سندروم استکهلم چیست؟
شاید تا به حال در فیلمها و سریالها کاراکترهایی که درگیر سندروم استکهلم میشوند را دیده باشید یا حتی شاید خودتان در این شرایط باشید. در این سندرم، فرد وابستگی عاطفی شدیدی به آزارگرش پیدا میکند. این سندروم بیشتر در گروگانگیریها مشاهده میشود؛ اما ممکن است در زندگی روزمره نیز وجود داشته باشد. مثلاً شاید شما درگیر خشونت خانگی باشید و همچنان احساس دلبستگی به آزارگر خود داشته باشید. در این شرایط، مهم است بدانید که شما نه دیوانه هستید و نه آدم عجیبوغریبی. استکهلم اختلال روانی نیست و این احساس صرفاً واکنشی برای حفظ بقای روانی است.
البته افزایش آگاهی در مورد این سندروم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کمک میکند سریعتر بتوانیم از یک رابطه آسیبزننده خارج شویم. به همین خاطر در این مقاله از بلاگ کلینیک آگاه نگاهی دقیقتر خواهیم داشت به اینکه سندروم استکهلم چیست. سپس با علائم، علل و روشهای درمان آن آشنا میشویم تا با افزایش آگاهی درباره این اختلال بتوانیم چرخه خشونت را متوقف کنیم و به خودمان یا اطرافیانمان کمک کنیم.
فهرست محتوا:
Toggleتعریف سندروم استکهلم
بر اساس تعریفی که سایت healthline از این سندروم دارد، سندروم استکهلم مکانیسمی روانشناختی برای مقابله با شرایط وحشتناک است. در این سندروم فردی که تحت خشونت یا آزار قرار دارد، نسبت به آزارگرش احساسات مثبتی را تجربه میکند و پیوند عاطفی عمیقی را شکل میدهد.
اگر بخواهیم به زبان سادهتر این سندروم را توضیح دهیم: درحالیکه انتظار میرود فردی که آزاردیده احساساتی مثل ترس، وحشت و تنفر را نسبت به آزارگر تجربه کند، برعکس احساساتی مثل عشق، همدردی، همدلی و میل به محافظت از او را تجربه میکند. این اتفاق نوعی واکنش برای حفظ بقا است؛ در واقع فرد آزاردیده ترس و تهدید را به عشق و امنیت تبدیل میکند تا با وحشت ناشی از این موقعیت خطرناک مقابله کند.
حالا که با سندروم استکهلم آشنا شدیم، شاید این سؤال برایتان پیش آمده باشد که چرا نام این سندرم استکهلم است؟ و تاریخچه آن چیست؟ تاریخچه این سندروم به سال ۱۹۷۳ و شهر استکهلم در سوئد برمیگردد. در آن سال در استکهلم یک سرقت مسلحانه از بانک اتفاق افتاد که در طی این اتفاق چهار نفر گروگان گرفته شده و به مدت شش روز در بانک نگهداری شدند. به شکل غیرمنتظرهای این افراد در طول گروگانگیری و پس از آزادی از سارقین دفاع میکردند و حتی حاضر نشدند بر علیهشان شهادت دهند. آنها حتی تا آنجا پیش رفتند که سعی کردند به مجرمان کمک کنند و برایشان پول جمع کردند. سپس نیلز بژروت، جرمشناس و روانپزشک برای توضیح این واکنش غیرمنتظره گروگانها از اصطلاح سندرم استکهلم استفاده کرد. بهاینترتیب این سندرم با این نام شناخته شد و بهمرور زمان تحقیقات زیادی درباره آن انجام شد.
برای روشنتر شدن موضوع، در ادامه به داستان فردی به نام ندا اشاره میکنیم: «ندا پنج سال پیش با همسرش ازدواج کرده است؛ اما متأسفانه ازدواج موفقی نداشته و در تمام این مدت خشونت خانگی شدیدی را تجربه کرده است. همسرش با توهین و تحقیر با او رفتار میکند و حتی گاهی به خشونت فیزیکی هم متوسل میشود. با این حال هر بار میگوید پشیمان است و شدیداً معذرتخواهی میکند و ندا هم او را میبخشد. ندا بهجای اینکه از همسرش متنفر باشد و برای خروج از این وضعیت تلاش کند، احساس میکند عمیقاً عاشق همسرش است و او مرد خوبی است. ندا حتی از پیشنهاد خانوادهاش برای طلاق و جدایی به شدت ناراحت میشود و کمکهای آنها را رد میکند. او نه تنها تصمیمی برای ترک این رابطه ندارد، بلکه فکر میکند مشکل از رفتارهای خودش است و اگر بیشتر محبت کند، شاید بتواند خشم همسرش را کنترل کند.»
سندرم استکهلم چه کسانی را تحت تاثیر قرار میدهد؟
سندرم استکهلم معمولاً افرادی را تحت تأثیر قرار میدهد که خشونت، تبعیض، ترور، قاچاق انسان، آدمربایی یا سوءاستفاده جسمی، عاطفی و جنسی را تجربه کردهاند. البته این سندروم در مورد هر فردی که در این شرایط باشد، اتفاق نمیافتد و دقیقاً هم مشخص نیست چرا در برخی افراد رخ میدهد. در ادامه مقاله، درباره علل و علائم این سندروم بیشتر صحبت میکنیم.
