چه کسانی نیاز به روانپزشک دارند؟
همه ناراحتیها و دورههای سخت زندگی به روانپزشک نیاز ندارند؛ اما گاهی علائمی ظاهر میشوند که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت. از کجا بفهمیم چیزی که تجربه میکنیم فقط یک دوره سخت است یا وقت آن رسیده که از یک روانپزشک کمک بگیریم؟ شدت و ماندگاری علائم، تغییرات غیرمعمول در خلق و رفتار و تأثیری که بر زندگی روزمره میگذارند، میتوانند سرنخهای مهمی باشند.
در این مقاله از بلاگ کلینیک روانپویشی آگاه، قرار است صریح بگوییم که چه نشانههایی یعنی «وقتش رسیده» و چرا کمک گرفتنِ بهموقع، یکی از هوشمندانهترین کارهایی است که یک آدم بالغ میتواند انجام دهد.
فهرست محتوا:
Toggleروانپزشک چه کسی است و چه کاری انجام میدهد؟
وقتی حال روانی ما تغییر میکند، ممکن است علت آن همیشه واضح نباشد. گاهی اضطراب، افسردگی، تغییرات خلق، مشکلات خواب یا تغییرات رفتاری میتوانند دلایل مختلفی داشته باشند. بعضی از این دلایل به شرایط جسمانی، مصرف برخی داروها یا تغییرات زیستی مربوط میشوند. به همین دلیل، در بعضی شرایط لازم است وضعیت فرد از نظر پزشکی نیز بررسی شود.
روانپزشک پزشکی است که در زمینه سلامت روان تخصص دارد و به تشخیص و درمان اختلالات روانی، هیجانی و رفتاری میپردازد. روانپزشک در ارزیابی وضعیت فرد، علاوه بر علائم روانی، عوامل جسمانی و زیستی را نیز در نظر میگیرد تا بتواند علت و شدت مشکل را بهتر بررسی کند. از آنجا که روانپزشکان تحصیلات پزشکی دارند، میتوانند در صورت نیاز داروهای روانپزشکی تجویز کنند و روند مصرف و تأثیر داروها را نیز زیر نظر داشته باشند. برخی روانپزشکان در زمینه رواندرمانی نیز آموزش دیدهاند و ممکن است در کنار دارودرمانی، از رواندرمانی برای کمک به بیمار استفاده کنند.
-
روانپزشک چه تفاوتی با روانشناس دارد؟
روانپزشک و روانشناس هر دو در حوزه سلامت روان فعالیت میکنند، اما تفاوت اصلی آنها در مسیر تحصیلی، نوع آموزش و روشهای درمانی است. روانپزشک اول تحصیلات پزشکی عمومی را میگذراند و سپس در رشته روانپزشکی تخصص میگیرد؛ به همین دلیل میتواند اختلالات روانی را از جنبه پزشکی و زیستی بررسی کرده و در صورت نیاز دارو تجویز کند. در مقابل، روانشناس در رشته روانشناسی تحصیل میکند و آموزش تخصصیتری در زمینه فرایندهای ذهنی، رفتار، ارزیابی روانشناختی و روشهای رواندرمانی میبیند. بنابراین، روانشناس معمولاً بر درمانهای غیردارویی مانند رواندرمانی تمرکز دارد و برخلاف روانپزشک، امکان تجویز داروهای روانپزشکی را ندارد. با این حال، این دو متخصص میتوانند در بسیاری از موارد در کنار یکدیگر فعالیت کنند؛ برای مثال، در اختلالات شدیدتر ممکن است روانپزشک مسئول ارزیابی پزشکی و دارودرمانی باشد و روانشناس نیز به موازات آن، رواندرمانی را پیش ببرد.
