اضطراب اجتماعی در نوجوانان چیست؟
اضطراب اجتماعی از همان لحظهای که پا به یک جمع میگذارم، کنارم ظاهر میشود. او مثل سایهای با من قدم برمیدارد و مدام به من میگوید: «درست رفتار کن، همه دارن نگاهت میکنن». انگار او صحنه را از قبل میبیند و تماشاچیهایی بیپایان نظارهگر من هستند تا مرا با نگاهها و قضاوتهایشان بترسانند. من میخواهم نوجوانی عادی باشم، مثل دیگران راه بروم، حرف بزنم و در جمعها مشارکت داشته باشم اما اضطراب اجتماعی دستم را میگیرد و در گوشم زمزمه میکند که «اگر اشتباه کنی چه؟». همین صداها مثل نخی نامرئی به دور پاهایم میپیچیند و نمیگذارند به درستی قدم بردارم.
فهرست محتوا:
Toggleاضطراب اجتماعی چیست و چرا در نوجوانان شایع است؟
اضطراب اجتماعی یعنی ترسی که در یک جمع فعال میشود و نوجوان احساس میکند زیر ذرهبین دیگران است. این ترس روی ارتباطات اجتماعی، عملکرد تحصیلی و عزت نفس او اثر میگذارد. خجالت کشیدن معمولاً طبیعی و کوتاهمدت است اما اضطراب اجتماعی ترسی شدیدتر را نشان میدهد که میتواند جلوی حرف زدن، ارتباط گرفتن یا لذت بردن از موقعیتهای روزمره در جمع را بگیرد. این اضطراب در اوایل نوجوانی یعنی از 12-13 سالگی خودش را نشان میدهد، درست زمانی که نوجوان بیشتر از همیشه نسبت به نگاه دیگران و تصویر خودش حساس میشود. توجه به این اضطراب اهمیت دارد و اگر آن را نادیده بگیریم میتواند مسیر رشد اجتماعی و اعتماد به نفس نوجوان را محدود کند.
خجالتی بودن یا اضطراب اجتماعی؟ مرز باریک این دو کجاست؟
خجالت کشیدن و اضطراب اجتماعی در نگاه اول شبیه همند اما دقیقاً یک چیز نیستند. خجالتی بودن یک حالت طبیعی و ویژگی شخصیتی است. نوجوان خجالتی وقتی وارد یک جمع جدید میشود و توجه به سمت اوست، کمی معذب میشود، کمتر حرف میزند و ترجیح میدهد اول فضا را بسنجد. او بعد از چند دقیقه کمکم احساس راحتی میکند و معمولاً در کنار افرادی که میشناسد، مشکلی ندارد. اضطراب اجتماعی فقط خجالتی بودن نیست. این حالت قبل از وارد شدن به جمع شروع میشود، هنگام حضور در جمع ادامه مییابد و حتی بعد از آن هم رهایی از آن سخت است. ممکن است نوجوان از روزها یا هفتهها قبل، نگران باشد و وقتی در جمع قرار میگیرد، تپش قلب بگیرد، دستانش بلرزد یا احساس کند به سختی نفس میکشد. نوجوان مضطرب دورتادور خودش دیواری بلند میکشد تا دیده نشود و اینگونه از خود مراقبت کند. خجالت معمولاً زود میگذرد و چندان مزاحم نیست اما اضطراب اجتماعی نوجوان را از موقعیتهای اجتماعی دور میکند.
علائم و نشانههای اضطراب اجتماعی در نوجوان
بر اساس مطالب منتشرشده در سایت National Social Anxiety Center نشانههای اضطراب اجتماعی در نوجوان به شرح زیر است:
- از اینکه مورد قضاوت قرار بگیرد، میترسد.
- احساس میکند مایۀ دردسر و مزاحمت دیگران است.
- بعد از هربار حضور در جمع یا هر رابطۀ اجتماعی خودش را سرزنش میکند یا انتقادهای بیرحمانهای به خود دارد.
- ارتباط برقرار کردن با همسالان یا افراد دیگر مانند معلمان برای او سخت است.
- هنگام ملاقات با افراد جدید بیش از حد روی عملکرد و رفتار خود متمرکز است و احساس راحتی نمیکند.
- قبل از رفتن به یک جمع یا مهمانی بسیار نگران است و این نگرانی برای مدتی طولانی با اوست.
- از موقعیتهای اجتماعی فرار میکند و از جمعها فاصله میگیرد.
- پیدا کردن دوستهای جدید یا حفظ رابطههای دوستانه برای او سخت است.
