چرا بعضی افراد بعد از چند جلسه تراپی را رها میکنند؟
نشستن روی صندلی اتاق تراپی، برای خیلیها ترکیبی از امید و اضطراب است. بار اول که در اتاق درمان را باز میکنیم ممکن است قلبمان تندتر بزند. نمیدانیم از کجا باید شروع کنیم، چقدر باید حرف بزنیم یا با خودمان میگوییم آدم روبهرویمان چقدر میتواند کمکمان کند. گاهی اوقات بعد از چند دقیقه حرف زدن، حس میکنیم باری از روی شانههایمان برداشته شده؛ گاهی هم درست برعکس، احساس میکنیم زخمی قدیمی را دوباره باز کردهایم و حالا نمیدانیم با درد تازهاش چکار کنیم.
خیلی از آدمها در جلسههای اول تراپی، بین دو احساس متضاد گیر میکنند: از یک طرف امید دارند که بالاخره کسی آنها را میفهمد و قرار است چیزی تغییر کند، از طرف دیگر میترسند که نکند اینهمه حرف زدن بیفایده باشد. نکند کنترل احساساتی که مدتها تلاش کردهاند تا سرکوبشان کنند را از دست بدهند. بعضیها بعد از جلسۀ اول روان درمانی احساس سبکی میکنند و با اشتیاق جلسۀ بعدی را رزرو میکنند. بعضی دیگر شب همان روز با خودشان کلنجار میروند که «نکنه زیادی حرف زدم» یا «نکنه درمانگرم فکر کنه خیلی مشکل دارم.»
نوسان احساسات ما در رواندرمانی بخشی طبیعی از فرآیند درمان است. تراپی یک گفتوگوی معمولی نیست؛ فضایی است که در آن قرار است چیزهایی را تجربه کنیم که شاید سالها از آنها فرار کردهایم. درست در همین نقطهای که امید و ناامیدی، کنجکاوی و ترس با هم قاطی میشوند، خیلیها تصمیم میگیرند تراپی را ادامه ندهند و بعد از چند جلسه، ناگهان مسیر درمان را رها میکنند.
چه چیزی باعث میشود کسی که خودش در ابتدا تصمیم گرفته و هزاران امید رواندرمانی را شروع کرده است، بعد از چند جلسه رواندرمانی را رها کند؟ آیا دلیل ترک کردن تراپی انتظاراتی است که از آن داریم؟ احساسات دشواری که در مسیر روان درمانی تجربه میکنیم، یا چیزهای دیگری که کمتر دربارهشان حرف میزنیم باعث میشود دیگر نخواهیم به تراپی برگردیم؟ در این مقاله به رایجترین دلایل رها کردن تراپی میپردازیم. اگر بفهمیم قرار است چه احساساتی را در این مسیر تجربه خواهیم کرد، بتوانیم با آگاهی بیشتری تصمیم بگیریم که تراپی را ادامه بدهیم یا نه.
فهرست محتوا:
Toggleچرا بعضی افراد بعد از چند جلسه تراپی را رها میکنند؟
روان درمانگران همیشه از خودشان میپرسند چرا افراد درمان روانشناختی را نیمهکاره رها میکنند؟ تشخیص زمان مناسب برای پایان دادن به جلسات درمانی میتواند برای درمانگران و مراجعان چالش برانگیز باشد. به طور کلی، وقتی ما به عنوان مراجع به اهدافی که از ابتدای درمان برای خودمان درنظر گرفته بودیم برسیم. در این صورت ممکن است زمان آن رسیده باشد که تراپی را تمام کنیم. اما گاهی اوقات، درمان زودتر از موعد متوقف میشود.
ترک تراپی یا رها کردن زودهنگام درمان یعنی ما قبل از رسیدن به اهداف توافقشده، جلساتمان را قطع کنیم؛ گاهی بدون صحبت کردن با درمانگر. مطالعات نشان میدهند بیش از نیمی از کسانی که به دنبال رواندرمانی هستند، پس از اولین جلسه تراپی را رها میکنند.
