آکوافوبیا و آبهراسی چیست؟
تا حالا پيش آمده مقابل دريا يا استخر بايستيد و دلتان بخواهد وارد آب شويد، اما نتوانيد؟ ترس از آب چیزی است كه خيلى ها، بى آنكه حتى بدانند، تجربهاش مى كنند. گاهی خاطرهای بد از كودكى یا یک حس مبهم باعث مى شود از آب فاصله بگیریم. اين ترس واقعى، قابل درك و مديريت است. در اين مقاله از وبلاگ كلينيك روانپويشى آگاه، با هم درباره ترس از آب، نشانهها و راههای کم کردن یا درمانش صحبت مى كنيم.
فهرست محتوا:
Toggleتعريف آكوافوبيا و آبهراسی
آکوا فوبیا یعنی ترس شدید و عمیق از آب؛ ترسی که معمولاً منطقی به نظر نمیرسد، اما برای کسانی که آن را تجربه میکنند کاملاً واقعی و ناتوانکننده است. کسی که از آکوافوبیا (ترس از آب) رنج میبرد، ممکن است حتی با فکر کردن یا دیدن آب، ترس یا دلشورهی شدیدی سراغش بیاید. بعضیها ترجیح میدهند نزدیک جاهایی مثل استخر یا دریاچه نشوند، چون بودن کنار آب برایشان سخت و استرسزاست. در حالتهای شدیدتر، حتی کارهای سادهای مثل دوش گرفتن، شستن صورت یا مسواک زدن هم میتواند برایشان ترسناک و آزاردهنده باشد. این ترس ساختگی یا عجیب نیست، واقعی است و میتواند روی زندگی روزمرۀ فرد تأثیر بگذارد.
آکوافوبیا تجربهای کاملاً شخصی است؛ یعنی از یک نفر به نفر دیگر فرق میکند. ممکن است فردی فقط از آبهای عمیق بترسد، در حالی که دیگری حتی از دوش گرفتن یا شستن دستهایش هم دچار اضطراب میشود. یکی ممکن است کنار دریاچه بترسد اما از صدای فوارهها لذت ببرد. بعضیها فقط در موقعیتهای خاصی مثل شنا یا قایقسواری میترسند اما در شرایط دیگر، مثل دوش گرفتن فرد احساس راحتی دارد. در واقع، این ترس میتواند به شکلهای مختلفی خودش را نشان بدهد، کاملاً بستگی به فرد و تجربههایش دارد.
بیایید نگاهی بیندازیم به تجربه کسی که با آکوافوبیا زندگی میکند: « همه فکر میکنند آب آرامشبخش است. میگویند برو کنار دریا تا آرام شوی. ولی برای من؟ آب تهدیدی است که همیشه حضور دارد. نه صدای موج برایم لذتبخش است، نه تصویر دریا هنگام غروب. وقتی بچه بودم، یک بار در استخر افتادم و کسی نفهمید. چند ثانیه زیر آب بودم، ولی آن چند ثانیه برایم مثل یک عمر گذشت. از آن روز به بعد، فقط فکر کردن به آب عمیق یا دریا باعث میشود قلبم تند بزند. هیچکس نمیفهمد؛ میگویند «خیلی وقت است از آن اتفاق گذشته، وقتش شده با ترسهایت روبهرو شوی». اما ترس من واقعی است. میدانم اگر نزدیک شوم، آن خاطره برمیگردد با همان تاریکی و حس غرق شدن.»
علت آکوافوبیا
آدمها به دلایل مختلفی ممکن است از آب بترسند. برای بعضیها، دلیلش خیلی روشن است مثلاً تجربهای بد یا ترسناک. ولی برای خیلیهای دیگر، ماجرا پیچیدهتر است و ترکیب چند عامل مختلف در شکلگیری این ترس نقش دارد. گاهی حتی خود فرد هم دقیق نمیداند این ترس از کجا شروع شده مخصوصاً وقتی از بچگی با او همراه بوده یا مدت زیادی از شروعش گذشته است. شناختن ریشههای این ترس میتواند خیلی کمککننده باشد. اگر بفهمیم دقیقاً چه چیزی باعث شده که از آب بترسیم یا چه چیزی این ترس را تشدید کرده، راحتتر میتوانیم با آن روبهرو شویم و کمکم کنترلش را بهدست بگیریم. در ادامه، به چند مورد از رایجترین علتهای آکوافوبیا اشاره میکنیم:
-
اتفاقهای تروماتیک گذشته:
گاهی پشت این ترس، تجربههای تلخ یا ترسناکی پنهان شده است. ممکن است فرد زمانی نزدیک بوده غرق شود، یا شاهد اتفاقی ناراحتکننده مربوط به آب بوده باشد مثلاً یک صحنهی وحشتناک توی استخر یا دریا. چنین تجربههایی میتواند در ذهن بماند و باعث شوند که بعدها حتی فکر کردن به آب هم احساس ناامنی و اضطراب ایجاد کند.
