با والدین سمی چه کنیم؟
ممکن است با افراد سمی زیادی در جامعه مواجه شده باشید؛ منظورم از «سمی» فردی است که با رفتارهایش به دیگران آسیب میزند. اما وقتی چنین فردی پدر یا مادرتان باشد، وضعیت پیچیدهتر میشود؛ چون کسانی که قرار بود منبع عشق و حمایت برایمان باشند، حالا با رفتارهایشان زخمهای عمیقی بر روانمان به جا میگذارند و ما انگار در دنیایی از عشق و نفرت گیر میکنیم. اما خوشبختانه راههایی هم هست تا به ما کمک کنند با این شرایط کنار بیاییم. پس در این مقاله از وبلاگ آگاه به بررسی نشانههای والدین سمی، تأثیر آن بر سلامت روان و راهکارهایی برای عبور از این چالش میپردازیم.
فهرست محتوا:
Toggleوالدین سمی چه ویژگیهایی دارند؟
قبل از هر چیز بهتر است به این سؤال پاسخ بدهیم که اصلاً منظور از والدین سمی چیست؟ و چنین والدینی چه ویژگیهایی دارند؟ والد سمی، والدی است که با رفتارهای مختلف محیطی ناسالم، پرتنش و آسیبزا ایجاد میکنند و سلامت روان و رشد شخصی فرزندش را تحتتأثیر قرار میدهد. اینگونه رفتارها طیف گستردهای دارند که هر فرد ممکن است یک یا چند نمونه از آنها را نشان دهد. بر اساس مقالهای در سایت psychologytoday والدین سمی معمولاً:
خشونت جسمی یا کلامی دارند
والدین سمی ممکن است هنگام عصبانیت رفتارهای خشونتآمیزی مانند ضربهزدن، لگدزدن، مشتزدن و… انجام دهند. البته خشونت فقط خشونت جسمی نیست و ممکن است آنها از خشونت کلامی یا عاطفی نیز استفاده کنند. مثلاً با توهین، فحش و ناسزا یا تحقیر با شما صحبت میکنند یا شما را جلوی جمع مسخره میکنند. هرچند تأثیرات منفی خشونت کلامی قابلمشاهده نیست؛ اما به همان اندازه خشونت جسمی آسیبزننده است.
کنترلگری میکنند
یکی از مهمترین و البته آزاردهندهترین ویژگی والدین سمی کنترلگری است. والدین کنترلگر آزادی، استقلال و فردیتتان را نادیده میگیرند. آنها میخواهند همه چیز مثل رشته تحصیلی، شغل، اعتقادات مذهبی یا حتی سبک لباس پوشیدنتان مطابق نظر آنها باشد. همچنین بیش از حد در زندگی شخصیتان دخالت میکنند و انتظار دارند همیشه گوش به فرمانشان باشید. متأسفانه اینگونه والدین در صورت تلاش شما برای مستقل شدن واکنش شدیدی نشان میدهند و حتی ممکن است به پرخاشگری و خشونت رو بیاورند.
دستکاری روانی میکنند
دستکاری روانی یا manipulation یکی دیگر از ویژگیهای رفتاری والدین سمی است. دستکاری روانی یعنی اینکه فردی با تکنیکها یا بازیهای روانی شما را مدیریت کند و تحتفشار قرار دهد تا به خواستههایش برسد. مثلاً اگر والدین از شما بخواهند کاری را انجام دهید؛ ولی مخالفت کنید، با مظلومنمایی و گفتن جملاتی مثل من برای تو هر کاری میکنم اما تو نه؛ شما را درگیر احساس گناه میکنند تا درنهایت کاری که میخواهند را انجام دهید. البته این رفتار در عموم افراد به شکل ناهشیار انجام میشود یعنی اینطور نیست که فرد هشیارانه و آگاهانه تلاش کند تا شما را درگیر بازیهای روانی کند.
گسلایت میکنند
گسلایت یعنی اینکه فرد حقیقت را بهگونهای تحریف کند که شما دچار سردرگمی شوید و به خودتان و درکتان از واقعیت شک کنید. البته گسلایت هم مانند منیپولیت در اکثر افراد به شکل ناهشیار و ناخوداگاه انجام میشود. در واقع گاهی برخی والدین نمیتوانند اشتباهاتشان را قبول کنند، به همین دلیل انگشت اتهام را به سمت شما نشانه میگیرند و طوری رفتار میکنند تا باور کنید، مقصر هستید. مثلاً توهین میکنند یا کتک میزنند و بعد میگویند تقصیر خودت است که من را عصبانی کردی!