-
روانپزشک چه اختلالاتی را درمان میکند؟
براساس وبسایت my.clevelandclinic روانپزشکان در حوزه تشخیص و درمان طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات روانی فعالیت دارند. این متخصصان بر اساس شرایط خاص هر فرد، شدت نشانههای بیماری و نیازهای درمانی او، از رویکردهای مختلفی مانند دارودرمانی، رواندرمانی، یا تلفیقی از هر دو بهره میبرند. از جمله مهمترین اختلالاتی که روانپزشکان به تشخیص و مداوای آن میپردازند، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اختلال مصرف الکل و سایر اختلالات مصرف مواد
- بیماری آلزایمر
- اختلالات شخصیت
- اختلالات اضطرابی
- اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD)
- اختلال طیف اوتیسم
- اختلالات خوردن
- اختلال دوقطبی
- اختلال بدشکلی بدن
- افسردگی
- اختلال احتکار
- اختلالات خلقی
- اختلالات تجزیهای
- اختلال قمار
- اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)
- اختلال پانیک (وحشتزدگی)
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اختلالات خواب
- افسردگی پس از زایمان
- اختلال اسکیزوافکتیو
- اسکیزوفرنی
-
آیا روانپزشک فقط دارو تجویز میکند؟
خیر، کار روانپزشک فقط به تجویز دارو محدود نمیشود. روانپزشک میتواند با توجه به شرایط فرد، از دارودرمانی، رواندرمانی یا ترکیبی از این دو برای درمان مشکلات و اختلالات سلامت روان استفاده کند. البته همه روانپزشکان در زمینه رواندرمانی آموزش ندیدهاند و در چنین شرایطی ممکن است روانپزشک دارودرمانی را بر عهده بگیرد و فرد برای دریافت رواندرمانی به روانشناس یا درمانگر مراجعه کند. بنابراین، نوع درمان به شرایط فرد، نوع مشکل و تخصص روانپزشک بستگی دارد.
از کجا بفهمیم وقت مراجعه به روانپزشک رسیده است؟
همه دورههای سخت زندگی به معنای وجود یک اختلال روانی نیستند و هر احساس ناخوشایندی هم لزوماً به مراجعه به روانپزشک نیاز ندارد. اما گاهی شدت یا ماندگاری علائم به حدی میرسد که بهتر است موضوع را جدیتر بگیریم. سؤال اصلی این است که آیا این علائم دارند زندگی ما را مختل میکنند یا نه.
-
افکار خودکشی یا آسیب زدن به خود
اگر افکاری درباره خودکشی، آسیب زدن به خودتان یا آسیب رساندن به فرد دیگری دارید، نباید منتظر بمانید تا این افکار خودبهخود برطرف شوند. این وضعیت نیازمند ارزیابی و کمک فوری تخصصی است. داشتن چنین افکاری به معنای ضعیف بودن فرد نیست؛ بلکه میتواند نشانه این باشد که فشار روانی از حد تحملش فراتر رفته و به کمک حرفهای نیاز دارد.
-
علائم زندگی روزمره را مختل کردهاند
یکی از مهمترین نشانهها، تغییری است که در عملکرد روزمره ایجاد میشود. اگر قبلاً بهراحتی از عهده کار، تحصیل، مسئولیتهای شخصی و روابطتان برمیآمدید اما حالا تمرکز کردن، سر کار رفتن، انجام کارهای خانه یا حتی ارتباط با دیگران برایتان سخت شده است، بهتر است این تغییر را جدی بگیرید.
در واقع، گاهی شدت یک علامت را نمیتوان فقط از روی خود آن علامت فهمید؛ باید دید چه چیزی از زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده است.
-
روابط شما بهطور محسوسی تغییر کردهاند
ممکن است اطرافیانتان بگویند اخیراً بیشتر منزوی، تحریکپذیر، غمگین یا عصبانی شدهاید. شاید بیشتر از قبل از دیگران فاصله میگیرید، قرارها را کنسل میکنید یا رابطهتان با همسر، خانواده یا دوستان دچار تنش شده است.
وقتی تغییرات خلقی و رفتاری به روابط مهم زندگی آسیب میزنند، میتواند نشانهای باشد که مسئله فراتر از یک دوره معمولیِ بدخلقی یا ناراحتی است.
-
مشکلات خواب برای مدت طولانی ادامه دارند
بیخوابی، خواب بیش از حد، بیدار شدنهای مکرر در طول شب یا کابوسهای مداوم، بهخصوص وقتی برای چند هفته ادامه پیدا کنند، ارزش بررسی دارند. خواب و سلامت روان ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و گاهی اختلال خواب یکی از اولین نشانههایی است که نشان میدهد وضعیت روانی فرد به توجه بیشتری نیاز دارد.
