در این کودکان متفاوت خواهد بود. در طی رشد، برخی مهارتها با تأخیر بروز پیدا میکنند یا هرگز شکل نمیگیرند؛ مانند کودکان اوتیسمی که با تأخیر زبان باز میکنند، یا کودکان بیشفعالی که تمرکز ندارند. حتی اگر در کودکی علائم آنها مشاهده نشود، در نوجوانی، بزرگسالی و سالمندی نیز میتوان حضور آنها را احساس کرد. حال باید ببینیم علائم هر کدام چیست و چه تفاوتی با هم دارند.
علائم اوتیسم و بیشفعالی
بیشفعالی و اوتیسم در علائم اصلی خود تفاوتهای بسیاری دارند. بگذارید از اوتیسم شروع کنیم. سه تا از مهمترین ویژگیهای فرد اوتیستیک به شکل زیر است:
- روابط اجتماعی محدود: به طور کلی این افراد در برقراری هرگونه روابط اجتماعی مشکل دارند. نمیتوانند روابط دوستانه تشکیل دهند و آن را حفظ کنند. معنای ارتباط غیرکلامی و زبان بدن را تشخیص نمیدهند و پاسخ مناسبی برای این گونه روابط پیدا نمیکنند. نه تنها در بروز عواطف خودشان اشکال دارند، بلکه نمیتوانند هیجانات دیگران را نیز بفهمند. «برای مثال، آنها علائم عصبانیت دیگران را در چهرهشان درک نمیکنند و حتی وقتی دیگری درباره عصبانیتش با آنها حرف میزند، با خود فکر میکنند: «من که عصبانی نیستم! پس مشکل چیست؟»
- علایق محدود: این افراد به حوزههای خاصی علاقۀ زیادی نشان میدهند و تمام توجه خود را به آن اختصاص میدهند. این علایق میتواند علمی یا هر چیز دیگری باشد. با توجه به سطح هوش کلی فرد اوتیستیک، شدت و نوع علایق متفاوت است. برای مثال، فردی ممکن است علاقه زیادی به پروانهها داشته باشد و بیشتر زمان خود را صرف پیدا کردن و جمع کردن آنها کند. اما همیشه این علایق پیامد مثبتی ندارند؛ مانند کودکی که به چراغهای راهنمایی علاقه دارد و هر بار آنها را میبیند، به سمتشان میدود.
- رفتارهای تکراری و کلیشهای: یکی از ویژگیهای واضح افراد اوتیستیک، رفتارهای تکراری است. آنها این رفتارها را به شکل وسواسگونه تکرار میکنند؛ مانند بال زدن یا تکان خوردن گهوارهمانند.
همچنین بخوانید از اوتیسم در کودکان
با این حال، اوتیسم طیف گستردهای دارد:
- برخی افراد با هوش کلی بالا، روابط اجتماعی نسبتاً نرمالی دارند، میتوانند ازدواج کنند و شغل مناسب داشته باشند. علایقشان با سن تغییر میکند و میتوانند رفتارهای کلیشهای خود را کنترل کنند. این افراد میتوانند زندگی مستقل و موفقی داشته باشند.
- برخی دیگر با هوش کلی پایین، ارتباطات اجتماعی محدودی دارند و تنها با خانواده خود رابطه برقرار میکنند. علایق خاص و سطحی دارند؛ مثلاً ممکن است به حشرات یا سنگها علاقه نشان دهند و آنها را جمع کنند. این افراد نمیتوانند به تنهایی نیازهای خود را برآورده کنند؛ مثلاً نمیتوانند صحبت کنند یا رفتارهای کلیشهای خود را کنترل کنند.
- گروهی نیز علائم بینابینی دارند؛ روابط نسبتاً مناسبی دارند، اما دوستان کمی دارند. ممکن است شغلهایی بدون نیاز به ارتباط را مدیریت کنند، اما همچنان به حمایت دیگران نیاز دارند. این افراد هوش متوسطی دارند و میتوانند با کمک نزدیکان زندگی مناسبی داشته باشند.
در این متن، توجه اصلی بر افراد اوتیستیک با موقعیت متوسط خواهد بود.
