ترس کودک در خواب
«یه هیولا زیر تختم قایم شده»، این شاید آشناترین جملهای باشد که خواب شبانۀ خانواده را بهم میریزد. ما معمولاً برای همراهی کودک خود زیر تخت را نگاه میکنیم تا به کودک ثابت کنیم «اینجا چیزی نیست» اما آیا واقعاً چیزی آنجا وجود ندارد؟
در دنیای کودک، سایهها، ترس از تنهایی و تاریکی و کابوسهای شبانه کاملاً واقعی هستند. وقتی کودک در طول روز با یک تغییر یا اتفاقی اضطرابآور روبهرو میشود، آنها را به شکل یک هیولا میبیند و از تنها ماندن در اتاقش میترسد. این هراسهای شبانه ترسهایی بیجا و غیرمنطقی نیستند، گاهی سایههاییاند که از دل تنهایی و نگرانی کودک بلند میشوند و کنار تخت او مینشینند. کابوسها ادامۀ همان نگرانیهای کودک هستند که شبها در لباسی دیگر ظاهر میشوند و وحشت و هراس کودک نشانۀ دلتنگی او برای امنیتی است که نمیداند حالا چطور میتواند آن را دوباره در وجودش احساس کند. با دیدن دنیای کودک خود چراغی در دل تاریکی روشن میکنیم و به او نشان میدهیم که تنها نیست. با کشف دنیای کودک میتوانیم امنترین پناهگاه را برای خواب او به وجود آوریم.
فهرست محتوا:
Toggleترس کودک در خواب یعنی چه؟
ترس کودک در خواب زبانی نمادین برای کنار آمدن با دلهرهها و نگرانیهای روزانه و هضم کردن آنهاست، زبانی پنهان که ناامنی را فریاد میزند و آرامش را جستجو میکند. این زبان معمولاً خودش را به شکلهای متفاوتی مثل ترس از به خواب رفتن، کابوس یا وحشت شبانه نشان میدهد.
انواع ترس در خواب کودکان
-
ترس از به خواب رفتن
اگر پای صحبت بیشتر کودکان بنشینیم، میبینیم که نگرانیهای آنها دقیقاً زمان بیداری و قبل از خاموش شدن چراغها شروع میشود. کودک با بهانههایی مانند درخواستهای تکراری برای آب خوردن، رفتن به دستشویی یا ابراز ترس از تاریکی یا هیولای خیالی داخل کمد تمام تلاشش را میکند تا رفتن به تختخوابش را به عقب بیندازد. مقاومت کودک در به خواب رفتن صرفاً لجبازی یا بازیگوشی کودک نیست. مقاومت او نشانۀ هجوم فکر و خیالهای نگرانکننده به ذهن اوست چون کودک در این زمان، خوابیدن را با تنهایی و جدا شدن از مادر و پدرش یکی میداند. کودک با رفتارهایی مانند اصرار به خوابیدن در کنار شما یا صدا زدنهای مکرر به دنبال این است که مطمئن شود در دل تاریکی رها نشده و هنوز حواستان به او هست. او میخواهد با بیدار ماندنش اوضاع را کنترل کند و آرامشی را که به هر دلیلی کمرنگتر از قبل شده، در کنار شما پیدا کند.
-
کابوسها
کابوسها همان خوابهای ترسناکی هستند که در اواسط خواب و ساعات پایانی شب به سراغ کودک میآیند و او را با آشفتگی از خواب بیدار میکنند. کودک برای کنار آمدن با اضطرابها و ترسهایی که در طول روز تجربه کرده و نتوانسته دربارۀ آن صحبت کند، کابوس میبیند. در حقیقت تمام نگرانیهای بیصدا و خاموش او به شکل یک داستان ترسناک ظاهر میشوند.
-
وحشتهای شبانه
وحشتهای شبانه حالت متفاوت دیگری است که در همان ساعات اولیۀ خواب اتفاق میافتد و دیدن آن برای هر پدر و مادری نگرانکننده است. در این وضعیت، کودک ناگهان با صدای بلند جیغ میکشد، روی تخت مینشیند، بدنش داغ میشود یا عرق میکند، تپش قلب بالایی دارد و حتی ممکن است چشمهایش را کاملاً باز کند اما او اصلاً بیدار نیست. او ممکن است در این حالت با صحبت کردن یا بغل کردن آرام نشود و پس از چند دقیقه خودش دوباره به خوابی عمیق فرو رود و فردا صبح هم هیچ چیز از آن ماجرا را به یاد نیاورد. این حالت بر خلاف کابوس، داستان مشخصی ندارد. ذهن کودک در این حالت قصهای برای بیان کردن ندارد و بدنش است که با فریادهایی ناگهانی، سنگینی یک نگرانی یا خستگی بدنی زیاد را بیرون میریزد تا دوباره به آرامش برسد.