-
علائم جسمانی دارید اما علت مشخصی پیدا نشده است
گاهی مشکل روانی ابتدا خودش را در بدن نشان میدهد؛ مثل تپش قلب، سردرد، مشکلات گوارشی، خستگی مداوم یا دردهای جسمانی. البته این علائم همیشه منشأ روانی ندارند و ابتدا باید علتهای جسمانی بررسی شوند. اما اگر بررسیهای پزشکی علت مشخصی نشان نداده باشند، ارزیابی وضعیت روانی هم میتواند بخشی از مسیر تشخیص باشد.
-
برای بهتر شدن تلاش کردهاید اما تغییری ایجاد نشده است
ممکن است مدتی تلاش کرده باشید با تغییر سبک زندگی، ورزش، تنظیم خواب، تکنیکهای خودیاری یا رواندرمانی حالتان را بهتر کنید، اما همچنان علائم ادامه داشته باشند.
این موضوع لزوماً به این معنا نیست که رواندرمانی مؤثر نبوده یا شما به اندازه کافی تلاش نکردهاید. گاهی لازم است تشخیص دوباره بررسی شود، روش درمان تغییر کند یا در کنار رواندرمانی، درمان دارویی هم مورد توجه قرار بگیرد.
-
مشکلات خواب برای مدت طولانی ادامه دارند
از دست دادن یک عزیز، طلاق، بیماری جدی، تجربه یک حادثه آسیبزا یا هر تغییر بزرگ دیگری میتواند برای مدتی سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد. طبیعی است که فرد بعد از چنین اتفاقهایی غمگین، مضطرب یا آشفته باشد؛ مسئله زمانی مهمتر میشود که این وضعیت با گذشت زمان همچنان ادامه پیدا کند یا کمکم شدیدتر شود.
برای بهبود بعد از یک تجربه دشوار، زمان مشخصی وجود ندارد و نمیتوان واکنش خودمان را با دیگران مقایسه کنیم. اما اگر احساس میکنید مدتهاست در همان وضعیت ماندهاید و بهتنهایی نمیتوانید از آن عبور کنید، دریافت کمک تخصصی میتواند قدم مناسبی باشد.
در نهایت، مراجعه به روانپزشک به این معنا نیست که حتماً یک اختلال جدی دارید یا باید دارو مصرف کنید. ارزیابی روانپزشکی قبل از هر چیز میتواند به روشن شدن وضعیت کمک کند؛ اینکه علائم شما از کجا میآیند، چه شدتی دارند و چه نوع درمانی برایتان مناسبتر است. گاهی همین ارزیابی مشخص میکند که رواندرمانی بهتنهایی کافی است و گاهی ترکیب رواندرمانی و درمان دارویی انتخاب مناسبتری خواهد بود.
نگرانیهای رایج درباره مراجعه به روانپزشک
خیلی از افراد با وجود اینکه میدانند حالشان خوب نیست، رفتن به روانپزشک را پشت گوش میاندازند. براساس وبسایت primebehavioralhealth، گاهی دلیل این تأخیر، باورها و نگرانیهایی است که درباره درمان روانپزشکی دارند.
-
«باید خودم بتوانم از پسش بربیام»
گاهی فکر میکنیم اگر نتوانیم مشکلاتمان را بهتنهایی حل کنیم، یعنی به اندازه کافی قوی نیستیم. در حالی که مشکلات سلامت روان هم مانند بسیاری از مشکلات جسمانی ممکن است به درمان تخصصی نیاز داشته باشند. کمک گرفتن از روانپزشک نشانه ضعف نیست؛ بلکه میتواند نشانه این باشد که فرد شرایط خودش را جدی گرفته و برای بهتر شدن قدم برداشته است.
-
«اگر دارو مصرف کنم، یعنی شکست خوردهام»
دارو قرار نیست جای اراده یا تلاش فرد را بگیرد. در بعضی شرایط، دارو میتواند به کاهش علائم و بهتر شدن وضعیت کمک کند و در کنار رواندرمانی یا بهتنهایی مورد استفاده قرار بگیرد. اینکه فرد به دارو نیاز داشته باشد یا نه، به شرایط او بستگی دارد و تصمیمگیری درباره آن بهتر است با ارزیابی روانپزشک انجام شود.