- هنگام قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی یا قبل از آن ممکن است مشکلاتی جسمانی مانند عرق کردن، لرزش دست و صدا، تپش قلب، دلدرد و.. را تجربه کند.
اضطراب اجتماعی همیشه خودش را به شکل ترس از جمع نشان نمیدهد و ممکن است لباسهای فریبندهای مانند افسردگی یا وسواس نسبت به ظاهر، به تن کند. مثلاً نوجوان ممکن است مدام احساس خستگی، بیارزشی یا ناامیدی کند چون احساس میکند نمیتواند مانند دیگران در جمع حضور داشته باشد یا در حضور دیگران غذا نمیخورد. شاید در نگاه اول رفتارهای نوجوان شبیه به مشکلاتی مانند افسردگی یا اختلالات خوردن به نظر برسند اما در واقع اینها سپرهای دفاعی برای مراقبت خود از نگاه دیگران است. این اضطراب یک تجربۀ درونی است که پشت چهرههای مختلف خودش را پنهان میکند تا متوجه درد اصلی نوجوان نشویم.
چه موقعیتهایی برای نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی ترسآور هستند؟
برای نوجوان با اضطراب اجتماعی هر موقعیتی که احتمال دیده شدن، مورد ارزیابی قرار گرفتن و قضاوت شدن وجود داشته باشد، ناامن و خطرناک است.
-
مدرسه
مدرسه برای این نوجوانان یکی از بزرگترین منبعهای ترس است چون مدام مجبورند کاری انجام دهند. کنفرانس دادن جلوی همکلاسیها، امتحانات شفاهی یا حتی روخوانی از روی کتاب برای نوجوان شبیه راه رفتن روی طناب باریکی است که با قدمهایی لرزان روی آن گام برمیدارد و هر لحظه ترس از سقوط دارد. نوجوان نه فقط در کلاس درس بلکه در کارهای گروهی و ورزشی هم ترسی عمیق دارد که مبادا هنگام فعالیت گروهی اشتباه کند یا باعث باخت تیم شود.
-
تعامل با همسالان
ترس نوجوان فقط به مدرسه و درس جواب دادن یا کنفرانس دادن محدود نمیشود. این اضطراب حتی در جمعهای دوستانه و گروه همسالان هم همراه نوجوان است. حتی گاهی آنقدر این ترس بزرگ میشود که قبل از ورود به هر رابطۀ دوستی، ترجیح میدهد قدم در دایرۀ همسالان نگذارد و تنهایی را به جان بخرد. نوجوان در صورت ورود به یک جمع نیز با سپر دفاعی محکمی ظاهر میشود تا کاملاً دور از توجه دیگران باشد. انتخاب انتهاییترین صندلی، پناه بردن به خلوتترین نقطۀ حیاط مدرسه و فرار از نگاه مستقیم دیگران تلاشهای او برای فرار از چشم آنها است، چشمهایی که برای او در حکم ذرهبینی هستند که کوچکترین نقصهای او را میبینند. نوجوان مدام و به اشتباه به دنبال هر نشانهای از طرد شدن در محیط میگردد. مثلاً برای او صحبت و خندۀ دو همکلاسیاش در راهروی مدرسه به معنی تمسخر اوست. او در گروههای دوستانه با تبدیل شدن به سایهای بیسروصدا عملاً رابطۀ عمیق و واقعیاش را با گروه از دست میدهد. او با فرار از ابراز وجود، تنها در حاشیۀ جمع حضور فیزیکی دارد، بدون اینکه واقعاً دیده شود.
-
ترس از دیده شدن و قضاوت دیگران
ترس از قضاوت شدن در فضاهای عمومی از مترو و باشگاههای ورزشی گرفته تا فضای مجازی به اوج خود میرسد. نوجوان هر محیط ناآشنا را یک محیط تهدیدکننده میبیند که دیگران هر لحظه ممکن است رسوایش کنند. این اضطراب در محیطهای عمومی و شلوغ هم دست از سرش برنمیدارد و احساس میکند بیدفاع شده است. نوجوان در این فضاها تصور میکند که تمام نگاهها روی نحوۀ راه رفتن، لباس پوشیدن و ظاهر اوست. وحشت او از مضحک به نظر رسیدن باعث میشود حتی در مواجهه با افراد ناآشنا مانند کارمندان اداری یک مرکز یا فروشندگان یک مغازه دست و پایش را گم کند و زبانش قفل شود. او ترجیح میدهد از گرفتن حق خود یا پرسیدن یک سوال ساده منصرف شود تا ناتوان، خطاکار و بچهسال جلوه نکند و طعم تلخ شرمندگی را نچشد.
