با کودک عصبی چه کنیم؟
روز شلوغی را پشت سر گذاشتهاید، خسته به خانه برگشتهاید و فرزندتان، با شنیدن یک «نه» کوچک از سمت شما، ناگهان منفجر میشود؛ جیغ میزند، اسباببازی را پرت میکند و در را محکم میکوبد. شما در همان لحظه در دو جبهه باید بجنگید: اولی آرامکردن کودک برافروخته و عصبانی خود و دیگری، کنترل آتشفشانی که درون خودتان در حال فوران است!
ذهنتان شروع به ساخت افکار میکند:
«چرا هر بار اینطور میشود؟» «من کجا اشتباه کردم؟» «نکند بچهام مشکل دارد؟»
اگر به عنوان یک والد این صحنه عصبانی شدن کودکتان و استیصال خود در نحوه برخورد با او را با تمام وجودتان حس کردهاید، این مقاله برای شما و نگرانیهایتان نوشته شده است.
فهرست محتوا:
Toggleشناخت خشم در کودکان؛ آیا عصبانیت کودک همیشه نگرانکننده است؟
خشم در بچهها همچون آژیر هشدار است و خبر از اتفاقی ناخوشایند در درون بچهها میدهد. این اتفاق ناخوشایند میتواند مواردی مانند یک واکنش طبیعی به ناکامی، خستگی، ترس، محدودیت یا ناتوانی در بیان احساسات باشد.
کودکی که عصبانی است، در واقع هنوز آنقدر واژه ندارد که بگوید: «من ناامید شدم»، «من احساس بیعدالتی میکنم»، «من از تغییر میترسم»؛ پس بدنش با گریه، داد، پرتکردن وسایل یا قهر فریاد میزند: «من دستم به جایی بند نیست، مامان، بابا، کمکم کنید!»
تفاوت خشم طبیعی و رفتارهای پرخاشگرانه مزمن در کودکان
همه بچهها عصبانی میشوند؛ این بخشی از رشد طبیعی است. اما تفاوت مهم این است:
خشم طبیعی معمولاً:
| Ø به یک موقعیت مشخص مربوط است | Ø با رشد مهارتهای زبانی و هیجانی کمتر میشود |
| Ø در زمانی کوتاه فروکش میکند | Ø بعد از حل مشکلی که موجب عصبانیت شده، ادامه پیدا نمیکند |
اما پرخاشگری مزمن معمولاً:
| Ø زیاد تکرار میشود | Ø به دیگران یا خود کودک آسیب میزند |
| Ø شدت زیادی دارد | Ø در خانه، مدرسه یا جمع همسالان مشکل ایجاد میکند |
به زبان ساده عصبانیت طبیعی مثل موج است؛ میآید و میرود. اما پرخاشگری مزمن مثل آبگرفتگی است؛ مدام میماند و به همه چیز آسیب میزند.
چرا کودکان امروزی زودتر تحریک و عصبانی میشوند؟
کودکان امروز ما در دنیایی بسیار شلوغتر و پرشتابتر از دوران کودکی ما بزرگ میشوند؛ دنیایی پر از محرکهای مداوم، عجلههای روزمره و فشارهای ذهنی پنهان. گاهی اوقات، این جیغها و زود از کوره دررفتنهای بچهها، نتیجه مستقیم سبک زندگی امروزی ماست:
- خوابهای ناکافی و پریشان: طبق گزارش انجمن پزشکان اطفال آمریکا (AAP)، خواب بیکیفیت اولین متهم تحریکپذیری بالا و کاهش تمرکز در کودکان است.
- دنیای پرزرقوبرق اما بیرحم صفحهنمایشها: تحقیقات اخیر در مجله معتبر علمی JAMA Pediatrics نشان میدهد استفاده زودهنگام و مداوم از تبلت، فرصت یادگیری تنظیم هیجان را از کودک میگیرد و او را در برابر کوچکترین ناکامیها، بیدفاع و خشمگین میکند.
چنین عواملی میتواند آستانه تحمل کودک را به شدت پایین آورد؛ از این رو وقتی کودک لبریز از خستگی و استرس است، یک ناکامی کوچک (مثل شکستن نوک مداد یا خاموششدن تلویزیون) دیگر یک اتفاق ساده نیست؛ جرقه یک فاجعه بزرگ است!