-
«هزینه درمان برایم زیاد است»
حق دارید درمورد هزینۀ درمان نگران باشید، اما گاهی بخشی از خدمات روانپزشکی تحت پوشش بیمه قرار میگیرد. شما میتوانید به درمانگاهها مراجعه کنید و با پرداخت مبلغ کمی ویزیت شوید.
در هر صورت، بهتر است هزینه درمان را در کنار پیامدهای ادامهدار ماندن مشکل در نظر بگیریم؛ مشکلاتی که میتوانند روی روابط، عملکرد، سلامت جسم و کیفیت زندگی تأثیر بگذارند.
در نهایت، مراجعه به روانپزشک به این معنا نیست که فرد «به اندازه کافی قوی نبوده» یا کنترل زندگیاش را از دست داده است. گاهی کمک گرفتن از یک متخصص دقیقاً همان کاری است که به ما امکان میدهد دوباره کنترل بیشتری روی زندگیمان پیدا کنیم.
-
«مردم درباره من قضاوت میکنند»
ترس از قضاوت دیگران هنوز یکی از موانع مراجعه برای دریافت کمک روانشناختی و روانپزشکی است. اما مشکلات سلامت روان بسیار شایعاند و افراد زیادی در مقاطع مختلف زندگی برای دریافت کمک حرفهای مراجعه میکنند. لازم نیست برای محافظت از تصویر خود در نگاه دیگران، از سلامت روانمان چشمپوشی کنیم.
چه علائمی مراجعه به روانپزشک را ضروریتر میکنند؟
همه مشکلات روانی به این معنا نیستند که فرد حتماً به روانپزشک نیاز دارد. گاهی رواندرمانی میتواند نقطه شروع مناسبی باشد، اما بعضی علائم نشان میدهند که بهتر است وضعیت فرد از نظر روانپزشکی هم بررسی شود؛ بهخصوص وقتی علائم شدید یا مداوم هستند، با حالت معمول فرد تفاوت دارند یا زندگی روزمره او را مختل کردهاند.
-
افسردگی شدید و احساس ناامیدی مداوم
همه ما ممکن است دورههایی از غم و ناراحتی را تجربه کنیم. اما اگر احساس غم، پوچی یا ناامیدی شدید و مداوم شده و دیگر مثل گذشته نمیتوانید از زندگی، کار یا روابطتان لذت ببرید، بهتر است آن را جدی بگیرید. احساس بیارزشی، نداشتن انگیزه و دشوار شدن کارهای روزمره هم میتوانند نشانههایی باشند که مراجعه به متخصص را ضروریتر میکنند.
-
اضطراب شدید و حملات پانیک
اضطراب زمانی نگرانکنندهتر میشود که شدت آن با شرایط تناسب نداشته باشد یا زندگی فرد را محدود کند. حمله پانیک ممکن است با ترس شدید و ناگهانی، تپش قلب، احساس خفگی، سرگیجه یا حتی ترس از مردن همراه باشد. اگر این حملات تکرار میشوند یا اضطراب باعث شده از بعضی موقعیتها دوری کنید و نتوانید مثل گذشته زندگی کنید، بهتر است برای بررسی دقیقتر به متخصص مراجعه کنید.
-
نوسانات شدید و غیرعادی خلق
تغییرات خلقی طبیعیاند، اما گاهی این تغییرات آنقدر شدید یا غیرمعمول میشوند که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت. برای مثال، ممکن است فرد برای مدتی بهشدت هیجانزده و تحریکپذیر باشد و بعد وارد دورهای از غم و بیانرژی بودن شود. اگر این تغییرات شدید، تکرارشونده یا متفاوت از الگوی معمول فرد باشند و روی روابط یا تصمیمهای او تأثیر بگذارند، بهتر است بررسی شوند.
