لوگو کلینیک روانپویشی اگاه
  • مشاوره
    • روانشناس طرح حمایت
    • روانپزشک
    • مشاوره فردی
      • روانشناس فردی شیراز
      • مشاوره فردی تهران
      • مشاوره فردی انلاین
    • مشاوره خانواده
      • مشاور خانواده در تهران
      • مشاوره خانواده آنلاین
    • روانشناس کودک
      • روانشناس کودک شیراز
      • روانشناس کودک تهران
      • روانشناس کودک آنلاین
    • روانشناس نوجوان
      • مشاور نوجوان در شیراز
      • روانشناس نوجوان تهران
      • روانشناس نوجوان آنلاین
    • مشاوره زوج درمانی
      • بهترین زوج درمانگر در شیراز
      • زوج درمانگر خوب در تهران
      • مشاوره زوج درمانی آنلاین
      • مشاوره خیانت
    • مشاوره ازدواج
      • مشاوره ازدواج شیراز
      • مشاوره ازدواج تهران
      • مشاوره ازدواج آنلاین
    • مشاوره طلاق
      • مشاوره طلاق تهران
    • مشاوره تحصیلی
      • مشاور تحصیلی آنلاین
      • مشاور تحصیلی تهران
      • مشاور تحصیلی شیراز
    • مشاوره شغلی
      • مشاوره شغلی در تهران
      • مشاوره شغلی در شیراز
      • مشاوره شغلی آنلاین
    • مشاوره افسردگی
    • مشاوره ترک اعتیاد
    • مشاوره وسواس فکری
    • مشاور استرس و اضطراب
  • روانشناس
    • روانشناس شیراز
    • روانشناس تهران
    • تراپیست آنلاین
    • مشاوره روانشناسی ایرانیان خارج از کشور
  • کارگاه روانشناسی
    • کارگاه عمومی روانشناسی
    • دوره تخصصی روانشناسی با مدرک
  • وبلاگ
    • وبلاگ عمومی
    • وبلاگ تخصصی
  • فروشگاه
    • کتاب
    • مقالات تخصصی
      • مقالات تخصصی رایگان
  • درباره ما
  • تماس با ما
بلاگ تخصصی
مشاور طرح حمایت
نوبت مشاوره
  • مشاوره روانشناسی
    • روانپزشک
    • مشاوره فردی
      • روانشناس فردی شیراز
      • مشاوره فردی تهران
      • مشاوره فردی انلاین
    • مشاور کودک
      • روانشناس کودک شیراز
      • روانشناس کودک تهران
      • روانشناس کودک آنلاین
    • مشاور نوجوان
      • مشاور نوجوان در شیراز
      • روانشناس نوجوان تهران
      • روانشناس نوجوان آنلاین
    • مشاوره خانواده
      • مشاور خانواده در تهران
      • مشاوره خانواده آنلاین
    • زوج درمانگر
      • بهترین زوج درمانگر در شیراز
      • زوج درمانگر خوب در تهران
      • مشاوره زوج درمانی آنلاین
      • مشاوره خیانت
    • مشاوره ازدواج
      • مشاوره ازدواج تهران
      • مشاوره ازدواج شیراز
      • مشاوره ازدواج آنلاین
    • مشاوره طلاق
      • مشاوره طلاق تهران
    • مشاوره تحصیلی
      • مشاور تحصیلی شیراز
      • مشاور تحصیلی تهران
      • مشاور تحصیلی آنلاین
    • مشاوره شغلی
      • مشاوره شغلی در تهران
      • مشاوره شغلی در شیراز
      • مشاوره شغلی آنلاین
    • مشاوره افسردگی
    • مشاوره ترک اعتیاد
    • مشاوره وسواس فکری
    • مشاور استرس و اضطراب
  • روانشناسان
    • روانشناس شیراز
    • روانشناس تهران
    • تراپیست آنلاین
    • مشاوره روانشناسی آنلاین خارج از کشور
    • روانشناس طرح حمایت
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • وبلاگ
    • وبلاگ عمومی
    • وبلاگ تخصصی
  • آکادمی تخصصی روانشناسی
  • کارگاه‌های آموزشی
    • کارگاه عمومی
    • دوره روانشناسی
  • فروشگاه
    • کتاب
    • مقالات تخصصی
      • مقالات تخصصی رایگان
  • دریافت نوبت مشاوره
  • استعلام مدرک
لوگو کلینیک روانپویشی اگاه
0

بی‌حسی هیجانی (Emotional Numbness) چیست؟

1405-08-05
تاریخ به‌روز رسانی: 05-08-1405
ارسال شده توسط فاطمه رجب پور
ناظر علمی محتوا: دکتر مهدی رضا سرافراز
احساسات
بی‌حسی هیجانی چیست؟

بی‌حسی هیجانی یعنی وسط مهمانی، در کنار آدم‌هایی که دوستشان دارید، هیچ احساسی نکنید. یعنی آهنگی که زمانی دلتان را می‌لرزاند، حالا فقط یک صدا باشد. یعنی همسرتان دستتان را بگیرد، اما احساس کنید فرسنگ‌ها از او دورید. انگار نسبت به همه چی کرخت و بی‌حس شده‌اید.

