فشار گروه همسالان در نوجوانان چیست؟
بیایید برای چند لحظه خودمان را جای نوجوانمان بگذاریم. نوجوان از یک طرف میخواهد دیگر آن کودک وابسته به خانواده نباشد و از طرف دیگر ایستادن روی پای خودش در دنیایی جدید برایش ترسناک است. اینجاست که گروه دوستان اهمیت بیشتری برای او پیدا میکند. شاید روابط او با دوستانش باعث شود احساس کنیم که دیگر کنترلی روی اوضاع نداریم و نمیدانیم چه اتفاقاتی بین او ودوستانش میافتد. گاهی وقت گذراندن با دوستانش به قدری پررنگ میشود که انگار ما دیگر به عنوان عضوی از خانواده جایی در دنیای نوجوانمان نداریم. اما این دوره برای خود نوجوان هم سخت است. قبلاً خانواده برای نوجوان تکیهگاه محکم و امنی بود که هر مشکلی را میتوانست با آنها در میان بگذارد و از بودن با آنها احساس امنیت میکرد اما حالا به دلیل تغییرات دنیای نوجوان، دیگر نمیتواند هر حرفی را به والدینش بگوید و به همین دلیل احساس تنهایی میکند. رابطه با والدین دیگر مانند قبل نزدیک و صمیمی نیست و انگار منبع حمایتی خود را از دست داده است. دوستان نوجوان حتی اگر خودشان هم سردرگم باشند در همان طوفانی هستند که نوجوان در آن است. نوجوان گاهی شبیه دیگران میشود چون میترسد که اگر شبیه آنها نباشد در دنیای خود تنها بماند. گاهی در این شلوغیها ممکن است صدای خود واقعیاش به گوش نرسد و ترجیح دهد به جای شنیدن منطق و استدلالها، به تشویق همگروهیهایش گوش دهد تا مبادا پناهگاه جدیدش را هم از دست بدهد.
فهرست محتوا:
Toggleفشار گروه همسالان چیست؟
فشار همسالان یعنی نوجوان برای اینکه در جمع دوستانش پذیرفته شود، تاییدشان را بگیرد و احساس کند از آنها جا نمیماند، کارهایی را انجام دهد که شاید واقعاً خودش نمیخواهد. نیرویی قدرتمند از سمت دوستان و همسالان، نوجوان را مجبور میکند مثل آنها فکر کند، مثل آنها لباس بپوشد و مثل آنها رفتار کند. این فشار همیشه به شکل اجبار یا زورگویی نیست. گاهی میلی درونی و شدید در خود نوجوان است که میخواهد همرنگ جماعت شود تا مبادا از گروه دوستانش اخراج یا مسخره شود. درست است که دوستان منبع آرامش و هویتیابی نوجوان هستند اما وابستگی شدید نوجوان به دوستانش آسیبپذیریهایی را ایجاد میکند. ممکن است نوجوان تمام تلاشش را به کار بگیرد تا از طرف دیگران تایید بگیرد و حتی برای اثبات خود در گروه دست به رفتارهای پرخطر بزند.
تفاوت تاثیر همسالان با فشار همسالان
مرز باریکی بین تاثیر همسالان با فشار همسالان وجود دارد. اینکه فکر کنیم هر رابطهای با همسالان خطرناک است و دوستان همیشه عامل انحراف هستند، اشتباه است. از یک سو خانواده ابهت و ارزش خودش را برای نوجوان از دست داده است و از سویی دیگر، نوجوان همسالانش را افرادی ایدهآل میبیند که هر حرف و رفتاری از آنها حقیقت محض است و تایید آنها اهمیت حیاتی پیدا میکند. دوستی در نوجوانی نقش دوگانهای دارد. زمانی که نوجوان با میل و اشتیاق خودش از دوستانش الگوبرداری کند تحت تاثیر همسالانش قرار دارد. طبیعی است که نوجوان در این دوره به دوستانش علاقه دارد و میخواهد به آن جمع تعلق داشته باشد. در این شرایط، آنها میتوانند انگیزۀ درس خواندن، ورزش یا رفتارهای مثبت دیگر را در نوجوان بیدار کنند. اینگونه تعاملات اولین تمرین نوجوان برای ورود به جامعه است و به او یاد میدهند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند.
