دژاوو چیست؟
بگذارید این متن را با داستانی آغاز کنیم.
ناپلئون بناپارت، یکی از مشهورترین امپراتورهای فرانسه، درگیر جنگ با ارتشهای متحد اتریش و روسیه بود. وقتی بالای تپهای ایستاده و به صحنه نبرد نگاه میکرد، رو به فرماندهها و مشاورانش گفت:«این صحنه را قبلاً دیدهام. این میدان نبرد، این سربازان، حتی جزئیات کوچک مثل صدای شمشیرها و بوی باروت برایم آشناست.» او معتقد بود همه چیز در همان جایی است که باید باشد. این احساس آشنایی اعتماد به نفس او را در نقشهکشی جنگ افزایش داد و درنهایت او را در آن میدان پیروز کرد.
البته بسیاری از مفسران تاریخی معتقدند این واقعه افسانهای بیش نیست و اتفاق نیفتاده است. با این حال، داستانهایی مشابه، کنجکاوی ما را برمیانگیزد تا درباره منشأ این احساسات بیشتر بدانیم. در این بلاگ از کلینیک روانپویشی آگاه، به مفهوم دژاوو میپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleدژاوو چیست؟
اگر در مقالات بگردید، معمولاً این تعریف را میبینید: «هرگونه احساس آشنایی نامناسب و ذهنی نسبت به تجربهای در حال حاضر، که به گذشتهای نامشخص مرتبط باشد.» این جمله کمی بزرگ و ترسناک به نظر میرسد، پس بیایید سادهترش کنیم.
آشنایی نامناسب زمانی است که شرایط برای ما آشنا به نظر میرسد، اما میدانیم این احساس اشتباه است. برای مثال، فرض کنید هیچگاه تجربه سفر نکردهاید، اما ناگهان مجبور میشوید از شهر خود مهاجرت کنید. وقتی به شهر مقصد میرسید، احساس آشنایی میکنید، در حالی که میدانید قبلاً به آنجا نیامدهاید؛ این همان آشنایی نامناسب است.
آشنایی ذهنی، احساسی است که تنها در ذهن رخ میدهد. باز به مثال قبل نگاه کنیم: وقتی به شهر جدید رسیدید، همسر شما از این احساس آشنایی مطلع نمیشود؛ همه چیز درون مغز شما اتفاق میافتد و نمود بیرونی ندارد.
گذشتهای نامشخص یعنی وقتی احساس آشنایی میکنیم، گویی قبلاً با شرایط مشابه روبهرو بودهایم، اما هیچ خاطره واقعی و مشخصی از آن در ذهن ما نیست. به عبارت دیگر، احساس آشنایی وجود دارد، اما وقتی در حافظه جستوجو میکنیم، چیزی پیدا نمیکنیم و نمیتوانیم زمان یا مکان آن تجربه را مشخص کنیم.
در نهایت، دژاوو زمانی رخ میدهد که فرد احساس کند پدیدهای که در حال وقوع است، قبلاً تجربه شده، بدون اینکه زمان یا مکان آن را بهطور دقیق بداند.
تعریف دژاوو به تنهایی کافی نیست؛ همه ما حداقل یک بار آن را تجربه کردهایم. پس باید عمیقتر به این پدیده نگاه کنیم.

دژاوو در روانشناسی
دژاوو برای علم روانشناسی اهمیت بالایی دارد و این اهمیت دلایل مختلفی دارد:
- تحقیقات نشان داده است دژاوو زمانی بیشتر رخ میدهد که فرد استرس یا خستگی بالایی را تجربه کند. به عبارت دیگر، فردی که دورههای استرسی یا اضطرابی زیادی پشت سر میگذارد، بیشتر از دیگران با دژاوو روبهرو میشود. با اینکه این یافته مهم است، هنوز دلیل دقیق این پدیده مشخص نشده است.
- تواناییهای شناختی فرد در تجربههای دژاوو او منعکس میشود. تواناییهای شناختی شامل تمرکز و توجه، حافظه، تفکر انتزاعی، استدلال و قضاوت است. افرادی که از نظر شناختی سالم هستند ممکن است لحظهای دچار دژاوو شوند و سپس آن را فراموش کنند. اما کسانی که مشکل حافظه دارند یا در شرایط دمانس هستند، تجربه دژاوو برایشان طولانیتر است و ممکن است مدتها درگیر حس آشنایی باشند. افرادی که تحت اختلال اسکیزوفرنی چنین لحظات دژاوویی را تجربه میکنند، به دلیل کارکردهای شناختی مختل، ممکن است مدتی طولانی به صحنههای آشنا فکر کنند.