این فقط بی‌حالی یا بی‌حوصلگی نیست. گاهی مغز برای اینکه از ما در برابر تجربه‌های بسیار دردناک یا استرس‌های شدید محافظت کند، احساساتمان را موقتاً خاموش می‌کند. مشکلی که پیش می‌آید این است که اگر این حالت ادامه پیدا کند، ممکن است بین ما و احساسات، آدم‌های مهم زندگی و حتی لذت بردن از لحظه‌ها فاصله بیندازد.

در این مقاله از بلاگ کلینیک روان‌پویشی آگاه قرار است ببینیم بی‌حسی هیجانی دقیقاً چیست، چرا ایجاد می‌شود و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان دوباره با احساسات، دیگران و زندگی ارتباط برقرار کرد.

فهرست محتوا:

Toggle
  • بی‌حسی هیجانی چیست؟ تعریف ساده
    • بی‌حسی موقت در برابر بی‌حسی مزمن
  • بی‌حسی هیجانی با چه حالت‌هایی اشتباه گرفته می‌شود؟
    • تفاوت با افسردگی
    • تفاوت با ناگویی هیجانی (الکسی‌تیمیا)
  • نشانه‌های بی‌حسی هیجانی
  • علل بی‌حسی هیجانی
    • علل روان‌شناختی
      • افسردگی و اضطراب
      • تروما، PTSD و سوگ پیچیده
      • جداسازی (Dissociation) به‌عنوان سپر دفاعی
    • علل فیزیولوژیک و عصبی
      • نقش سروتونین، دوپامین و دستگاه لیمبیک
      • استرس مزمن و هورمون‌های استرس (کورتیزول)
      • آسیب‌های مغزی و برخی بیماری‌های عصبی
    • بی‌حسی ناشی از داروها و مواد
      • کرختی هیجانی به‌عنوان عارضه‌ی داروهای ضدافسردگی (SSRI/SNRI)
      • الکل، بنزودیازپین‌ها و مواد
    • فرسودگی و خستگی مفرط عاطفی (Burnout)
  • درمان و راه‌های مقابله با بی‌حسی هیجانی
    • گام اول: شناسایی و درمان علت زمینه‌ای
    • رویکرد تن‌محور؛ از بدن شروع کنید
    • بازآموزی آگاهی از حس‌های جسمانی خفیف
    • ذهن‌آگاهی؛ باز کردن در به روی کوچک‌ترین حس
    • روان‌درمانی (CBT، طرحواره‌درمانی و درمان‌های تروما‌محور)
    • بازگشت تدریجی و گام‌به‌گام به دنیای احساسات
    • سبک زندگی؛ خواب، ورزش، ارتباط انسانی و کاهش مصرف مواد
  • چه زمانی باید حتماً به متخصص مراجعه کرد؟
    • نشانه‌های هشدار که نیاز فوری به کمک حرفه‌ای دارند
  • کلام آخر
  • سؤالات متداول (FAQ)
      • بی‌حسی هیجانی نشانه‌ی افسردگی است؟
      • آیا کرختی عاطفی خودبه‌خود خوب می‌شود؟
      • آیا داروهای ضدافسردگی باعث بی‌حسی می‌شوند؟
      • تفاوت بی‌حسی هیجانی با بی‌احساس بودن چیست؟
      • چطور دوباره احساساتم را حس کنم؟

بی‌حسی هیجانی چیست؟ تعریف ساده

بی‌حسی هیجانی یعنی دیگر نتوانید احساساتتان را مثل قبل تجربه کنید. نه اینکه فقط غمگین باشید یا فقط خوشحال نباشید؛ انگار همه احساساتتان کم‌رنگ شده‌اند. چیزی که قبلاً شما را هیجان‌زده، ناراحت یا خوشحال می‌کرد، حالا دیگر تأثیر چندانی ندارد.
بی‌حسی هیجانی یعنی کم‌رنگ شدن ارتباط فرد با دنیای احساسی‌اش

شاید عجیب به نظر برسد، اما این واکنش گاهی راهی است که مغز برای محافظت از ما انتخاب می‌کند. وقتی فشار روانی یا یک اتفاق آسیب‌زا بیش از توان تحملمان باشد، مغز ممکن است شدت احساسات را کمتر کند تا بتوانیم از آن شرایط عبور کنیم. انگار می‌گوید: «فعلاً زنده ماندن مهم‌تر از احساس کردن است.»

یک مثال معروف، سربازانی هستند که وسط میدان جنگ مجروح می‌شوند، اما تا وقتی خطر تمام نشده، درد را خیلی کمتر احساس می‌کنند. آن‌ها فقط روی زنده ماندن تمرکز دارند. اما وقتی به جای امنی می‌رسند، تازه درد جراحت را حس می‌کنند.

بی‌حسی هیجانی هم شبیه همین اتفاق است. این واکنش در لحظه می‌تواند کمک‌کننده باشد، اما اگر مدت زیادی ادامه پیدا کند، کم‌کم بین فرد و احساساتش فاصله می‌اندازد. در این حالت، ممکن است حتی در کنار عزیزانش هم احساس نزدیکی نکند یا دیگر از چیزهایی که زمانی برایش لذت‌بخش بودند، لذتی نبرد.
بی‌حسی هیجانی گاهی راهی است که بدن برای محافظت از ما انتخاب می‌کند

بی‌حسی موقت در برابر بی‌حسی مزمن

بی‌حسی هیجانی همیشه نشانه یک مشکل جدی نیست. گاهی این حالت کوتاه‌مدت است و پس از پایان یک موقعیت پراسترس، احساسات کم‌کم برمی‌گردند. در این شرایط، بی‌حسی می‌تواند واکنشی محافظتی باشد که به فرد کمک می‌کند از یک تجربه دشوار عبور کند.