حمایتگر و همدل نیستند
والدین سمی معمولاً از شما حمایت نمیکنند و رفتار همدلانه ندارند. مثلاً وقتی به موفقیت قابلتوجهی میرسید، آنها بهجای تشویق و تأیید ممکن است آن را نادیده بگیرند یا حتی دستاوردهایتان را بیارزش جلوه دهند. همچنین وقتی به مشکلی برمیخوردید، بهجای همدلی فقط شما را مقصر میدانند و سرزنشتان میکنند.
بیش از حد انتقاد میکنند
والدین سمی نسبت به همه چیزهای مرتبط با شما بیش از حد انتقاد کنند. در واقع نقصها و اشتباهاتتان را بزرگنمایی میکنند و مدام بابت آنها سرزنشتان میکنند. این رفتار باعث میشود احساس کنید هیچوقت کافی و خوب نیستید و بهتدریج عزتنفس و اعتمادبهنفستان را از دست بدهید.
مرزها را رعایت نمیکنند
والدین سمی گاهی مرز بین خودشان و شما را محو میکنند. ممکن است شما را بهعنوان بخشی از خودشان ببینند نه بهعنوان فردی مستقل با نیازها و خواستههای متفاوت. در نتیجه در کارهای شخصیتان دخالت میکنند، برای شما تصمیم میگیرند و انتظار دارند نیازهای عاطفیشان را برآورده کنید.
نیازهای خودشان را به نیازهای شما ترجیح میدهند
برخی والدین سمی معمولاً خودشان را در اولویت قرار میدهند و برطرفکردن نیازها و خواستههای خودشان را ترجیح میدهند. این رفتار بهویژه برای نوزادان و کودکان خردسال که قادر به مراقبت از خود نیستند، بسیار آسیبزننده است. زیرا نیازشان به مراقبت، توجه و محبت کاملاً نادیده گرفته میشود.
رفتارهای جنسی نامناسب دارند
یک نشانه بسیار جدی و آسیبزننده از والدین سمی، رفتارهای جنسی نامناسب است. این رفتارها میتواند شامل آزار جنسی یا قرار دادن کودک در معرض محتوای جنسی باشد که همگی بهعنوان سوءاستفاده جنسی شناخته میشوند.
احساساتشان را سر شما خالی میکنند
والدین سمی ممکن است از شما بهعنوان محلی برای تخلیه احساساتشان استفاده کنند. برای مثال، ممکن است بدون اینکه کار بدی کرده باشید، خشمشان نسبت به دیگران را بر سر شما خالی کنند. همچنین ممکن است شما را مقصر ناکامیهایشان جلوه دهند. مثلاً بگویند: بهخاطر بهدنیاآمدن تو نتوانستم سرکار برم یا اینکه فقط بهخاطر تو مجبور شدم این زندگی را تحمل کنم.
آنها از یک نسل متفاوت هستند
تفاوت نسلی و تغییرات فرهنگی یکی دیگر از چالشهای مهم در روابط والدین و فرزندان است. در واقع بسیاری از والدین رفتارهایی مثل کنترلکردن، اعمال محدودیت و… را از سر دغدغه، نگرانی و تلاش برای حمایت از فرزندان انجام میدهند، نه برای آسیب زدن. آنها معمولاً با ارزشها و باورهایی بزرگ شدهاند که در زمان خود کارآمد بوده؛ اما با تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی، این ارزشها گاهی با نیازها و نگرشهای نسل جدید همخوانی ندارد. همین اتفاق میتواند باعث سوءتفاهم و کشمکش شود و به شکل کنترل بیش از حد، انتقاد یا تحمیل باورها بروز یابد.