روابط همسالان در نوجوانی سنگ بنای روابط کاری و عاطفی در بزرگسالی هستند. در تاثیرپذیری، نوجوان هنوز خودش قدرت تصمیمگیری و حق انتخاب دارد و همراهی او از روی علاقه یا کنجکاوی است نه ترس. در فشار همسالان، آزادی و انتخاب سهم کمتری دارند و جای خود را به ترس، اضطراب و تهدید میدهند. در این حالت، نوجوان احساس میکند اگر دقیقاً شبیه جمع دوستانش رفتار نکند، طرد و مسخره میشود. ترس از تنها ماندن یا اخراج از گروه، نوجوان را به سمت رفتارهایی میبرد که با ارزشها و خواستههای خودش سازگاری ندارند. نوجوان در گروه همسالانش نه یک قربانی صرف است و نه بازیگری کاملاً آزاد. او در تلاش است بفهمد که چه کسی میتواند باشد. نگاه همسالان هم او را میسازد و هم او را محدود میکند. گروه دوستان جایی است که نوجوان میان احساس تعلق و نیاز به فردیت و استقلال، راهش را جستجو میکند اما گاهی تصویر نوجوان از خود واقعی و خودی که دیگران میپسندند، درهم تنیده میشود.
چرا در سنین نوجوانی این فشار بیشتر است؟
نوجوان در این سن بیشتر از هر زمان دیگری به این نگاه میکند که دیگران دربارهاش چه فکری میکنند و واکنش همسالان برایش تعیینکنندهتر است. او برای اینکه بفهمد چه کسی میخواهد باشد و چه چیزی را دوست دارد، خودش را با همسالانش مقایسه میکند. احساس پذیرفته شدن در یک جمع نیازی حیاتی است و همین نیاز باعث میشود کوچکترین نشانۀ طرد، بزرگتر و سنگینتر از واقعیت تجربه شود. هستۀ اصلی این فشارها را میتوان در سه عامل بررسی کرد:
تغییرات هویتی
هویت مانند لباسی است که والدینمان در کودکی تنمان کردهاند. این لباس دیگر در نوجوانی اندازۀ ما نیست و میخواهیم لباسی به تن کنیم که خودمان میخواهیم اما نمیدانیم دقیقاً چه مدل لباسی به ما میآید. در این بلاتکلیفی، نوجوان به دوستانش نگاه میکند. نگاه دوستان تبدیل به چراغ راه او میشود. نوجوان هنوز مرزی را بین آنچه خودش واقعاً میخواهد و آنچه دوستانش به او نشان میدهند، نمیشناسد و هر بازخورد و واکنشی از دوستان نشانهای است برای ساختن هویت جدید او. نوجوان با امتحان کردن نقشهای مختلف فکر میکند که شاید این هم بخشی از من باشد.
نیاز به پذیرش اجتماعی
در نوجوانی نیاز به پذیرفته شدن در گروه همسالان یک نیاز عاطفی مهم برای نوجوان است. اگر نوجوان احساس کند در جمع جایی ندارد، احساس امنیت و قدرتش را از دست میدهد. او نمیتواند در فضایی معلق بماند. پذیرفته شدن در یک گروه دوستانه مانند مجوزی برای ورود به دنیایی مستقل و جدید است. نیاز به تعلق و پذیرش در گروه همسالان باعث میشود رفتار دوستان وزن بیشتری پیدا کند. نوجوان احساس میکند اگر به خواستههای گروه تن ندهد، تکیهگاه جدیدش را از دست میدهد و تنها میماند.
حساسیت به طرد شدن
نوجوان در این دوره نسبت به تنها ماندن یا طرد شدن حساستر میشود. اخراج از گروه دوستانه به معنای از دست دادن امنیت و قدرت برای نوجوان است. نوجوان از اینکه بقیه با او سرد شوند یا دیگر دوستداشتنی نباشد، میترسد. کوچکترین رفتارها مانند پیام ندادن یک دوست یا دعوت نشدن به یک دورهمی دوستانه برای نوجوان مانند یک آژیر خطر است و ممکن است نوجوان با خود فکر کند دیگر برای دوستانش ارزش ندارد. به همین دلیل نوجوان پیشاپیش خودش را با جمع هماهنگ میکند تا از احتمال طرد شدن دوری کند. گاهی ترس از تنها ماندن و از دست دادن جایگاه اجتماعی، نوجوان را به سمتی میبرد که موقعیتها را پیشبینی میکند و طبق خواستۀ دوستانش عمل میکند.