علائم کابوس و وحشت شبانه
علائم کابوس و وحشت شبانه در سایت Kids Health به شرح زیر آمده است:
کابوس
- کودک با دیدن کابوس از خواب کاملاً بیدار میشود و متوجه اطراف خود است.
- کودک در این شرایط به شدت میترسد، مضطرب یا آشفته و هراسان میشود و نیازمند آغوش و آرامش والدین است.
- او میتواند جزئیات خواب ترسناکی را که دیده برای ما تعریف کند.
- ترس او ممکن است مانع به خواب رفتن دوبارۀ او شود.
وحشت شبانه
- کودک در وحشت شبانه بیدار به نظر میرسد یعنی چشمان او باز است، جیغ میکشد یا حرف میزند اما در واقع کاملاً خواب است و متوجه حضور ما نمیشود.
- رفتارهایی مانند جیغ کشیدن، گریۀ شدید، نشستن در تخت، مشت کوبیدن یا حتی راه رفتن در خواب در وحشت شبانه دیده میشود.
- ممکن است متوجه علائمی مانند تپش قلب شدید، عرق کردن، تنفس سریع و گشاد شدن مردمک چشم کودک شویم.
- کودک فردا صبح یا چند دقیقه بعد از ماجرا، هیچ چیز از این اتفاق را به یاد نمیآورد.
- او در این وضعیت ناگهان دوباره به خوابی عمیق فرو میرود.
علت ترس کودک در خواب
1.هجوم افکار و احساسات کودک
کودکان در طول روز احساسات مختلفی مانند خشم، حسادت، غم و اضطراب را تجربه میکنند. آنها ممکن است برای کسب رضایت والدین و بچۀ خوبی بودن یا ترس از سرزنش تلاش کنند این احساسات را از ما پنهان کنند. واقعیت این است که این احساسات هیچگاه پشت درهای بسته نمیمانند. از آنجا که کودک در طول روز با بازی و درس سرگرم است، نگرانیهای او فرصت ابراز ندارند. معمولاً شبها با خاموش شدن چراغها یا بعد از خوابیدن او، این احساسات راه خروج خود را پیدا میکنند. حالا آن خشم یا نگرانی که کودک در بیداری نتوانسته به ما بگوید، تغییر شکل میدهد و به شکل یک هیولا یا دزد درمیآیند. این موجودات شبانۀ ترسناک در حقیقت همان احساسات پنهانشدۀ کودک هستند. ذهن کودک نمیتواند با دیدی منطقی به این ترسها نگاه کند به همین دلیل آنها را شبیه موجوداتی ملموس و واقعی، خطرناک میبیند تا برای اضطرابها و ترسهایش شکلی واقعی بسازد.
-
ترس از دست دادن امنیت
وقتی میخوابیم از دنیای آگاهانۀ اطراف خود جدا میشویم و کنترلمان روی محیط نسبت به زمان بیداری کمتر میشود. کودک برای اینکه بتواند با خیالی آسوده قدم به این دنیای بیخبری بگذارد، باید آغوشی امن و همیشگی را درون خود احساس کند. اگر کودک در رابطهاش با والدین یا در محیط خانوادگی، ثبات و آرامش کافی را تجربه نکرده باشد، خوابیدن برای او شبیه سقوط به دنیایی تاریک و تنهاست. لجبازیها، بهانهگیریهای کودک هنگام خواب یا اصرار او برای خوابیدن در کنار شما تلاشی است تا دوباره این احساس کنترل و امنیت را به دست آورد. او میخواهد مطمئن باشد که وقتی به خواب میرود، دنیای اطراف او هنوز پابرجاست و کسی هست که پناه او باشد.