چرا نوجوانان دچار اضطراب اجتماعی میشوند؟
سرزنشگر درون
بسیاری از نوجوانان از دوران کودکی خود انتقادات و سختگیریهای شدید محیط را مانند بذری در اعماق ذهن خود میکارند. این تصاویر و معیارهای درونی کمکم به یک منتقد درونی تبدیل میشوند که در بیشتر اوقات نوجوان را زیر سوال میبرد. نوجوان صدای این منتقد درونی را به اطرافیان خود نسبت میدهد یعنی با ورود به هر جمعی تصور میکند که دیگران با نگاهها و رفتارهایشان میخواهند او را تحقیر کنند. به همین دلیل تمام افراد را شبیه همان منتقدی میداند که قرار است او را به دلیل نابلدی مسخره کند. او نه تنها خود را ناکافی و ناتوان میبیند بلکه دیگران را افرادی انتقادگر و طردکننده میداند. بدین ترتیب جامعه برای نوجوان نه فضایی برای ارتباط و معاشرت بلکه به فضایی برای قضاوت و تحقیر تبدیل میشود. برای او راحتتر است که فکر کند دیگران افراد بیرحم و عیبجویی هستند که دارند او را قضاوت میکنند تا اینکه بخواهد با این واقعیت تلخ روبهرو شود که خودش در اعماق ذهنش چقدر نسبت به خودش سختگیر است.
احساس شرم
نوجوان مدام نگران رفتار و عملکرد خود در حضور دیگران است. او وقتی میخواهد در جمع راه برود، غذا بخورد و با کسی صحبت کند به شدت میترسد که دستپاچه شود، تپق بزند یا رفتاری از او سر بزند که نشان دهد ناتوان است. او مطمئن است که دیگران با دقت او را زیر نظر دارند و اگر اشتباهی از او ببینند حتماً او را مسخره میکنند. این فکر که «نکند جلوی بقیه اشتباهی کنم و آبرویم برود» احساس شرم و نگرانی عمیقی را در نوجوان بیدار میکند که تحملش آسان نیست. به همین دلیل نوجوان برای اینکه خودش را از احساس شرم شدید نجات دهد، ترجیح میدهد که از جمع دوستان، آشنایان و هر فضای شلوغی فرار کند و اصلاً در دید دیگران نباشد.
مخاطبان خیالی
در سنین نوجوانی بسیار شایع است که نوجوان به اشتباه تصور میکند که به همان اندازه که خودش درگیر ظاهر، رفتار و عیبهای خودش است، دیگران هم به آنها توجه دارند. برای مثال اگر جوش بزند یا صدایش دو رگه شود آن را اتفاق ساده و معمول نمیداند و مطمئن است که دیگران فقط به همان عیب و نقص نگاه میکنند و به او میخندند. این احساس که انگار همیشه زیر ذرهبین دیگران است، او را همیشه مضطرب میکند.
کمالگرایی
نوجوان ممکن است در ذهن خود برای رفتار و نحوۀ حضور خود در گروهها استانداردها و معیارهای سختگیرانه و غیرواقعبینانهای تعیین کند. نوجوان با خودش فکر میکند که یا در جمع باید جذابترین، باهوشترین و بینقصترین فرد باشد یا اگر کوچکترین نقضی دارد بهتر است که اصلاً دیده نشود. او ممکن است اضطراب و دستپاچگی خود را در جمع یک فاجعه بداند. او تصور میکند که ارزش او فقط به بینقص بودن است. عادی بودن برای این نوجوان مساوی است با بیارزش بودن و طرد شدن. پس او ترجیح میدهد یک تصویر بینقص از خود در ذهنش حفظ کند و اصلاً وارد رابطهای نشود که ممکن است اشتباه کند. حتی گاهی ممکن است با خود فکر کند که دیگران همیشه عملکرد بهتری نسبت به او دارند بنابراین آنها به او حمله میکنند و او را تحقیر خواهند کرد.