چرا نوجوانان تحت تاثیر دوستان خود قرار میگیرند؟
نیاز به تعلق
بزرگترین ترس نوجوان، ترس از تنها ماندن است. وقتی او از خانواده فاصله میگیرد، به شدت نیاز دارد عضوی از یک «ما» ی جدید باشد. این نیاز به قدری مهم است که ذهن نوجوان پذیرفته شدن در گروه را مسئلۀ مرگ و زندگی میبیند. او تحت تاثیر دوستان خود قرار میگیرد چون میخواهد به هر قیمتی جایگاهش را حفظ کند. طرد شدن از یک گروه دوستی برای نوجوان دست کمی از تبعید به یک جزیرۀ متروکه و دورافتاده را ندارد.
هویتجویی
نوجوان مثل کسی است که مدام لباسهای مختلفی به تن میکند تا ببیند چه لباسی به او بیشتر میآید. تاثیرپذیری از دوستان هم در واقع نوعی پذیرش هویتی جدید و موقت است. او با الگوبرداری از دوستانش میخواهد ببیند آیا این سبک زندگی برای او خوشایند است یا خیر. گروه همسالان همچون آینهای هستند که به او میگویند اگر اینطور یا آنطور باشی جذابتر خواهی بود. او با رفتارهای مختلف در حال آزمایش کردن این است که ببیند «من واقعاً چه کسی هستم؟». او نیاز دارد تا مدتی شبیه دیگران باشد تا از دل شباهتها و تفاوتها بتواند خود واقعیاش را بیابد.
ترس از قضاوت شدن
نوجوان احساس میکند روی یک صحنۀ بزرگ نمایش است و همه به حرکات او توجه میکنند. او میترسد اگر با دوستانش فرق داشته باشد، انگشتنما شود یا مورد تمسخر قرار بگیرد. او به دلیل ترس از قضاوت، خودش را با خطکش دوستانش اندازه میگیرد و همرنگ آنان میشود تا از نگاه تند و تیزشان در امان باشد.
ضعف مهارتهای جرأتورزی
مرز گذاشتن بین خود و دیگری گاهی سختترین کار ممکن است. شاید نوجوان واقعاً با چیزی مخالف باشد اما نتواند آن را ابراز کند. بسیاری از نوجوانان نمیدانند چطور نظرشان را بدون توهین یا بدون ترس از سرزنش ابراز کنند. شاید برخی فکر میکنند که نه گفتن یعنی پایان دوستی. وقتی مهارت جرأتورزی پایین باشد، نوجوان در برابر فشار دوستان خود خلع سلاح میشود. او فکر میکند برای مهربان یا وفادار بودن حتماً باید با تمام خواستهها موافقت کند. نوجوانی که توانایی نه گفتن ندارد نمیتواند مرز دوستیها و استقلال و فردیت خودش را حفظ کند و برای حفظ جایگاه خود در گروه، تن به خواستۀ دیگران میدهد.
عزت نفس پایین
نوجوانی که احساس ارزشمندی نمیکند، فکر میکند صدایش شنیده نمیشود و نظراتش به اندازۀ کافی خوب نیستند. نوجوانی که عزت نفس پایینی دارد یا به دلیل ویژگیهای شخصیتی مانند خجالتی بودن، خودش را دست کم میگیرد، ترجیح میدهد به جای اینکه رهبر زندگی خودش باشد، یک دنبالهرو باشد. برای او تکیه کردن به نظر جمع راحتتر و امنتر از اعتماد کردن به صدای درونی خودش است. گاهی حتی به قدری صدای او ضعیف است که اصلاً آن را نمیشنود و به ناچار در موج جمعیت حل میشود و هر حرکتی او را با خود میبرد. معمولاً تایید بیرونی دیگران، آنها را سرزنده میکند و احساس خوبی به خودشان پیدا میکنند. آنها برای دریافت تحسین دیگران ممکن است بیشتر از سایر افراد جذب واکنشهای گروه شوند و سختتر مخالفت کنند تا موقعیتی تنشزا به وجود نیاورند. آنها خود را با جمع همراه میکنند تا هم تحسین بیشتری دریافت کنند و هم به دلیل مخالفت کردن در معرض توجه و بحث قرار نگیرند.
انواع فشار همسالان
فشار همسالان همیشه شبیه یک دستور یا اجبار نیست. گاهی فشار همسالان به قدری آرام و بیصداست که ممکن است نوجوان هم متوجه نشود چطور تحت تاثیر آن قرار گرفته است. فشار همسالان چهرههای مختلفی دارد:
فشار مستقیم
اینجا فشار کاملاً آشکار است. کلمات وارد عمل میشوند مثل زمانی که یک دوست از نوجوان چیزی میخواهد، پیشنهادی میدهد یا حتی او را مجبور به کاری میکند. اصرار کردن، مسخره کردن برای انجام ندادن یک کار یا گذاشتن شرط برای دوستی مثل گفتن این جملات که «اگر با ما نیایی، دیگه دوست ما نیستی»، شکلهایی از فشار مستقیم هستند. نوجوان در این شرایط میداند که دارد تحت فشار دیگران قرار میگیرد.