کمی جلوتر درباره دلایل کلی که ممکن است در ایجاد دژاوو اثرگذار باشند صحبت میکنیم. با توجه به این دلایل، میتوانیم رابطه روانشناسی و دژاوو را بهتر درک کنیم.
انواع دژاوو
نسبت به نوع تجربۀ شما، میتوان دژاوو را به چند دسته تقسیم کرد:
-
دژا وُکو (Déjà vécu):
شایعترین نوع دژاوو، دژا وُکو است. اگر زمانی را به یاد میآورید که دچار دژاوو شدهاید، احتمالاً این نوع را تجربه کردهاید. دژا وُکو به معنای «از پیش زندگی شده» است. فرد احساس میکند قبلاً دقیقاً همین لحظه را تجربه کرده و در آن زندگی کرده است. تمام جزئیات آن لحظه برایش آشنا به نظر میرسد، با اینکه میداند قبلاً در چنین موقعیتی نبوده است.
مثال: در حال قدم زدن در خیابانی جدید هستید و ناگهان احساس میکنید قبلاً دقیقاً همین لحظه، همین مکان و حتی صدای محیط را تجربه کردهاید، اما مطمئن هستید هرگز در آن خیابان نبودهاید.
امروزه از این اصطلاح برای توضیح احساس دژاوو طولانیمدت نیز استفاده میشود، اما در حال حاضر به آن کاری نداریم.
-
دژا سن (Déjà senti):
در این نمونه، بیشتر با احساس و هیجانهای درونی سروکار داریم تا تجارب بیرونی. دژا سن به معنی «از پیش احساس شده» است. فرد تفکرات یا عباراتی که در ذهن خود میچرخاند را آشنا میپندارد. ممکن است احساس مبهمی داشته باشد که قبلاً این تفکرات را داشته یا آن را جایی دیده یا شنیده است، حتی اگر قبلاً هیچ تجربه مشابهی نداشته باشد.
مثال: در حال نوشتن مقالهای هستید و ناگهان احساس میکنید دقیقاً همین جمله را قبلاً نوشتهاید، حتی اگر مطمئن باشید این اولین بار است که روی این موضوع کار میکنید.
-
دژا ویسیت (Déjà visité):
این نوع دژاوو به احساس آشنایی با مکانها اشاره دارد. دژا ویسیت به معنی «از پیش دیده شده» است. وقتی فرد وارد مکانی میشود و تنها خود مکان برایش احساس آشنایی ایجاد میکند، دچار این نوع دژاوو شده است.
مثال: به شهری سفر میکنید که برای اولین بار آنجا هستید، اما بهطور عجیبی حس میکنید قبلاً این خیابانها و ساختمانها را دیدهاید و حتی میدانید به کجا باید بروید.
-
ژامِی وو (jamais vu):
ژامی وو کاملاً با انواع قبلی متفاوت است و میتوان آن را مخالف دژاوو دانست. ژامی وو به معنای «هرگز دیده نشده» است. بسیاری از چیزهایی که اطراف ما هستند برای ما آشنا هستند و در حافظه ما وجود دارند. ژامی وو زمانی رخ میدهد که همان چیزهای آشنا ناگهان در لحظهای کاملاً غریبه به نظر برسند.
مثالها:
- در کلمات: همه با کلمه «سلام» آشنا هستیم. حال اگر چند ثانیه این کلمه را پشت سر هم ادا کنیم، بعد از چند بار اول، کلمه بیمعنی به نظر میرسد و برای ما کاملاً غریبه میشود.
- در محیط: فرد ممکن است ناگهان در خانه یا محل کار خود احساس کند در جایی ناشناس قرار دارد، حتی اگر مطمئن باشد قبلاً بارها آنجا بوده است.
دریافت مشاور استرس و اضطراب
دلایل دژاوو
متأسفانه ما هنوز علت یا علل اصلی پدیدۀ دژاوو را کشف نکردهایم. اما طی چند سال اخیر، چند نظریه تلاش کردهاند تا آن را توضیح دهند. این نظریهها به شکل صددرصد تأیید یا رد نشدهاند؛ انگار که هنوز اطلاعات ما در مورد پدیدۀ دژاوو به حدی نرسیده است که بتوانیم دربارۀ نظریههایش تصمیمگیری کنیم. نظریههای مورد بحث در زیر آمدهاند:
- پردازش دوگانه (Dual Processing):
مغز در هر لحظه چند پردازش مختلف را بهطور همزمان مدیریت میکند. در بیشتر مواقع این پردازشها هماهنگ و منظم پیش میروند، اما گاهی خطاهایی در این میان رخ میدهد. این نظریه معتقد است دژاوو نتیجۀ خطایی است که در یکی از این پردازشها اتفاق میافتد.