چرا کودک من زیاد عصبانی میشود؟ بررسی علتهای اصلی خشم کودکان
گاهی تصور میکنیم پشت هر خشم کودک، «لجبازی» نهفته است؛ اما واقعیت این است که خشم اغلب از دل یک نیاز برآورده نشده یا یک احساس ریشهای میآید که کودک هنوز توانایی کلامی برای بیان آن را ندارد. برای درک بهتر این رفتار، باید ریشههای آن را در سه لایه روانشناختی، خانوادگی و جسمانی بررسی کنیم:
- عوامل روانشناختی مؤثر بر خشم کودک (اضطراب، بیشفعالی و مشکلات رفتاری)
بعضی کودکان به دلیل ویژگیهای خاص و مسائلی مانند اضطراب، بیشفعالی و دشواری در تنظیم هیجان، زودتر از بقیه آستانه تحملشان لبریز میشود؛ چرا که:
- اضطراب کودک را زودرنج و دفاعی میکند.
- بیشفعالی و تکانشگری باعث میشود کودک پیش از فکرکردن، واکنش نشان دهد.
- مشکلات رفتاری میتوانند الگوی پرخاشگری را به یک ابزار ارتباطی با بقیه افراد تبدیل کنند.
- نقش والدین و محیط خانواده در شکلگیری رفتارهای پرخاشگرانه
اولین روش یادگیری بچهها در خانه مشاهدهای است، یعنی پیش از اینکه پند و نصیحتهای کلامی ما را سرلوحه قرار دهند، رفتار ما در خانه را میبینند، به خاطر میسپارند و تقلید میکنند. اگر در فضای خانه
- به جایگفتوگو، از فریاد یا تهدید برای اطاعتکردن یا از تحقیر برای اصلاح اشتباهات استفاده کنیم،
- قوانین ثابتی وجود نداشته باشد، به طور مثال یک شب سفتوسخت بگوییم “ساعت ۹، وقت خواب است” و شب بعد اجازه دهیم تا دیروقت بیدار بماند.
- کودک احساس امنیت هیجانی نکند؛ یعنی نتواند به راحتی احساساتش را بروز دهد ومطمئن باشد به خاطر آنها از جانب ما طرد یا تحقیر نمیشود
در حال یاد دادن این موضوع به کودک خود هستیم که خشم و عصبانیت، تنها راه موجود برای برخورد با مشکلات در دنیاست!
- تأثیرخواب، خستگی و سلامت جسمانی بر تحریکپذیری کودک
گاهی ریشه عصبانیت، مسائل پیچیده روانی نیست، بلکه یک نیاز جسمانی ساده است. کودکی که کمخواب یا گرسنه است، درد دارد یا دچار بیماری شده، آستانه تحملش بهشدت کاهش مییابد.
طبق یافتههای CDC، کمخوابی در کودکان و نوجوانان به طور مستقیم با مشکلات توجه و رفتار مرتبط است و یکی از عوامل اصلیِ تحریکپذیری محسوب میشود؛ بنابراین، قبل از هر برچسبزنی یا قضاوت رفتاری، باید از خود بپرسیم: «آیا نیازهای جسمانی فرزندم برطرف شده است؟» گاهی آن کودک بهاصطلاح «عصبی»، فقط کودکی است که نیاز به استراحت، تغذیه مناسب یا مراقبت دارد.
تأثیر دادزدن والدین بر سلامت روان و رفتار کودک
اگر فرزند خردسالتان عصبانی باشد، و خود شما نیز مدیریت هیجان خود را از دست بدهید و از کوره در بروید، پس چه کسی اوضاع را آرام کند؟ صریح بگوییم: دادزدن، مثل این است که بخواهی با بنزین، آتش را خاموش کنی! شاید در لحظه بازداری ایجاد کند، اما در بلندمدت نه تنها کمککننده نیست، بلکه میتواند بسیار آسیبزا هم باشد:
- افزایش مشکلات رفتاری و پرخاشگری در بلندمدت
شما با دادزدن ناخواسته به کودک خود یاد میدهید وقتی اوضاع از کنترل خارج شد، باید با داد و فریاد آن را حل کرد! پژوهشها نشان میدهند برخورد خشن کلامی و فرزندپروری سختگیرانه با افزایش مشکلات رفتاری و پرخاشگری در کودک همراه است.
