بی انگیزگی در زندگی چیست؟
این موقعیت را تصور کنید: صبح بعد از چند بار خاموشکردن آلارم موبایل، بالاخره از خواب بیدار میشوید؛ اما مدت زیادی در تخت میمانید و توانی برای بلند شدن ندارید. انگار هیچچیز بیرون از اتاق منتظرتان نیست و ماندن در تخت یا بلند شدن فرقی ندارد. حتی اگر بلند هم شوید، ترجیح میدهید کاری نکنید و فقط منتظر گذر زمان باشید.
شاید در مقاطعی از زندگی چنین افکار و احساساتی را تجربه کرده باشید؛ حالتی که نشاندهنده بیانگیزگی در زندگی است. در این وضعیت، توان و ارادهای برای انجام فعالیتهای مختلف ندارید و همهچیز برایتان بیمعنا میشود.
بیانگیزگی پدیدهای خاموش اما قدرتمند است که میتواند زندگی شخصی، شغلی و روابط شما را تحتتأثیر قرار دهد. به همین دلیل، در این مطلب از وبسایت کلینیک روانپویشی آگاه نگاهی عمیقتر خواهیم داشت به اینکه سندرم بیانگیزگی چیست؟ چرا به سراغمان میآید؟ و چگونه میتوانیم دوباره به جریان زندگی بازگردیم؟
فهرست محتوا:
Toggleتعریف بی انگیزگی و اهمیت آن در کیفیت زندگی
قبل از اینکه با بیانگیزگی آشنا شویم، بیایید ابتدا ببینیم اصلاً انگیزه چیست؟ انگیزه نیرویی درونی و روانشناختی است که رفتار، تلاش و جهتگیری ما را برای رسیدن به هدفی خاص هدایت میکند. به بیان سادهتر، انگیزه دلیل انجام کارهاست؛ همان عاملی که باعث میشود برخیزیم، برنامهریزی کنیم، تصمیم بگیریم و بهسوی هدفمان حرکت کنیم. منبع این انگیزه میتواند درونی باشد، مانند علاقه به یادگیری یا میل به رشد شخصی یا میتواند بیرونی باشد، مانند دریافت پاداش یا جایزه.
انگیزه نقش مهمی در کیفیت زندگی دارد. اگر دچار کاهش انگیزه شویم، انجام سادهترین فعالیتها مانند بیدارشدن از خواب، غذاخوردن، کارکردن یا ایجاد روابط اجتماعی دشوار میشود. در نتیجه، این شرایط ممکن است عملکرد فردی، شغلی، تحصیلی و اجتماعیمان را مختل کند و بهمرور دچار احساس پوچی، ناکارآمدی و ناامیدی شویم. همچنین این شرایط ممکن است سلامت جسمانیمان را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
تفاوت بی انگیزگی موقت و مزمن
بی انگیزگی در زندگی میتواند موقت یا مزمن باشد و دانستن تفاوت بین آنها به تشخیص بهتر مشکل و انتخاب راهکار مناسب کمک میکند. تفاوت اصلی این دو حالت در مدتزمان، شدت علائم، علت بروز و میزان تأثیر آن در زندگی است. بیانگیزگی موقت معمولاً در واکنش به عوامل بیرونی مانند خستگی یا فشار کاری رخ میدهد و با مدتی استراحت برطرف میشود. در مقابل، بیانگیزگی مزمن حالتی طولانیمدت و عمیقتر است که اغلب نشانهای از مشکل جدی مثل افسردگی یا اضطراب است.
سندرم بی انگیزگی چیست؟
سندرم بیانگیزگی یا Amotivation syndrome، نوعی وضعیت روانی است که در آن دچار کاهش شدید در انگیزه، اراده و تمایل برای انجام فعالیتهای مختلف میشوید. در این سندرم، ممکن است کارهایی را که قبلاً برایتان لذتبخش بوده کنار بگذارید، برنامهریزی برای آینده نداشته باشید یا حتی انجام فعالیتهای ساده مانند غذاخوردن، دوشگرفتن یا پاسخدادن به پیامهای دیگران را به تعویق بیندازید. این وضعیت با «تنبلی» اشتباه گرفته میشود، درحالیکه بیانگیزگی در زندگی یک علامت بالینی جدی است که نیاز به رسیدگی دارد. به همین دلیل در ادامه درباره علائم و دلایل بروز این سندروم بیشتر صحبت میکنیم.