-
تجربههای غیرمستقیم یا داستانهای ترسناک:
گاهی وقتها حتی شنیدن داستانی ترسناک دربارۀ آب، میتواند آدم را بترساند. مثلاً بعضیها در بچگی، از غرق شدن یا غول دریا شنیدهاند یا فیلمهایی دیدهاند که صحنههای ترسناک در آب دارد تا حدی که خیلیها بعد از دیدنش دیگر جرئت نمیکردند نزدیک دریا بروند. حتی اگر آن ترس واقعی نبوده است، ذهن آدم میتواند آن را جدی بگیرد و حس ناامنی در فرد ایجاد کند.
-
سابقۀ خانوادگی:
گاهی ریشۀ آکوافوبیا میتواند در خانواده هم پیدا شود. اگر یکی از والدین یا نزدیکانتان با فوبیا یا اختلالات اضطرابی دستوپنجه نرم کرده باشد، ممکن است شما هم در معرض چنین ترسهایی باشید. حتی بعضی از ویژگیهای ژنتیکی- مثل حساس بودن سیستم عصبی- میتوانند باعث شوند که نسبت به بقیه زودتر دچار اضطراب شویم. همیشه ریشۀ ترسها از تجربههای زندگی نیست، بعضیهایشان از همان روزی که به دنیا آمدهایم همراه ما هستند.
-
یاد گرفتن ترس از دیگران:
گاهی وقتها ترسی مثل آکوا فوبیا میتواند از طریق نگاه کردن به ترس دیگران وارد زندگی ما شود. مثلاً اگر بچه بودهاید و دیدهاید یکی از والدین یا خواهر و برادرتان از آب میترسد، ممکن است ناخودآگاه شما هم آن ترس را درونی کرده باشید. ذهن ما از همان دوران کودکی یاد میگیرد که چه چیزی خطرناک است و اگر ببیند یکی از نزدیکانمان از چیزی وحشت دارد، ممکن است ما هم فکر کنیم آن چیز واقعاً ترسناک است. این فقط مخصوص بچگی نیست؛ بزرگترها هم ممکن است تحت تأثیر رفتار دیگران قرار بگیرند و کمکم ترس مشابهی پیدا کنند. دیدن اضطراب و وحشت در کسی که برایمان مهم است، میتواند باعث شود ما هم نسبت به همان موقعیت حساس شویم حتی اگر خودمان تجربهی بدی نداشتهایم.
-
عوامل تکاملی:
ترس از آب میتواند ریشه در گذشتۀ خیلی دور ما داشته باشد. از زمانهایی که انسانها هنوز در طبیعت برای زنده ماندن میجنگیدند. در آن روزها، نزدیک شدن به آب میتوانست واقعاً خطرناک باشد؛ ممکن بود کسی غرق شود، یا حیوانی خطرناک در آب کمین کرده باشد. برای همین، آنهایی که بیشتر میترسیدند و محتاطتر بودند، احتمال زنده ماندنشان هم بیشتر بوده است. کمکم این احتیاط و ترس، در وجود انسانها جا افتاده و بخشی از طبیعتمان شده است. حالا امروزه، با اینکه دیگر آن خطرها خیلی کمتر شده، مغز ما هنوز با همان سیستم قدیمی کار میکند. بعضیها ممکن است ناخودآگاه هنوز آن ترسها را با خودشان داشته باشند و اگر این ترس خیلی شدید شود، ممکن است تبدیل به آکوافوبیا شود.
-
تجربۀ استرس شدید یا بالاتر از حد معمول:
اگر مدت طولانی زیر فشار استرس یا اضطراب باشید، ذهنتان ممکن است حساستر شود و گاهی واکنشهایی نشان دهد که خودتان هم از آن تعجب میکنید. استرس زیاد میتواند باعث شود موقعیتهایی که شاید قبلاً برایتان عادی بوده است، حالا ترسناک یا نگرانکننده به نظر برسند. مثلاً اگر کسی در دورهای پراسترس، تجربۀ بدی با آب داشته باشد یا حتی فقط شاهد ترس یا نگرانی دیگران در مورد آب باشد ممکن است این حس در ذهنش ماندگار شود و تبدیل به فوبیا شود. گاهی هم اتفاقی ناراحتکننده، مثل از دست دادن عزیزی، میتواند ذهن فرد را به هم بریزد. در چنین شرایطی، چون آدمها درگیر غم و سوگ هستند، ممکن است کمتر بتوانند با احساساتشان کنار بیایند و همین باعث بشود ترسها پررنگتر شوند و راحتتر جا بیافتند. بهعبارتی، وقتی ذهن خسته و آسیبدیده است، بیشتر مستعد است که از چیزهایی بترسد که در حالت عادی شاید اینقدر ترسناک نبودهاند.