اثرات والدین سمی بر سلامت روان فرزندان
بر اساس مقالهای در سایت choosingtherapy رشد در کنار والدین سمی و ناامن تأثیرات عمیق و پایداری بر سلامت روان به همراه دارد که برخی از این اثرات شامل موارد زیر است:
عزتنفس پایین و گفتوگوی منفی با خود
وقتی در محیط خانواده همیشه مورد انتقاد، سرزنش و تحقیر باشید، سخت است که عزتنفس و اعتمادبهنفس بالایی داشته باشید. در واقع شما پیامهای منفی که از والدینتان گرفتهاید را درونی میکنید و بعد این جملات را در گفتوگوهای درونی با خودتان تکرار میکنید. مثلاً اگر در کودکی وقتی اشتباه میکردید، پدر یا مادرتان میگفتند تو بیعرضهای! بعداً در بزرگسالی هر اشتباه کوچکی هم انجام دهید، به خودتان میگویید من بیعرضهام. این اتفاق درنهایت باعث کاهش عزتنفس و اعتمادبهنفس میشود.
بروز اختلالهای روانی
زندگی در یک محیط پرتنش و آزاردهنده و تجربه خشونت، دعوا، توهین و تحقیر میتواند احتمال بروز برخی اختلالهای روانی مثل اضطراب، افسردگی یا PTSD را در کودکی یا بزرگسالی افزایش دهد.
ناتوانی در ایجاد یا حفظ رابطه سالم
متأسفانه با داشتن پدر و مادری که دستکاری روانی یا گسلایت میکنند یا هر ویژگی بد دیگری دارند، شما نمیتوانید یک رابطه سالم را با آنها تجربه کنید. در نتیجه در بزرگسالی برای پیداکردن دوست یا پارتنر با مشکل مواجه میشوید؛ چون الگویی از روابط سالم نداشتهاید. همچنین ذهنتان به رابطه ناسالمی که با والدینتان داشتهاید، عادت کرده است. ازآنجاییکه روان ما طوری طراحی شده که ترجیح میدهد ثبات حفظ شود و الگوهای مشابه تکرار شود، پس با افرادی شبیه به پدر و مادرتان وارد رابطه دوستی یا عاطفی میشوید.
تلاش برای جلب تأیید دیگران
بزرگشدن در خانوادههای ناکارآمد، ممکن است باعث شود برای خوشحال کردن دیگران و جلب تأییدشان هر کاری انجام دهید. مثلاً از آنچه واقعاً دلتان میخواهد، بهخاطر طرف مقابل چشمپوشی کنید تا دوستداشتنی باشید یا اینکه از دعوا و دلخوری جلوگیری کنید. این وضعیت بسیار خستهکننده و شما را دچار فرسودگی روانی میکند. چون خودتان را نادیده میگیرید و همچنین هیچوقت نمیتوانید همه را راضی نگه دارید.
کمالگرایی
اگر رفتار والدینتان طوری باشد که استانداردهای غیرواقعی برایتان تعیین کنند یا اینکه هرگز از شما راضی نباشند، ممکن است برای جلب تأیید آنها یا فرار از انتقاداتشان، به فردی کمالگرا تبدیل شوید. یعنی در زمینههای مختلف مثل تحصیل یا کار استانداردهایی بالایی برای خودتان در نظر میگیرید و اگر به آن نرسید خودتان را سرزنش میکنند. در این شرایط حتی ممکن است از ترس شکستخوردن هیچگاه مسیر جدیدی را شروع نکنید.
سوءمصرف مواد
ممکن است برخی افراد برای مقابله با فشار روانی ناشی از این شرایط به مصرف مواد مخدر یا الکل رو بیاورند.
مشکلات جسمانی
استرس مزمن و فشار روانی ناشی از زندگی در محیط پرتنش و مقابله با والدین سمی ممکن است به مشکلات جسمانی مثل اختلالات گوارشی، سردرد یا ضعف سیستم ایمنی منجر شود.
راهکارهایی برای حفظ سلامت روان در مواجهه با والدین سمی
در مواجهه با والدین سمی، حفظ سلامت روان اهمیت زیادی دارد، چرا که رفتارهایشان ممکن است منجر به فرسودگی روانی و کاهش اعتمادبهنفس شود؛ اما خوشبختانه راهکارهایی هم هستند که به شما کمک میکنند در این شرایط سلامت روانتان را حفظ کنید. در مقالهای از وبسایت psychcentral برخی از این راهکارها معرفی شدهاند که عبارتاند از:
برای آنها مرزهایی سالم تعیین کنید
مرزگذاری در روابط یعنی تعیین و مشخصکردن حدودی که نشان میدهد هرکس چه چیزهایی را میپذیرد و چه چیزهایی را نمیپذیرد. به زبان ساده، مرزگذاری یعنی مراقبت از خود دررابطهبا فرد دیگر. پس سعی کنید برای پدر و مادرتان مرزهای مشخصی تعریف کنید. برای مثال تلاش کنید به خواستههای غیرمنطقیشان نه بگویید و اجازه ندهید با رفتارهای آزاردهندهای مثل دستکاری روانی شما را دچار احساس گناه ناسالم کنند.
مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنید
تقویت مهارتهای ارتباطی میتواند تأثیر چشمگیری در نحوه مواجهه با چنین والدینی داشته باشد. در واقع این مهارتها به شما کمک میکنند تا بدون ایجاد درگیری یا احساس ضعف از خودتان محافظت کند. برای مثال، یادگیری مهارت جرئتمندی باعث میشود بتوانید خواستهها و مرزهای خود را به شکل روشن و محترمانه بیان کنید، بدون اینکه منفعل یا پرخاشگر باشید. همچنین توانایی مدیریت احساسات کمک میکند وارد بحثها و دعواهای فرسایشی نشوید و آرامشتان را حفظ کنید.
به یک درمانگر خوب مراجعه کنید
مراجعه به درمانگر خوب هم نقش بسیار مؤثری در مقابله با والدین سمی دارد. درمانگر به شما کمک میکند تا الگوهای ناسالم دوران کودکی و تأثیرات آنها بر احساسات و روابط کنونیتان را بهتر بشناسد. سپس تکنیکهای مهمی برای مدیریت تعاملات با والدینتان به شما آموزش میدهد. همچنین او کمک میکند تا راجع به آسیبهایی که تجربه کردید، صحبت کنید و احساساتتان را پردازش کنید. برای شروع مسیر تحول و رشد میتوانید از درمانگران کلینیک آگاه که در زمینه مشاوره فردی فعالیت میکنند هم کمک بگیرید.
تلاش برای راضیکردن آنها را متوقف کنید
همه ما دوست داریم پدر و مادرمان ما را تأیید کنند و از ما راضی باشند؛ اما متأسفانه راضیکردن چنین والدینی سخت و غیرممکن است. در واقع در تمام زندگیتان در حال تلاش برای راضیکردن آنها هستید و هیچوقت هم به آن نمیرسید. همچنین به آنچه خودتان واقعاً ازتهدل میخواهید هم فرصتی نمیدهید. درحالیکه این زندگی شما است و حق دارید کارهایی را انجام دهید که واقعاً دوست دارید. پس از تلاش بیهوده برای راضیکردن آنها دست بردارید.
تلاش نکنید آنها را تغییر دهید
کاملاً طبیعی است که آرزو داشته باشید پدر و مادرتان را به افرادی مهربان، همدل و حمایتگر تغییر دهید و رفتارهای آزاردهنده آنها را از بین ببرید؛ اما حقیقت تلخ این است که شما هرچقدر هم تلاش کنید، نمیتوانید کسی را تغییر دهید. پس بهجای این کار روی چیزهایی تمرکز کنید که کنترلشان در دست شما است؛ مثلاً میتوانید تلاش کنید نحوه واکنشتان به رفتار سمی آنها را تغییر دهید تا کمتر تحتتأثیر قرار بگیرید.
همه چیز را برای آنها تعریف نکنید
نیاز نیست راجع به همه جزئیات زندگی با پدر و مادرتان صحبت کنید. مثلاً اگر در محل کار یا حتی روابط عاطفی با چالشی روبرو شدید، شاید بهتر باشد که آنها در جریان این اتفاق نباشند. مخصوصاً اگر میدانید با شما همدلی نمیکنند یا ممکن است بعداً از این اتفاق برای تحقیر و سرزنشتان استفاده کنند.
مراقبت خودتان باشید
همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، زندگی در یک محیط پرتنش و سروکله زدن با پدر و مادر سمی استرس و فشار روانی زیادی به شما وارد میکند. پس در این شرایط بسیار مهم است که از سلامت جسم و روانتان مراقبت کنید. برای این کار سعی کنید مواردی مثل داشتن خواب کافی، رژیم غذایی خوب، ورزش منظم، تمرین مدیتیشن و… را رعایت کنید. البته ممکن است که انگیزهای برای انجام کارهایی مثل ورزش یا مدیتیشن نداشته باشید؛ اما سعی کنید با قدمهایی هر چند کوچک این مسیر را آغاز کنید.