اما اگر این حالت هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه پیدا کند، ممکن است فرد احساس کند از احساسات خودش و دنیای اطرافش فاصله گرفته است. وقتی بی‌حسی هیجانی طولانی شود، می‌تواند بر روابط، لذت بردن از زندگی و ارتباط فرد با خودش تأثیر بگذارد و نیاز به بررسی علت آن داشته باشد.
اثر بی‌حسی هیجانی طولانی‌مدت بر روابط و لذت بردن از زندگی

بی‌حسی هیجانی با چه حالت‌هایی اشتباه گرفته می‌شود؟

بی‌حسی هیجانی گاهی با حالت‌هایی مانند افسردگی و ناگویی هیجانی (Alexithymia) اشتباه گرفته می‌شود؛ زیرا در هر سه حالت ممکن است فرد احساس کند ارتباطش با دنیای هیجانی‌اش تغییر کرده است. با این حال، تجربه درونی این حالت‌ها متفاوت است.

شناخت این تفاوت‌ها اهمیت دارد، زیرا هرکدام از این تجربه‌ها می‌توانند دلایل متفاوتی داشته باشند و به رویکردهای مختلفی برای بررسی و درمان نیاز داشته باشند.

تفاوت با افسردگی

بی‌حسی هیجانی و افسردگی ممکن است شبیه به هم به نظر برسند، چون هر دو می‌توانند باعث کاهش ارتباط فرد با احساسات شوند. اما تفاوت اصلی در نوع تجربه است.

در افسردگی، فرد معمولاً با احساسات منفی و دردناکی مانند غم، ناامیدی، احساس بی‌ارزشی یا گناه درگیر است. اما در بی‌حسی هیجانی، بیشتر نوعی نبود یا کم‌رنگ شدن احساسات تجربه می‌شود؛ انگار فرد دیگر دسترسی سابق را به هیجان‌های خود ندارد.

البته این دو حالت می‌توانند هم‌زمان اتفاق بیفتند، اما یکی نیستند و تشخیص تفاوت آن‌ها برای انتخاب مسیر مناسب درمان اهمیت دارد.

تفاوت با ناگویی هیجانی (الکسی‌تیمیا)

بی‌حسی هیجانی و ناگویی هیجانی (Alexithymia) هم ممکن است شبیه هم به نظر برسند، چون در هر دو حالت فرد ممکن است در ارتباط با احساساتش مشکل داشته باشد. اما تفاوت مهمی بین این دو وجود دارد.

در ناگویی هیجانی، احساسات وجود دارند، اما فرد نمی‌تواند به‌راحتی آن‌ها را بشناسد یا درباره‌شان حرف بزند. مثلاً، ممکن است بداند حالش خوب نیست، اما نتواند تشخیص دهد که ناراحت است، عصبانی است یا مضطرب.

اما در بی‌حسی هیجانی، مشکل این نیست که فرد نمی‌تواند احساسش را نام ببرد؛ بلکه احساسات خودشان کم‌رنگ شده‌اند. فرد ممکن است احساس کند دیگر مثل قبل هیجان‌زده، ناراحت یا خوشحال نمی‌شود و ارتباطش با دنیای احساسی‌اش کمتر شده است.

ناگویی هیجانی معمولاً یک الگوی طولانی‌مدت است، در حالی که بی‌حسی هیجانی اغلب پس از تجربه‌هایی مانند تروما، سوگ، افسردگی یا فشار روانی شدید ایجاد می‌شود. البته ممکن است یک فرد هر دو حالت را هم‌زمان تجربه کند. شناخت تفاوت این دو حالت مهم است، چون دلیل ایجاد و مسیر کمک به هرکدام می‌تواند متفاوت باشد.

نشانه‌های بی‌حسی هیجانی

همه افراد بی‌حسی هیجانی را به یک شکل تجربه نمی‌کنند. برخی از نشانه‌های بی‌حسی هیجانی براساس وب‌سایت healthline عبارت‌اند از:

  • کاهش مداوم انرژی و انگیزه
  • بی‌تفاوت شدن نسبت به چیزها یا افرادی که قبلاً برای فرد مهم بودند
  • احساس اینکه هیچ چیز واقعاً اهمیت زیادی ندارد
  • احساس فاصله گرفتن از خود یا اتفاقات زندگی
  • محدود شدن دامنه احساسات و سخت شدن تجربه احساساتی مانند شادی، غم یا هیجان
  • دشواری در شناخت احساسات خود و اینکه چه چیزهایی چه احساسی در فرد ایجاد می‌کنند
  • کم شدن حالت‌های چهره و ناتوانی در نشان دادن احساسات به شکل طبیعی

در برخی افراد، این بی‌حسی ممکن است به شکل نوعی «خالی بودن» یا بی‌تفاوتی ظاهر شود؛ انگار اتفاقات زندگی رخ می‌دهند، اما مانند گذشته تأثیری عمیق بر فرد نمی‌گذارند.