اما افرادی که از اختلال بیشفعالی رنج میبرند، علائم متفاوتی دارند:
- بیتوجهی: این افراد در حفظ توجه و تمرکز خود دشواری زیادی دارند. به جزئیات دقت نمیکنند و اشتباهات متعددی مرتکب میشوند. وقتی با آنها صحبت میشود، گویی گوش نمیدهند. حواسشان به راحتی پرت میشود، وسایلشان را مکرراً گم میکنند و کارهایشان را فراموش میکنند یا به تعویق میاندازند. مهارتهای سازماندهی، برنامهریزی و کنترل آنها ضعیف است.
- تکانشگری و بیشفعالی: این افراد بسیار بیقرار هستند. نمیتوانند چند دقیقه بدون حرکت روی صندلی بنشینند. کارهای خود را با سروصدا انجام میدهند، زیاد حرف میزنند و قبل از تمام شدن حرف دیگران، وسط صحبت آنها میپرند. قادر به انتظار کشیدن نیستند و نمیتوانند بیحرکت بمانند.
ممکن است با خواندن این علائم فکر کنید چقدر شبیه رفتارهای خودتان است، اما این رفتارها به فردی اشاره دارد که در هیچ شرایطی نمیتواند توجه خود را متمرکز کند و از پس تکالیف خود برنیاید؛ نه به دلیل اینکه نمیخواهد یا کمی تنبلی میکند، بلکه واقعاً نمیتواند.
تشخیص اوتیسم و بیشفعالی
-
اوتیسم:
برای تشخیص اوتیسم، مهمترین مسئله، روند رشد فرد است. همانطور که کمی قبلتر هم گفتیم، اختلال اوتیسم از سنین کودکی آغاز میشود و ادامه پیدا میکند. این اختلال ناگهان در نوجوانی یا بزرگسالی ظهور نمیکند. افرادی که از این اختلال رنج میبرند از سنین کم، ویژگیهای آن را نشان میدهند.
در مواردی که فرد وضعیت شدیدی دارد و علاوه بر اوتیسم از اختلالات یا مشکلات دیگر رنج میبرد، تشخیص در کودکی آسان است. برای مثال کودکی که دیر زبان باز میکند، همیشه به تنهایی بازی میکند و نحوه بازی کردنش خاص است، ثباتی در نشان دادن عاطفه خود ندارد و ممکن است در هر لحظه عصبانی شود، و هر سه علامت اصلی را بروز میدهد؛ چنین کودکی ممکن است سریعاً تشخیص اوتیسم را دریافت کرده و درمان را شروع کند.
اما کودکانی که وضعیت بهتری دارند، ممکن است در کودکی و حتی نوجوانی تشخیصی دریافت نکنند. کودکانی که مشکل واضحی در صحبت کردن ندارند، اما در برقراری ارتباط سختیهایی دارند و هوش بالاتری دارند، معمولاً در مدرسه وضعیت مناسبی دارند؛ مشکلاتی دارند اما نه به اندازهای که والدینشان را نگران کند. برای تشخیص چنین فردی در بزرگسالی، روند رشد او بررسی میشود. روانشناس از پدر و مادر (یا در صورت در دسترس نبودن آنها، خواهر و برادر یا هر کسی که او را در کودکی به خوبی میشناخته) سوالاتی میپرسد تا مطمئن شود اختلال از سنین پایین همراه فرد بوده است و بتواند تشخیص اوتیسم را با اطمینان بدهد.
-
بیشفعالی:
در میان کودکان بیشفعال، کودکانی که علائم شدیدتری دارند، در کودکی تشخیص داده میشوند؛ اما کودکانی که نشانههای کمتری دارند، ممکن است تا بزرگسالی تشخیص داده نشوند. البته فردی که در بزرگسالی تشخیص میگیرد، معمولاً از کودکی با این اختلال دست و پنجه نرم کرده است.
تحقیقات اخیر نشان میدهند که احتمال شکلگیری این اختلال حتی بعد از ۱۲ سالگی وجود دارد. عواملی مانند ضربههای روانی، اضطراب شدید در کودکی، اختلالات خواب، سوء تغذیه، سموم محیطی، اختلال دلبستگی و رسانههای بیشتحریککننده میتوانند باعث تأخیر در بروز علائم شوند.