سایر ارتباطات خود را گسترش دهید
معمولاً باید والدین بزرگترین حامیان فرزندانشان باشند؛ اما همیشه اینطور نیست. در واقع بعضی از پدر مادرها بهجای حمایت و دلگرمی بیشتر به انتقاد، مسخرهکردن، تحقیرکردن و… عادت دارند. اما پیداکردن یک دوست خوب یا یک پارتنر امن و قابلاعتماد میتواند جای خالی والدینتان را در زندگی پر کند. البته به این نکته هم توجه کنید که شما نباید از دوست یا پارتنرتان توقع بیش از حد داشته باشید و بهتر است مرزهای یک ارتباط سالم را حفظ کنید.
وارد بحث و درگیری نشوید
سعی کنید درگیر بحثهایی که به تحقیر، توهین یا بیاحترامی ختم میشوند، نشوید. به یاد داشته باشید که لازم نیست در هر جدالی که دعوت میشوید، شرکت کنید و میتوانید تصمیم بگیرید از بحث کنار بکشید. با این کار تا حد زیادی از سلامت روانتان محافظت میکنید.
در نقش قربانی غرق نشوید
درست است که زندگی با چنین شرایطی زخمهای عمیقی بر روانتان به جا میگذارد؛ اما این طبیعی نیست که در نقش قربانی غرق شوید و مسئولیتهای خودتان را فراموش کنید. فرو نرفتن در نقش قربانی اولا به این معنا است که همه مشکلات زندگیتان را روی دوش پدرومادرتان و آسیبهایی که تجربه کردهاید، نیندازید. در واقع لازم است به عنوان یک بزرگسال برای تغییر و بهبود شرایط تلاش کنید و مسئولیت زندگی و انتخابهای خود را بپذیرید. در این شرایط مراجعه به یک تراپیست میتواند نقش مؤثری در جلوگیری از تکرار رفتارهای قربانیگونه داشته باشد و کمک میکند در روابطتان فعالتر و سالمتر عمل کنید. دوم اینکه شما نباید در چرخه خشونت گرفتار شوید و با فرزندتان طوری رفتار کنید که پدرومادرتان با شما رفتار کردند. پس بهتر است با استفاده از راهکارهایی که در ادامه بررسی میکنیم تلاش کنید از این چرخه خارج شوید.
چگونه والدین سمی نباشیم؟
کسانی که والدین سمی داشتهاند معمولاً خودشان هم در ارتباط با فرزندشان رفتارهای آزاردهندهای نشان میدهند. مثلاینکه یکچرخه از والدگری نادرست تشکیل میشود. برای اینکه این چرخه را بشکنید و شما هم پدر یا مادر سمی برای فرزندتان نباشید، بهتر است چند نکته مهم را رعایت کنید که عبارتاند از:
خودآگاهی را تمرین کنید
افزایش خودآگاهی یکی از کلیدیترین عوامل در پیشگیری از والدگری سمی است. در واقع وقتی نسبت به احساسات، افکار و الگوهای رفتاریتان شناخت کافی داشته باشید، کمتر دچار تکرار چرخههای ناسالم میشوید. یعنی خودآگاهی کمک میکند نقاط ضعف، الگوهای آموختهشده از خانواده و زخمهای گذشتهتان را تشخیص دهید و آگاهانه تلاش کنید آنها را دررابطهبا فرزندتان تکرار نکنید. این کار به ایجاد رابطهای سالم و امن میان شما و فرزندتان کمک میکند.
محیط خانوادگی سالم ایجاد کنید
ایجاد محیط خانوادگی سالم به معنای ساختن فضایی امن و حمایتگر است که در آن اعضای خانواده احساس احترام و آرامش داشته باشند. چنین محیطی با ارتباط شفاف و محترمانه، رعایت مرزهای شخصی، حمایت عاطفی و تشویق و مدیریت درست تعارضها شکل میگیرد.
حس استقلال را در فرزندتان پرورش دهید
هیچکس یکشبه به فردی مستقل تبدیل نمیشود و مستقلبودن ویژگی است که باید آن را بهتدریج پرورش دهید. برای تقویت حس استقلال در فرزندتان میتوانید مسئولیتهایی که مناسب سنش است را به او بسپارید تا بهتنهایی انجام دهد و درنهایت به فردی مسئول و مستقل تبدیل شود. همچنین باید از چسبیدن به او، محافظت افراطی و دخالت مداوم در کارها و تصمیمگیریهایش خودداری کنید.