علل بی‌حسی هیجانی

براساس وب‌سایت doctronic، بی‌حسی هیجانی معمولاً بدون دلیل ایجاد نمی‌شود. این حالت می‌تواند در نتیجه تجربه‌های سخت، فشارهای روانی طولانی‌مدت یا شرایطی ایجاد شود که ذهن و بدن احساس می‌کنند توان پردازش حجم زیادی از هیجان را ندارند. گاهی بی‌حسی هیجانی راهی است که مغز برای محافظت از فرد انتخاب می‌کند؛ اما وقتی طولانی شود، می‌تواند باعث شود فرد احساس کند از خودش، دیگران و زندگی فاصله گرفته است.

علل روان‌شناختی

عوامل روان‌شناختی مختلفی می‌توانند در شکل‌گیری بی‌حسی هیجانی نقش داشته باشند. تروما، افسردگی، اضطراب، استرس مزمن و تجربه فقدان‌های دردناک از جمله عواملی هستند که ممکن است باعث شوند احساسات فرد کم‌رنگ یا دور از دسترس به نظر برسند.

افسردگی و اضطراب

افسردگی همیشه با غم و ناراحتی شدید دیده نمی‌شود. گاهی به جای احساس غم، فرد بیشتر نوعی «خالی بودن» یا بی‌تفاوتی را تجربه می‌کند. ممکن است چیزهایی که قبلاً باعث خوشحالی او می‌شدند، دیگر همان حس گذشته را ایجاد نکنند.

اضطراب و استرس طولانی‌مدت نیز می‌توانند زمینه‌ساز بی‌حسی هیجانی باشند. وقتی سیستم عصبی برای مدت زیادی در حالت فشار و آماده‌باش قرار دارد، ممکن است برای کاهش این فشار، شدت واکنش‌های هیجانی را پایین بیاورد. در نتیجه، فرد ممکن است احساس کند دیگر مانند قبل هیجان‌زده، ناراحت یا حتی خوشحال نمی‌شود.

تروما، PTSD و سوگ پیچیده

تجربه‌های آسیب‌زا مانند سوءاستفاده، حوادث شدید، از دست دادن ناگهانی یک عزیز یا موقعیت‌هایی که فرد در آن‌ها احساس درماندگی کرده است، می‌توانند باعث بی‌حسی هیجانی شوند.

در چنین شرایطی، مغز برای اینکه فرد را از شدت درد و رنج محافظت کند، ممکن است دسترسی به برخی احساسات را کاهش دهد. این واکنش در کوتاه‌مدت می‌تواند به فرد کمک کند تا از یک موقعیت دشوار عبور کند؛ اما اگر ادامه پیدا کند، ممکن است باعث شود فرد احساس کند از هیجان‌های خودش فاصله گرفته است.

در سوگ نیز ممکن است فرد به جای تجربه مستقیم غم، نوعی بی‌حسی و فاصله عاطفی را تجربه کند؛ انگار ذهن برای کنار آمدن با فقدان، احساسات را در فاصله‌ای امن نگه داشته است.
بی‌حسی هیجانی در سوگ؛ فاصله عاطفی به جای تجربه مستقیم غم

جداسازی (Dissociation) به‌عنوان سپر دفاعی

جداسازی یا گسست یکی از واکنش‌های دفاعی ذهن در برابر تجربه‌های بسیار سخت و دردناک است. در این حالت، فرد ممکن است احساس کند از خودش، احساساتش یا اتفاقاتی که برایش رخ می‌دهد فاصله گرفته است.

گاهی این حالت شبیه لحظاتی است که فرد در فکر فرو می‌رود و ارتباطش با محیط اطراف کمتر می‌شود؛ اما در شرایط شدیدتر، ممکن است احساس کند از خودش یا واقعیت اطرافش جدا شده است.

بی‌حسی هیجانی می‌تواند بخشی از این فرایند باشد. ذهن با ایجاد فاصله از احساسات شدید، تلاش می‌کند از فرد محافظت کند؛ اما اگر این حالت ادامه پیدا کند، ممکن است به جای کمک، مانعی برای تجربه کردن احساسات و ارتباط عمیق با زندگی شود.

علل فیزیولوژیک و عصبی

بی‌حسی هیجانی همیشه فقط به مشکلات روان‌شناختی مربوط نمی‌شود. گاهی تغییراتی که در مغز و سیستم عصبی اتفاق می‌افتد، باعث می‌شود احساسات مثل قبل تجربه نشوند. در بعضی موارد هم بیماری‌های جسمی یا عصبی می‌توانند در ایجاد این حالت نقش داشته باشند.

نقش سروتونین، دوپامین و دستگاه لیمبیک

مغز برای اینکه بتواند احساساتی مثل شادی، غم، ترس یا هیجان را تجربه کند، به کمک مواد شیمیایی مختلفی مثل سروتونین و دوپامین و همچنین بخش‌هایی از مغز مانند دستگاه لیمبیک نیاز دارد.

سروتونین در تنظیم خلق‌وخو نقش مهمی دارد و دوپامین بیشتر با احساس لذت، انگیزه و پاداش در ارتباط است. اگر تعادل این مواد به هم بخورد یا دستگاه لیمبیک به‌درستی کار نکند، ممکن است فرد احساس کند هیجان‌هایش کم‌رنگ شده‌اند یا دیگر مثل گذشته چیزی را احساس نمی‌کند.