علل بی انگیزگی در زندگی
برای اینکه بتوانید دوباره انگیزهتان برای ادامه زندگی را به دست آورید، نخستین و مهمترین گام این است که بفهمید چرا دچار بیانگیزگی شدهاید. این اتفاق میتواند ناشی از دلایل مختلفی باشد که در ادامه با توجه به مقالهای در سایت betterup برخی از آنها را معرفی میکنیم:
-
نداشتن هدف و چشمانداز مشخص
یکی از مهمترین دلایل بیانگیزگی نداشتن هدف، رؤیا یا آرزویی است که شما را به جلو هل دهد. وقتی تصویر واضح و مشخصی از آینده و چیزهایی که دوست دارید نداشته باشید؛ پس دلیلی ندارد تلاش کنید و زندگی را ادامه دهید. انگار در مسیر زندگی گم میشوید و بیشتر وقتها مشغول کارهای بیهدف و تکراری هستید.
-
فشارهای روانی و استرس مزمن
یکی دیگر از دلایل کاهش انگیزه میتواند فشارهای روانی و استرس مزمن باشد. اگر بهتازگی جدایی تلخی را تجربه کردهاید یا با رویدادی استرسزا مانند مرگ یا مهاجرت مواجه شدهاید، ممکن است احساس کنید که بار سنگینی را به دوش میکشید و دیگر توانی برای ادامه زندگی ندارید.
-
اختلالات روانی مانند افسردگی
با توجه به مقالهای در سایت medicalnewstoday یکی دیگر از دلایل رایج افت انگیزه بروز اختلالات روانی است. برخی از این اختلالها عبارتاند از:
- افسردگی: بیانگیزگی یکی از علائم رایج افسردگی است. این اختلال معمولاً با علائم دیگری مانند احساس غم یا ناامیدی و کاهش انرژی نیز همراه است که همگی میتوانند روند زندگی روزمره را مختل کنند.
- اختلالات اضطرابی: اضطراب چرخهای مداوم از احساس نگرانی است که باعث میشود، تمرکز، انگیزه و انرژیتان کاهش یابد. در نتیجه در چنین شرایطی حتی انجام کارهای ساده هم سخت و دشوار است.
- اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD): افرادی که ADHD دارند معمولاً برای فعالیتهایی که برایشان جدید و لذتبخش است، انگیزه زیادی دارند؛ اما ممکن است برای انجام کارهای روتین و تکراری انگیزه کمتری داشته باشند.
- اسکیزوفرنی: کاهش انگیزه یکی از علائم شایع اسکیزوفرنی است؛ اختلالی که میتواند تغییراتی در رفتار، افکار و ادراک ایجاد کند. این افراد ممکن است انگیزه کمتری داشته باشند، زیرا حساسیت آنها به پاداش کاهش مییابد و انجام کارهای روزمره یا وظایف شغلی برایشان لذتبخش نیست.
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): تجربۀ رویداد وحشتناک میتواند زخمهای عمیقی بر جای بگذارد و شما را در چرخههایی از اضطراب، کابوسها و فلشبک گرفتار کند؛ در نتیجه در این شرایط ممکن است انگیزه برای ادامه زندگی بهشدت کاهش یابد.
-
اختلالات عصبی
بیانگیزگی همچنین ممکن است یکی از علائم اختلالهای عصبی مانند پارکینسون و آلزایمر باشد. این بیماریها تغییرات پیشروندهای در مغز ایجاد کرده و معمولاً افراد مسن را درگیر میکنند.
-
عوامل محیطی و اجتماعی
برخی عوامل محیطی و اجتماعی نیز ممکن است باعث بروز بیانگیزگی برای ادامه زندگی شوند، این عوامل عبارتاند از:
- فرسودگی شغلی: وقتی فردی به دلیل شرایط کاری دچار خستگی عاطفی، ذهنی یا جسمی میشود، احتمالاً با فرسودگی شغلی روبهرو است. فرسودگی شغلی تجربهای پیچیده و سخت است که میتواند به کاهش بهرهوری، احساس ناتوانی، ناامیدی، کاهش سلامت روانی و کاهش انگیزه منجر شود.
- استفاده بیش از حد از شبکههای اجتماعی: وقتی زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی بگذرانید، به طور مداوم با تصاویری از زندگیهای ظاهراً ایدهآل مواجه میشوید. دیدن این تصاویر نهتنها انگیزهبخش نیستند، بلکه احساس عقب ماندن و ناتوانی را در شما تقویت میکنند و باعث کاهش انگیزه میشوند.