ضربههای روانی شدید مانند جنگ یا سوءاستفاده جنسی میتوانند بر تواناییهای شناختی (توجه و تمرکز) اثر بگذارند و علائمی مشابه بیشفعالی ایجاد کنند. در این موارد، فرد ممکن است تشخیص «بیشفعالی ناشی از تروما» بگیرد که با بیشفعالی اصلی متفاوت است.
رسانههای بیشتحریککننده شامل فیلمها، بازیها یا انیمیشنهایی هستند که صحنهها را سریع تغییر میدهند، فضای رنگارنگ دارند و فعالیتهای زیادی را در چند ثانیه نشان میدهند. برای مثال، انیمیشنی که هر چند ثانیه یک بار صحنه را تغییر میدهد و به کودک اجازه نمیدهد صحنهها را هضم کند. مواجهه مکرر با چنین رسانههایی ممکن است رفتارهای شبیه بیشفعالی ایجاد کند. حذف این رسانهها از زندگی کودک میتواند تواناییهای شناختی او را حفظ کند.
اضطراب، اختلالات خواب، سوء تغذیه، سموم محیطی و اختلال دلبستگی میتوانند علائمی مشابه بیشفعالی ایجاد کنند، اما در صورت درمان این عوامل، علائم نیز از بین میرود.
بنابراین تا زمانی که فرد در طول زندگیاش با این اختلالات مواجه نشده باشد، تشخیص دریافت نمیکند. اگر علائم ناگهانی شروع شوند، تشخیص اوتیسم یا بیشفعالی داده نمیشود؛ زیرا این دو اختلال نشانه آسیب مغزی و رشد طولانیمدت هستند. فردی که چنین آسیبی ندارد، باید دنبال علت دیگری برای رفتارهای خود بگردد.
اوتیسم و بیشفعالی در زنان و مردان
شیوع این دو اختلال در مردان بیشتر است؛ اما نحوهٔ بروز آنها در زنان و مردان تفاوت دارد. همین تفاوت باعث میشود بسیاری از زنان مبتلا، تشخیص داده نشوند. به همین دلیل لازم است این موضوع را دقیقتر بررسی کنیم.
-
اوتیسم
مردان معمولاً دقیقاً علائم تعریفشده را نشان میدهند. آنها از اجتماع دوری میکنند و بیشتر وقتشان را در انزوا میگذرانند؛ در فهم عواطف دیگران ضعیفاند و رفتارهای تکراری زیادی انجام میدهند. از آنجا که این علائم همان مواردی هستند که متخصصان انتظار دارند، تشخیص آنها نیز آسانتر است. به همین دلیل مردان در سنین پایینتر، سریعتر تشخیص را دریافت کرده و تحت درمان قرار میگیرند.
اما شرایط برای زنان اوتیستیک متفاوت است. زنان کمتر از اجتماع اجتناب میکنند؛ بلکه بیشتر تلاش میکنند قوانین اجتماعی را یاد بگیرند تا پذیرفته شوند. در فرایند این یادگیری، اضطراب زیادی را تحمل میکنند؛ اضطرابی که ناتوانی آنها در درک عواطف را تشدید میکند. در نتیجه این تلاشها، فهم بهتری از روابط اجتماعی پیدا میکنند؛ اما همچنان در روابطشان دچار مشکل میشوند؛ گویی روابط متعددی دارند، اما در همه آنها با دشواری روبهرو هستند. به طور کلی، به نظر میرسد علائم در زنان پیچیدهتر است و تشخیص آنها به دقت بیشتری از سوی روانشناس نیاز دارد.
-
بیشفعالی
مردان دارای این اختلال معمولاً بیقرارتر هستند. آنها مدام در حال ورجهوورجه کردناند و نمیتوانند حتی چند دقیقه آرام بنشینند. زیاد حرف میزنند و وسط سخنان دیگران میپرند. علاوه بر این، در کنترل و تنظیم رفتارهای خود در اجتماع دشواری بیشتری دارند. همین آشکار بودن رفتارها باعث میشود زودتر و آسانتر تشخیص داده شوند.