-
ترس بهعنوان واکنش دفاعی:
گاهی ذهن ما برای محافظت از خود، یک ترس را جایگزین ترس دیگر میکند. ممکن است فردی در واقع از چیز دیگری بترسد، مثلاً ترس از صمیمت یا شکست، اما چون نمیتواند با ترس اصلی کنار بیاید، ذهنش آن را به شکل ترس از آب نشان میدهد.
-
ریشه در تجربههای کودکی و دلبستگی:
اگر کسی در کودکی مراقبت ناپایدار یا ناامن را تجربه کرده باشد، مثلاً والدینی که گاهی خیلی نزدیک بودند و گاهی خیلی دور، ممکن است ترس از تنها ماندن یا رها شدن در ناخودآگاهش شکل بگیرد. این ترس ناهشیار گاهی خودش را به شکل ترس از آب نشان میدهد.
-
تعارضهای درونی حل نشده:
گاهی درون ما کشمکشهایی است که خودمان هم دقیقاً نمیدانیم چه هستند، مثلاً احساس خشم، تعارض با والدین یا میلهایی که از آنها خجالت میکشیم. این تعارضها ممکن است راهی برای بروز پیدا کنند و بهصورت ترس از آب ظاهر شوند.
علائم و نشانههای ترس از آب
در وبسایت CDP Online College، به این موضوع اشاره میشود که ترس از آب (آکوافوبیا) برای هر کسی میتواند شکل متفاوتی داشته باشد. این ترس کاملاً شخصی است؛ یعنی ممکن است دو نفر که هر دو از آب میترسند، احساسات و واکنشهای متفاوتی تجربه کنند. برای بعضیها، فقط فکر کردن به آب یا حرف زدن دربارهاش کافی است تا دلشان آشوب شود. بعضیهای دیگر وقتی با آب روبهرو میشوند مثلاً کنار دریا یا موقع دوش گرفتن واکنشهای شدیدتری نشان میدهند. گاهی این ترس آنقدر شدید میشود که شبیه حملۀ پانیک یا اضطراب شدید به نظر میرسد. ممکن است کنترل احساساتتان از دستتان در برود یا انگار بدنتان دارد خودش بهجای شما تصمیم میگیرد. علائم آکوافوبیا میتواند جسمی، روانی و رفتاری باشد. در ادامه درمورد این علائم بیشتر توضیح میدهیم.
علائم روانشناختی
- ترس، اضطراب یا وحشت شدید، فراگیر، مداوم، افراطی و غیرمنطقی هنگام روبهرو شدن با آب
- احساس شدید وحشت یا دلهره در نزدیکی آب
- احساس فلج شدن یا ناتوانی در حرکت بهدلیل ترس
- تجربهی ترس، اضطراب یا وحشت که با موقعیت تناسبی ندارد
- احساس بیدفاع بودن یا آسیبپذیری
- احساس در معرض خطر بودن یا داشتن حس اینکه قرار است فاجعهای اتفاق افتد
- احساس اینکه ممکن است بمیرید
- دیدن کابوسهای تکراری یا آزاردهنده دربارهی آب
- احساس از دست دادن کنترل یا ترس از اینکه ممکن است کنترل خود را از دست بدهید
- دشواری در تمرکز یا عملکرد عادی در نزدیکی آب
علائم بدنی
- احساس سرگیجه، سبکی سر یا غش کردن
- خستگی یا بیحالی غیرعادی
- احساس سوزنسوزن شدن یا گزگز، مخصوصاً در دست و پا
- احساس لرز
- احساس خفگی یا احساس گیر کردن چیزی در گلو
- بالا رفتن فشار خون
- لرزش یا رعشه
- خشکی یا چسبندگی دهان
- تپش قلب، افزایش ضربان قلب
- مشکلات تنفسی
- رنگپریدگی یا سرخ شدن غیرطبیعی صورت
- تعریق غیرمعمول و بیشازحد یا احساس رطوبت و سردی پوست
- تهوع، استفراغ، دلآشوبی یا احساس مورمور شدن در شکم
علائم رفتاری
وقتی کسی با ترس از آب (آکوافوبیا) زندگی میکند، ممکن است رفتارهایش اینطور به نظر برسد:
- تا جایی که میتواند از آب دوری میکند؛ حتی مکانهایی که احتمال دارد با آب سروکار داشته باشد.