فشار غیرمستقیم
این نوع فشار کمی متفاوت از فشار مستقیم است. در اینجا کسی به نوجوان مستقیماً چیزی نمیگوید اما نوجوان با نگاه کردن به دیگران و رفتارهای آنها احساس میکند که باید شبیه آنها شود. مثلاً وقتی همۀ اعضای گروه یک مدل لباس خاص میپوشند یا رفتار خاصی دارند و از کلمات خاصی استفاده میکنند نوجوان احساس میکند که اگر متفاوت باشد یا پذیرفته نمیشود یا از جمع دوستانش عقب میماند. شاید نوجوان در این شرایط متوجه فشار گروه همسالان نباشد و فکر کند که این انتخاب اوست که شبیه آنها باشد در حالی که واقعاً تحت تاثیر آنها تغییر میکند. کسی به نوجوان نمیگوید که باید تغییر کند اما نوجوان برای محبوب ماندن در جمع دوستان خود شروع به الگوبرداری از رفتارهای جمع میکند. اینجا همان جایی است که نوجوان برای وصلۀ ناجور نبودن، خود را قربانی گروه میکند.
فشار مثبت
همیشه فشار همسالان چیز بدی نیست. گاهی این فشارها نوجوان را به سمت رفتارهای سالم و مثبت هدایت میکند. در واقع گروه از قدرت خود استفاده میکند تا نوجوان را به نسخۀ بهتری از خودش تبدیل کند. در این حالت، انگیزۀ نوجوان برای رفتارهایی مانند ورزش کردن، یاد گرفتن مهارت جدید، درس خواندن، تعامل مثبت با دیگران یا رفتارهای سالم دیگر بیشتر میشود. در این حالت گروه دوستی، موتور محرکی برای رشد و اعتماد به نفس است.
فشار منفی
زمانی که گروه، نوجوان را وادار کند که کارهایی انجام دهد که با ارزشهای او در تضاد است یا به سلامت جسم و روان او آسیب میزند، باید نسبت به این فشار هشیار بود. فشار منفی باعث میشود نوجوان فکر کند برای تنها نماندن چارهای جز همراهی ندارد. گروه در فشار منفی نوجوان را به سمت رفتارهایی میکشاند که با ارزشها یا امنیت او سازگار نیستند. رفتارهای پرخطری مانند مصرف مواد و داروهای غیرمجاز، قلدری یا انتخابهای ناسالم از نمونههای این فشار هستند. فشار منفی هویت واقعی نوجوان را زیر پایش له میکند.
فشار همسالان میتواند همچون نسیمی ملایم جهت حرکتمان را تغییر دهد یا مانند طوفانی سهمگین ما را به صخرهها بکوبد. شناخت این فشارها به ما کمک میکند تا بفهمیم چه زمانی در حال رشد هستیم و چه زمانی در حال گم کردن خودمان.
دریافت مشاوره روانشناسی نوجوان از کلینیک آگاه
نشانههای اینکه یک نوجوان تحت فشار گروه همسالان قرار دارد
تشخیص اینکه نوجوان چه زمانی در حال تجربۀ یک رابطۀ دوستانه است و چه زمانی تحت فشار جمع قرار گرفته، آسان نیست. این اتفاق معمولاً با تغییراتی همراه است که ممکن است در ابتدا کوچک و بیاهمیت به نظر برسند اما باید نسبت به آنها آگاه بود.
تغییرات ناگهانی خلق
نوجوانی که تحت فشار همسالانش قرار دارد، از نظر روانی وضعیتی پرتنش را تجربه میکند. او مجبور است شبیه جمع دوستانش شود و از طرفی میخواهد خودش را به عنوان فردی مستقل ببیند. این تضاد درونی را به شکل تغییر خلق یا پرخاشگری در محیط خانه ابراز میکند. او ممکن است سر کوچکترین مسائل از کوره در برود چون ظرف روانیاش از تحمل فشار گروه پر شده است و خانه تنها جایی است که میتواند خشم فروخوردهاش را تخلیه کند. فشار گروههای دوستی معمولاً انرژی روانی زیادی از نوجوان میگیرد به همین دلیل نوجوان بعد از بودن با دوستانش ممکن است احساس خستگی، بیحوصلگی، عصبانیت یا اضطراب کند.