در مقابل، زنان بیشفعال بیشتر در حوزه توجه و تمرکز مشکل نشان میدهند. آنها در دقت به جزئیات و مدیریت وظایفشان با دشواری روبهرو هستند، فراموشکارند و نمیتوانند کارهایشان را بهطور کامل به پایان برسانند. این مسائل سبب میشود در مدرسه یا محل کار با مشکل مواجه شوند. مشابه زنان اوتیستیک، این زنان نیز تلاش میکنند خود را با اجتماع تطبیق دهند و ضعفهایشان را پنهان کنند. اما این پنهانکاری اغلب به اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی منجر میشود. در نتیجه، معمولاً تشخیص اضطراب یا افسردگی دریافت میکنند و علت اصلی، یعنی بیشفعالی، دیرتر شناسایی میشود.
همچنین بخوانید از اوتیسم در بزرگسالی
اوتیسم و بیشفعالی در مغز
در این دو اختلال، بخشهای مختلفی از مغز درگیر میشوند. هرچه شدت اختلال بیشتر باشد، وضعیت مغزی فرد نیز دشوارتر خواهد بود. بسیاری از ویژگیهای این اختلالات به آسیبهای ساختاری مغز مربوطاند؛ یعنی برخی نواحی مغز دچار نقص هستند و همین نقصها به بروز رفتارهای اوتیستیک یا بیشفعالی منجر میشوند. با وجود شباهت نسبی در نواحی درگیر، تأثیر آنها در این دو اختلال متفاوت است.
اوتیسم
در اوتیسم، چندین ناحیهٔ مغز ممکن است همزمان تحت تأثیر قرار بگیرند، از جمله قشر پیشپیشانی، آمیگدالا، هیپوکامپ، مخچه، قشر گیجگاهی و شبکههای مغزی.
- قشر پیشپیشانی: این بخش نقش مهمی در عملکردهای شناختی دارد، مانند تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل تکانه و هیجانات، انعطافپذیری و درک قواعد اجتماعی. در افراد اوتیستیک، این ناحیه معمولاً کمتر فعال است و فعالیتش ناهماهنگ است، که میتواند منجر به مشکلاتی در برنامهریزی، کنترل هیجانات و درک اجتماعی شود.
- آمیگدالا: بخش کوچکی در عمق لوب گیجگاهی است که هیجاناتی مانند ترس و تهدید را پردازش میکند، حالات چهره را تشخیص میدهد و به عواطف دیگران پاسخ میدهد. در افراد اوتیستیک، آمیگدالا اغلب بزرگتر از حد معمول است؛ یا در صورت اندازهٔ طبیعی، ممکن است خیلی حساس یا کمحس باشد. این تفاوت باعث میشود درک هیجانات دیگران دشوار شود و اضطراب بیشتری تجربه شود.
- هیپوکامپ: ساختار متفاوت هیپوکامپ میتواند یادگیری و درک موقعیتهای اجتماعی را برای افراد اوتیستیک دشوار کند.
- مخچه: کوچکتر بودن مخچه در این افراد ممکن است باعث مشکلاتی در حفظ تعادل، رفتارهای تکراری و توجه شود.
- قشر گیجگاهی: برخی نواحی این قشر نسبت به افراد نرمال کمتر فعالاند، بهویژه نواحی مرتبط با درک چهره و تفاوت لحن صدا.
بیشفعالی
فعالیت مغزی در بیشفعالی بسیار شبیه اوتیسم است؛ اما در موارد محدودی با هم تفاوت دارند که به آنها اشاره خواهم کرد.
- هستههای قاعدهای بخشی از مغز هستند که مسئول کنترل حرکات و هماهنگی فعالیتهای ذهنی و حرکتیاند؛ در عین حال در فیلتر کردن اطلاعات وارده به مغز نقش دارند. این بخش در افراد دارای بیشفعالی کوچکتر است و گاهی فعالیت کمتری دارد. این باعث میشود آنها بیقرار باشند و نتوانند یکجا آرام بنشینند. فعالیت کم هستههای قاعدهای فیلتر مغز را ضعیف میکند و به هر گونه اطلاعات اجازه ورود میدهد؛ در نتیجه ورود اطلاعات زیاد، حواسپرتی و تمرکز پایین شکل میگیرد.
- انتقالدهنده عصبی به نام دوپامین در افراد بیشفعال کمتر از حد عادی ترشح میشود. وظیفهٔ این انتقالدهنده ایجاد احساساتی مانند پاداش، انگیزه، توجه و حرکت است. کم بودن سطح دوپامین، این افراد را تکانشی میکند؛ به شکلی که در هر دقیقه به دنبال راهی هستند تا برانگیخته شوند؛ انجام رفتارهای هیجانی یا تکانشی به آنها احساس پاداش و تحریک میدهد.