- خستگی جسمی: در شرایط اقتصادی امروز، بسیاری از افراد مجبورند ساعات طولانیتری کار کنند، حتی با دستمزدی کمتر و فشار کاری بیشتر. به این شرایط کمخوابی و رژیم غذایی نامناسب را هم اضافه کنید. همۀ این موارد در کنار هم میتوانند به خستگی جسمی شدیدی منجر شوند که باعث میشود انرژی و انگیزه کم شود.
- کمخوابی یا خواب بیش از حد: کمبود یا افراط در خواب میتواند یکی دیگر از دلایل بی انگیزگی در زندگی باشد. اگر شبها کمتر از ۶ ساعت بخوابید، احتمالاً روز بعد احساس کسالت و بیحالی خواهید داشت. از طرف دیگر، خواب بیش از ۸ ساعت در شبانهروز نیز بیدارشدن را سختتر کرده و تمرکز روزانه را کاهش میدهد.
- مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر و الکل یکی از دلایل رایج کاهش انگیزه است. زیرا مصرف مواد دوپامین زیادی در مغز آزاد میکند و لذت شدیدی ایجاد میکند؛ ولی در زندگی روزانه و با انجام کارهای معمولی این میزان لذت وجود ندارد. در نتیجه به دلیل اعتیاد به دوپامین زیاد دیگر انگیزهای برای انجام کارهای معمولی نخواهید داشت.
-
سایر عوامل روانشناختی
برخی عوامل روانشناختی که باعث کاهش انگیزه میشوند، عبارتاند از:
- احساس غرقشدگی: وقتی فهرست کارهای روزانهتان بیش از حد طولانی شود، ممکن است احساس غرقشدگی کنید و مضطرب شوید. این موضوع ممکن است باعث اهمالکاری شود و در نتیجه انگیزهای برای انجام هیچ یک از کارهای لیستتان نخواهید داشت.
- تعارضهای درونی و ناهشیار: بی انگیزگی در زندگی ممکن است نتیجه سرکوب یا انکار هیجانات و امیال واقعی باشد؛ بهویژه زمانی که این خواستهها با ترس از طرد، شکست یا خشم دیگران در تعارض قرار دارند. برای مثال فردی ممکن است در کودکی یاد گرفته باشد که خواستههایش باعث ناراحتی والدینش میشود. پس بهمرور انگیزههای خود را سرکوب میکند تا مورد پذیرش باشد. سپس این سرکوب در بزرگسالی به شکل بیانگیزگی یا بیتفاوتی تجربه میشود.
- نگرش منفی نسبت به خود: وقتی نگرش منفی نسبت به خودتان و تواناییهایتان داشته باشید، دچار کاهش انگیزه میشوید؛ مثلاً اگر فکر میکنید آدم بیعرضه یا شکست خوردهای هستید که توانایی خاصی ندارد و این جملات را مدام با خودتان تکرار کنید طبیعی است که انگیزهای برای ادامهدادن نخواهید داشت.
- کمالگرایی: کمالگرایی یعنی اینکه همه چیز در بهترین و کاملترین حالت خود باشد و اگر نمیتوانید هدفی را دقیقاً به شکل تماموکمال محقق کنید، پس اصلاً نباید آن را شروع کنید. در نتیجه وقتی امکان شکست وجود دارد، انگیزهای برای اینکه تلاش کنید و شانس خود را امتحان کنید، ندارید.
- اجتناب از روبهروشدن با احساسات: تصور کنید کار دشواری را باید انجام دهید که فکر کردن راجع به آن یا شروعش احساسات منفی مثل اضطراب یا ناامیدی را در شما برمیانگیزد. تجربه این احساسات سخت است؛ پس طبیعی است که برای فرار از آنها ترجیح دهید اصلاً به آن کار فکر نکنید. به همین دلیل مدام آن را به تعویق میاندازید و انگیزهای برای شروع نخواهید داشت.