-
کاهش شدید نیاز به خواب و افزایش غیرعادی انرژی
اگر ناگهان متوجه شوید با چند ساعت خواب هم احساس خستگی نمیکنید و در عین حال انرژی و فعالیتتان به شکل غیرمعمولی زیاد شده، بهتر است این تغییر را نادیده نگیرید. ممکن است در این دوره بیشتر از معمول صحبت کنید، افکارتان با سرعت زیادی پیش بروند، احساس کنید توان انجام هر کاری را دارید یا تصمیمهای عجولانه و رفتارهای تکانشی بیشتری نشان دهید. چنین تغییراتی، بهخصوص اگر با حالت معمول شما تفاوت داشته باشند، نیاز به ارزیابی روانپزشکی دارند.
-
توهم، هذیان یا از دست دادن ارتباط با واقعیت
گاهی فرد صداهایی میشنود که دیگران نمیشنوند، چیزهایی میبیند که وجود خارجی ندارند یا به باورهایی میرسد که با واقعیت سازگار نیستند. این تجربهها میتوانند نشانهای از اختلال در ارتباط با واقعیت باشند و لازم است در اسرع وقت توسط روانپزشک بررسی شوند.
-
تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار و شخصیت
اگر فردی که همیشه رفتار و شخصیت نسبتاً ثابتی داشته، ناگهان به شکل قابل توجهی تغییر کند، بهتر است این تغییر را نادیده نگیریم. برای مثال، ممکن است فرد بهشدت منزوی، تحریکپذیر یا بیتفاوت شود، رفتارهایی نشان دهد که برایش غیرمعمول است یا تصمیمهایی بگیرد که با شخصیت و رفتار همیشگیاش تفاوت زیادی دارند. چنین تغییراتی گاهی دلایل روانی دارند و گاهی ممکن است با یک مشکل جسمانی مرتبط باشند؛ بنابراین بررسی آنها اهمیت دارد.
-
افکار مرگ یا خودکشی
فکر کردن مداوم به مرگ، احساس اینکه زندگی دیگر ارزش ادامه دادن ندارد یا داشتن فکر و برنامه برای خودکشی، از نشانههایی است که باید بسیار جدی گرفته شود. در چنین شرایطی نباید منتظر بمانیم تا این افکار خودبهخود از بین بروند. دریافت کمک تخصصی خیلی اهمیت دارد و اگر خطر فوری وجود دارد، باید از خدمات اورژانسی کمک گرفت.
-
پرخاشگری یا رفتارهای خطرناک
اگر فردی بهطور ناگهانی پرخاشگر شده، کنترل خشم برایش سخت است یا رفتارهایی انجام میدهد که ممکن است به خودش یا دیگران آسیب بزند، بهتر است این تغییرات بررسی شوند. رفتارهای بسیار تکانشی، درگیریهای مکرر، رانندگی پرخطر یا تصمیمهای عجولانه، بهخصوص اگر جدید باشند، میتوانند نشانهای از یک مشکل جدیتر باشند.
-
مصرف مشکلساز الکل یا مواد
وقتی مصرف الکل یا مواد از کنترل خارج میشود، به کار و روابط آسیب میزند یا فرد با وجود تلاش نمیتواند مصرف را کنار بگذارد، بهتر است از متخصص کمک بگیرد. در این شرایط، بررسی وضعیت روانی هم اهمیت دارد؛ چون مصرف مواد گاهی در کنار مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب یا سایر اختلالات روانی اتفاق میافتد و برای درمان مؤثر باید هر دو مسئله مورد توجه قرار بگیرند.
چه زمانی روانشناس انتخاب مناسبتری است؟
اینکه بدانیم برای یک مشکل روانی بهتر است به روانپزشک مراجعه کنیم یا رواندرمانی را شروع کنیم، همیشه آسان نیست. گاهی فرد علائمی دارد اما شدت آنها به اندازهای نیست که به درمان دارویی نیاز داشته باشد و در چنین شرایطی، رواندرمانی میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
اگر با موارد زیر مواجه هستید، میتوانید ابتدا رواندرمانی را در نظر بگیرید:
-
مشکلات رابطه و تعارضهای عاطفی
اگر در برقراری ارتباط، حل تعارضها، حفظ روابط یا بیان احساساتتان مشکل دارید، رواندرمانی میتواند به شما کمک کند الگوهای رفتاری و ارتباطی خود را بهتر بشناسید و راههای متفاوتی برای مواجهه با این مسائل پیدا کنید.
