فرافکنی چیست؟

فرافکنی زمانی رخ می دهد که ما احساس، فکر یا تکانه ی خود یا شخص ثالثی را به فردی دیگر نسبت دهیم. اغلب، فرافکنی به عنوان دفاعی ابتدایی در نظر گرفته می شود، اما همیشه این گونه نیست. در واقع، هر کس در هر زمانی، ممکن است از فرافکنی استفاده کند. در ادامه، اشکال رایج این دفاع و چگونگی مقابله با آن را بررسی می کنیم.

۱. فرافکنی به عنوان دفاعی تاکتیکال

بیماران بسیار مقاوم اغلب برای دوری از شما از این دفاع به عنوان دفاعی تاکتیکال استفاده می کنند.

برای مثال، شما از بیمار می پرسید: «چه کمکی از من بر میاد؟» و بیمار پاسخ می دهد: «باید از زنم بپرسید. اون کسیه که فکر می کنه من مشکل دارم».

فراموش نکنید که بیمار با پای خود به مطب شما آمده است. در واقع، بیمار آگاهی خود از وجود مشکل را به همسرش فرافکنی می کند. توجه کنید که اضطراب بیمار در عضلات مخطط جریان دارد و قدرت سنجش واقعیت را از دست نداده است. او در عین حالی که خوب و متین به نظر می رسد، بی علاقه بوده و تمایلی به همکاری ندارد. در این حالت، بیمار از فرافکنی به عنوان تاکتیکی برای دوری از شما استفاده می کند.

می کند. توجه کنید که اضطراب بیمار در عضلات مخطط جریان دارد و قدرت سنجش واقعیت را از دست نداده است. او در عین حالی که خوب و متین به نظر می رسد، بی علاقه بوده و تمایلی به همکاری ندارد. در این حالت، بیمار از فرافکنی به عنوان تاکتیکی برای دوری از شما استفاده می کند.

شیوه ی مقابله

وقتی اضطراب در عضلات مخطط باشد، سنجش بیمار از واقعیت مطلوب بوده و دفاع های بیمار عمدتا تاکتیکال و از نوع دفاع های سرکوب کننده است. در مثال فوق، به دلیل اینکه بیمار هنوز مشکل خاصی را مطرح نکرده است، درمانگر نباید دفاع وی را تاویل کند. بلکه لازم است دفاع را مسدود نمایید. سپس روی این مسئله تمرکز کند که مشکل درونی که بیمار برای آن در پی درمان است، چیست؟

برای مثال درمانگر می گوبد: «خب از اون جاییکه همسر تو اینجا نیست و منم نمی تونم کمکی بهش بکنم، مشکلی که می خوای من درباره اش بهت کمک کنم چیه؟”

۲. فرافکنی به عنوان دفاعی واپس رونده

فرافکنی می تواند یک دفاع واپس رونده نیز باشد. به این معنی که فرد توانایی ارزیابی واقعیت را از دست می دهد. از این رو بیمار نمی تواند بین واقعیت و آن چه به شما فرافکنده است، تمایز قائل شود. تصور کنید بیماری شکننده وارد مطب می شود که نگاهی هراسان دارد و تند حرف می زند. طبیعتا، با شدت یافتن اضطراب بیمار، شما سریع تر مداخله می کنید تا به بیمار کمک کنید اضطرابش را ببیند و آن را تنظیم کند. در ادامه ارزیابی، متوجه نشانه های آشوب شناختی – ادراکی می شوید (فعالیت پاراسمپاتیک). اما می بینید که تنظیم اضطراب بیمار بسیار سخت است. در همین حال بیمار می گوید از اینکه او را قضاوت کنید، می ترسد. با کمی دقت متوجه خواهید شد که او سوپرایگوی خود را روی شما فرافکنی کرده و از تمایز قائل شدن بین شما و فرافکنی خود ناتوان است.

شیوه ی مقابله

اگر بیمار شما را فردی قضاوت گر بداند، نمی تواند به شما اعتماد کند تا اضطرابش را تنظیم کنید. بنابراین ابتدا دفاعش را بازسازی کنید تا عوض برقراری اتحادی نامناسب با دفاع، با شما اتحاد درمانی مناسبی شکل دهد. در این راستا می توانید بگویید:

«چیزی که میگی واقعا مهمه. میخوای با دقت بررسیش کنیم؟ شواهدی وجود داره که نشون بده من دارم تو رو قضاوت می کنم؟»

بیمار را تشویق کنید به چهره شما نگاه کند. وقتی شواهد را در چهره شما جستجو کند، متوجه مغایرت آن با دفاع خود می شود. در نهایت، این کار باعث می شود، بیمار واقعیت را ببیند و دفاعش متوقف شود. فراموش نکنید که احساسات، اضطراب را برمی انگیزند و اضطراب به استفاده از دفاع فرافکنی می انجامد.