افت تحصیلی
اگر بیخیالی نسبت به آینده یا قانونشکنی از ارزشهای حاکم بر گروه باشد، نوجوان برای اینکه در نگاه دوستان خود بچه مثبت یا درسخوان به نظر نرسد، ممکن است دیگر درس نخواند و ترجیح دهد با نمرات پایین در جمع دوستان خود قهرمان باشد تا با نمرهای خوب، یک فرد منزوی طرد شده از گروه. گاهی نیز ممکن است نوجوان به قدری درگیر فعالیتهای گروهی دوستان خود شود که نسبت به تحصیل و آیندۀ خود احساس مسئولیت نکند و به جای وقت گذاشتن برای درس و تحصیل خود، اوقاتش را با دوستان خود بگذراند تا جایگاهی در گروه داشته باشد.
پنهانکاری
وقتی فشار گروه به سمت رفتارهای ناهنجار یا متفاوت با ارزشهای خانواده میرود، پنهانکاری به ابزار اصلی نوجوان تبدیل میشود. او دیگر دربارۀ اتفاقات روزمرهاش صحبت نمیکند و برای هر سوال پاسخهای مبهم یا کوتاهی مانند «هیچی» یا «بیرون بودم» میدهد. پنهانکاری در حقیقت مانند یک سپر دفاعی برای نوجوان است. او خود را در انتخاب بین صداقت با خانواده و وفاداری به گروه بر سر دوراهی میبیند و در حال حاضر انتخاب گروه برای او اولویت دارد. او دورتادور دنیای خود دیواری بلند میکشد که فقط خود و دوستانش داخل این حصار قرار میگیرند. برای مثال یکی از نشانهها، حضور دوستان جدیدی است که خانواده هیچ شناختی از آنها ندارد. او میداند که اگر والدینش با دوستان جدیدش روبهرو شوند ممکن است بیشتر متوجه تضادها شوند. نوجوان ترجیح میدهد دوستانش را در سایهای نگه دارد که هیچ یک از نزدیکان نوجوان نام و نشانی از آنها نداشته باشند. او با پنهانکاری از دنیای جدیدی که برای خودش ساخته مراقبت میکند.
تغییر در ظاهر، زبان یا نوع پوشش
تصور کنید نوجوانی که تا دیروز به لباسهای ساده یا سبک موسیقی خاصی علاقه داشت، ناگهان تمام علایق قبلیاش را کنار میگذارد و دقیقاً شبیه اعضای گروه دوستانش لباس میپوشد، موسیقی گوش میدهد یا حتی مانند آنها صحبت میکند. نوجوان ممکن است شروع به استفاده از کلماتی کند که اصلاً با شخصیت و تربیت او جور در نمیآید. این رفتار و زبان جدید راهی است تا او به دوستان خود ثابت کند که پیوندش را با دنیای بزرگترها قطع کرده و به گروه دوستانش وفادار است. حتی ممکن است ارزشها و فعالیتهای لذتبخش قبلی خود و خانوادهاش را زیر سوال ببرد و آنها را خجالتآور بداند. او با این تغییرات این پیام را به گروه همسالانش میدهد که «ببینید من دقیقاً مثل شما هستم پس مرا رها نکنید».
مخالفت یا پرخاش نسبت به قوانین خانه
نوجوان تحت فشار، رعایت قوانین خانه را که در تقابل با قوانین گروه همسالان قرار دارد، نشانۀ بچه بودن یا ترسو و بزدل بودن میبیند. برای اثبات اینکه تحت سلطه نیست شروع به شکستن مرزهای خانه میکند. او با زیر پا گذاشتن این قوانین میخواهد نشان دهد که مستقل است و اجازه نمیدهد که خانواده برایش تصمیم بگیرد. او در حالی با قوانین خانواده میجنگد که خودش را کاملاً تسلیم قوانین گروه کرده است. دوستانش در حکم اربابانی برای او هستند که به دلیل ترس از قضاوت یا سرزنش آنها به خانواده نه میگوید تا ثابت کند که صاحب اختیار خودش است.
عوامل خطری که نوجوان را آسیبپذیرتر میکند
عزت نفس پایین
وقتی نوجوان احساس ارزشمندی نکند، خلاء بزرگی درونش احساس میکند که باید آن را با چیزی پر کند. او به دنبال تایید دیگران است تا این احساس ارزشمندی را به دست آورد. برای او نظر گروه مهر تاییدی بر دوستداشتنی بودن اوست. او هر کاری میکند تا این تحسین را از دوستانش بگیرد چون فکر میکند بدون آن، هیچ ارزشی ندارد. گویی با این کار هویت و ارزشمندی خود را از دیگران طلب میکند. برای او حقیقت چیزی نیست که خودش احساس میکند بلکه آن چیزی است که دیگری دربارهاش میگوید. او مدام در حال بررسی واکنشهای دیگران است تا لبخند رضایت را از آنها دریافت کند.