- تأثیر استرس ناشی از دادزدن بر رشد مغز کودک
مغز کودک در حال رشد، مثل نهال تازهای است که هنوز ریشههایش را کامل در خاک فرونبرده. وقتی خانهای پر از فریاد و تنش مداوم باشد، دائم هورمونهای استرس را در بدن کودک بالا میبرد؛ همان چیزی که انجمن روانشناسی آمریکا (APA) اسمش را «استرس سمی (toxic stress)» گذاشته است: استرسی که اگر بارها تکرار شود، کمکم میتواند روی شکلگیری معماری مغز کودک اثر بگذارد و او را در حالت “آمادهباش برای جنگ” قرار دهد؛ اتفاقی که منجر میشود در موقعیتهای عادی نیز، به جای آرام بودن، بهشدت تحریکپذیر و عصبی رفتار کند.
- افزایش احتمال اضطراب و مشکلات هیجانی در آینده
کودکی که در سایه ترس و تنش بزرگ میشود، مغزش کمکم یاد میگیرد «جهان جای ناامنی است.» نتیجهاش میتواند اضطراب، گوشبهزنگی بیش از حد، یا دشواری در اعتمادکردن به دیگران در سالهای آینده زندگیاش باشد.
- تأثیر فشار روانی بر سلامت جسمانی
استرسهای ناشی از فریادهای پدر و مادر، فقط در ذهن نمیماند؛ بلکه در بدن هم ریشه میدواند. دلدرد، سردرد، بیخوابی یا حتی بیقراری و تنشهای عضلانی، علامتهایی هستند که میخواهد از فشارهای روانی فرزندتان خبر دهند. بدن کوچک کودک، هنوز یاد نگرفته چهطور با کلمات از درد و اضطرابش بگویید؛ پس او این پیامها را در قالب نشانههای جسمانی فریاد میزند.
- کاهش اعتمادبهنفس و احساس امنیت
کودکی که مدام با سرزنش یا تحقیر روبهرو میشود، بهتدریج دچار یک سوءتفاهم بزرگ در مورد خودش میشود: به جای اینکه فکر کند «من کار بدی انجام دادهام»، فکر میکند «من آدم بدی هستم»! این باور، تمام دنیای او را شکل میدهد و عزتنفس بچهها دقیقاً از همین مرزهای حساس شروع به شکلگیری میکند.
جملاتی که هرگز نباید هنگام عصبانیت به کودک بگوییم
بعضی جملهها مثل سنگریزه نیستند؛ مثل تختهسنگاند که مستقیم به قلب کوچک کودک ما میخورند و شیشه وجودشان را ترک میاندازند:
جملاتی که احساسات کودک را سرکوب میکنند:
- «این که گریه نداره.»
- «بس کن، لوسبازی درنیار.»
- «چیزی نشده که.»
- «بچه که اینقدرحرص نمیخوره.»
این حرفها به کودک این پیام را میرساند که احساساتش بیارزش و اشتباهاند و نباید آنها را بازگو کند! قورتدادن احساسات، راه را برای انفجارهای بعدی باز میکند.
سرزنش کردن کودک و انتقال مسئولیت احساسات والدین به او:
- «تو منو دیوانهکردی!»
- «اعصاب و روان برام نذاشتی!»
- «اگه تو نبودی من اینقدر عصبی نمیشدم.»
ما با این جملات مسئولیتِ تمامِ احساساتمان را به گردنِ کودک میاندازیم و بارِ سنگینی را بر شانههای کوچک او قرار میدهیم.
تاثیر برچسبهای منفی بر شخصیت و عزتنفس کودک:
- «همیشه خدا همینطوریهستی»
- «خیلی بچه بدی هستی.»
- «از دستت خسته شدم.»
- «از بچگیت فقط داری اذیتم میکنی.»
- «خیلی لجباز، قد و یکدندهای! مثل بابات میمونی!»
برچسبزدن و تعمیم یک رفتار به تمام شخصیت کودک، هویت او را تهدید میکند و به او میآموزد آدم بیارزش و غیر قابل تغییری هست.
روش صحیح برخورد والدین با کودک عصبانی
«وقتی چیزی را از کودکم میگیریم یا میگوییم نمیتواند الان چیزی را که میخواهد، داشته باشد، بدرفتاری میکند. کتک میزند، پا میکوبد و فحش میدهد. نمیدانم چگونه او را متوقف کنم. چهکار کنم؟»
یکی از بزرگترین دغدغه شما والدین، نحوه برخورد با پرخاشگری بچه هاست. قطعاً حفظ آرامش در این لحظات بسیار سخت است، اما عصبانی شدن یا فریاد زدن میتواند اوضاع را بدتر کند! یادمان نرود در این موقعیت ها، یک قانون طلایی داریم: اول تنظیم، بعد تربیت!