-
سختی تحمل جدایی از والدین
در طول روز حضور ما به کودک این اطمینان را میدهد که او تنها نیست. شب زمان قطع شدن این ارتباط فیزیکی است. کودکانی که در ذهن خود تصویری ماندگار و آرامبخش از پدر یا مادرشان ندارند، با خاموش شدن چراغها از این دوری میترسند. کودکان در جدایی شبانه میترسند که در تاریکی، بیدفاع رها شوند و اگر خطری آنها را تهدید کند، کسی صدایشان را نشنود و برای همیشه فراموش شوند. اما این نگرانی همیشه در مورد خودشان نیست. ممکن است کودک با خود فکر کند که «نکند وقتی من خوابم، بلایی سر مامان و بابام بیاد؟» کودکی که تهدیدی را برای سلامتی و امنیت والدینش احساس میکند، این جدایی را تاب نمیآورد و در خوابیدن مقاومت نشان میدهد.
-
تعارضات درونی کودک
کودک در مسیر رشد خود دوست دارد مستقل شود و کارهایش را انجام دهد اما از طرف دیگر به شدت میترسد که با مستقل شدن، حمایت و عشق والدینش را هم از دست بدهد. این تعارض و بلاتکلیفی کودک نگرانیهایی برای او ایجاد میکند. شبها که او با این افکار و احساساتش تنها میشود، این نگرانی به اوج خود میرسد. نگرانی او به شکل ترس از تنهایی یا شبیه هیولایی در خواب درمیآید. این ترسها فریاد کودک هستند تا نشان دهد هنوز نیازمند مراقبت والدین خود است.
-
تغییرات ناگهانی محیط
وقتی محیط اطراف ما ثبات داشته باشد، احساس امنیت میکنیم. هرگونه تغییر ناگهانی و برنامهریزی نشدهای مانند جابجایی خانه یا مدرسه، طلاق والدین، تنشهای خانوادگی یا از دست دادن یک عزیز میتواند دنیای کودک را به شدت تکان دهد. در مواجهه با این شرایط جدید، کودک آشفته میشود. او هنوز به اندازۀ کافی، مهارت کنار آمدن با این تغییرات ناگهانی و بزرگ را ندارد. این آشفتگیها ممکن است شبها به شکل کابوسهایی از گم شدن، خراب شدن خانه یا از دست دادن کنترل دیده شوند.
-
محرکهای محیطی بیش از اندازه
استفادۀ بیش از حد از گوشی و تبلت به خصوص قبل از خواب، دیدن کارتونهای ترسناک یا پرجنب و جوش، کودکان را به شدت نسبت به هر محرکی در محیط آماده و گوشبهزنگ میکنند. این کودکان ذهنشان آمادگی بالاتری برای ترسیدن دارد و هر محرک ساده مانند سایهای روی دیوار یا صدای باد را به یک وحشت تمام عیار تبدیل میکنند.
مطالعه بلاگ اختلال خواب در کودکان
والدین هنگام ترس کودک چه کنند؟
-
حضور آرامبخش والدین
وقتی کودک ترسیده و با وحشت از خواب بیدار میشود، اصلاً زمان مناسبی برای بحث کردن یا گفتن جملاتی «اینجا که چیزی نیست» یا «تو دیگه بزرگ شدی نباید بترسی» نیست. ترس کودک در این لحظه کاملاً واقعی است. قدم اول بهتر است که او را در آغوش بگیرید و به او نشان دهید که در کنار شما امن و آرام است. حضور شما به کودک اطمینان میدهد که پناهگاهی امن دارد و میتواند دوباره دنیای بهمریختهاش را از نو بسازد.
-
پذیرش نشانهها و وسایل آرامشبخش
بچههایی که از تنهایی میترسند یا نگران سلامتی شما هستند، شبها احساس میکنند تمام ارتباطشان با شما قطع شده است. در این شرایط، این کودکان ممکن است برای تحمل تاریکی و دوری به وسیلهای خاص پناه ببرند. این وسیله میتواند یک عروسک، یک پتوی خاص یا یکی از وسایل شما نیز باشد. اگر فرزندتان اصرار دارد آن را کنار خود نگه دارد، آن را به زور از او جدا نکنید. آن وسیله همدم کودک در تاریکی است و در دنیای روانی کودک، جانشین حضور و امنیت شماست.