فقدان مهارت جراتورزی
برخی نوجوانان فکر میکنند اگر پیشنهاد دوستانشان را رد کنند، دوست بدی هستند یا دیگر جایی در گروه ندارند. در این شرایط نوجوان در موقعیتهای خطرناک راهی برای دفاع از خود ندارد. او ممکن است با یک رفتار کاملاً مخالف باشد اما چون نمیتواند مخالفتش را ابراز کند، ترجیح میدهد خودش را به جریان گروه بسپارد.
نبود رابطۀ صمیمی با والدین
اگر نوجوان احساس کند که صدایش در خانه شنیده نمیشود و کسی او را درک نمیکند، گروه همسالان مانند خانوادهای انتخابی برای او هستند. وفاداری او به گروه چندین برابر بیشتر از احساس تعلق به خانه میشود چون او گرمایی را که در خانه نداشته در جمع دوستانش جستجو میکند. نوجوان برای حفظ این گرما و صمیمیت حاضر است هر بهایی را بپردازد.
تنشهای خانوادگی
خانهای که مدام در آن دعوا، تنش و تحقیر در جریان باشد، برای نوجوان شبیه میدان جنگ است. نوجوان برای فرار از اضطراب و بیثباتی محیط خانه به آغوش دوستانش پناه میبرد تا کمی احساس امنیت کند. او به قدری از محیط خانه فراری میشود که هر پیشنهادی از سمت دوستانش را میپذیرد. تنشهای خانوادگی معمولاً نوجوان را به سمت وابستگی شدید به جمع و پذیرش فشارهای گروه سوق میدهد.
استفادۀ زیاد و کنترلنشدۀ فضای مجازی
در گذشته فشار همسالان محدود به مدرسه یا محیطهای اجتماعی کوچکتر بود اما امروزه با وجود شبکههای اجتماعی این فشار به صورت ۲۴ساعته و جهانی احساس میشود. شبکههای اجتماعی همواره استانداردهای کاذبی از زیبایی، محبوبیت و خوشبختی را نه فقط به نوجوانان بلکه به تمام اقشار جامعه دیکته میکنند. نوجوان آسیبپذیر هم از طرف دوستان نزدیکش و هم از طرف هزاران نفر دیگر در فضای مجازی تحت فشار است تا بینقص به نظر برسد. تعداد لایکها و کامنتهای دیگران معیار سنجش ارزش او میشوند. نوجوان در فضای مجازی همیشه در معرض قضاوت قرار دارد. این وضعیتی است که اضطراب او را برای همرنگ شدن با جماعت به اوج خود میرساند.
پیامدهای فشار گروه همسالان
فشار گروههای دوستی میتواند تمام جنبههای زندگی نوجوان را تحت تاثیر قرار دهد. پیامدهای این فشار و تعارضات به هم پیوسته هستند و وقتی هویت آسیب ببیند، رفتار تغییر میکند و در نهایت آرامش را از نوجوان و خانوادهاش میگیرد.
پیامدهای هویتی
عمیقترین آسیب فشار گروههای دوستی، گم کردن خود واقعی نوجوان است. نوجوانی که به شدت درگیر بازی کردن نقشهایی میشود که گروه از او میخواهد، به تدریج فراموش میکند که خودش چه کسی بوده و چه میخواسته است. نقاب زدن همیشگی برای شبیه بودن به دیگران به قدری آزاردهنده است که انرژی روانی نوجوان را میگیرد. در نهایت نوجوان با سردرگمی بسیار در مسیر بزرگسالی قدم میگذارد.
پیامدهای احساسی
فشار گروه، آرامش را از نوجوان دریغ میکند. اضطراب تنها ماندن باعث میشود نوجوان مدام در حالتی گوش به زنگ زندگی کند. ترس از اینکه مبادا حرفی بزند یا کاری کند که باعث تمسخر یا اخراج او از گروه شود. وقتی نوجوان تحت فشار دوستان کارهایی انجام میدهد که با ارزشهای اخلاقی او در تضاد است، احساس گناه و شرمی را تجربه میکند که میتواند بعدها زمینهساز افسردگی او شوند.