پیشنهاد میکنیم این راهکارها را امتحان کنید:
- اول رابطه، بعد رفتار!
پیش از هر واکنشی به رفتار پرخاشگرانه کودک، به رابطهتان فکر کنید. آیا فرزندتان حس میکند تحت هر شرایطی دوستداشتنی و پذیرفته است؟ کودکی که مطمئن باشد عشقِ شما بیقیدوشرط است، حتی وقتی عصبانی است خیلی زودتر آرام میشود — چون نیازی ندارد با پرخاشگری، توجه و محبت شما را «خریداری» کند.
- حفظ آرامش والدین، لنگرگاه امن هیجان
کودک، با هیجانِ ما تنظیم میشود. وقتی شما در برابر کودک خشمگینتان فریاد میزنید، شانس اینکه اوضاع را آرام کنید، از دست میدهید، در عوض، او را تهاجمیتر و مقاومتر میکنید. آرام ماندن شما یعنی «لنگرگاه امن» او شوید تا با تکیه به شما، او نیز آرام شود و این پیام را دریافت کند: «وقتی من به هم ریختهام، مامان/بابا هنوز کنارم هستند و از من مراقبت میکنند.» برای آرام ماندن خودتان میتوانید از این راهکارها کمک بگیرید:
- شمردنِ آرام از ۱ تا ۱۰ پیش از پاسخدادن
- چند دقیقه ترکِ اتاق و بازگشت دوباره
- چند نفس عمیق و آهسته پشتسرهم
- ایجاد قوانین ثابت و مرزهای مشخص در خانه
چهارچوب و قوانین در خانه، دشمن آزادی نیستند؛ نگهبان امنیتاند: وقتی مرزهای مشخصی در خانه وجود نداشته باشد، کودک گیج میشود. قانون خوب سه ویژگی دارد:
- واضح و ساده است تا کودک بداند دقیقاً باید چه چیزهایی را رعایت کند و در صورتعدم تبعیت از قانون، چه عواقبی در انتظارش است.
- ثابت و همیشگی است و تحت هر شرایطی پابرجاست. قانون امروز نباید با قانون فردا متفاوت باشد.
- باید در کوتاهی و آرامشِ کلام، قدرت خود را پیدا کند.
- ساختن محیط امن و حمایتگر برای بیان احساسات کودک
وقتی کودک در اوج عصبانیت است، جملاتی مثل «خیلی بیادبی!»، «کارت خیلی بده» یا «دیگر دوستت ندارم» کمکی نمیکند. در عوض، باید به او کمک کنید تا احساسش را نامگذاری و بیان کند: «میفهمم خیلی عصبانی شدی، ولی کتکزدن مشکلی را حل نمیکند.» پذیرفتن احساس با مجاز دانستن رفتارِ آسیبزننده فرق دارد. نامگذاری ساده به کودک کمک میکند بین «آنچه حس میکند» و «آنچه انجام میدهد»، فاصله بیندازد.
- عبور از موقعیت، وقتی خطری نیست
اگر کودک کنترلش را از دست داده؛ اما به خود یا دیگری آسیب نمیزند و نیازی به مهار فیزیکی نیست، وارد بحث طولانی نشوید. کافی است بگویید: «وقتی عصبانیتت خوابید و آرامتر شدی، میتوانیم دوباره صحبت کنیم.» هدف این است که نشان دهید عصبانی و طردکننده نیستید و محبتتان با رفتار کودک از بین نمیرود.
- ارتباط و آموزش، بعد از طوفان
در اوج آشفتگی، مغز کودک برای پردازش نصیحت و حل مسئله آماده نیست. گفتوگو را به بعد از آرامشدن موکول کنید. ابتدا — مهم نیست چقدر طول کشیده — تلاشش برای آرامشدن را تحسین کنید. سپس بدون سرزنش، اتفاق و احساسش را مرور کنید. مثلاً:
«امروز صبح قبل از مدرسه دلت میخواست تلویزیون تماشا کنی و وقتی من اجازه ندادم، خیلی عصبانی شدی، نتوانستی خودت را آرام کنی و از روی عصبانیت، کنترل را به سمت من پرتاب کردی. میدانم قصد نداشتی به من آسیب بزنی. بیا با هم فکر کنیم چطور میتوانی به جای پرتکردن وسیله، راه دیگری برای آرامشدن امتحان کنی؛ چه ایدههایی داری؟»
به راهحلهای کودک گوش دهید و ایدههای خودتان را نیز اضافه کنید.