علائم و نشانههای بی انگیزگی
برخی از نشانههای رایج بی انگیزگی در زندگی شامل موارد زیر است:
- ناتوانی در انجام کارهای روزانه مانند حمامکردن یا پاسخ به پیامها
- بیتفاوتی و افت عملکرد در انجام وظایف شغلی و تحصیلی
- افزایش غیبت یا تأخیر در محل کار یا مدرسه و دانشگاه
- شروع فعالیتها با بیمیلی و رها کردن آنها در نیمهراه
- اهمالکاری و عقب انداختن کارهایی که باید انجام دهید
- ازدستدادن علاقه به تفریح یا فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودهاند
- دوری از روابط اجتماعی و گوشهگیری و دوری از دوستان و خانواده
- احساس خستگی مداوم و بیدلیل حتی پس از خواب یا استراحت کافی
- بیتفاوتی نسبت به آینده و نداشتن هدف یا برنامهریزی
- احساس پوچی و بیمعنایی نسبت به زندگی
- احساس بیتفاوتی و بیحسی در برابر اتفاقات مثبت و منفی
- ازدستدادن حس جاهطلبی و آیندهنگری
- مشکل در حفظ توجه، ناتوانی در تمرکز و بینظمی ذهنی
- مشکلات حافظه یا فراموشی کوتاهمدت
- تردید مداوم و ناتوانی در تصمیمگیری
- احساس بیارزشی، ناامیدی و خود سرزنشی
- گفتوگوهای درونی منفی و احساس شکستخوردگی و بیفایده بودن
- بیخوابی یا خواب بیش از حد و بیاشتهایی یا پرخوری
- نداشتن انرژی روانی و جسمی و مشکل در بلندشدن از رختخواب
- تضعیف عملکرد سیستم ایمنی بدن به دلیل کاهش تحرک
- سوءمصرف مواد مخدر یا الکل
رزرو وقت با مشاوره افسردگی
بی انگیزگی برای ادامه زندگی: نشانههای هشداردهنده
وقتی بیانگیزگی مزمن و شدید باشد، علاوه بر علائم بالا ممکن است برخی علائم و نشانههای هشداردهنده را نیز تجربه کنید. این نشانهها عبارتاند از:
-
احساس ناامیدی عمیق
یکی از نشانههای مهم و نگرانکننده در این شرایط، احساس ناامیدی عمیق است. در این حالت ممکن است احساس کنید هیچ راهحلی برای مشکلاتتان وجود ندارد، آینده تیره و بیمعناست و هیچچیز در زندگی ارزش تلاش ندارد.
-
دوری از روابط اجتماعی و انزوا
همانطور که قبلا هم گفتیم بیانگیزگی عمیق میتواند باعث کنارهگیری از دیگران شود. در این حالت، احتمالاً بهتدریج از جمع فاصله میگیرید، تمایلی به صحبت با دیگران ندارید و حتی ممکن است ارتباط با خانواده، دوستان یا همکارانتان را قطع کنید. این انزوا فقط انتخاب شخصی یا خستگی موقتی نیست، بلکه نشانهای از مشکلات جدی مانند افسردگی، ناامیدی یا فرسودگی روانی است.
-
افکار منفی و افکار خودکشی
یکی دیگر از جدیترین نشانههای بیانگیزگی شدید، بروز افکار خودکشی است. در این حالت، ممکن است احساس کنید که زندگی بیمعنا شده، هیچ امیدی به بهبود شرایط وجود ندارد و نبودن برای خودتان و دیگران بهتر است. این افکار میتوانند تنها در حد تصور کردن مرگ باشند یا در مراحل شدیدتر به برنامهریزی و تمایل به پایاندادن به زندگی منجر شوند.
بیتوجهی به این علائم میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد؛ بنابراین اگر خودتان یا یکی از اطرافیانتان چنین نشانههایی را تجربه میکنید، حتماً دراسرعوقت به متخصص سلامت روان مثل روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. درمانگران کلینیک روان پویشی آگاه هم با ارائه خدمات مشاوره فردی بهصورت حضوری و مجازی میتوانند برای مقابله با این شرایط به شما کمک کنند.
راهکارهای مقابله و درمان بی انگیزگی
همه ما ممکن است گاهی بی انگیزگی در زندگی را تجربه کنیم؛ اما اگر فقط دست روی دست بگذاریم و برای مقابله با آن کاری نکنیم ممکن است زندگی روزمره، روابط اجتماعی و زندگی کاری یا تحصیلیمان را بهطورجدی مختل کند. پس بسیار مهم است که برای بهبود این شرایط کاری انجام دهیم. خوشبختانه راهحلهای مختلفی نیز وجود دارند که میتوانند باعث افزایش تدریجی انگیزه و بازگشت به جریان زندگی شوند که در ادامه برخی از آنها را معرفی میکنیم:
-
تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی
همانطور که گفتیم یکی از مهمترین دلایل بیانگیزگی نداشتن هدف در زندگی یا انتخاب هدفهای غیرواقعبینانه و دور از دسترس است؛ زیرا وقتی هدف مبهم و دور است دچار سردرگمی و اضطراب میشوید و نتیجه تلاشهایتان نیز دیده نمیشود. پس بهتر است اهداف بزرگ را به اهداف کوچکتر و قابلدستیابی تقسیم کنید. این کار باعث میشود جهت و مسیر رسیدن به هدف واضح و قابلدسترستر به نظر برسد.