استرس مزمن و هورمون‌های استرس (کورتیزول)

وقتی فرد برای مدت طولانی تحت فشار باشد، بدن مدام هورمون‌های استرس، مانند کورتیزول، ترشح می‌کند. این واکنش در کوتاه‌مدت طبیعی است و به بدن کمک می‌کند با شرایط سخت کنار بیاید. اما اگر استرس هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه پیدا کند، سیستم عصبی به‌تدریج خسته می‌شود.

در این شرایط، مغز گاهی برای محافظت از خود شدت احساسات را کمتر می‌کند. به همین دلیل، بعضی افراد بعد از یک دوره طولانی استرس احساس می‌کنند دیگر مثل گذشته از اتفاقات خوشحال یا ناراحت نمی‌شوند.

آسیب‌های مغزی و برخی بیماری‌های عصبی

در بعضی افراد، بی‌حسی هیجانی می‌تواند با بیماری‌های عصبی یا آسیب به بخش‌هایی از مغز که مسئول پردازش احساسات هستند، مرتبط باشد. برای مثال، بیماری‌هایی مانند ام‌اس (MS)، زوال عقل یا برخی تومورهای مغزی ممکن است روی تجربه احساسات تأثیر بگذارند.

علاوه بر این، بعضی بیماری‌های جسمی مانند کم‌خونی یا کم‌کاری تیروئید هم می‌توانند روی عملکرد مغز و خلق‌وخو اثر بگذارند و باعث شوند فرد احساس کند ارتباطش با احساساتش کمتر از گذشته شده است.

بی‌حسی ناشی از داروها و مواد

گاهی بی‌حسی هیجانی می‌تواند به مصرف برخی داروها یا مواد مرتبط باشد. در ادامه به برخی از موارد اشاره می‌کنیم:

کرختی هیجانی به‌عنوان عارضه‌ی داروهای ضدافسردگی (SSRI/SNRI)

برخی داروها، مخصوصاً داروهایی که برای درمان افسردگی و اضطراب استفاده می‌شوند، ممکن است در بعضی افراد باعث کاهش شدت احساسات شوند. برای مثال، داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین با تأثیر بر سیستم سروتونین مغز می‌توانند در برخی افراد تجربه هیجانی را تغییر دهند.

الکل، بنزودیازپین‌ها و مواد

مصرف مواد مخدر یا الکل هم می‌تواند باعث کاهش شدت احساسات شود. هرچند بعضی افراد از این مواد برای فرار از احساسات ناخوشایندشان استفاده می‌کنند، اما در بلندمدت این مواد معمولاً فقط احساسات منفی را خاموش نمی‌کنند، بلکه احساسات مثبت را هم کم‌رنگ‌تر می‌کنند و حتی ممکن است بی‌حسی هیجانی را تشدید کنند.

فرسودگی و خستگی مفرط عاطفی (Burnout)

فرسودگی روانی معمولاً در نتیجه استرس طولانی‌مدت، به‌خصوص در کار یا مراقبت مداوم از دیگران، ایجاد می‌شود. وقتی فشارها بیش از توان فرد شوند، ممکن است برای محافظت از خود در برابر خستگی شدید، به‌تدریج از احساساتش فاصله بگیرد و دچار بی‌حسی هیجانی شود.
فرسودگی و فشار بیش از توان؛ یکی از علل بی‌حسی هیجانی

این حالت در افرادی که مدت زیادی مسئول مراقبت از دیگران هستند نیز دیده می‌شود؛ جایی که فرد به دلیل خستگی و فشار زیاد، ارتباطش با احساساتش کم‌رنگ می‌شود.

درمان و راه‌های مقابله با بی‌حسی هیجانی

بی‌حسی هیجانی معمولاً یک‌شبه ایجاد نمی‌شود و به همان سرعت هم از بین نمی‌رود. از آنجا که این حالت اغلب راهی است که مغز برای محافظت از فرد در برابر فشارهای شدید انتخاب می‌کند، درمان آن هم فقط به «برگرداندن احساسات» محدود نمی‌شود. مهم‌ترین قدم این است که علت ایجاد این بی‌حسی شناخته شود و به‌تدریج درمان شود. خبر خوب این است که در بیشتر موارد، با درمان مناسب و ایجاد چند تغییر در سبک زندگی، می‌توان دوباره ارتباط سالمی با احساسات برقرار کرد.

گام اول: شناسایی و درمان علت زمینه‌ای

اولین قدم این است که مشخص شود بی‌حسی هیجانی از کجا آمده است. گاهی این حالت بعد از یک تجربه آسیب‌زا ایجاد می‌شود، گاهی با افسردگی، اضطراب یا فرسودگی روانی ارتباط دارد و گاهی هم عارضه بعضی داروها یا بیماری‌های جسمی است.

به همین دلیل، درمان فقط روی خودِ بی‌حسی تمرکز نمی‌کند؛ بلکه تلاش می‌کند علت اصلی آن را پیدا کند.

رویکرد تن‌محور؛ از بدن شروع کنید

وقتی فرد دچار بی‌حسی هیجانی می‌شود، معمولاً ارتباطش فقط با احساساتش کم‌رنگ نمی‌شود؛ بلکه از بدنش هم فاصله می‌گیرد. به همین دلیل، بسیاری از درمانگران پیشنهاد می‌کنند به جای اینکه از احساسات شروع کنید، ابتدا دوباره با بدن خود ارتباط برقرار کنید.