- آشنایی در برابر بازیابی:
در شرایط عادی، وقتی ذهن ما چیزی را آشنا تشخیص میدهد، حافظه نیز خاطرۀ مربوط به آن را بازیابی میکند. برای مثال، وقتی وارد مدرسهای میشوید که برایتان آشناست، ذهن شما خاطرهای را از حافظه بیرون میکشد که نشان میدهد این همان دبیرستان شما بوده است. اما در زمان دژاوو، احساس آشنایی به اشتباه رخ میدهد، بدون آنکه حافظه بتواند خاطرۀ مربوط به آن را پیدا کند. در واقع، پردازش «آشنایی» بدون هماهنگی با پردازش «بازیابی»، بهصورت مستقل عمل میکند و احساس آشنایی را در ما ایجاد میکند.
- همزمانی ادراک و حافظه:
در حالت معمول، زمانی که با پدیدهای روبهرو میشویم، ابتدا آن را درک میکنیم و سپس به حافظه میفرستیم. اگر حافظه قبلاً چیزی شبیه به آن ثبت کرده باشد، احساس آشنایی بهوجود میآید. اما اگر فرایند ادراک و حافظه همزمان یا با تأخیر نسبت به هم عمل کنند، ممکن است باعث دژاوو شوند.
برای مثال، فرض کنید در حال تماشای یک نقاشی هستید. مغز شما همزمان که در حال درک نقاشی است، آن را به حافظه میفرستد. حافظه که هنوز ادراک کامل نشده را دریافت میکند، آن را ثبت میکند، و وقتی ادراک کامل دوباره ارسال میشود، مغز احساس میکند قبلاً آن را دیده است. به همین دلیل، لحظهای کوتاه از احساس آشنایی اشتباه در شما شکل میگیرد.
- توضیحات عصبی برای دژاوو:
برای دژاوو، توضیحات عصبی و مغزی متفاوتی مطرح شدهاند. ما برخی از آنها را در قسمت «در هنگام دژاوو چه اتفاقی در مغز میافتد» بررسی خواهیم کرد.
- توضیحات حافظه برای دژاوو:
این نظریه معتقد است که گاهی اوقات، ما در گذشته با محرکی مواجه شدهایم اما آن را فراموش کردهایم. وقتی دوباره با آن مواجه میشویم، تجربۀ قبلی خود را به یاد نمیآوریم؛ به همین دلیل آن را آشنا میپنداریم. برای مثال، ممکن است در فیلم یا سریالی فرودگاه شهر شیراز را دیده باشید، اما سالها از آن فیلم گذشته و شما آن را کاملاً فراموش کردهاید. پس وقتی برای سفر به شیراز میآیید، با دیدن فرودگاه احساس دژاوو میکنید. گاهی نیز به همین شکل، خاطراتی که در ناآگاه فرد ثبت شدهاند، میتوانند باعث دژاوو شوند.
- توضیحات توجهی برای دژاوو:
بهصورت عادی، چیزهای زیادی اطراف ما اتفاق میافتند که به آنها توجهی نشان نمیدهیم. برای مثال، ممکن است همین حالا که در حال خواندن این متن هستید، صدای تلویزیون از اتاق دیگر بیاید یا صدای روشن شدن ماشین از بیرون شنیده شود. اما شما به تمام این محرکها توجه کامل نخواهید کرد. این نظریه میگوید که گاهی پیش میآید برخی از این چیزها فقط در حد چند ثانیه مورد توجه ما قرار میگیرند، اما وقتی کمی بعد به آنها توجه کامل میکنیم، ممکن است احساس دژاوو کنیم؛ چون قبلاً در حد چند ثانیه با آنها مواجه شدهایم. برای مثال، در حد چند ثانیه عکس جلد یک کتاب را در فضای مجازی دیدهاید؛ وقتی همان کتاب را در کتابفروشی میبینید، احساس دژاوو میکنید.