مشکل اینجاست که فرافکنی، صرفا اضطراب بیمار را تشدید می کند. چرا که اکنون نه تنها از احساسش، که از شما نیز می ترسد! بنابراین باید دفاع را بازسازی نموده و از دست اضطراب ناشی از فرافکنی، رها شوید. پس از آن، می توانید تنظیم اضطراب را از سر بگیرید.

۳. فرافکنی اراده

شکل رایج دیگر، فرافکنی اراده است. بیمار شکننده می گوید: «من از سوالایی که قراره بپرسید می ترسم» و با صورتی ترسیده به شما نگاه می کند. در این مورد، بیمار مضطرب فراموش می کند که این خواست خودش بوده که درباره زندگی درونی اش چیزهای بیشتری بداند. در عوض، به گونه ای خواسته اش را فرافکنی می کند که انگار شما هستید که می خواهید به زندگی درونیش رخنه کنید. در نتیجه، از شما به عنوان شخصی آزار دهنده می ترسد و اجتناب می کند.

شیوه ی مقابله

برای غیرفعال ساختن دفاع در این حالت، چیزی را که بیمار فرافکنی کرده است به او یادآوری کنید:

  • آیا خواست خودت بود که بیای اینجا؟
  • آیا خودت تمایل داری که بر مشکلت غلبه کنی؟
  • خودت می خوای بدونی که به صورت ناهشیار و در سطوح عمیق تر چه اتفاقی میفته تا بتونی اطلاعات بهتری در مورد خودت داشته باشی؟
  • می خوای اطلاعات بهتری درباره خودت داشته باشی تا بتونی تصمیم های بهتری بگیری؟

هر بار که بیمار به سوال شما پاسخ بله می دهد، ذره ای از فرافکنی خود را می پذیرد. هنگامی که بیمار کاملا دفاعش را بپذیرد، آرام خواهد شد. زیرا دیگر از آن چه به شما فرافکنی کرده، نمی ترسد.

خلاصه

اگر فرافکنی دفاعی واپس رو است، یعنی اضطراب بیمار در سطح آشوب ادراکی شناختی است. احتمالا دفاع های دیگر او نیز از جنس دفاع های واپس رو مانند بیرونی سازی، دونیمه سازی و گسستگی هستند. و با از دست دادن توانایی ارزیابی واقعیت، او شما را مساوی با فرافکنی اش دانسته و از شما می ترسد. در این مورد، شما باید دفاع او را بازسازی کنید تا توانایی سنجش واقعیت دوباره برقرار شود.

هنگامی که فرافکنی دفاعی تاکتیکال است، اضطراب در عضلات مخطط قرار دارد. سایر دفاع ها نیز عمدتا از نوع تاکتیکال بوده و سنجش واقعیت در سطح مطلوبی است. در این مورد، ما تنها فرافکنی بیمار را مسدود کرده و به محل تمرکز خود باز می گردیم.

گاهی فرافکنی بیمارانی که به طور نسبی سالم اند، به شیوه ظریفی اتفاق می افتد. در این مورد می توان به گونه ای متفاوت پاسخ داد.

برای مثال، بیماری به جرمی اعتراف می کند و سپس می گوید: «احتمالا شما فکر می کنید که اون ایده خوبی نبود». در پاسخ شما می توانید بگویید: «اونی که داره اینو میگه منم یا وجدان تو؟»

وقتی بیمار می گوید: «احتمالا…»، نشان دهنده این است که می داند که این صرفا فکر او درباره شماست. به عبارت دیگر، او می تواند تفاوت بین شما و دفاعش را ببیند و ارزیابی اش از واقعیت، مطلوب است. بنابراین می توانید به صورت مستقیم دفاع فرافکنی اش را به او ارائه کنید تا به آن توجه کند. اما اغلب در مورد بیماران شکننده باید کمک کنیم که توانایی سنجش واقعیت را به دست آورند.

نویسنده: دکتر مهدی رضا سرافراز

برای مطالعه مقاله ی «رابطه دفاع های فرونشانی و تجزیه با مکانیزم های مغز»، اینجا را کلیک کنید.


۰
Avatar
درباره ی محسن بدخشان

2 نظر برای کار با دفاع فرافکنی
  1. Avatar

    با سلام، چقدر خوب و کلاسه بندی شده در مورد دفاع فرافکنی نوشته اید، استفاده کردم. سپاس.

    ۰

[بالا]

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.