پیامدهای رفتاری
عملکرد عینی نوجوان در اثر فشار جمع نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. ورود به دنیای پرخطر مصرف مواد، الکل و سیگار یا قانونشکنیها اغلب نه از روی لذت بلکه به عنوان مجوزی برای پذیرش در گروه اتفاق میافتند. از طرفی وقتی نوجوان همواره درگیر حواشی گروه باشد مدرسه و تحصیل دیگر برای او در اولویت نیستند. افت تحصیلی در این دوران همیشه فقط به دلیل درس نخواندن و بیخیالی او نیست. گاهی ممکن است ذهن نوجوان جایی دیگر برای تایید گرفتن از دوستانش جا مانده باشد.
پیامدهای خانوادگی
پنهانکاریهایی که نوجوان برای حفظ جایگاه خود در گروه انجام میدهد، به تدریج اعتماد بین او و والدینش را کمرنگتر میکند. با کم شدن اعتماد در رابطۀ والد و نوجوان، او تنهاتر میشود و بیشتر از قبل به سمت گروه دوستانش پناه میبرد. خانه دیگر برای نوجوان پناهگاه نیست بلکه شبیه دادگاهی است که در آن بازجویی میشود. نوجوان احساس میکند که والدینش دشمنان آزادی او هستند و هر نصیحتی را یک حمله برداشت میکند. تمام اینها باعث میشود که نوجوان در یکی از حساسترین دورههای زندگیاش از بزرگترین منبع حمایتیاش محروم شود.
نقش والدین در پیشگیری از فشار منفی همسالان
محدود کردن نوجوان خود کاری سخت و چه بسا غیر ممکن است. دیدن نشانههایی از فشار جمع بر نوجوانمان، نباید ما را به سمت سرزنش یا طرد کردن او ببرد. هر یک از این نشانهها نیازی برای تعلق داشتن و صدایی برای شنیده شدن است. برای برخورد یا پیشگیری از فشار منفی میتوان راهکارهای زیر را به کار بست:
ایجاد رابطۀ امن و سالم با نوجوان
وقتی رفتاری غیرعادی از نوجوانتان میبینید به جای بازجویی و برخوردی پرخاشگرانه سعی کنید به دنبال ریشۀ روانی آن رفتارها باشید. تنشها در محیط خانه را با گفتگو کمتر کنید. سختگیری، نوجوان را به سمت پنهانکاری میبرد و رها کردنش باعث سردرگمی بیشتر او میشود. مرزها و قوانین منعطفی را با مشارکت خود و نوجوان بسازید. اجازه دهید نوجوان نیز در تعیین برخی قوانین سهم داشته باشد. نوجوان باید بداند که خانه جایی است که قانون دارد و این قوانین نه برای کنترل او بلکه برای محافظت از او تعیین شدهاند.
توجه به نیازهای نوجوان
درست است که همسالان میتوانند فشار اجتماعی ایجاد کنند اما نمیتوان نوجوان خود را فردی منفعل دید. نوجوان خودش گروه دوستانش را انتخاب میکند. ارتباط هر نوجوان با دوستانش ارتباطی دو طرفه است که هم دوستانش روی او اثر میگذارند و هم او تاثیراتی دارد و حتی میتواند فشارهایی را به دوستانش وارد کند. اگر احساس میکنید که فرزندتان دوست نابابی دارد مهم است که به رابطۀ دوستی او فکر کنید اما باید این سوال را از خود نیز بپرسید که چه شده که فرزندم چنین دوستی را برای خود انتخاب کرده است. او چه نیازی را در نوجوان رفع میکند که نوجوان از بین گروه بزرگتری از افراد با این فرد دوست شده است.
شناخت دوستان نوجوان
ممکن است نوجوان در جمع دوستانش کارهایی انجام دهد که به تنهایی دست به آن کارها نمیزند. بنابراین شناخت جمع دوستان نوجوان یعنی شناخت مسیری که نوجوان در آن حرکت میکند. حضور ما و نه مداخلۀ مستقیم در دایرۀ دوستی نوجوان به ما این اجازه را میدهد که بدون تخریب اعتماد نوجوان بتوانیم ارزشهای گروه و میزان تاثیرگذاری آن را روی فرزند خود ببینیم. وقتی نسبت به دوستان نوجوان گشوده باشیم نوجوان احساس نمیکند که ما دشمن او هستیم. ما میتوانیم بدون بازجویی و سرزنش نوجوان مراقب باشیم که این دوستیها به سمت رفتارهای پرخطر نرود.