تجربیات دردناک گذشته
همیشه استانداردها و قضاوتهای شخصی نوجوان باعث اضطراب او نمیشوند. گاهی اتفاقات تلخ و دردناک دنیای بیرونی نوجوان، او را در یک جمع مضطرب و نگران میکند. نوجوانی که در گذشته به دلیل یک اشتباه یا ابراز نظر خود مورد تمسخر و تحقیر شدید همکلاسیها یا اعضای خانواده و دیگر افراد شده است، میترسد. او یاد گرفته است که اجتماع جای مناسب و امنی برای ابراز خود نیست و اگر کاری کند، دیگران به او آسیب میزنند. او در جمعهای جدید نیز همان خاطرات تلخ گذشته را به یاد میآورد و فکر میکند آنها هم میخواهند او را ضایع کنند. او تصویرهای قدیمی عیبجویانه را با خود به زمان حال آورده است و خطرات موجود در روابط فعلی خود را بسیار بزرگتر از آنچه هست، برآورد میکند. اضطراب اجتماعی نوجوان یک راهحل ساده برای مراقبت از خود است. او با فرار از جمع و گوشهگیری نمیخواهد که دوباره همان تحقیر و تمسخرهای گذشته برایش تکرار شوند.
ناتوانی در درک دنیای درونی دیگران
ممکن است نوجوان نتواند افکار، احساسات و انگیزههای دیگران را به درستی درک کند. ذهن دیگران برای نوجوان غیرقابل پیشبینی و تهدیدکننده است. او نمیتواند مرزی بین دنیای درونی خود و دیگری قائل شود. بنابراین نوجوان با اضطراب شدید هر گونه رفتار، سکوت یا رفتار دیگری را منفی و نشانۀ دشمنی یا قضاوت بیرحمانه علیه خودش تفسیر میکند. به همین دلیل نوجوان در تعاملات اجتماعی خود احساس ناامنی و سردرگمی شدیدی میکند. مواجهه با این ذهنهای ناشناخته و مبهم برای او ترسناک هستند. نوجوان گوشهگیری و فرار از جمع را انتخاب میکند تا خودش را از این ابهام و ترس از نیتهای ناشناختۀ دیگران در امان نگه دارد.
تاثیر شبکههای اجتماعی بر اضطراب نوجوان
امروزه گوشی و شبکههای مجازی بخش بزرگی از دنیای نوجوان شدهاند. بر خلاف تصور ما نوجوانی که اضطراب اجتماعی دارد در فضای مجازی بسیار فعالتر است. از یک طرف نوجوان در فضای مجازی این فرصت را دارد که بدون فشار تعاملات رو در رو و واقعی با دیگران، ارتباط برقرار کند. او میتواند قبل از ارسال پیام بارها آن را بخواند و ویرایش کند. او میتواند بعد از بررسیهای زیاد با خیالی آسوده پست و کامنت بگذارد یا پستی را لایک کند. تعامل او با دیگران در فضای مجازی راحتتر است چون احتمال اشتباه کردن در این محیط کمتر است و کنترل بیشتری روی ارتباطات خود دارد.
این نحوۀ حضور فعالانه در فضای اجتماعی به او کمک میکند که خود را تا جایی که میخواهد، ابراز نماید و مهارتهای ارتباطی او تقویت شود. اما همیشه همه چیز به این سادگی نیست. ممکن است ارتباط او به شکل یک ارتباط یک طرفه با محتوا باشد. او فقط تماشاچی و نظارهگر زندگی دیگران است و هیچ ردی از خودش به جا نمیگذارد. در این شرایط، او مدام زندگی معمولی خود یا نقصهایش را با تصاویر فیلترشده و بینقص دیگران مقایسه میکند و اضطرابش چند برابر میشود. اگر نوجوان از شبکههای اجتماعی برای فرار از دنیای واقعی استفاده کند، یک «من ایدهآل و دروغین» از خود میسازد. او هر زمان بخواهد وارد جمع همسالان شود، نگران است که این تصویر بینقص در هم شکند زیرا او در واقعیت نمیتواند همه چیز را ایدهآل نشان دهد.
انتخاب فضای آنلاین برای ارتباط و پیدا کردن دوست در این فضا میتواند پناهگاهی امن برای نوجوان به وجود آورد که مجبور نشود با ترس بزرگ خود یعنی روبهرو شدن با افراد واقعی مواجه شود. آنها با گوشی خود در جمع حضور دارند بدون اینکه واقعاً دیده شوند. با این وجود، نوجوان به کمک فضای مجازی میتواند پلی برای دوستیها و ارتباطات بیشتر بسازد و با شجاعت بیشتری به آغوش دنیای بیرون بازگردد.