-
سوگ و تجربه فقدان
غم و اندوه پس از فقدان، بخشی طبیعی از تجربه سوگ است و معمولاً در ماههای اول نیازی به درمان دارویی ندارد. با این حال، رواندرمانی میتواند به فرد کمک کند احساساتش را بهتر درک و تجربه کند و با تغییراتی که پس از فقدان در زندگیاش ایجاد شده کنار بیاید.
-
استرس و فشارهای روزمره
شروع یک شغل جدید، مهاجرت یا جابهجایی محل زندگی، ازدواج، والد شدن یا حتی پایان یک رابطه میتوانند فشار روانی زیادی ایجاد کنند. اگرچه این واکنشها لزوماً نشانه یک اختلال روانی نیستند، صحبت کردن با یک درمانگر میتواند به فرد کمک کند این دورههای تغییر را راحتتر پشت سر بگذارد.
-
مشکلات اعتمادبهنفس
گاهی فرد اختلال روانی مشخصی ندارد، اما میخواهد خودش را بهتر بشناسد، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کند، الگوهای تکراری رفتاری را تغییر دهد یا عادتی را که برایش مشکلساز شده کنار بگذارد. رواندرمانی فقط برای زمانی نیست که حالمان «خیلی بد» باشد؛ میتواند فرصتی برای شناخت بهتر خودمان و ایجاد تغییرات پایدار هم باشد.
-
اضطراب یا افسردگی خفیف تا متوسط
اگر احساس اضطراب یا افسردگی دارید اما همچنان میتوانید کارهای روزمره، تحصیل، شغل و روابطتان را تا حد زیادی مدیریت کنید، ممکن است بتوان درمان را با رواندرمانی شروع کرد. درمانگر میتواند به شما کمک کند عوامل مؤثر بر علائم را بشناسید و مهارتهای مؤثرتری برای مواجهه با آنها پیدا کنید.
-
آیا میتوان همزمان به روانشناس و روانپزشک مراجعه کرد؟
موارد ذکر شده به این معنا نیستند که مراجعه به روانپزشک لازم نیست. شدت و ماندگاری علائم، سابقه فرد و میزان تأثیر آنها بر زندگی روزمره اهمیت زیادی دارند. اگر علائم شدیدتر شوند، عملکرد فرد را بهطور جدی مختل کنند یا با وجود رواندرمانی همچنان ادامه داشته باشند، بهتر است ارزیابی روانپزشکی هم در نظر گرفته شود.
در نهایت، رواندرمانی و روانپزشکی دو مسیر کاملاً جدا از هم نیستند. گاهی رواندرمانی بهتنهایی کافی است و گاهی ترکیب آن با درمان دارویی میتواند نتیجه بهتری داشته باشد. مهمتر از انتخاب یکی از این دو، این است که درمان متناسب با شرایط و نیازهای هر فرد انتخاب شود.
آیا مراجعه به روانپزشک به معنی مصرف دارو است؟
مراجعه به روانپزشک لزوماً به معنی مصرف دارو نیست. روانپزشک اول شرایط و نیازهای فرد را بررسی میکند و بر اساس شدت علائم و وضعیتش، درباره روش درمان تصمیم میگیرد. در بعضی موارد، بهخصوص زمانی که علائم خفیف تا متوسط هستند، ممکن است درمان بدون دارو مناسب باشد.
-
چه زمانی روانپزشک دارو تجویز میکند؟
روانپزشک معمولاً بر اساس نوع و شدت علائم، مدت زمان آنها و میزان تأثیرشان بر زندگی فرد درباره تجویز دارو تصمیم میگیرد. اگر علائم شدید باشند، عملکرد روزمره را مختل کنند یا با وجود رواندرمانی همچنان ادامه داشته باشند، ممکن است درمان دارویی پیشنهاد شود.
در بعضی اختلالات نیز دارو میتواند بخش مهمی از روند درمان باشد. البته تجویز دارو برای همه افراد یکی نیست و انتخاب نوع و مقدار آن به شرایط هر فرد بستگی دارد. همچنین در بسیاری از موارد، دارو در کنار رواندرمانی استفاده میشود، نه بهجای آن.