شروع درمان معمولاً آسانتر از ادامه دادن آن است. در آغاز، انگیزۀ ما برای ادامه دادن تراپی بالاست. ما تصمیم گرفتهایم از متخصصی کمک بگیریم و امید داریم که تغییری ایجاد شود. اما با پیش رفتن جلسات، کار سخت میشود. باید با احساسات ناخوشایند روبهرو شویم، الگوهای قدیمیمان را کشف کنیم و این مسیر برایمان دردناک است. مثل زمانی که برای اولین بار به باشگاه میرویم؛ فرایند ثبتنام و جلسۀ اول برایمان خیلی هیجانانگیز است، اما وقتی بدندرد بعد از تمرین شروع میشود و پیشرفتمان کند به نظر میرسد، انگیزمان کمرنگ میشود. در تراپی هم همینطور است.
رها کردن تراپی لزوماً به معنای شکست درمان نیست. گاهی ما بعد از چند جلسه حس میکنیم به اندازه کافی بهتر شدیم و دیگر نیازی به ادامۀ تراپی نمیبینیم، حتی اگر از نگاه درمانگرمان کار هنوز تمام نشده باشد. گاهی هم روش یا سبک درمانگر با نیازهای ما همخوانی ندارد و ترک کردن درمان، انتخاب هوشمندانهتری است تا ماندن در فضایی که برایمان مفید نیست.
اما تفاوت مهمی بین پایان طبیعی درمان و ترک زودهنگام تراپی وجود دارد. پایان طبیعی وقتی رخ میدهد که ما و درمانگر با هم به این نتیجه میرسیم که اهداف اصلی درمان محقق شده و دیگر نیازی به جلسات منظم درمان نیست. این پایان درمان برنامهریزیشده، شفاف و همراه با جمعبندی است. در مقابل، ترک زودهنگام یکطرفه و ناگهانی است؛ اغلب دربارۀ دلایل ترک درمان صحبت نمیشود و هنوز مشکلات حلنشده باقی ماندهاند. پایان طبیعی تراپی بخشی از فرآیند درمان است، اما ترک ناگهانی درمان میتواند باعث شود احساس ناامیدی بیشتری را تجربه کنیم.
مهمترین دلایل رها کردن تراپی چیست؟
مهمترین دلایل رها کردن تراپی عبارتند از:
- نداشتن ارتباط مناسب با درمانگر
ممکن است احساس کنید درمانگر درکتان نمیکند. جلساتتان سطحی هستند و برای اینکه سفره دلتان را باز کنید امن به نظر نمیرسند.
- انتظار نتیجۀ سریع و تغییر فوری
شما انتظار داشتید درمان راهحلهای فوری به شما بدهد تا خیلی سریع به نتیجه برسید و وقتی این اتفاق نمیافتد احساس ناامیدی میکنید و درمان را رها میکنید. راهحلهای فوری مثل یک مسکن موقت هستند اما بهبود واقعی زمان میبرد. رواندرمانی چیزی بیش از راهحلهای موقت است.
- هزینه و فشار مالی جلسات
گاهی اوقات ادامه درمان به لحاظ مالی گران است و ما به دلیل استرس مالی درمان را رها میکنیم. هرچند گاهی هم ممکن است دلایل ناهشیار و بنیادین قطع درمان را پشت فشار مالی پنهان کنیم.
- ناامیدی از روند آهستۀ تغییر
ممکن است احساس کنید جلسات درمان از یک جایی به بعد جلو نمیروند و الگوهای تکراری هر جلسه تکرار میشوند. بنابراین ممکن است از خودتان بپرسید «آیا درمان فایدهای هم داره؟» و از اینکه تغییر خیلی کند به نظر میرسد احساس ناامیدی کنید.
پیشرفت در درمان همیشه خطی مستقیم نیست. ممکن است بعضی هفتهها پیشرفتهای بزرگی را تجربه کنید و هفتۀ دیگری حتی احساس کنید پسرفت کردهاید.
- ترس از مواجهه با احساسات دردناک
گاهی اوقات در درمان زخمهای قدیمی، خاطرات دردناک یا احساسات ناراحتکننده دوباره زنده میشوند. ممکن است احساس کنید در حال غرق شدن در دریایی از احساسات ناخوشایند هستید و با خودتان فکر کنید «این دیگه زیادهرویه. ترجیح میدهم فقط تموم بشه.»