تمرین‌های ساده‌ای مثل توجه به تنفس، احساس تماس پاها با زمین یا حرکت آرام بدن، به مغز یادآوری می‌کنند که دوباره به تجربه‌های درونی توجه کند. این تمرین‌ها قرار نیست احساسات را یک‌باره برگردانند، اما می‌توانند اولین قدم برای خارج شدن از حالت بی‌حسی باشند.

بازآموزی آگاهی از حس‌های جسمانی خفیف

اگر پیدا کردن احساسات سخت است، از حس‌های کوچک جسمانی شروع کنید. مثلاً به گرمای دست‌ها، سنگینی پاها، ضربان قلب، انقباض عضلات یا حتی یک حس خفیف مثل گزگز کردن توجه کنید.

این تمرین ساده کمک می‌کند مغز دوباره به پیام‌هایی که از بدن دریافت می‌کند توجه کند. با گذشت زمان، همین ارتباط دوباره با بدن می‌تواند راه را برای بازگشت تدریجی احساسات باز کند.

ذهن‌آگاهی؛ باز کردن در به روی کوچک‌ترین حس

ذهن‌آگاهی یعنی بدون قضاوت، به آنچه همین حالا در بدن و ذهن می‌گذرد توجه کنید. لازم نیست از همان ابتدا احساسات قوی را تجربه کنید. حتی توجه به چیزهای کوچکی مثل صدای اطراف، بوی هوا، تماس لباس با پوست یا ریتم نفس کشیدن هم می‌تواند شروع خوبی باشد.

روان‌درمانی (CBT، طرحواره‌درمانی و درمان‌های تروما‌محور)

اگر بی‌حسی هیجانی برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده یا زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار داده است، روان‌درمانی می‌تواند یکی از مؤثرترین راه‌های درمان باشد.

برای مثال، در درمان شناختی-رفتاری (CBT) فرد یاد می‌گیرد افکار و رفتارهایی را که باعث دور شدن از احساسات شده‌اند، بشناسد و آن‌ها را تغییر دهد. طرحواره‌درمانی به الگوهای عمیق و قدیمی زندگی می‌پردازد که ممکن است در شکل‌گیری این مشکل نقش داشته باشند. اگر بی‌حسی هیجانی پس از یک تجربه آسیب‌زا ایجاد شده باشد، درمان‌های تروما‌محور مانند EMDR نیز می‌توانند به پردازش خاطرات آسیب‌زا و کاهش حالت خاموشی هیجانی کمک کنند.

بازگشت تدریجی و گام‌به‌گام به دنیای احساسات

بازگشت احساسات معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست. بیشتر افراد اول تغییرات کوچکی را تجربه می‌کنند؛ مثلاً هنگام گوش دادن به یک موسیقی، تماشای طبیعت یا صحبت با یک دوست، احساس می‌کنند چیزی درونشان تکان خورده است.

در این مسیر نباید به خود فشار آورد یا انتظار داشت همه احساسات یک‌باره برگردند. حتی نوشتن تجربه‌های روزانه، انجام فعالیت‌های هنری یا فقط ثبت این جمله که «امروز چیزی احساس نمی‌کنم» می‌تواند به برقراری دوباره ارتباط با دنیای هیجانی کمک کند.

سبک زندگی؛ خواب، ورزش، ارتباط انسانی و کاهش مصرف مواد

عادت‌های روزمره هم در کاهش بی‌حسی هیجانی نقش مهمی دارند. خواب کافی، فعالیت بدنی منظم و تغذیه مناسب به عملکرد بهتر مغز و سیستم عصبی کمک می‌کنند و تحمل بدن را در برابر استرس افزایش می‌دهند.

در کنار این موارد، حفظ ارتباط با افراد قابل اعتماد نیز اهمیت زیادی دارد. حتی اگر صحبت کردن سخت باشد، بودن در کنار کسانی که احساس امنیت ایجاد می‌کنند می‌تواند به بازگشت تدریجی احساسات کمک کند.

اگر فرد برای کنار آمدن با فشارهای روانی از الکل یا مواد استفاده می‌کند، بهتر است برای کاهش یا قطع مصرف آن‌ها دست بکار شود. این مواد شاید در کوتاه‌مدت احساسات ناخوشایند را کم‌رنگ کنند، اما در بلندمدت معمولاً بی‌حسی هیجانی را بیشتر می‌کنند.

چه زمانی باید حتماً به متخصص مراجعه کرد؟

بی‌حسی هیجانی گاهی واکنشی موقتی به استرس، فشار روانی یا یک تجربه سخت است و ممکن است بعد از مدتی کاهش پیدا کند. اما اگر این حالت ادامه‌دار شود، می‌تواند نشانه این باشد که فرد با یک مشکل عمیق‌تر روانی روبه‌رو است و بهتر است برای بررسی آن از متخصص کمک بگیرد.