شما نیز میتوانید این ایده را به او پیشنهاد دهید. مثلاً یکی از وسایل خودتان مثل یک لباس را به او دهید و بگویید «هر وقت دلت برام تنگ شد یا ترسیدی میتونی اینو بغلت کنی». این نشانه به او کمک میکند تا بدون نگرانی از رها شدن در تاریکی به تصویر امن شما تکیه کند و به خواب رود.
-
ساختن امنیت در قلمرو کودک و همراهی او تا لحظۀ به خواب رفتن
وقتی فرزندمان نیمه شب با گریه به اتاقمان پناه میآورد، درک این شرایط شاید در لحظه ساده نباشد. از طرفی طاقت دیدن ناراحتی و گریۀ کودکمان را نداریم و از طرفی ممکن است خودمان خسته باشیم و در آن ساعات شب واقعاً حوصله و انرژی کافی برای بیدار ماندن را نداشته باشیم. در این لحظه سریعترین راهکار این است که کودک را کنار خودمان بخوابانیم. این کار در لحظه به ما و کودکمان آرامش میدهد اما در بلندمدت جواب نمیدهد. کودک با این کار این پیام را میگیرد که اتاقش واقعاً جای خطرناکی است که مادر و پدرش سریع قبول کردند او کنارشان بماند. بهتر است او را آرام کنید سپس با هم به اتاقش بازگردید. حضورتان را به اتاق او ببرید و کنارش بمانید. تا زمانی که به خواب عمیق نرفته است در کنارش بمانید. اینگونه کودک متوجه میشود که اتاق خودش هم امن است و حضور حمایتگر شما حتی اگر در کنار او نخوابید، فضای اتاقش را پر میکند.
-
ریشهیابی ترس کودک و درک جهان روانی او
نمیتوانیم فقط به آرام کردن کودک در لحظه بسنده کنیم. باید به دقت بررسی کنیم که واقعاً چه چیزی باعث نگرانی و ترس او شده است. ترسهای کودک را نباید با منطق بزرگسالی خودمان ببینیم. در دنیای روانی کودک اتفاقات سادهای مانند یک بحث خانوادگی روزمره نیز یک تهدید دیده میشود. تا زمانی که واقعیت را از چشمان خود کودک نبینیم و علتهای پنهان را درنیابیم، راهکارهای دیگر کارساز نخواهند بود و ذهن کودک همچنان به ساختن غولها و کابوسهای شبانه ادامه میدهد.
مطالعه بلاگ علائم اضطراب در کودکان و راههای کاهش آن
راهکارهای پیشگیری از کابوس و وحشت شبانه
-
پرهیز از اجبار به تنها خوابیدن
هیچ سن دقیق و ثابتی برای تنها خوابیدن کودکان وجود ندارد و اصرار برای جدا کردن اتاق کودک فقط اضطراب آنها را بیشتر میکند. هر کودکی ریتم رشد خودش را دارد و وقتی خود کودک آمادۀ مستقل خوابیدن باشد آن را با نشانههایی مثل تمایل به داشتن اتاق شخصی نشان میدهد. اگر به اجبار کودک را در اتاقش حبس کنیم یا در را به روی او ببندیم تا استقلال را یاد بگیرد، او از رها شدن دچار وحشت میشود و دیگر احساس امنیت نمیکند. اتاق خواب کودک باید پناهگاه امنی باشد که هر زمان از نظر روانی آمادگیاش را پیدا کرد به انتخاب خودش تنهایی خوابیدن را شروع کند.
-
کمک به کودک برای ابراز نگرانیها و تعارضات خود
کودکان احساسات ناخوشایند خود را در طول شب به شکل نمادهایی وحشتناک میبینند. ما باید بستری فراهم کنیم که کودک در طول روز ترسها و تعارضاتش را از طریق بازی، نقاشی یا گفتگویی بدون قضاوت و سرزنش، بیان کند. وقتی کودک در مورد آنها صحبت کند یا بتواند با نقاشی و بازیهایش آن را به ما نشان دهد، تا حدی بار روانی آن احساسات را تخلیه میکند و هنگام خواب نیازی به بازسازی آنها در قالب کابوس یا ترس شبانه ندارد.