- احساس قضاوت شدن یا درک نشدن توسط درمانگر
ممکن است در جلسۀ درمان احساس کنید درمانگرتان و تجربههای زندگیتان را به طور کامل درک نمیکند. از طرف دیگر ممکن است احساس کنید درمانگرتان شما را به خاطر مشکلاتتان قضاوت میکند بنابراین ترجیح بدهید درمان را تمام کنید.
- درمان بیش از حد کلی یا کلیشهای
ممکن است احساس کنید جلسات تکراری یا سطحی شدند یا توصیههای درمانگرتان با زندگیتان سازگار نیست.
- کمبود وقت و مشغلههای روزمره
ممکن است شما جلسات درمانتان را با قدرت شروع کنید، اما بعد از مدتی رویدادهای غیرمنتظره زندگی مانع ادامۀ درمان شوند. بنابراین مجبور میشوید جلساتتان را یکی در میان با عذاب وجدان کنسل کنید و در نهایت شما به طور کامل درمان را متوقف کنید تا حداقل احساس گناه کنسل کردن دست از سرتان بردارد.
ما معمولا برای چیزهایی که برایمان ضروری به نظر میرسند وقت خالی میکنیم. گاهی اوقات هم ترجیح میدهیم چیزهایی را که انرژی زیادی از ما میگیرند به تعویق بیندازیم. اینجاست که ممکن است مشغلههای روزمره را بهانه کنیم برای اینکه باز هم به خودمان نرسیم، به مشکلات عمیقمان نپردازیم یا برای خودمان زمانی نگذاریم. اگرچه تصمیم نهایی با ماست، اما شاید بد نباشد از این زاویه هم نگاه کنیم.
- ترس از وابستگی به درمانگر
گاهی اوقات درمان را رها میکنید چون احساس میکنید به درمانگرتان وابسته شدهاید و این وابستگی برایتان خطرناک به نظر میرسد. ممکن است بنابر تجربیات دردناک گذشته تصور کنید هر نوع وابستگی دردناک و خطرناک است و به شما آسیب میزند بنابراین قبل از هر چیز درمان را رها میکنید تا از آسیب احتمالی جلوگیری کنید.
- احساس بهتر شدن بعد از چند جلسه
اگر درمان خوب پیش برود معمولا بعد از چند جلسه احساس میکنید بهتر شدهاید و دیگر نیازی نیست درمان را ادامه دهید. اما برای اینکه تغییرات مثبت ماندگار شوند نیاز است که درمان را ادامه دهید.
نقش رابطۀ بین درمانگر و مراجع در ترک تراپی
وقتی تصمیم میگیریم که به تراپی برویم، معمولاً امید داریم که بالاخره جایی را پیدا کردهایم که حرفمان را میفهمند. اما خیلی وقتها رابطۀ بین ما و درمانگر است که تعیین میکند آیا جلسات ادامه پیدا میکند یا بعد از مدتی قطع میشود.
رابطۀ درمانی در واقع همان حس امنیتی است که بین دو نفر شکل میگیرد. اینکه احساس کنیم میتوانیم بدون ترس از قضاوت، از احساسات دردناک و ماجراهای خصوصی زندگیمان حرف بزنیم. اگر احساس امنیت بین ما و درمانگر شکل نگیرد، ادامه دادن تراپی خیلی دشوار میشود.
شاید در شروع رابطۀ درمانی، همهچیز خوب به نظر برسد اما وقتی درمان عمیقتر میشود و پای احساسات و دردهای روحمان به میان میآید، تفاوتها بیشتر خودش را نشان میدهد. بعضیها حس میکنند درمانگر خیلی سرد و رسمی است. بعضی دیگر فکر میکنند درمانگر بیش از حد حرف میزند یا مدام نظر میدهد و فضایی برای خودشان نیست.
وقتی احساس کنیم در اتاق تراپی واقعاً دیده و شنیده میشویم، حتی اگر جلسات سخت و ناراحتکننده باشند بیشتر تمایل داریم بمانیم و ادامه دهیم. اگر حس کنیم حرفمان جدی گرفته نمیشود یا قضاوت میشویم، احتمال اینکه جلسات را رها کنیم خیلی بیشتر میشود. اگر با درمانگرمان ارتباط نگرفته باشیم، بهترین تکنیکها هم کافی نیستند.