در هنگام دژاوو چه اتفاقی در مغز میافتد؟
در هنگام دژاوو، اتفاقات مختلفی در مغز ممکن است بیفتد:
- لب گیجگاهی:
مغز ما از چهار لُب تشکیل شده است. یکی از آنها لب گیجگاهی است که تقریباً زیر گوش ما قرار دارد. نوعی صرع به نام صرع لب گیجگاهی وجود دارد. در این نمونه از صرع، درون لب گیجگاهی تخلیههای الکتریکی رخ میدهد که باعث تشنج میشود. این افراد، پیش از آنکه تشنج کنند، ممکن است احساساتی مشابه با دژاوو را تجربه کنند. دانشمندان از همین طریق متوجه شدند که لب گیجگاهی در ایجاد احساس دژاوو اهمیت زیادی دارد. یافتۀ دیگر آنها این بود که تحریک آمیگدال و هیپوکامپ در مغز، احساسی شبیه به دژاوو در افراد مبتلا به این نوع صرع ایجاد میکند؛ اما دانستن علت آن به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
- انتقالهای عصبی:
همانطور که قبلاً اشاره کردیم، مغز نیز گاهی خطا میکند. در برخی مواقع، یک موضوع از دو مسیر عصبی در حال انتقال به حافظه است. اگر یکی از این مسیرها سریعتر از دیگری به مقصد برسد، مسیر دوم همان موضوع را دیرتر میرساند. این اتفاق باعث میشود حافظه یک موضوع را دوبار تجربه کند؛ و همین میتواند منجر به دژاوو شود. مثلاً اگر اطلاعات دیداری از یک چشم کمی دیرتر از چشم دیگر به مغز برسد، ممکن است احساس کنید که این صحنه را قبلاً دیدهاید.
- نیمکرههای مغز:
نیمکرههای مغز همزمان در حال پردازشهای یکسان هستند. برای اینکه دو دست ما بتوانند بهصورت هماهنگ رفتار کنند، لازم است نیمکرهها نیز هماهنگ باشند. اما گاهی ممکن است مثلاً نیمکرۀ چپ مغز سریعتر از نیمکرۀ دیگر عمل کند. وقتی نیمکرۀ راست در پردازش خود تأخیر میکند، مشابه مورد قبل، ممکن است دژاوو رخ دهد؛ زیرا یک موضوع دوبار پردازش شده است، و این تأخیر زمانی اندک میتواند مغز را به اشتباه بیندازد که این تجربه از قبل رخ داده است.
آیا دژاوو خطرناک است؟
جواب کوتاه «خیر» است. دژاوو نه تنها خطرناک نیست، بلکه حتی میتواند نشاندهندۀ دقت بالای مغز نیز باشد. مطالعات نشان میدهند افرادی که کارکردهای شناختی دقیقی دارند، ممکن است بیشتر دچار دژاوو شوند. علت آن هم این است که تنها مغزی میتواند خطاهای خود را متوجه شود و آن را گزارش دهد که دقت بالایی داشته باشد.
به همین دلیل، دژاوو در سنین جوانی بیشتر تجربه میشود. با بالا رفتن سن، از تجارب دژاوو نیز کاسته میشود. جوانان مغزی قوی دارند که میتواند در لحظه چند کار را با هم انجام دهد و قدرت خود را حفظ کند. به همین مناسبت، وقتی مغز جوانان با کوچکترین اشتباهی مواجه میشود، آن را تشخیص میدهد. اما با بالا رفتن سن، ممکن است افراد همچنان خطاهای مغزی داشته باشند، اما مغز آنها دقت همیشگی را نداشته باشد. در واقع، مغز خطاهای خود را تشخیص نمیدهد و حتی اگر هم تشخیص دهد، ممکن است آن را گزارش نکند.
در آماری که به تازگی منتشر شده است، نشان داده شده که 60 تا 90 درصد مردم تجاربی مشابه با دژاوو داشتهاند. نمیتوان پدیدهای که اینقدر شایع است را خطرناک دانست!
درست است که دژاوو در میان افرادی که صرع لب گیجگاهی دارند، بسیار بیشتر گزارش میشود؛ یا افرادی که اسکیزوفرنی یا دمانس دارند نیز این پدیده را بیشتر تجربه میکنند. اما تفاوتهای فاحشی میان این افراد و مردم عادی وجود دارد. طولانی بودن مدت دژاوو، درگیریهای ذهنی بعد از آن و خشک شدن در شرایطی که احساس دژاوو میکنند، از این گونه تفاوتها هستند که قبلاً به آنها اشاره شد. علاوه بر اینها، ممکن است افراد اسکیزوفرنیک یا دمانسی، این احساس آشنایی را باور کنند؛ به شکلی که فکر کنند قبلاً واقعاً چنین تجاربی داشتهاند. گاهی خود آنها نیز برای پر کردن حافظۀ خود، داستانهایی سرهم میکنند تا احساس آشنایی خود را توجیه کنند. اما دژاوو به هیچ عنوان ملاکی برای تشخیص هیچ کدام از این بیماریها نیست.
پس در کل میتوان گفت که اگر مشکل جدی مثل اسکیزوفرنی داشته باشید، قبل از آنکه دژاوو خطرناک باشد، با خطرات خود بیماری مواجه خواهید شد. بنابراین، نیازی نیست از خطرناک بودن دژاوو بترسید!