-
ایجاد رابطهای امن با کودک
وقتی کودک تصویری امن و باثبات از والدنیش در ذهن نداشته باشد، ترس از رها شدن یا آسیب دیدن به یکی از بزرگترین ترسهایش تبدیل میشود. ایجاد فضای روانی امن و افزایش کیفیت ارتباطمان با کودک به او این اطمینان را میدهد که دوری موقت ما مثلاً هنگام خواب، به معنی نابودی رابطه و طرد شدن نیست. تقویت این فضای ایمن باعث میشود کودک در تاریکی به تصویر باثبات مادر یا پدرش تکیه کند و احساس آرامش کند.
-
کنار گذاشتن گوشی یا تبلت قبل از خواب
تماشای کارتونها یا بازی با گوشی و تبلت حتی اگر ترسناک هم نباشند، هیجان زیادی به کودک تزریق میکنند. برای داشتن خوابی آرام بهتر است کودک حداقل دو ساعت قبل از خواب گوشی یا تبلتش را کنار بگذارد. ذهنی که تا آخرین لحظه پر از تصاویر متحرک و هیجانی بوده، در سکون و سکوت شب نمیتواند آرام بماند و تمام آن هیحانات را به آشفتگی تبدیل میکند.
تکنیکهای آرامسازی برای کودکان بزرگتر
-
استفاده از تخیل کودک
کودکان در سنین بالاتر تخیل قدرتمندی دارند. برای آرام کردن کودک خود به جای انکار یا مسخره کردن موجودات خیالی کودکمان، از قدرت تخیل او استفاده کنیم و از او بخواهیم در این باره با ما صحبت کند. میتوانیم به کودک کمک کنیم تا داستان ترسناکش را تغییر دهیم. مثلاً وقتی کودک میگوید زیر تختش موجودی قایم شده، به جای اینکه آن را انکار کنیم نظرش را بپرسیم و بگوییم: «من فکر میکنم اون چیزی که زیر تختت قایم شده همون هیولای حواسپرت کتاب قصهها باشه که وقتی چراغو خاموش کردیم، نمیدونسته چجوری باید راه خونهاش رو پیدا کنه و اشتباهی اومده زیر تخت تو نشسته و منتظره تا صبح بشه که راه برگشت به خونهاش رو پیدا کنه. تو فکر میکنی خودش میتونه راهش رو پیدا کنه یا فردا صبح باهم اونو به خونهاش برسونیم؟». وقتی کودک متوجه شود میتواند کنترل اوضاع را به دست گیرد راحتتر با موجودات خیالی دنیای خود کنار میآید.
-
گفتگو با کودک دربارۀ ترسها و نگرانیهایش
از کودکان خود بخواهیم که در مورد ترسهایشان صحبت کنند. گفتگوی صمیمی با کودک به او این امکان را میدهد که بدون خجالت به ما بگوید بابت چه چیزهایی نگران است. نباید احساسات و افکار کودک را بیاهمیت بدانیم. وقتی ترس کودک برای والد پذیرفته باشد، کودک به تنهایی آنها را با خود به اتاق خوابش نمیبرد. ساختن یک داستان منسجم از اتفاقات روز و نگرانیهای کودک به آرامش او کمک میکند.
چه زمانی باید به متخصص مراجعه کنیم؟
اگر کابوسها و وحشتهای شبانۀ کودک به طور مداوم تکرار شوند، این ترسها باعث افت عملکرد او در طول روز شود، تلاشهای والدین برای آرام کردن کودک فایدهای نداشته باشد یا کودک هنگام خوابیدن علائم جسمانی مانند دلدرد، تپش قلب، سردرد یا ناخن جویدن و.. را نشان دهد یا اشتهای خود را از دست دهد، بهتر است با یک متخصص مشورت کنید.
جمعبندی
ترسهای کودک در واقع فریاد کمکخواهی او هستند. ذهن کودک تنشها و اضطرابهایش را میتواند به شکل یک هیولا یا جادوگری ترسناک تبدیل کند. جنگیدن با این موجودات خیالی یا بیاهمیت جلوه دادن آنها آشفتگیهای کودک را رفع نمیکند. اگر آغوش ما در بیداری پناهگاهی امن برای شنیدن و درک کردن او باشد، ذهن او دیگر نیازی به ساختن این دیوهای شبانه ندارد.
درباره ریحانه خیرآبادی
من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغالتحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذراندهام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنیسازی آشنا شدم و کارگاههای مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کردهام. از سال 1403 هم همکاریام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.
نوشتههای بیشتر از ریحانه خیرآبادی
1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.