مشکلات مالی و تأثیر آن بر ادامۀ رواندرمانی
هزینۀ جلسات درمان اغلب بهصورت ظریفی روی تصمیم ما برای آغاز کردن یا ادامه دادن تراپی اثر میگذارد. بعضیها از همان ابتدا میدانند که بودجۀ محدودی دارند و به دنبال فرصتهای تراپی با هزینۀ کمتر از نرخ رایج رواندرمانی یا تراپی رایگان میگردند. خوب است توان مالیمان برای پرداخت هزینۀ تراپی را در نظر بگیریم و حتی دربارهاش با درمانگر حرف بزنیم. طرح حمایت آگاه فرصتی است که اگر امکان پرداخت کمتری نسبت به نرخ رایج هزینۀ رواندرمانی دارید میتوانید از آن استفاده کنید. به دلیل پیچیدگیهای موجود در فرایند رواندرمانی، تراپی رایگان را اصلا پیشنهاد نمیکنیم. لازم است هزینهای متناسب با توان پرداخت شما برای جلسات تراپی در نظر گرفته شود.
آیا صحبت کردن دربارۀ هزینه با درمانگر اشکالی دارد؟ پاسخ کوتاه این است که نه، اشکالی ندارد. خیلی از افراد از مطرح کردن این موضوع خجالت میکشند یا فکر میکنند ممکن است درمانگر ناراحت شود. اما واقعیت این است که درمانگر حرفهای معمولاً از این گفتوگو استقبال میکند. صحبت کردن دربارۀ محدودیت مالی میتواند به پیدا کردن راهحلهایی برای حل کردن آن مشکل کمک کند؛ برای مثال کاهش تعداد جلسات در ماه، یافتن راههایی برای مدیریت مالی بهتر یا معرفی درمانگرهایی که هزینۀ کمتری دارند. پنهان کردن این موضوع فقط باعث میشود شما با احساس گناه یا فشار بیشتری در جلسات حاضر شوید و در نهایت درمان را ترک کنید.
بعضی افراد بعد از چند جلسه متوجه میشوند که ادامه دادن تراپی فشار مالی سنگینی برایشان ایجاد کرده است. در این حالت، ما بین دو انتخاب گیر میکنیم: یا جلساتمان را ادامه دهیم و نگران پول باشیم، یا آن را رها کنیم و احساس کنیم فرصت بهبود را به خاطر شرایط مالی از دست دادیم. خیلیها در نهایت گزینۀ دوم را انتخاب میکنند، چون فشار مالی خودش منبع استرس جدیدی میشود. در بسیاری از موارد میتوان پیش از آنکه مجبور شویم تراپی را قطع کنیم با درمانگرمان گفتوگویی شفاف داشته باشیم و به راهحل مناسبی برای مدیریت شرایط مالی برسیم.
گاهی باید این موضوع را در نظر گرفت که مشکلات مالی تنها دلیل قطع درمان نیستند. ممکن است ناامیدی از بهبودی، مقاومت یا حس ارتباط نگرفتن با درمانگر در کنار مشکلات مالی نیز وجود داشته باشند. اما مشکلات مالی به دلیل عینی بودن میتوانند بهانۀ خوبی برای ترک درمان به دستمان بدهند. درمانگران حرفهای، به جنبههای متنوع رابطۀ درمانی (بهجز پول) نیز توجه میکنند و کمک میکنند شرایطمان را بهتر درک کنیم و تصمیم بگیریم.
با وجود تلاش متقابل درمانگران حرفهای و مراجعین برای اینکه هزینه مانعی برای دریافت رواندرمانی باکیفیت نباشد، باز هم گاهی زورمان به مشکلات مالی نمیرسد. گاهی مشکلات مالی موضوعی است که نمیتوان برایش کاری کرد و بهناچار، رابطۀ درمانی قطع یا فراوانیاش در طول ماه دستخوش تغییر میشود. مهم این است که اگر محدودیت مالی دارید، دربارهاش حرف بزنید تا شاید راهی برای ادامۀ درمان پیدا شود. تراپی قرار است به زندگی ما کمک کند، نه اینکه خودش به منبع فشار و استرس جدید تبدیل شود. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از افراد با وجود فشار و استرس مالی، بعضی تصمیمهای هزینهبر را متحمل میشوند تا از مزایای کوتاهمدت یا بلندمدت آن بهرهمند شوند. این موضوع میتواند بسته به شرایط هر کسی متفاوت باشد.