نشانه‌های هشدار که نیاز فوری به کمک حرفه‌ای دارند

درادامه به برخی از نشانه‌هایی که نیاز فوری به کمک حرفه‌ای دارند اشاره می‌کنیم:

  • وقتی بی‌حسی هیجانی طولانی شده است: اگر احساس بی‌تفاوتی یا فاصله گرفتن از احساسات برای هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه پیدا کرده باشد، ممکن است با مسائلی مانند افسردگی، تروما یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مرتبط باشد.
  • وقتی زندگی روزمره تحت تأثیر قرار گرفته است: اگر این حالت بر فعالیت‌های روزانه، روابط اجتماعی، کار یا روابط عاطفی شما تأثیر گذاشته است.
  • وقتی انگیزه و امید کم‌رنگ شده است: اگر بی‌حسی هیجانی باعث شده فرد نسبت به آینده، اهداف یا چیزهایی که قبلاً برایش مهم بودند، احساس بی‌تفاوتی کند.
  • وقتی افکار آسیب به خود یا خودکشی وجود دارد: اگر بی‌حسی هیجانی با افکار آسیب زدن به خود یا پایان دادن به زندگی همراه باشد.

کلام آخر

اگر این روزها بی‌حسی هیجانی را تجربه می‌کنید، بدانید که تنها نیستید. گاهی ممکن است احساس کنید دیگر هیجاناتتان را مثل قبل تجربه نمی‌کنید؛ انگار از احساسات خودتان فاصله گرفته‌اید. اما این وضعیت همیشگی نیست. با شناخت بیشتر خود، مراقبت از خود و کمک گرفتن در زمان مناسب، می‌توانید دوباره ارتباطتان را با دنیای درونتان پیدا کنید.

اگر احساس می‌کنید راهتان را گم کرده‌اید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید، کلینیک آگاه در این مسیر همراه شماست. کمک گرفتن می‌تواند شروع یک تغییر باشد؛ روزی دوباره بهار شما هم سر می‌رسد.

سؤالات متداول (FAQ)

بی‌حسی هیجانی نشانه‌ی افسردگی است؟

بی‌حسی هیجانی هم می‌تواند نشانۀ افسردگی باشد، هم نه. در افسردگی، معمولاً این بی‌حسی با خستگی مفرط، بی‌خوابی و یک حس پوچی همه‌گیر همراه است و تقریباً همه‌چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ولی گاهی آدم بعد از یک اتفاق سخت یا استرس شدید، موقتاً بی‌حس می‌شود تا جان سالم به در ببرد، بدون اینکه افسرده باشد. اگر این حالت بیشتر از دو هفته طول کشید و احساس ناامیدی به آن اضافه شد، بهتر است با متخصص حرف بزنید.

آیا کرختی عاطفی خودبه‌خود خوب می‌شود؟

بستگی به دلیلش دارد. اگه بعد از یک اتفاق سخت یا فشار روحی پیش آمده باشد، معمولاً با آرام شدن اوضاع، خودش یواش‌یواش برطرف می‌شود. ولی اگر به خاطر افسردگی یا آسیب‌های قدیمی‌تر باشد، به راحتی خودش درست نمی‌شود.

آیا داروهای ضدافسردگی باعث بی‌حسی می‌شوند؟

بله، بعضی از داروهای ضدافسردگی می‌توانند باعث بی‌حسی عاطفی بشوند. به خصوص داروهای گروه SSRI مثل سرترالین و فلوکستین.

تفاوت بی‌حسی هیجانی با بی‌احساس بودن چیست؟

بی‌حسی هیجانی یعنی احساسات فرد کمرنگ شده‌اند، اما می‌داند که چیزی کم دارد و از این وضعیت رنج می‌برد. اما بی‌احساسی یعنی فرد اصلاً برای احساسات خودش یا دیگران ارزشی قائل نیست و این حالت برای او عادی شده است. اولی یک وضعیت موقتی و معمولاً همراه با آگاهی و ناراحتی است، دومی یک ویژگی شخصیتی پایدار است که فرد آن را بخشی از خودش می‌داند.

چطور دوباره احساساتم را حس کنم؟

با قدم‌های کوچک شروع کنید. مثلاً هر روز یک تجربۀ حسی ساده داشته باشید: چایتان را با توجه بنوشید، به موسیقی بی‌کلام گوش دهید یا دستتان را زیر آب گرم بگیرید و به حس آن توجه کنید. لازم نیست از همان ابتدا تغییر بزرگی احساس کنید؛ فقط کافی است کم‌کم دوباره با بدن و حواس خودتان ارتباط برقرار کنید. نوشتن یک جمله دربارۀ تجربه‌های بدنی روزانه نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد. اگر بعد از چند هفته تغییری احساس نکردید، صحبت با روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

درباره فاطمه رجب پور

من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشته‌ی روانشناسی دانشگاه یزد گذرانده‌ام. از سال 98 درمان فردی‌ام را با رویکرد CBT آغاز کرده‌ام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.