- مراقبت از نیازهای پنهان
گاهی پرخاشگری، زبان بیزبانی کودک است. گرسنگی، خستگی، اضطراب، نیاز به توجه یا ناتوانی در بیان خواستهها میتوانند به شکل پرخاشگری ظاهر شوند. شناسایی و پاسخ به این نیازها میتواند به طور قابلتوجهی پرخاشگری بچهها را کاهش دهد.
فراموش نکنید: هر رفتار کودک، فرصتی است برای تقویت رابطه، آموزش هیجانی و ساختن احساس امنیت درونی. کودکی که احساس امنیت کند، کمتر نیاز دارد با پرخاشگری از خود دفاع کند.
بهترین بازیها برای مدیریت و کنترل خشم کودکان
بازی، زبان کودک است. همانطور که بزرگسال با حرفزدن آرام میشود، کودک با بازی میتواند تنظیم هیجانی را یاد بگیرد. این بازیهای ساده پیشنهادهای خوبی برای اجرا در خانه هستند:
بازیهای تنفسی و آرامسازی برای کاهش هیجان:
- فوتکردن «شمع خیالی»
بادکنکِ شکم (نفس را به شکم ببر و آرام خالی کن)
حباب بازی
نفسکشیدن با شمارش
این تمرینها همان «مهارت خنککردن مغز» هستند که هنگام خشم، بدن را از حالت «جنگ و گریز» بیرون میآورند.
بازیهای تخلیه انرژی برای کنترل رفتارهای پرخاشگرانه:
- پریدن روی یک نقطه مشخص
- هلدادنِ دیوار (با دست باز)
- انداختن توپ در سبد
- پارهکردن کاغذ باطله (به شکل کنترلشده)
گاهی کودک اول باید انرژی هیجانی را تخلیه کند تا ذهنش بتواند آرام بگیرد.
بازیهای شناخت احساسات و افزایش هوش هیجانی:
- کارت احساسات (هیجان هر چهره را شناسایی کنو نامش را بگو)
- «حدس بزن الان چه حسی دارم؟»
- نقاشی «عصبانیبودن من شبیه چه رنگ و شکلی است؟»
این بازیها به کودک واژه یاد میدهند، وقتی فرزند شما واژهای برای احساسش داشته باشد، کمتر به داد و جیغ پناه میبرد.
بازیهای تعاملی برای تقویت صبر و کنترل خود:
- بازیهای نوبتی (صبر کن تا نوبتت شود)
- پازل و بازیهای رومیزی ساده
- بازی «ایست و برو» (مثل مجسمهسازی)
بچهها هر چهقدر صبرکردن را تمرین کنند، بهتر میتوانند نه شنیدن و ناکامی را تحمل کنند و کمتر عصبانی شوند.
چه زمانی برای خشم و پرخاشگری کودک باید از متخصص کمک بگیریم؟
باید بدانیم کمکگرفتن، نشانه ضعف نیست؛ نشانه آگاهی و محبت است. گاهی یک کمک تخصصی میتواند اوضاع را برای شما و فرزندتان بسیار راحتتر و قابلمدیریتتر کند.
نشانههای هشداردهنده که نیاز به مشاوره تخصصی دارند
اگر پرخاشگری فرزند شما شدید، مداوم و غیرقابلکنترل است و برخی از نشانههای زیر را در او میبینید، پیشنهاد میکنیم با یک روانشناس کودک مشورت کنید تا ارزیابی دقیقتری انجام گیرد:
- پرخاشگری شدید و مکرر که باعث آسیب به خود یا دیگران میشود.
- قشقرقهای طولانی و غیرقابلکنترل (بهخصوص در سن مدرسه)
- افت تحصیلی محسوس یا ضعف در رابطه با همسالان
- همراهی خشم با اضطراب، غم، گوشهگیری یا اختلال خواب
- عدم رعایت قوانین و مرزهای خانه حتی بعد از تلاشهای والد
روشهای درمانی مؤثر برای کاهش پرخاشگری کودکان
درمان پرخاشگری با توجه به منشأ و میزان شدت رفتار طراحی میشود و هدف اصلی، کمک به کودک برای یادگیری روشهای سالمتر بیان احساسات و مدیریت هیجاناتش است. درمان میتواند شامل این موارد باشد:
- آموزش والدین
- بازیدرمانی
- درمان شناختی-رفتاری (CBT)
- مداخلات تنظیم هیجان
- درمان مشکلات همراه مثل اضطراب یا ADHD
سؤالات متداول درباره کنترل خشم کودکان
آیا عصبانیت کودک همیشه نشانه مشکل روانی است؟
خبر خوب این است خشم در کودکان همیشه نشانه اختلال نیست؛ اغلب یک واکنش طبیعی و گذرا به ناکامی، خستگی یا ناشی از ناتوانی در بیان احساسات است. آنچه باید بررسی شود، شدت، تکرار و پیامد خشم کودک است.