پیامدهای نادیده گرفتن اضطراب اجتماعی
-
عدم شناخت کافی از خود و دیده نشدن استعدادها
ما بسیاری از توانمندیها و ناتوانیهای خود را در ارتباط با دیگری کشف میکنیم. وقتی نوجوان به دلیل ترسش، خود را از جمعها حذف میکند، خودش را از فرصت شناخت خود محروم کرده است. در نتیجه تا زمانی که در جمع حضور نداشته باشد تمام استعدادها و توانمندیهایش پشت ترس و اضطرابش از جمع پنهان میشوند و دستنخورده باقی میمانند. دیوار بین او و دیگران باعث میشود نه تنها دیگران از وجودش باخبر نشوند بلکه خودش هم با خودش غریبه شود.
-
افت عملکرد تحصیلی و شغلی
نوجوانی که از حضور در جمع و ابراز نظر خود میترسد هرگز در محیط مدرسه، دانشگاه یا کار به درستی دیده نمیشود. او ممکن است به دلیل ترس از مصاحبههای کاری، کنفرانسهای درسی یا صحبت در یک جمع، ترجیح دهد که فرصتهای پیشرفت تحصیلی و شغلی را از دست دهد و کارهایی را انجام دهد که پایینتر از سطح توانایی اوست. او همیشه در حاشیه قرار دارد و ممکن است دیگران اصلاً او را نشناسند؛ در نتیجه موقعیتهای تحصیلی و شغلی بهتر به افرادی داده میشود که صدایشان به گوش دیگری رسیده است. اضطراب اجتماعی چرخهای معیوب را به وجود میآورد. ابتدا فرصتها و امکانات بیشتر را از نوجوان میگیرد سپس با ایجاد احساس سرخوردگی و بیانگیزگی، عملکرد واقعی او را کاهش میدهد و نوجوان به این باور اشتباه میرسد که واقعاً ناتوان است.
-
افسردگی و احساس بیارزشی
ما انسانها به ارتباط با دیگری نیازمندیم. نوجوان مضطرب نیازش به ارتباط را نادیده میگیرد و خودش را از جمعها محروم میکند. وقتی این وضعیت ادامهدار شود، او کمکم ناامیدتر و تنهاتر میشود. تنهایی عمیق او احساس پوچی و بیارزشی را در او به وجود میآورد. در نهایت نوجوان به این دلیل که نتوانسته با دنیا ارتباط برقرار کند، تسلیم دنیای تاریک خود میگردد. انگار نوجوان در این دنیای تاریک تمام درها را به روی دیگران بسته است و چون به کسی اجازۀ ورود نمیدهد فکر میکند همه او را فراموش کردهاند و دوستش ندارند. در نهایت به دلیل احساس بیارزشی حتی دیگر انگیزۀ باز کردن در را هم ندارد و تمام شریانهای ارتباطی خود با دیگران و دنیا را قطع میکند.
-
وابستگی به نزدیکان و ترس از استقلال
نوجوانی که به دلیل اضطرابش در جمعها حضور ندارد، مهارتهای اجتماعی را دیرتر از سایر افراد یاد میگیرد. نوجوان به دلیل ترسی که دارد، مسئولیتهای زندگی بزرگسالی را به سختی میپذیرد و از انجام آنها در اجتماع وحشت دارد. خانه برای او تنها سنگر امنی است که او را از قضاوت و سرزنش در امان نگه میدارد. او از اعضای خانواده برای انجام کارهایش استفاده میکند و دیگران وظیفۀ ارتباط او با دنیای بیرون را به دوش میکشند. در نتیجه ممکن است نوجوان با بالاتر رفتن سنش همچنان مانند کودکی وابسته رفتار کند که نمیخواهد فرمان زندگیاش را به دست گیرد و هرگز طعم استقلال را نمیچشد.
-
رفتارهای پرخطر
وقتی فشار روانی در نوجوان به اوج خود برسد و راه فراری پیدا نکند، برای نجات خود دست به دامن راههایی میشود که به طور موقت حال او را بهتر میکنند. غرق شدن افراطی و اعتیادگونه در فضای مجازی یا بازیهای رایانهای، روی آوردن به مصرف مواد مخدر و الکل تلاشهای نافرجام نوجوان هستند تا به این طریق نیاز به ارتباط را جبران کند و از واقعیت تلخ زندگیاش بگریزد. نوجوان با روی آوردن به این مسکنهای موقت فقط برای مدتی کوتاه میتواند خلاء ارتباطیاش را پر کند اما در نهایت بیش از پیش در باتلاق اعتیاد و اضطراب مضاعف غرق میشود.