آیا باید بعد از چند جلسه درمانگر خود را عوض کنیم؟
چه زمانی رها کردن درمان میتواند تصمیم درستی باشد؟ گاهی اوقات بعد از چند جلسه ممکن است احساس کنیم این درمانگر مناسب ما نیست.
اگر در تراپی بعد از چند جلسه هنوز احساس امنیت و راحتی نمیکنید و نمیتوانید راحت حرف بزنید یا مدام نگران قضاوت شدن هستید، اگر حس میکنید درمانگر به شما گوش نمیدهد، حرفها و احساساتتان را ناچیز میداند یا سریع موضوع را عوض میکند شاید وقت آن رسیده که درمان را با درمانگر دیگری پیش ببرید.
البته به یاد داشته باشید شکل گرفتن رابطۀ درمانی معمولاً چند جلسه یا حتی چند ماه زمان میبرد. احساس ناراحتی یا مقاومت در جلسههای اول تراپی طبیعی است، چون حرف زدن دربارۀ موضوعهای سخت همیشه آسان نیست. اگر فقط یک جلسۀ درمانتان خوب پیش نرفته، لزوماً به معنای نامناسب بودن درمانگر نیست. اما اگر بعد از چند جلسه هنوز همان حس ناامنی، درکنشدن یا بیفایده بودن در شما باقی مانده وقت آن است که درمانگرتان را عوض کنید.
بهتر است قبل از تصمیم قطعی برای ترک درمان، دربارۀ دغدغهها یا نگرانیهایتان با درمانگر حرف بزنید. بعضی وقتها همین گفتوگو باعث میشود رابطه بهتر شود یا درمانگر سبک درمانش را کمی تغییر دهد. اما اگر بعد از مطرح کردن موضوع، تغییری ندیدید و همچنان حس میکنید ارتباط مناسبی با درمانگر ندارید آنوقت تصمیم به عوض کردنش منطقی است.
به یاد داشته باشید عوض کردن درمانگر به این معناست که آن درمانگر برای شما مناسب نبوده است. الزامی وجود ندارد که یک درمانگر، حتی باتجربه و باسوادترینش، حتما برای شما هم مناسب باشد. پیدا کردن درمانگری که با او احساس امنیت و درک شدن کنید، بخشی از مسیر درمان است. مهم این است که تصمیم عوض کردن تراپیست از روی آگاهی گرفته شود، نه از روی احساس خستگی صرف یا ناامیدی از بهبودی.
از کجا بفهمیم زمان پایان تراپی رسیده است؟
یکی از سؤالهایی که خیلیها در میانه یا اواخر مسیر درمان از خودشان میپرسند این است که «از کجا بفهمم وقت تموم کردن درمان رسیده؟» برخلاف شروع تراپی که اغلب با احساس نیاز و اشتیاق برای ادامه دادن همراه است، پایان درمان اغلب تدریجی و کمتر واضح به نظر میرسد. با این حال، نشانههایی وجود دارد که میتواند کمک کند این زمان را بهتر تشخیص دهیم.
یکی از مهمترین نشانههای تمام شدن تراپی، کاهش علائم و بهتر شدن عملکرد روزمره است. اگر اضطرابی که قبلاً مانع خواب یا کارتان میشد کمتر شده است یا خلقوخوی افسردهتان دیگر مثل آزارتان نمیدهد و میتوانید کارهای روزمرهتان را با انرژی و تمرکز بیشتری پیش ببرید، این میتواند علامتی برای پایان درمان باشد. وقتی زندگیتان دوباره قابل مدیریت به نظر میرسد و مشکلات قبلی دیگر به همان شدت گذشته زندگیتان را مختل نمیکنند، معمولاً نشانهای از پیشرفت درمان است.