بهترین واکنش والدین هنگام جیغزدن و پرخاشگری کودک چیست؟
اول باید آرامش خود را حفظ کنید. قطعاً حفظ آرامش در این لحظات بسیار سخت است، اما عصبانی شدن یا فریادزدن میتواند اوضاع را بدتر کند! در برابر میل به تنبیه نیز باید مقاومت کنید، چرا که فقط تأثیر لحظهای دارد! در مقابل خواستهاش تسلیم نشوید (تنها رفتار موجود را تقویت میکند)، سعی کنید احساسش را نامگذاری کنید و قوانین خانه را بیان کنید: «میفهمم عصبانی هستی، اما پرتابکردن وسیله و کتکزدن ممنوع است.» پس از بازگشت به آرامش، حلکردن مشکل را با یکدیگر تمرین کنید.
آیا تنبیهکردن باعث کاهش خشم کودک میشود؟
تنبیه بدنی کودک مانند کتکزدن، سیلی، تحقیر و سرزنش شاید به صورت موقتی و در ظاهر موجب کاهش خشم کودک شود؛ اما هیچ تأثیر مثبتی در اصلاح رفتار ندارد! چرا که کودک ممکن است تنها در حضور تنبیهکننده پرخاشگری نکند؛ اما در زمانهای دیگر این رفتار را مجدداً تکرار کند. علاوه بر این کودک یاد میگیرد در مواقعی که اوضاع از کنترل خارج میشود، تنها راهحل خشونت است!
بهترین بازیها برای آموزش کنترل احساسات به کودک کداماند؟
بازیهای تنفسی (شمع خیالی، بادکنک شکم)، کارت احساسات، بازیهای نوبتی و صبر آموز، و فعالیتهای تخلیه انرژیِ کنترلشده (پرش، پرتاب توپ به سبد) بهترین و سرگرمکنندهترین ابزارها هستند.
پرخاشگری کودک معمولاً فقط «بدرفتاری» نیست؛ گاهی زبانِ خستگی، ترس، نیاز به دیدهشدن یا احساسی است که هنوز راه گفتنش را یاد نگرفته است. با رابطهای امن، مرزهایی روشن و همراهی آرامِ شما والدین، کودک کمکم یاد میگیرد بهجای آسیب زدن، از احساسش حرف بزند. اگر خشم کودکتان شدید، مداوم یا همراه با آسیب به خود و دیگران است، کمک گرفتن از روانشناس کودک میتواند یک قدم مراقبتی و مؤثر باشد.
درباره سما بخشی
من سما بخشی هستم. سال 97 در رشته کارشناسی روانشناسی بالینی از دانشگاه شهید بهشتی، و سال 1400 در رشته روانشناسی در مقطع ارشد از دانشگاه تربیت مدرس فارغ التحصیل شدم. روانشناسی، حرفهای است که توأمان نیاز به دانش تئوری و عملی دارد و تبدیل به یک درمانگر حرفهای شدن، مسیری طولانی، پر پیچ و خم و البته شیرین است. از این رو، از حدود سال 1398 کارگاه و دورههای مهارتافزایی خود را شروع کردم. نوجوانی، همچون طوفان پر تلاطمی است که هم والد و هم خود نوجوان را وارد چالشهای بیپایان میکند. از این رو، برای گرون نوجون مقاله مینویسم و هدفم این است که با آگاهیبخشی و راهنمایی به والدین، به آنها و نوجوانانشان کمک کنم تا حتی شده با ذرهای آرامش بیشتر، از این دوره عبور کنند. عاشق طبیعت و سفرم؛ سفر از آن اتفاقاتی است که به سلامت روان خودم و حتی حرفه کاریام کمک میکند.
نوشتههای بیشتر از سما بخشی




1 دیدگاه
اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.