- قسمتهایی مانند قشر پیشپیشانی، مخچه و شبکهٔ مغزی در این افراد نیز مشکل دارند. فعالیت کمتر قشر پیشپیشانی، تمرکز پایدار، برنامهریزی و کنترل رفتار را دشوار میکند. کوچک بودن مخچه نیز هیجانات ناگهانی و حرکات بیقرار را توجیه میکند. شبکهٔ مغزی بخشی است که فکر کردن به خود و دیگران را ممکن میکند. در افراد اوتیستیک فعالیت آن کمتر است و درک دیگران دشوار میشود؛ اما در افراد بیشفعال فعالیت زیادی دارد و باعث میشود آنها در تمام لحظات در حال فکر کردن باشند.
شباهتهای بیشفعالی و اوتیسم
همانطور که ممکن است تا اینجا متوجه شده باشید، بیشفعالی و اوتیسم در مسائلی به هم شبیه هستند؛ به طوری که در ۳۰ تا ۷۵ درصد مواقع، افراد اوتیستیک علائم بیشفعالی از خود بروز میدهند و ۲۰ تا ۶۰ درصد افراد بیشفعال ویژگیهای اوتیسم را نیز دارند.
- هر دوی این اختلالات مشکلاتی در توانایی شناختی ایجاد میکنند؛ ممکن است هر دو گروه در نگهداری توجه یا تغییر مسیر آن مشکل داشته باشند. به زبان سادهتر، آنها نمیتوانند توجه خود را به یک مورد حفظ کنند؛ در عین حال زمانی که نیاز باشد توجه خود را از موردی به مورد دیگر تغییر دهند، موفق نخواهند بود. این ناتوانی در میان افراد بیشفعال بسیار شدیدتر از افراد اوتیستیک است.
- در هر دو اختلال، افراد در برقراری ارتباطات دوستانه مشکل دارند؛ علت این ناتوانی در دو اختلال متفاوت است. افراد اوتیستیک به طور کلی علاقهٔ زیادی به ارتباط ندارند و ترجیح میدهند وقتشان را صرف چیزهایی که دوست دارند کنند. با این حال، زمانی هم که به دنبال ارتباط میروند، ممکن است معنای برخی شوخیها یا رفتارها را متوجه نشوند. اما افراد بیشفعال به دلیل بیقراری، تمرکز کمی بر ارتباط خود دارند؛ ممکن است زیاد حرف بزنند و به طرف مقابل اجازهٔ صحبت ندهند یا وقتی دیگری حرف میزند، تمرکزی بر حرفهای او نداشته باشند؛ انگار اصلاً حرف او را نشنیدهاند. این گونه برخوردها میتواند برای دیگران اعصابخوردکن یا خستهکننده باشد.
- هر دو اختلال در کنترل یا بروز هیجانات مشکل دارند. هر دو گروه زمانی که هیجانات زیادی را تجربه میکنند، نمیتوانند آنها را به شکلی سالم بروز دهند و ممکن است این احساسات را با رفتارهای تکانشی نشان دهند؛ بدون فکر کردن تصمیماتی آسیبزا برای خود و دیگران میگیرند. این نمونه رفتار در میان افراد بیشفعال بیشتر دیده میشود. در عین حال، گاهی هیجانات زیاد آنها را عصبانی و لجباز میکند؛ به شکلی که به حرفهای اطرافیان اعتنا نمیکنند و رفتارهای پرخاشگرانه انجام میدهند؛ برای مثال ظرف میشکنند یا وسایل خانه را خراب میکنند. این گونه واکنشها در میان افراد اوتیستیک رایجتر است.
همچنین بخوانید از سریع ترین درمان بیش فعالی بزرگسالان
درمانهای بیشفعالی و اوتیسم
درمانهایی که برای این دو اختلال استفاده میشود، شباهت هایی دارند؛ اما هدف اصلی آنها با هم تفاوت دارد. هدف درمان در اوتیسم بهبود ارتباط، تعامل اجتماعی و یادگیری مهارتهای حسی است؛ هدف درمان در بیشفعالی افزایش تمرکز، کاهش حواسپرتی و کنترل رفتار است. بنابراین برنامهای که روانشناسان برای هرکدام از این اهداف تهیه میکنند، مختص همان اختلال است.