نتیجهگیری
نتیجهگیری کلی که میتوان از این متن داشت، این است که هنوز تا شکافتن رمز دژاوو راه درازی مانده است. نظریههایی برای کشف آن ارائه شدهاند، اما هیچکدام توضیح دقیق و صددرصدی ارائه نمیدهند. هر لحظه ممکن است مقالهای منتشر شود و تمام دانستههای ما دربارۀ دژاوو را تغییر دهد. تا اینجا تنها چیزی که در آن اطمینان صددرصد وجود دارد، این است که با بالا رفتن سن، میزان تجربۀ دژاوو نیز کاهش مییابد. اما همین نظریهها خود میتوانند راهی برای مطالعات آینده روشن کنند.
درباره ملیکا راسخی پور
من ملیکا راسخی پور هستم و در حال حاضر مشغول تمام کردن سال آخر کارشناسی در رشتۀ روانشناسی هستم. شوق من نسبت به این رشته، از ترمهای آغازین، مرا به سمت خواندن کتابهای زیادی هدایت کرد. همین مطالعات مرا با رویکردهای روانکاوی کلاسیک و روانپویشی آشنا کرد. با خواندن کتابهای شخصیتهایی مثل فروید، یونگ و اتو رانک به مطالعات مردمشناسی و اسطورهشناسی با تمرکز بر تحلیلهای روانشناختی علاقۀ بسیار زیادی پیدا کردم. تمرکز من بر مطالعات بینرشتهای روانشناسی و تاریخ است؛ به شکلی که بتوانم با در نظر گرفتن تاریخ و هویت جمعی، رفتارهای غالب جامعه را بیشتر و بهتر درک کنم. امیدوارم در هدفم برای ارتقای آگاهی مخاطبان، تا میزانی حتی کم، موفق شوم.
نوشتههای بیشتر از ملیکا راسخی پور9 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.


سلام من الان یک ماه دژاووتجربه میکنم حس بدی بهم دست میده یهواتفاق میفته همون لحظه میگم این اتفاق قبلابرام افتاده ولی اصلا اون اتفاق برام پیش نیومده همش ذهن وفکردروغی به آدم دست میده وبه حدی حالم بدمیشه همون لحظه دادبکشم گریه کنم که دیکه برام پیش نیاد
سلام. چه شرایط دشواری! انگار حس میکنید ذهنتون شما رو فریب میده و یه چیزی سر جاش نیست. برای این موضوع میتونید از یه رواندرمانگر کمک بگیرید.
سلام من فکر میکنم دژاوو دارم چون یک مکان یا شخص را فک میکنم قبل دیدم ویا قبل بودم ولی بعدش بیشتر اوقات بیهوش میشم و فراموش میکنم که کجا هستم یا چه کاری میخواستم انجام بدم
که این یه مدت چند دقیقه ای دارد مثلا ۵تا۱۵دقیقه
سلام پدیده ژامه وو ایا خطرناک است؟
با سلام؛
دژاوو و ژامه وو پدیده های نسبتا رایجی هستند و بسیاری از افراد ممکن است هر کدام از این دو را تجربه کنند. دژاوو و ژامه وو در مدت زمان کوتاهی رخ می دهند و به خودی خود اختلال نیستند. با این وجود، اگر فراوانی رخ دادن ژامه وو در شما بالاست و باعث اختلال در عملکرد معمول تان می شود، بهتر است برای انجام معاینات، به متخصص مربوطه مراجعه نمایید.
عالی بود
من میگما صحنه ها تکراری ان ولی بدجور هم تکراری ان و آدمو گیج میکنن.نمیشه درمانش کرد و دیگه دژاوو نگیریم؟!
با سلام؛ باعث خوشحالی است که این مقاله مورد توجه شما قرار گرفته. همانطوری که در متن مقاله هم آورده شده، پدیده ی دژاوو، پدیده ی بسیار شایعی است. با این وجود، راهکار کلی و فراگیری در مورد این مسئله نمی توان ارائه داد. جهت بررسی دقیق مشکل تان، بهتر است به صورت حضوری به متخصص مراجعه کنید.
سلام
ممنون بابت مقاله. از نوشته شما اینطور متوجه شدم که دژاو و ژامه وو مخالف هم هستن. درسته؟
سلام
در دژاوو فرد تصور می کنه موقعیت جدیدی که باهاش روبرو شده رو قبلا هم دیده. در ژمه وو، موقعیت آشنا برای لحظاتی ناآشنا به نظر میاد.