علاوه بر این در مدتزمان کوتاهتری نتیجه تلاشهایتان را میبینید و سپس مغزتان هورمون دوپامین ترشح میکند؛ مادهای شیمیایی که باعث احساس لذت و انگیزه میشود. این پاداش طبیعی میتواند محرکی قدرتمند باشد تا همچنان با انگیزه به انجام سایر اهدافتان ادامه دهید.
-
استفاده از رواندرمانی (رفتاردرمانی شناختی)
اگر مدت زیادی درگیر بیانگیزگی هستید، شاید بهتر باشد که با یک درمانگر صحبت کنید و جلسات رواندرمانیتان را شروع کنید. رواندرمانی رویکردهای مختلفی دارد که برخی از آنها برای مقابله با کاهش انگیزه مؤثرتر هستند. یکی از آنها درمان شناختی رفتاری (CBT) است که شما را تشویق میکند با تکنیکهایی مانند بازسازی افکار، الگوهای فکری و رفتاری خود را تغییر دهید.
درمان روان پویشی فشرده و کوتاهمدت یا ISTDP نیز یکی دیگر از رویکردهای رواندرمانی است که میتواند به شکل عمیقی بیانگیزگی را کاهش دهد. این روش بر شناسایی ریشههای ناخودآگاه بیانگیزگی، مانند احساسات سرکوبشده و تعارضهای درونی تمرکز میکند و به شما کمک میکند تا با این تعارضها روبهرو شوید و احساسات اصیلتان را تجربه کنید. همچنین بیانگیزگی اغلب با مکانیسمهای دفاعی مثل انکار، اجتناب یا سرکوب همراه است که باید با کمک درمانگر کنار گذاشته شوند. در نهایت این فرایند باعث بهبود خودآگاهی و بازیابی حس هدفمندی در زندگی میشود.
-
تغییر سبک زندگی و افزایش فعالیتهای مثبت
تغییر سبک زندگی یکی دیگر از راههای مؤثر برای افزایش انگیزه است؛ منظور از سبک زندگی سالم رعایت رژیم غذایی سالم، ورزشکردن و خواب کافی است. هر یک از این موارد به شکلی بر افزایش انگیزه تأثیرگذار هستند، مثلاً:
- با داشتن تغذیه سالم انرژی بیشتری خواهید داشت؛ در نتیجه انگیزهتان نیز افزایش مییابد. مثلاً مصرف غذاهای سالم یعنی گوشت کمچرب، سبزی، میوه و غلات انرژی لازم برای یک روز پرکار را فراهم میکند. در مقابل، غذاهای پرچرب و شیرینی ممکن است باعث افت قند خون و احساس بیحالی شوند.
- مورد دوم افزایش فعالیت بدنی است. ورزش و فعالیت بدنی معمولاً باعث افزایش سطح انرژی و بهبود روحیه میشوند. زیرا وقتی ورزش میکنید، مغزتان دوپامین تولید میکند و این ماده شیمیایی باعث میشود احساس شادی، رضایت و انگیزه بیشتری داشته باشید.
- مورد سوم داشتن خواب کافی است. همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، داشتن خواب کافی و باکیفیت نقش مهمی در افزایش انگیزه و همچنین انرژی دارد. پس سعی کنید به حد کافی بخوابید و حتماً نکات مربوط به بهداشت خواب را نیز رعایت کنید.