- دارودرمانی:
دارودرمانی یکی از مهمترین و مؤثرترین راههای درمان برای اختلال بیشفعالی است. داروهایی که برای بالا بردن سطح دوپامین تجویز میشوند، تأثیر بالایی بر تمرکز و کنترل رفتار دارند. اما در اختلال اوتیسم، دارودرمانی نقش اصلی ندارد. ویژگیهای اصلی اوتیسم، مانند ناتوانی در برقراری ارتباط، به دارودرمانی پاسخ نمیدهند؛ بنابراین در این اختلال، دارو صرفاً برای کنترل ویژگیهای ثانویه، مانند اضطراب یا اختلال خواب، استفاده میشود.
- درمان شناختی-رفتاری:
این نوع درمان بیشترین تأثیر را بر اختلال اوتیسم دارد. پروتکلهای متعددی در این رویکرد وجود دارد که برای اوتیسم مناسب هستند. علاوه بر آن، در طول دورهٔ رواندرمانی، افراد ممکن است درمانهای مکمل مانند کاردرمانی و گفتاردرمانی نیز دریافت کنند. به این شکل، در کنار کنترل علائم اختلال، بازگشت به جامعه برای آنها راحتتر میشود.
در اختلال بیشفعالی نیز از رواندرمانی استفاده میشود؛ اما حتماً همراه با دارودرمانی. در جلسات رواندرمانی، مهارتهای مقابله با حواسپرتی، مدیریت زمان، برنامهریزی و کنترل هیجانات به این افراد آموزش داده میشود. همچنین برای افزایش تأثیر درمان، درمانهای مکمل مانند ورزش یا تغذیه مناسب به فرد پیشنهاد میشود.
- آموزش والدین:
برای مؤثر بودن تمام درمانها، والدین باید در جلسات رواندرمانی شرکت کنند. گاهی روانشناسان از والدین میخواهند بدون کودک حضور داشته باشند؛ گاهی با کودک خود در جلسه شرکت کنند و گاهی کودک به تنهایی پیش روانشناس میرود. در تمام این جلسات، والدین باید حضوری فعال داشته باشند و تلاش کنند تا تا جای ممکن دربارهٔ این اختلالات یاد بگیرند. حمایت والدین و نزدیکان در دورهٔ درمان، روند آن را سریعتر و مؤثرتر میکند.
نتیجه گیری
هر دوی این اختلالات شرایط سختی را برای زندگی ایجاد میکنند. فردی که بیشتر زندگیاش را در انزوا میگذراند یا فردی که همیشه درگیر فکرهای مختلف است و نمیتواند حتی دقیقهای آرام بماند، زندگی راحتی ندارد. اگر در اطراف خود کسانی را میبینید که از این اختلالات رنج میبرند، با آنها صحبت کنید و نشان دهید که در کنارشان هستید. اگر خودتان مبتلا به این اختلالات هستید، مطمئن باشید که با دریافت درمانهای مناسب، زندگی بهتری را تجربه خواهید کرد.
درباره ملیکا راسخی پور
من ملیکا راسخی پور هستم و در حال حاضر مشغول تمام کردن سال آخر کارشناسی در رشتۀ روانشناسی هستم. شوق من نسبت به این رشته، از ترمهای آغازین، مرا به سمت خواندن کتابهای زیادی هدایت کرد. همین مطالعات مرا با رویکردهای روانکاوی کلاسیک و روانپویشی آشنا کرد. با خواندن کتابهای شخصیتهایی مثل فروید، یونگ و اتو رانک به مطالعات مردمشناسی و اسطورهشناسی با تمرکز بر تحلیلهای روانشناختی علاقۀ بسیار زیادی پیدا کردم. تمرکز من بر مطالعات بینرشتهای روانشناسی و تاریخ است؛ به شکلی که بتوانم با در نظر گرفتن تاریخ و هویت جمعی، رفتارهای غالب جامعه را بیشتر و بهتر درک کنم. امیدوارم در هدفم برای ارتقای آگاهی مخاطبان، تا میزانی حتی کم، موفق شوم.
نوشتههای بیشتر از ملیکا راسخی پور



1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.