-
آیا همه افرادی که به روانپزشک مراجعه میکنند دارو میگیرند؟
خیر. مراجعه به روانپزشک لزوماً به معنی دریافت دارو نیست. روانپزشک اول شرایط فرد، نوع و شدت علائم و نیازهای او را بررسی میکند و بعد درباره مناسبترین روش درمان تصمیم میگیرد.
ممکن است برای یک فرد رواندرمانی بهتنهایی کافی باشد، در حالی که فرد دیگری به درمان دارویی یا ترکیبی از دارو و رواندرمانی نیاز داشته باشد. بنابراین، صرف مراجعه به روانپزشک به این معنا نیست که حتماً برای فرد دارو تجویز خواهد شد.
چرا نباید دارو را خودسرانه شروع یا قطع کرد؟
داروهای روانپزشکی باید با نظر پزشک شروع و قطع شوند. انتخاب دارو و مقدار مصرف آن به شرایط هر فرد، نوع علائم، سابقه پزشکی و داروهای دیگری که مصرف میکند بستگی دارد؛ بنابراین مصرف خودسرانه میتواند باعث عوارض یا حتی تشدید علائم شود.
از طرف دیگر، قطع ناگهانی بعضی از داروها ممکن است باعث بروز علائم ترک یا بازگشت و تشدید علائم بیماری شود. به همین دلیل، اگر فرد تصمیم به قطع یا تغییر دارو دارد، بهتر است این کار را با نظر روانپزشک و معمولاً بهصورت تدریجی انجام دهد.
بنابراین، حتی اگر احساس میکنید دارو دیگر لازم نیست یا عوارضی ایجاد کرده است، بهتر است قبل از هر تغییری با پزشک خود مشورت کنید.
اگر نمیدانیم روانشناس برویم یا روانپزشک، چه کنیم؟
اگر نمیدانید برای مشکلی که تجربه میکنید بهتر است به روانشناس مراجعه کنید یا روانپزشک، لازم نیست از همان اول خودتان تشخیص دهید کدام گزینه مناسبتر است. میتوانید بر اساس شدت علائم و تأثیری که بر زندگی روزمرهتان گذاشتهاند تصمیم بگیرید. همانطور که در بخشهای قبل اشاره کردیم، اگر علائم شدید هستند، عملکرد روزمرهتان را مختل کردهاند یا با افکاری مثل خودکشی و آسیب به خود همراهاند، مراجعه به روانپزشک اهمیت بیشتری دارد. در مواردی که مشکل بیشتر به روابط، سوگ، استرسهای زندگی یا مسائل فردی مربوط میشود و علائم شدت زیادی ندارند، رواندرمانی میتواند نقطه شروع مناسبی باشد. البته این دو مسیر از هم جدا نیستند و در صورت نیاز میتوان از خدمات هر دو متخصص استفاده کرد.
جمعبندی؛ مراجعه به روانپزشک چه زمانی ضروری است؟
لطفاً به امید اینکه روزی علائمی که تجربه میکنید دست از سرتان بردارند ننشینید. برای درمان اقدام کنید. خودتان را زجر ندهید و به هر قیمتی وضعیت سختی که دارید را تحمل نکنید. اسیر حرفهایی مثل «دارو هزارویکی عوارض داره»، «باز برمیگردم به سابق»، «بقیه چی میگن آخه»، «یکم دیگه صبر کنم خوب میشم»، «با فیلم و ورزش میتونم از پسش بربیام» نشوید.
اگر روزهای سختی را تجربه میکنید، زندگیتان مختل شده، روابطتان آشفته شده، از خواب و خوراک افتادهاید و معنای زندگیتان را از دست دادهاید، بد نیست نوبتی بگیرید و به روانپزشک مراجعه کنید. زندگی به اندازۀ کافی سخت است، با تحمل بیماری و کمک نگرفتن، سختترش نکنید.
اگر زمانی احساس کردید که اوضاع از کنترلتان خارج شده، میتوانید با متخصصان کلینیک روانپویشی آگاه مشورت کنید.
درباره فاطمه رجب پور
من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشتهی روانشناسی دانشگاه یزد گذراندهام. از سال 98 درمان فردیام را با رویکرد CBT آغاز کردهام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.
نوشتههای بیشتر از فاطمه رجب پور



1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.