-
حمایت اجتماعی و ارتباط با دیگران
یکی از مهمترین راهحلها برای مقابله با بیانگیزگی، حفظ ارتباط با دیگران و دریافت حمایت و کمک از آنهاست. در واقع وقتی انگیزهای برای ادامهدادن ندارید، طبیعی است که صحبتکردن یا بیرون رفتن با دوستانتان برایتان بیمعنی یا حتی سخت باشد؛ اما در این شرایط بهتر است حتی در حد تماس تلفنی ساده هم ارتباط خود را با اطرافیانتان حفظ کنید و پیشنهاد کمک آنها را بپذیرید. زیرا دوری از جمع و تنها شدن فقط باعث پیچیدهتر شدن اوضاع میشود. همچنین انواع مختلفی از گروههای حمایتی وجود دارد که میتوانید در آنها شرکت کنید. در این گروهها افرادی با مشکلات مشابه وجود دارند که راجع به تجربیاتشان صحبت میکنند و جلسات توسط روانشناس هدایت میشود.
-
در صورت نیاز، درمان دارویی و مشاوره تخصصی
اگر مدت زیادی است که احساس بیانگیزگی میکنید و این شرایط باعث اختلال جدی در زندگیتان شده است، بهتر است به روانپزشک مراجعه کنید؛ زیرا ممکن است این وضعیت نشانهای از مشکلی جدیتر مثل افسردگی یا اضطراب باشد. در این صورت روانپزشک با بررسی شرایط و در صورت نیاز داروی مناسبی برایتان تجویز میکند که به بهبود علائم و افزایش انگیزه کمک میکند.
چگونه میتوانید به مسیر درست برگردید؟
بر اساس مقالهای که در سایت choosingtherapy منتشر شده است، برخی روشهای سادهای که کمک میکنند با بی انگیزگی برای ادامه زندگی مقابله کنید، عبارتاند از:
- با خودتان مهربان باشید و به خودتان یادآوری کنید که شکست بخشی از مسیر رشد است و اجازه ندهید ناکامی انگیزهتان را از بین ببرد.
- وقتی به یکی از اهداف کوچکتان میرسید یا وظیفهای را با موفقیت به پایان میرسانید، به خودتان پاداش بدهید.
- سعی کنید حتی فقط یک ساعت در روز فعالیتهایی را انجام دهید که شما را خوشحال میکند.
- خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و به یاد داشته باشید که همه مشکلات و چالشهای مشابه به یکدیگر را ندارند.
- روتین روزانه و سبک برای خودتان طراحی کنید. وقتی برنامه مشخص و مناسبی داشته باشید، انگیزه بیشتری هم برای انجام آن خواهید داشت.
- میتوانید از روشهایی مانند «تکنیک پومودورو» یا «تقسیمبندی زمانی» استفاده کنید تا بتوانید زمان را مدیریت کنید. همچنین بهتر است کارهایتان را به بخشهای کوچکتر و قابلکنترل تقسیم کنید.
- تمرکز بر لحظه حال کمک میکند تا توجه و انگیزه بیشتری داشته باشید؛ تمرینهایی مانند مدیتیشن، تنفس عمیق و یوگا همگی میتوانند به پرورش این مهارت کمک کنند.
- از جملات مثبت راجع به خودتان و تواناییهایتان استفاده کنید. این کار کمک میکند تا اعتمادبهنفس و انگیزهتان بیشتر شود.
نتیجهگیری
در این مقاله راجع به بی انگیزگی در زندگی صحبت کردیم. بیانگیزگی وضعیتی روانشناختی است که در آن انجام کارهای روزمره یا وظایف شغلی و تحصیلی سخت است و دچار احساس پوچی و بیمعنایی نسبت به زندگی میشویم. این حالت به دلایل مختلفی رخ میدهد و پیامدهای آن میتواند جدی و طولانیمدت باشد؛ اما نگران نباشید روشهای مختلفی برای مقابله با این شرایط وجود دارد که به طور مفصل در این مقاله راجع به آن صحبت کردیم.
سایر منابع
https://mantracare.org/therapy/negative-feelings/lack-of-motivation/
درباره فاطمه شهبازی
من فاطمه شهبازی فارغالتحصیل کارشناسی روانشناسی از دانشگاه یزد هستم. بیشتر به رویکردهای پویشی و تحلیلی علاقهمند هستم و اکثر مطالعاتم هم در این زمینه است و در کارگاههای مربوط هم شرکت میکنم. از سال ۱۴۰۰ نیز درمان فردیام را با رویکرد istdp شروع کردم. همچنین از پاییز سال ۱۴۰۲ به عنوان نویسنده بلاگ با کلینیک آگاه همکاری میکنم و هدف من آگاهکردن و افزایش اطلاعات افراد جامعه راجع به مسائل روانشناختی است.
نوشتههای بیشتر از فاطمه شهبازی




1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.