فرزندتان را با دیگران مقایسه نکنید
مقایسهکردن فرزندتان با دیگران یکی از آسیبزنندهترین رفتارهایی است که میتوانید انجام دهید. در واقع اگر دیگران را بهتر از فرزندتان میدانید، ممکن است به او احساس بیارزشی و دوستنداشتنی بودن دهید. اگر هم او را بهتر از دیگران بدانید، احتمال دارد او را درگیر کمالگرایی افراطی و تمایل برای بهترین بودن کنید. پس بهجای مقایسه، به او بیاموزید بر تواناییهای خودش تمرکز کند و آنها را برای رشد شخصیاش پرورش دهد.
احساساتش را تأیید کنید
بهتر است محیطی امن فراهم کنید تا فرزندتان بتواند بدون ترس از قضاوت یا سرزنش، احساساتش را بیان کند. سپس باید تلاش کنید احساسات مثبت یا منفیاش را بپذیرید و او را درک کنید. با این کار به او کمک میکنید که روشهای سالم برای مدیریت هیجانهایش را یاد بگیرد.
بهجای سرزنش، انتقاد سازنده کنید
بهعنوان یک والد خوب، باید به فرزندتان کمک کنید نقاط ضعف خود را بشناسد و برای رفعشان تلاش کند. اما از سرزنش، تمسخر یا بزرگنمایی اشتباهاتش خودداری کنید. در عوض، بازخوردی سازنده بدهید تا بدون اینکه اعتمادبهنفسش آسیب ببیند، نقاط ضعفش را اصلاح کند.
جمعبندی
در این مقاله تلاش کردیم شما را با ویژگیهای والدین سمی آشنا کنیم و راههایی برای مقابله با آنها را توضیح دهیم. والدین سمی میتوانند سلامت روانتان را بهشدت تحتتأثیر قرار دهند؛ پس بسیار مهم است که برای مقابله با آنها اقداماتی که در مقاله اشاره کردیم را انجام دهید. همچنین اگر خودتان دارای فرزند هستید تلاش کنید چرخه والدگری سمی را بشکنید و شکل ارتباط با فرزندتان را بهتر کنید.
سؤالات متداول (FAQ)
والدین سمی چه کسانی هستند؟
والدین سمی به پدر یا مادری گفته میشود که در ارتباط با فرزندانش رفتارهای آزاردهندهای مثل کنترلگری، خشونت جسمی یا کلامی، دستکاری روانی، گسلایت و… را به کار میبرد. در نتیجه سلامت روان فرزندانش را تحتتأثیر قرار میدهد.
چگونه میتوان با والدین سمی کنار آمد؟
برای کنارآمدن با آنها باید مرزهایی سالمی برای خودتان مشخص کنید، همه چیز را با آنها در میان نگذارید، تلاش نکنید آنها را تغییر دهید، وارد بحث و درگیریهای بیهوده نشوید، از یک درمانگر کمک بگیرید و…
چه زمانی باید از کمک حرفهای استفاده کرد؟
اگر احساس میکنید دررابطهبا والدینتان دچار اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و… شدهاید، بهتر است از یک درمانگر حرفهای کمک بگیرید. این کار به پردازش آسیبها و یادگیری مهارتهای مقابلهای سالم کمک میکند.
سایر منابع:
https://parentry.com/9-ways-how-not-to-be-a-toxic-parent
درباره فاطمه شهبازی
من فاطمه شهبازی فارغالتحصیل کارشناسی روانشناسی از دانشگاه یزد هستم. بیشتر به رویکردهای پویشی و تحلیلی علاقهمند هستم و اکثر مطالعاتم هم در این زمینه است و در کارگاههای مربوط هم شرکت میکنم. از سال ۱۴۰۰ نیز درمان فردیام را با رویکرد istdp شروع کردم. همچنین از پاییز سال ۱۴۰۲ به عنوان نویسنده بلاگ با کلینیک آگاه همکاری میکنم و هدف من آگاهکردن و افزایش اطلاعات افراد جامعه راجع به مسائل روانشناختی است.
نوشتههای بیشتر از فاطمه شهبازی3 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
خیلی خوب بود ممنون
ممنون از اینکه میخونید
عالی بود