نشانۀ دیگر پایان درمان این است که بتوانید مشکلاتتان را بدون وابستگی به درمانگر مدیریت کنید. در ابتدای درمان خیلیها احساس میکنند فقط در جلسه و با کمک درمانگر میتوانند احساساتشان را تحمل کنند یا تصمیم بگیرند. اما وقتی به جایی میرسید که بین جلسات هم میتوانید خودتان را آرام کنید، الگوهای تکراریتان را بشناسید و راهحلهایی برای مشکلاتتان پیدا کنید یعنی میتوانید درمان را خاتمه دهید.
رسیدن به اهدافی که در ابتدای درمان با درمانگرتان تعیین کردهاید هم معیار مهمی است. البته ممکن است اهداف درمانی در طول مسیر درمان کمی تغییر کنند، اما اگر به طور کلی حس میکنید به اهدافتان رسیدهاید وقت پایان درمان رسیده است.
نکتۀ مهم این است که پایان درمان بهتر است تدریجی باشد، نه ناگهانی. به جای اینکه یک دفعه درمان را قطع کنید، میتوانید با درمانگرتان صحبت کنید تا فاصلۀ جلساتتان را بیشتر کنید؛ برای مثال جلسات از هفتگی به دو هفته یکبار و بعد ماهانه تبدیل شود. کاهش تدریجی جلسات به شما کمک میکند تا برای پایان درمان آماده شوید. از طرف دیگر اگر چیزی جا مانده بود و در جلسات درمان بررسی نشده بود و ناگهان کشفش کردید، فرصت داشته باشید به آن بپردازید.
در نهایت، تشخیص زمان پایان درمان، تصمیمی مشترک بین شما و درمانگرتان است. پایان درمان به معنای خداحافظی همیشگی نیست؛ گاهی فقط به این معنا است که حالا ابزارهای لازم برای مدیریت خودتان را دارید و میتوانید ادامۀ مسیر را به تنهایی طی کنید.
اگر از تراپی خسته شدهایم، چه کار کنیم؟
گاهی بعد از مدتی حس میکنیم جلسات تراپی دیگر مثل قبل نیست. انگیزهمان کم شده، جلسات سنگین یا تکراری به نظر میرسند و با خودمان میگوییم شاید دیگر کافی باشد. این خستگی طبیعی است و خیلی از ما آن را تجربه میکنیم.
بهترین کار این است که احساسمان را با درمانگرمان در میان بگذاریم. گفتن اینکه «مدتهاست حس میکنم جلسات برام خسته کنندهشده» اغلب فضایی را فراهم میکند تا دلیل خستگیتان را بفهمیم.
اگر حس میکنیم پیشرفت محسوسی در درمانمان نمیبینیم، بد نیست با خود هم مرور کنیم که از اول چه هدفی داشتهایم و حالا کجا هستیم. ممکن است بفهمیم بخش زیادی از مسیر را آمدهایم یا درمان فعلی دیگر مناسبمان نیست. میتوانیم این موضوع را تبدیل به دغدغهمان کنیم و در جلسه با درمانگرمان راجع به آن حرف بزنیم.
خسته شدن از تراپی به معنای شکست آن نیست. گاهی فقط نشانهای است که به تغییر ضرب آهنگ جلسات نیاز داریم. شاید هم احساسات دیگری در ما جریان پیدا کرده که هنوز نتوانستهایم آنها را بفهمیم و با خودمان به اتاق درمان ببریم. اگر با درمانگرمان دربارهاش حرف بزنیم، میتوانیم تصمیم آگاهانهتری بگیریم.
اشتباهات رایج هنگام ترک رواندرمانی
ترک رواندرمانی بخشی طبیعی از فرآیند درمان است. با این حال، اگر این کار بدون آگاهی انجام شود، ممکن است بخشی از دستاوردهایتان در درمان از بین برود.
یکی از رایجترین اشتباهات قطع تراپی، ترک ناگهانی و بدون هماهنگی با درمانگر است. قطع کردن جلسات با یک پیام کوتاه و بدون جلسۀ پایانی، فرصت جمعبندی پیشرفتها، مرور مهارتهای آموختهشده و برنامهریزی برای آینده را از بین میبرد.