- شاید دوش گرفتن یا حتی شستن دستها برایش خیلی سخت یا غیرممکن باشد.
- روزهای بارانی میتواند برایش کابوس باشد؛ ممکن است آن روزها اصلاً از خانه بیرون نرود.
- بعضیهایشان حتی نمیتوانند آب بنوشند یا کنارش احساس راحتی داشته باشند.
- گاهی غذا خوردن برایشان سخت میشود، مخصوصاً وقتی به موقعیتی نزدیک میشوند که با آب درگیر است.
- شبهایی که میدانند ممکن است روز بعد با آب روبهرو شوند، خواب به چشمشان نمیآید.
- سعی میکنند اصلاً به آب فکر نکنند؛ حتی از حرف زدن دربارهاش فرار میکنند.
- ممکن است از دیدن فیلم یا برنامهای که آب در آن است، خودداری کنند.
- وقتی با آب روبهرو میشوند، حس میکنند باید فرار کنند یا جایی قایم شوند.
- در جمعهایی که احتمال تماس با آب است، کنار میکشند یا اصلاً نمیروند.
آدمها ممکن است این نشانهها را به شکلهای مختلفی تجربه کنند. شاید فقط بعضی از علائم را داشته باشند یا چند نوع مختلف از آنها را با هم تجربه کنند. برای بعضی افراد، فقط نشانههای جسمی و روانی دیده میشود و رفتارهای اجتنابی وجود ندارد. این علائم ممکن است بسته به شرایط یا موقعیت، تغییر کنند. مثلاً ممکن است فقط زمانی دچار تپش قلب، لرزش، تنگی نفس یا حتی حملۀ پانیک بشوند که مستقیماً در تماس با آب قرار میگیرند.
روشهای درمان و مقابله با آکوافوبیا
فوبیاها، از جمله ترس از آب، معمولاً قابل درمان هستند و خیلی وقتها هم درمانشان نتیجهبخش است. اما برای اینکه درمان مناسبی دریافت شود، اول باید یک متخصص سلامت روان علائم فرد را بررسی کند و مطمئن شود دقیقاً با چه نوع فوبیایی طرف هستیم. در اولین جلسه یا ارزیابی تشخیصی، درمانگر معمولاً درباره سابقه پزشکی شما میپرسد و از شما میخواهد علائمتان را توضیح دهید؛ مثلاً بگویید چه چیزهایی باعث ترستان میشوند، چقدر شدید هستند و از چه زمانی شروع شدهاند. نکته جالب این است که بیشتر افرادی که به آکوافوبیا یا فوبیاهای مشابه دچار هستند، خودشان هم میدانند که ترسشان شدیدتر از حد معمول یا حتی غیرمنطقی است. همین آگاهی میتواند کمک کند تشخیص سریعتر و راحتتر انجام شود. در عین حال، رواندرمانگر باید مطمئن شود که علائم مربوط به فوبیا است و نه اختلالات دیگری مثل:
- اضطراب فراگیر (GAD)
- استرس پس از سانحه (PTSD)
- وسواس فکری-عملی (OCD)
- یا اختلال پانیک (حملات هراس)
برای درمان فوبیاهای خاص، معمولاً ترکیبی از درمان ها استفاده میشود. در ادامه، هر کدام از این روشها را بیشتر توضیح میدهیم تا با روند درمان بهتر آشنا شوید.
-
درمان شناختی رفتاری:
مثل خیلی از فوبیاهای دیگر، فوبیای آب یا آکوافوبیا هم معمولاً به خوبی به درمان جواب میدهد. یکی از روشهای مؤثر، درمان شناختیرفتاری (CBT) است. در این درمان تکنیکهایی یاد میگیرید که به شما کمک میکنند بهتر با ترستان کنار بیایید. در درمان فوبیاها، معمولاً یکی از بخشهای مهماش این است که کمکم و بهصورت مرحلهبهمرحله با چیزی که از آن میترسید روبهرو بشوید. مثلاً ممکن است اول از شما بخواهند فقط چند سانتیمتر ته وان آب بریزید، بعد دستتان را بزنید در آن و در نهایت شاید بتوانید با خیال راحت در وان پر از آب بنشینید.