روشهای درمان و بهبود اضطراب اجتماعی
-
کشف معنای اضطراب نوجوان
اضطراب یا هر نشانۀ دیگری در روان دشمن ما نیست. نوجوان با انزوا و دوری از جمع، از خودش در برابر یک درد بزرگتر مراقبت میکند. به نوجوان کمک کنیم تا متوجه شود که این ترس از قضاوت دیگران از کجا میآید. آیا این اضطراب ترس از فاش شدن یک ضعف در عملکرد اوست یا چیز دیگر؟ وقتی نوجوان معنای پنهان این اضطراب را درک کند، به تدریج میتواند راهحل مدیریت آن را بیابد.
-
ترمیم رابطۀ خود با نوجوان
اگر در ارتباطمان با نوجوان مدام او را مقایسه یا سرزنش کردهایم، او فکر میکند اکنون نیز منتظر فرصتی هستیم که او اشتباه کند. درست است که ما نگران آیندۀ فرزندانمان هستیم و میخواهیم آنها را بر فراز قلههای خوشبختی و موفقیت ببینیم، اما گاهی این عشق و نگرانی ما برای نوجوان به شکلی وارونه معنا میشود. نوجوان با خود فکر میکند فقط در صورتی دوستداشتنی است که عملکرد عالی در تمام زمینهها داشته باشد. ما برای ترمیم رابطۀ خود با نوجوان میتوانیم با رفتارهای پذیرا و گشوده به او این پیام را بدهیم که «ما تو را با تمام نقصها و اشتباهاتت دوست داریم نه فقط زمانی که بینقص و عالی هستی». اگر خانه به محل امنی برای اشتباه کردن و شکست خوردن بدون سرزنش تبدیل شود، نوجوان با شجاعت بیشتری برای موفقیت در جامعه تلاش میکند.
-
شناخت منتقد درونی
نوجوان مضطرب در ذهنش فکر میکند که هیچگاه به اندازۀ کافی خوب نیست. او باید این صدای سرزنشگر درونی را بشناسد و از خودش جدا کند. او باید متوجه شود که این صدا، یک واقعیت بیرونی یا نظر واقعی مردم نیست بلکه این صدای منفی و منتقد در اعماق ذهن او جا خوش کرده است. نوجوان در فضایی حمایتگر و امن کمکم یاد میگیرد با خودش مهربانتر باشد. وقتی این زمزمهها در ذهن نوجوان تعدیل شوند، با خیالی آسودهتر وارد جامعه میشود. این افکار منفی هیچگاه به طور کامل و برای همیشه از بین نمیروند. هر چقدر هم تلاش کنیم این صداها هر از گاهی به خصوص در موقعیتهای جدید دوباره سراغ نوجوان میآیند. ریشهکن کردن این افکار هدف ما نیست و ما میخواهیم نوجوان این افکار را بشناسد تا وقتی سراغش آمد بداند با چه چیزی طرف است.
-
درک دنیای درون دیگران
نوجوان مضطرب معمولاً رفتارهای دیگران را اشتباه تفسیر میکند. مثلاً اگر همکلاسی نوجوان به او بیتوجهی میکند یا اگر دوستانش کنارهم میخندند، با خود فکر میکند حتما مشکلی دارد. اگر نوجوان بداند که پشت رفتار افراد احتمالات دیگری مانند خستگی، بیحوصلگی یا مشغلۀ خودشان است، یاد میگیرد که همه چیز به معنای قضاوت منفی او نیست. از طرف دیگر اگر نوجوان احساسات پشت رفتارهای خودش را هم بشناسد، با درک بهتری از این اضطرابها و سوء تفاهمها عبور میکند و اضطرابش به تدریج کمتر میشود.
راهکارهای عملی برای افزایش اعتماد به نفس نوجوانان
-
اعتماد به نفس در میدان عمل
بزرگترین اشتباه ما این است ما منتظر میمانیم تا ابتدا اعتماد به نفس را درون خود پیدا کنیم و بعد کاری انجام دهیم. اعتماد به نفس واقعی فقط با مثبت فکر کردن و تظاهر به اینکه «من میتوانم» به وجود نمیآید. نوجوان باید در دنیای واقعی دست به عمل بزند تا باور کند که توانمند است. تا زمانی که نوجوان درگیر خیالپردازیها و ترسهای خودش باشد، ضعیفتر میشود. پس شاید وظیفۀ ما این است که نوجوان را تشویق کنیم که با وجود ترس و تهدید قدم اول را بردارد.