اشتباه رایج دیگر، ترک کردن به خاطر نزدیک شدن به موضوعات سخت است. گاهی درمان به نقطهای میرسد که احساسات ناخوشایند یا خاطرات دردناک بار دیگر زنده میشوند. فرار از این مرحله اغلب به معنای از دست دادن فرصت واقعی تغییر است. بسیاری از پیشرفتهای پایدار دقیقاً بعد از عبور از همین نقاط دشوار رخ میدهند. بهتر است این احساس را با درمانگرتان در میان بگذارید.
ترک بدون برنامهریزی برای ادامۀ مراقبت از خود نیز اشتباه رایجی است. داشتن تصویری روشن از مهارتهایی که باید حفظ شوند، منابع حمایتی موجود و نشانههایی که ممکن است نیاز به کمک دوباره را نشان دهند، خطر بازگشت مشکلات را کاهش میدهد.
در نهایت، انتظار درمان کامل یا مقایسۀ درمان خود با دیگران نیز گمراه کننده است. درمان اغلب به معنای یادگیری مدیریت بهتر مشکلات است، نه پاک کردن کامل آنها. هر کسی مسیر و سرعت بهبود خودش را دارد.
اگر در حال فکر کردن به ترک درمان هستید، بهترین کار این است که آن را به موضوع جلسه بعدی تبدیل کنید تا بتوانید درباره آن با درمانگرتان حرف بزنید تا این مرحله با آگاهی و آرامش بیشتری طی شود.
جمعبندی؛ ترک تراپی همیشه به معنای شکست نیست
خیلی از ما تراپی را به دلیلهای مختلف نیمهکاره رها میکنیم. چون کمی بهتر شدهایم فکر میکنیم دیگر لازم نیست ادامه دهیم. گاهی موضوعاتی پیش میآید که تحملش سخت است و ترجیح میدهیم فرار کنیم. گاهی انتظار داریم سریعتر نتیجه بگیریم و وقتی اینطور نمیشود ناامید میشویم. هزینه، کمبود وقت یا این حس که درمان پیش نمیرود نیز دلایل رایجی هستند.
ترک کردن تراپی به معنی شکست نیست. گاهی وقتش رسیده که این مرحله را تمام کنیم و این خودش بخشی از رشد است. مشکل اصلی اینجاست که ما ناگهانی و بدون حرف زدن با درمانگر جلسات تراپی را رها میکنیم.
بهتر است به جای قطع ناگهانی، با درمانگر حرف بزنیم. بگوییم چه احساسی داریم، چرا فکر میکنیم دیگر نمیخواهیم ادامه بدهیم یا کجا گیر کردهایم. این گفتوگو معمولاً کمک میکند یا مسیر را درست کنیم، یا با خیال راحتتر و آگاهانهتر درمان را تمام کنیم. حتی اگر در نهایت تصمیم به ترک تراپی بگیریم، حداقل با چشم باز این کار را کردهایم.
درباره حدیث نیک اندیش
من حدیث نیک اندیش هستم. دانشآموخته انستیتو روانپزشکی تهران؛ و کارشناسی در دانشگاه سمنان، رشته روانشناسی بالینی تحصیل کردهام. همیشه به دنبال دیدی گسترده برای تبیین اختلالات روانی بودم؛ در نتیجه برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد، روانشناسی سلامت بهترین گزینه بود تا بار دیگر اختلالات روانی را از دیدگاه جسم و بدن بررسی کنم. در کنار روانشناسی سلامت، به رویکردهای درمانی پویشی و تحلیلی علاقهمندم. زمینههای مطالعات من بیشتر در زمینه رویکردهای پویشی مخصوصا رواندرمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) است. نوشتن از مسائل روانشناختی و بازگویی آنها به زبان ساده برایم اهمیت زیادی دارد؛ معتقدم هرچقدر عموم مردم در این باره بیشتر بدانند بیشتر میتوانند در روابط و زندگی روزمره سالمتر رفتار کنند. حتی اگر نوشتههایم تغییری ایجاد نکند میتواند تلنگری باشد برای کسانی که به دنبال آگاه شدن از زندگی درونیشان هستند.
نوشتههای بیشتر از حدیث نیک اندیش






1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.