-
درمان تحلیلی:
در رویکرد روانتحلیلی، ترس از آب (اکوافوبیا) فقط یک ترس ساده نیست، بلکه بازتابی از تعارضها و تجربههای سرکوبشدهی دوران کودکی در ناهشیار فرد است. از این منظر، ممکن است آب نمادِ نگرانیها یا آسیبهای حلنشدهای باشد که هنوز در ناهشیار حضور دارند، اما خود فرد آگاهانه از آنها خبر ندارد. درمان تحلیلی تلاش میکند این تعارضهای پنهان را به سطح آگاهی بیاورد؛ یعنی فرد کمکم بفهمد ریشۀ اصلی ترسش چیست. هدف درمان این است که فرد با ریشۀ واقعی ترسش روبهرو شود، آن را پردازش کند و از شدت یا ماهیت فوبیایش کاسته شود. بهجای جنگیدن مستقیم با آب، به ترسهای عمیقتری نگاه میشود که پشت این فوبیا پنهان شدهاند.
-
داروها:
گاهی اوقات پزشک ممکن است داروهای ضد اضطراب یا ضد افسردگی تجویز کند تا علائم ترس را کمتر کند، مخصوصاً اگر این ترس باعث بیخوابی یا حملات اضطرابی شود. معمولاً داروها در کنار روشهای درمانی مثل CBT مصرف میشوند.
-
یوگا، ذهنآگاهی و مدیتیشن:
تمرین منظم یوگا میتواند به کاهش تنش کمک کند. روشهایی مثل ذهنآگاهی (Mindfulness) یا مدیتیشن هم به شما یاد میدهند چطور با اضطرابتان در لحظه کنار بیایید و کنترل بیشتری روی احساساتتان داشته باشید.
سوالات متداول درباره ترس از آب
- آیا آکوافوبیا قابل درمان است؟ بله، خوشبختانه راههای مؤثری برای درمان این ترس وجود دارد. یکی از رایجترین روشها، درمان شناختی-رفتاری است که به فرد کمک میکند افکار منفیاش را نسبت به آب تغییر دهد. در برخی موارد هم ممکن است پزشک داروهای ضداضطراب یا ضدافسردگی تجویز کند تا روند درمان راحتتر پیش برود.
- آیا آکوافوبیا در کودکان نیز اتفاق میافتد؟ بله، کودکان هم میتوانند دچار ترس شدید از آب شوند، مخصوصاً اگر تجربۀ بدی مثل افتادن در آب یا احساس خفگی داشته باشند. گاهی هم این ترس از طریق دیدن واکنش والدین یا اطرافیان به آب، به کودک منتقل میشود.
- آیا آکوافوبیا همان هیدروفوبیا است؟ نه، این دو با هم فرق دارند. آکوافوبیا ترسی شدید و غیرمنطقی از آب است که معمولاً به عنوان نوعی اختلال اضطرابی شناخته میشود. اما هیدروفوبیا بیشتر به ترس از آب در مراحل پایانی بیماری هاری گفته میشود. پس با اینکه اسمهایشان شبیه به نظر میرسد، اما دلیل و زمینهشان کاملاً متفاوت است.
جمعبندی
ترس از آب یا آکوا فوبیا میتواند زندگی روزمره افراد را تحت تأثیر قرار بدهد؛ از تجربههای ساده مثل دوش گرفتن یا شنا کردن گرفته تا حتی حضور در کنار دریا یا استخر. اما خبر خوب این است که این ترس قابل درک است و مهمتر از آن، قابل درمان. با کمک روشهای درمانی مناسب و همراهی متخصصان، میشود قدم به قدم با این ترس روبهرو شد و کنترل زندگی را دوباره به دست گرفت. اگر شما یا یکی از عزیزانتان با چنین ترسی دستوپنجه نرم میکنید، بدانید که تنها نیستید. میتوانید برای مشاوره و درمان از متخصصان کلینیک روانپویشی آگاه کمک بگیرید.
منابع
https://www.medicalnewstoday.com/articles/aquaphobia#treatment
https://www.verywellmind.com/aquaphobia-causes-symptoms-treatment-2671845#toc-treatment
https://www.healthline.com/health/phobia-simple-specific
https://cpdonline.co.uk/knowledge-base/mental-health/what-is-aquaphobia/
درباره فاطمه رجب پور
من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشتهی روانشناسی دانشگاه یزد گذراندهام. از سال 98 درمان فردیام را با رویکرد CBT آغاز کردهام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.
نوشتههای بیشتر از فاطمه رجب پور


1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.