نوشته‌های بیشتر از فاطمه رجب پور
قبلی حد و حدود ارتباط با خانواده همسر چقدر باشه خوبه؟

1 دیدگاه

اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

متخصصان پیشنهادی
دکتر معصومه محمد بیگی

دکتر معصومه محمد بیگی

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
دکتر علی رفاهی

دکتر علی رفاهی

حضوری، آنلاین شیراز، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
سجاد ناصری نیا

سجاد ناصری نیا

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
مسیحا شاهرخ

مسیحا شاهرخ

حضوری، آنلاین تهران
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
سید علیرضا سیدموسوی

سید علیرضا سیدموسوی

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
لاله سهرابی

لاله سهرابی

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال رواندرمانی پویشی
مشاهده پروفایل
مریم سمندری

مریم سمندری

حضوری، آنلاین شیراز، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
دکتر مهشید عزیزی

دکتر مهشید عزیزی

آنلاین خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
صبا ابوالحسن تاش

صبا ابوالحسن تاش

حضوری، آنلاین شیراز
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
راضیه هاشمی

راضیه هاشمی

حضوری، آنلاین شیراز، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
زهرا قمصری

زهرا قمصری

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
مهسا فتاحی

مهسا فتاحی

حضوری، آنلاین شیراز
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
سیده ساجده شیخ‌الاسلامی

سیده ساجده شیخ‌الاسلامی

حضوری، آنلاین شیراز، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال زوج‌درمانی مشاوره ازدواج
مشاهده پروفایل
دکتر منا ادیبی فر

دکتر منا ادیبی فر

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
زهرا سادات حسینی

زهرا سادات حسینی

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال
مشاهده پروفایل
راضیه میرهاشمی

راضیه میرهاشمی

حضوری، آنلاین تهران، خارج از کشور
رواندرمانی فردی و بزرگسال درمان افسردگی
مشاهده پروفایل
جستجو در سایت
جستجو برای:
کلینیک روانشناسی آگاه
وقت مشاوره کلینیک آگاه
لیست روانشناسان کلینیک آگاه

بهترین روانشناس تهران | بهترین روانشناس شیراز | تراپیست آنلاین | روانشناس آنلاین خارج از کشور

خدمات روانشناسی کلینیک آگاه

روانشناس کودک  |  مشاوره فردی

مشاوره ازدواج  |  مشاوره طلاق

مشاوره خانواده  |  مشاوره زوج درمانی

روانشناس نوجوان  | مشاوره طلاق

مشاوره جنسی  | مشاوره شغلی

مشاوره تحصیلی  | مشاوره ترک اعتیاد

جدیدترین مقالات روانشناسی
  • بی‌حسی هیجانی (Emotional Numbness) چیست؟ 1405-08-05
  • حد و حدود ارتباط با خانواده همسر چقدر باشه خوبه؟ 1405-08-02
  • مسیر شغلی چیست؟ 1405-08-02
  • سندرم پیتر پن (Peter Pan) چیست؟ 1405-07-30
  • اینستاگرام چه تاثیری بر زندگی دارد؟ 1405-07-28
لوگو کلینیک روانشناسی آگاه

مرکز ارائه خدمات روانشناسی آگاه خانواده بزرگی از مراجعین و متخصصین را بنیان نهاده است که ارتباطی صمیمانه و در عین حال حرفه‌ای با یکدیگر دارند.

راه های ارتباطی

  • شیراز، خیابان ملاصدرا، ابتدای کوچه ۱۰
  • تهران، پاسداران، خیابان بوستان دوم، خیابان گیلان غربی، بین فرخی یزدی و داوود اسلامی، نبش موحد2، پلاک 5، واحد 1
  • شیراز: ۰۷۱۳۶۴۷۴۶۶۰
  • ۰۹۰۱۵۴۴۲۷۲۲
  • ۰۹۱۷۲۰۷۱۷۴۹
  • تهران: 02122849351
  • 09307070617
  • clinicagah@gmail.com

مشاور خانواده
مشاور ازدواج
روانشناس کودک
مشاور شغلی
مشاور ترک اعتیاد
مشاور نوجوانان
بهترین روانشناس تهران
بهترین روانشناس شیراز
مشاوره آنلاین

مشاور فردی
مشاوره طلاق
مشاوره افسردگی
مشاور استرس و اضطراب
مشاوره برای وسواس فکری
مشاوره روانشناسی آنلاین خارج از کشور

برای دریافت جدیدترین بلاگ‌های آگاه و دعوت‌نامه‌های کارگاه‌ها همین حالا ایمیلت رو وارد کن. قدم بعدی آگاه شدن، اینجاست.

نوبت مشاوره

روانشناس آنلاین

روانشناس شیراز

روانشناس تهران

آگاه

پیشنهاد هوشمند درمانگر آگاه

مرحله ۱ از ۶

مشاوره برای چه کسی است؟

لطفاً مشخص فرمایید مراجع اصلی این جلسه چه فردی خواهد بود:

موضوع اصلی مشاوره چیست؟

می‌توانید یک یا چند مورد از موضوعات زیر را انتخاب نمایید:

نوع مشاوره مورد نظر شما چیست؟

شیوه برگزاری جلسات درمانی:

محل مشاوره (شعبه / شهر)

کدام شعبه یا شهر را ترجیح می‌دهید؟ (حضوری یا آنلاین)

زمان ترجیحی برگزاری جلسات

در چه بازه زمانی در طول روز امکان حضور دارید؟

جنسیت درمانگر

ترجیح جنسیتی شما برای درمانگر:

درمانگران پیشنهادی متناسب با نیاز شما

بر اساس اولویت‌ها و موضوعات انتخابی شما در کلینیک آگاه:

گاهی برای شناخت بهتر خودمون و عبور از روزهای سخت، فقط کافیه یکی کنارمون باشه که بهتر مارو بفهمه. از همین امروز، با همراهی مشاوران حرفه‌ای ما قدم‌به‌قدم جلو برو؛ ما اینجاییم تا کنارت باشیم.

شروع مسیر تحول