-
جدا کردن مرز توانمندیهای نوجوان و نتیجۀ کار
نوجوان معمولاً میخواهد درست بعد از اولین اقدام به موفقیت کامل دست یابد. اگر این اتفاق نیفتد او ناامید میشود. نوجوان کمالگرا فکر میکند اگر در کاری بهترین نباشد و اشتباه کند یعنی اصلاً استعداد و توانمندی ندارد. این تفکر سفت و سخت باور او به تواناییهایش را به سرعت نابود میکند. درست است که ناکامیهای پی در پی و طولانی همۀ ما را ناامید میکند اما یکبار شکست و اشتباه نباید کل توانمندیهای نوجوان را زیر سوال ببرد. نوجوان باید یاد بگیرد طعم تلخ اولین ناکامیها را تاب بیاورد و تسلیم نشود.
-
بالا بردن تابآوری و تحمل ناتوانی در نوجوان
مسیر افزایش اعتماد به نفس همیشه یک مسیر بیدردسر نیست. این مسیر گاهی از وسط چالشها، اضطرابها و احساسات ناخوشایند میگذرد. هر زمان که نوجوان میخواهد مهارت جدیدی را بیاموزد، قطعاً در ابتدای راه نابلد است و مهارت کافی برای انجام آن را ندارد. این ناتوانی اولیه، اضطراب زیادی در نوجوان به وجود میآورد. او ممکن است برای فرار از احساس ناتوانی به طور کلی آن کار را رها کند. نوجوان باید بداند که در شروع هر مسیری این ناتوانیها و ضعفها طبیعی است و نشانۀ کمهوشی یا نقص او نیستند. در فضایی امن است که ظرفیت روانی نوجوان برای تحمل این اضطرابها و ابهامها افزایش مییابد.
-
تغییر نقش والدین
گاهی نگرانی و حمایت افراطی ما ریشۀ اعتماد به نفس پایین فرزندمان است. وقتی ما برای محافظت از نوجوان یا نگرانیهای خودمان همیشه کارهای او را انجام میدهیم، به نوجوان این پیام را میدهیم که «تو نمیتوانی و من بهتر از تو میدانم چه کاری بهتر است». برای اینکه نوجوان به توانمندیهایش باور پیدا کند والدین باید از نقش ناجی خود کنارهگیری کنند و دست از کنترلگری خود بردارند. این عقبنشینی به معنای رها کردن نوجوان نیست. باید به نوجوان فرصت دهیم خودش با چالشها مواجه شود و آنها را مدیریت کند. در صورتی که نوجوان از ما کمک خواست میتوانیم همراهش شویم.
نقش والدین و مدرسه در حمایت از نوجوان
کمک به نوجوان برای مدیریت اضطراب فقط در محیط خانه و دور از جامعه اتفاق نمیافتد. در کنار والدین، مدرسه و معلمان هم میتوانند با فراهم کردن فرصتهای گروهی بدون قضاوت و متناسب با توانمندی نوجوان، زنجیره این حمایت را تکمیل کنند. اضطراب اجتماعی همیشه یک مشکل جدی نیست که عملکرد کلی نوجوان را مختل کند. گاهی این اضطراب صرفاً یک ویژگی شخصیتی است که باعث میشود نسبت به سایر همسالانش، بیشتر در حاشیه بماند و فرصت ابراز وجود خود را نداشته باشد. با این حال گوشهگیری و فاصله گرفتن میتواند یک عامل خطر باشد. این نوجوانان به جای فشار برای تعامل بیشتر نیازمند حمایت بیشتر هستند. والدین و معلمان با توجه به شناختی که از نوجوان و توانمندیهایش دارند باید موقعیتهایی را فراهم کنند که به او مدیریت اضطراب را آموزش دهند و به سمتی هدایتش کنند که احساس کافی بودن داشته باشد و بازخوردهای مثبتی از دیگران دریافت کند.
اما اگر این اضطراب فراتر از یک ویژگی شخصیتی باشد و عملکرد نوجوان را به کلی تحت تاثیر قرار دهد یعنی نوجوان در انزوای مطلق فرو رود، ترس از قضاوت او را فلج کند یا ترس از روبهرو شدن با جمع باعث نرفتن به مدرسه و افت عملکرد تحصیلی و ارتباطی او شود، نیازمند کمکهای تخصصی است.
دریافت مشاوره نوجوان از کلینیک روانشناسی آگاه
سوالات متداول دربارۀ اضطراب اجتماعی در نوجوانان
آیا اضطراب اجتماعی همان خجالتی بودن است؟
خیر، خجالتی بودن یک ویژگی شخصیتی است اما اضطراب اجتماعی صدایی بیرحم در ذهن است که باعث ترس عمیق از قضاوت و طرد شدن میشود. انگار نوجوان میترسد که اگر دیگران نقصهای او را ببینند طرد میشود.