تقویت عزت نفس
نوجوان احساس امنیت و قدرت را از والدینش وام میگیرد و درونی میکند. اگر او بداند صدایش شنیده میشود و در خانواده با مشارکتها و انتخابهایش نقشی در خانه دارد، احساس ارزشمندی میکند. اگر نوجوان با هر مخالفت و نه گفتن از سمت والدینش طرد و تنبیه نشود، دیگر نیازی ندارد برای بودن در گروه، کارهای پرخطر و ناهنجاری را انجام دهد. او در فضایی که احساس ارزشمندی کند، دیگر تشنۀ هر گونه تایید از سمت دوستانش نیست. با این حال تاثیرپذیری از دوستان اجتنابناپذیر است اما نوجوانی که عزت نفس بالاتری دارد، هر زمان متوجه شود که مسیرش را گم کرده است، زودتر به فکر برگشت از مسیر منحرفشده میافتد و چشم بسته به دنبال دیگران حرکت نمیکند.
هر راهحلی در بستر یک رابطۀ ایمن به ثمر مینشیند. اگر رابطه صمیمی و محترمانه باشد، تمام راهکارها جواب میدهند. اگر رابطه ما با فرزندمان آسیبدیده باشد، حتی بهترین راهکارها هم میتوانند از سمت نوجوان کنترلگری و درک نشدن تعبیر شوند. ترمیم ارتباط ما با نوجوان بهترین و اصلیترین راهحل ممکن است.
راهکارهای علمی برای کمک به نوجوان
شناخت دنیای درونی خود
بسیاری از رفتارهای نوجوان تحت تاثیر نیازها، خواستهها و ترسهای اوست. شاید بهتر باشد به نوجوان کمک کنیم که ببیند درونش چه میگذرد. وقتی در گروه همسالانش حضور دارد چه احساساتی را تجربه میکند و چه افکاری به ذهنش میرسند. اگر او با احساسات و افکارش روراستتر باشد، بهتر میتواند تصمیماتش را سبک سنگین کند.
کمک از یک متخصص
گاهی شناخت دنیای درونی خود به تنهایی ممکن نیست. یک درمانگر حرفهای بدون قضاوت و سرزنش و در بستر یک رابطۀ ایمن به ما کمک میکند تا خودمان را بهتر بشناسیم. در مواردی که خودمان به تنهایی نمیتوانیم از پس فشارهای دورۀ نوجوانی بربیاییم، میتوان از یک متخصص کمک گرفت.
آموزش و تقویت مهارتهای ارتباطی
تایید گرفتن از دیگران برای بیشتر افراد خوشایند است. نوجوانی دورهای است که تحسین و تشویق دیگران اهمیت بیشتری هم پیدا میکند. نمیتوانیم خودمان را سرزنش کنیم که چرا در گروه دوستیهایمان وابسته به تایید آنها هستیم. اما شاید بهتر باشد ببینیم که چرا تایید و تحسین همیشگی دوستانمان برای ما بیش از اندازه مهم است. چرا نمیتوانیم به آنها نه بگوییم و نظر واقعی خودمان را ابراز کنیم؟ اگر احساس میکنید مخالفت کردن با کارهایی که سازگار با ارزشها و خواستههای شما نیست، سخت است، این کار را میتوانید در مورد کارهای کوچک و با افراد نزدیکتر مانند خواهر و برادر انجام دهید و بعدها این توانایی را تقویت کنید.
جمعبندی
تاثیرپذیری از روابط دوستانه امری اجتنابناپذیر است. همۀ ما به تدریج شبیه کسانی میشویم که با آنها در ارتباط هستیم. معمولاً گروههای دوستی برای نوجوان اهمیت بیشتری دارد. ما نمیتوانیم او را از گروه دوستانش دور نگه داریم تا آسیب نبیند. باید دید در دنیای نوجوان چه میگذرد تا بتوانیم به او کمک کنیم خودش داستان زندگیاش را بسازد.
درباره ریحانه خیرآبادی
من ریحانه خیرآبادی هستم. سال 1400 در رشتۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی فارغالتحصیل شدم و مقطع ارشد خود را در رشتۀ روانشناسی بالینی در دانشگاه شیراز گذراندهام. در دوران کارشناسی با رویکرد دلبستگی و ذهنیسازی آشنا شدم و کارگاههای مرتبط با این حوزه را شرکت کردم. همواره در حال یادگیری در این رویکرد هستم. نگاه به انسان در بستر رابطه برای من همیشه جذابیت داشته است؛ به همین دلیل رویکردهای مبتنی بر رابطه را برای مطالعه و یادگیری خود انتخاب کردهام. از سال 1403 هم همکاریام با کلینیک آگاه را آغاز کردم.
نوشتههای بیشتر از ریحانه خیرآبادی

1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.