این اختلال معمولاً از چه سنی شروع میشود؟
این مشکل از اوایل نوجوانی یعنی حدود 12 تا 13 سالگی شروع میشود. همان زمانی که دنیای کودکانه کمکم جای خود را به دنیای بزرگسالی میدهد و نگاه دیگران برای نوجوان به مهمترین و حساسترین چیز تبدیل میشود.
علائم جسمی اضطراب اجتماعی چیست؟
نشانههای جسمی از لرزش آشکار دست، پا و صدا که از بیرون دیده و شنیده میشوند تا طوفانهای درونی مانند تپش قلب شدید و احساس تهوع که کسی متوجه آن نمیشود را شامل میشود.
آیا سبک تربیت والدین در بروز این اضطراب نقش دارد؟
تربیت والدین تنها علت ایجاد این مشکل نیست. عوامل محیطی و خلقوخوی خود نوجوان هم در ایجاد این اضطراب نقش دارد. با این وجود رابطۀ عاطفی میان والد و نوجوان یک نقش کلیدی دارد. حمایت افراطی یا کمالگرایی والدین این اضطراب را عمیقتر میکند و یک رابطه امن و پذیرنده نیز سپری در برابر این ترس است.
آیا شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام برای این نوجوانان مضر است؟
پاسخ به این سوال یک جواب مشخص ندارد. همه چیز به نحوۀ استفادۀ نوجوان بستگی دارد. اگر این فضا بستری برای مقایسۀ خود با زندگیهای فیلترشده و بینقص دیگران باشد اضطراب و احساس شرم نوجوان را عمیقتر میکند. اما اگر این فضاها ابزاری برای پیدا کردن همفکران و ابراز وجود تدریجی و بدون فشار برای نوجوان باشد، به خارج شدن او از حاشیۀ امن خود کمک میکند.
بهترین روش درمان برای نوجوانان چیست؟
نمیتوان نسخۀ واحدی برای تمام نوجوانان تعیین کرد. هر نوجوان ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد. ایجاد یک فضای امن و شکل گیری یک رابطۀ درمانی مناسب برای کشف دنیای درونی نوجوان را میتوان مهمتر از تمام تکنیکهای درمانی دانست.
اگر اضطراب اجتماعی درمان نشود چه خطراتی دارد؟
وقتی نوجوان در لاک تنهایی خودش بماند، استعدادها و توانمندیهایش مجال بروز نمییابند، عملکرد تحصیلی و شغلی او افت میکند، به تدریج از دایرۀ روابط اجتماعیاش فاصله میگیرد و توانایی پیوند با دیگران را از دست میدهد. این تنهایی عمیق در بزرگسالی میتواند به غمی عمیقتر و افسردگی تبدیل شود.
والدین چگونه میتوانند به فرزند خود کمک کنند؟
والدین با کنار گذاشتن کنترلگری و حمایت بیش از اندازۀ خود، پذیرش نوجوان و انتظارات واقعبینانه و فراهم کردن موقعیتهایی متناسب با توان نوجوان به او احساس کافی و خوب بودن را هدیه میدهند.
نتیجهگیری
گاهی انتظار یک عملکرد غیرواقعبینانه از خودمان به اشتباه ضعف و ناتوانی تفسیر میشود. گمشدۀ ما در اضطراب اجتماعی شاید اعتماد باشد. نوجوان مضطرب نه به خودش و توانمندیهایش اعتماد دارد و نه به دنیا و آدمهایش. اضطراب اجتماعی را نه با فشار آوردن برای حضور در جمع و نه با فرار از جمع نمیتوان برطرف کرد. به نشانههای این اضطراب باید گوش دهیم تا ببینیم چه داستانی را برایمان روایت میکند. هدف ما این نیست که از یک نوجوان مضطرب و منزوی، یک نوجوان پرانرژی و سخنران پرشور بسازیم، هدف این است که به نوجوان کمک کنیم با تمام تردیدها و ترسهایش قدمی به سمت تعامل بیشتر بردارد و لذت معمولی بودن، نه فشار بینقص بودن، را بچشد.
درباره ریحانه خیرآبادی
من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغالتحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذراندهام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنیسازی آشنا شدم و کارگاههای مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کردهام. از سال 1403 هم همکاریام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.
نوشتههای بیشتر از ریحانه خیرآبادی
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.