علل و عوامل ایجاد سندروم استکهلم
برخی عوامل کلیدی که باعث بروز سندرم استکهلم میشوند، شامل موارد زیر هستند:
-
مکانیسمهای دفاعی
مکانیسمهای دفاعی به زبان ساده، راهکارهای ناهشیار ذهن هستند که برای کاهش اضطراب و محافظت از خود در برابر تعارضهای درونی یا تهدیدهای بیرونی به کار میروند. یکی از این مکانیسمها فرافکنی است که در شکلگیری این سندرم نقش مهمی دارد. در مکانیسم فرافکنی، فرد احساسات یا افکاری که نمیتواند بپذیرد را به دیگری نسبت میدهد.
برای مثال، وقتی فرد مورد آزار یا خشونت قرار میگیرد، پذیرش اینکه «کسی که باید از من مراقبت کند، در حال آسیبزدن به من است» برای ذهن بسیار دردناک است. بنابراین، برای تحمل این وضعیت، ذهن راهی برای کاهش فشار پیدا میکند. یکی از این راهها، دادن ویژگیهای مثبت به فرد آزارگر است. یعنی قربانی به صورت ناخودآگاه، مهربانی، دلسوزی یا محبت درونی خودش را به آزارگر نسبت میدهد تا بتواند با این موقعیت دردناک کنار بیاید.
-
حفظ بقا
همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، سندرم استکهلم یک مکانیسم مقابلهای برای حفظ بقای فرد در شرایط فشار روانی و خشونت شدید است. در این شرایط، زمانی که فردی قدرت بیشتری نسبت به دیگری دارد و با خشونت رفتار میکند، ممکن است شخص مقابل تلاش کند با نشاندادن احساسات مثبت، طرف مقابل را راضی نگه دارد و احتمال آسیبدیدنش را کاهش دهد.
-
وابستگی به آزارگر
برخی افراد درعینحال که آزار و خشونت را تجربه میکنند، ولی همچنان برای تأمین نیازهای اولیهشان مانند غذا، سرپناه و امنیت به آزارگرشان متکی هستند. در نتیجه، ممکن است از نظر عاطفی احساس وابستگی شدیدی به آزارگر خود داشته باشند.
-
عوامل محیطی و روانی مؤثر
برخی عوامل محیطی مثل نحوه رفتار فرد آزارگر با قربانی نیز میتواند در بروز این سندروم نقش داشته باشد. وقتی آزارگر گاهی رفتار مهربانانهای از خود نشان میدهد یا خشونت را متوقف میکند، قربانی ممکن است او را فردی خوب تصور کند؛ در نتیجه احساس قدرانی یا حتی دلسوزی نسبت به او پیدا میکند.
-
آسیبهای گذشته
آسیبهای گذشته نیز میتوانند علت سندروم استکهلم باشند. بعضی از افرادی که تحتتأثیر این سندرم قرار میگیرند، در کودکی یا نوجوانی تجربههای تلخ و آزاردهندهای داشتهاند؛ مثلاً پدر یا مادری داشتهاند که با خشونت رفتار میکردند. این تجربههای تلخ باعث میشوند که ذهنشان به روابط آزاردهنده عادت کند. سپس ازآنجاییکه ذهن ما شرایط آشنا را ترجیح میدهد، این افراد در بزرگسالی هم روابطی که با آسیبهای گذشته مطابقت داشته باشد را ترجیح میدهند؛ در نتیجه در برابر خشونت فرد آزارگر تسلیم میشوند.
-
عوامل بیولوژیکی
عوامل بیولوژیکی و برخی ساختارهای مغز هم در نحوه واکنش به خشونت و آزار نقش دارند. مثلاً بخشی از مغز به نام هیپوکامپ خاطرات را شکل میدهد؛ اما اگر تجربهای خیلی ترسناک یا دردناک باشد، ممکن است آن را به شکل دیگری بهخاطر بسپارد تا کمتر آزاردهنده باشد. حتی گاهی خاطرات تلخ با چیزهایی خوشایند، مثلاً بوی غذا یا لبخند فرد آزارگر ترکیب میشوند. مغز با این واکنشها تلاش میکند شخص را از آسیب بیشتر حفظ کند.
علائم سندروم استکهلم
فردی که سندرم استکهلم را تجربه میکند نشانههای مختلفی در رفتار خود نشان میدهد. این نشانهها بر اساس وبلاگی در سایت healthshots عبارتاند از:
-
احساس همدلی و محبت نسبت به آزارگر
فرد آزاردیده گاهی اوقات احساس همدلی و محبت نسبت به آزارگرش پیدا میکند. این احساس معمولاً زمانی اتفاق میافتد که گروگانگیر جان قربانی را تهدید میکند، اما او را نمیکشد. در چنین شرایطی، قربانی به انسانیت گروگانگیر اعتقاد پیدا میکند و دیگر او را بهعنوان یک تهدید نمیبیند.
-
دفاع و حمایت از آزارگر
گاهی اوقات فردی که سندرم استکهلم را تجربه میکند، تا جایی پیش میرود که از آزارگر و کارهایی که انجام میدهد در برابر قانون یا دیگران دفاع میکند.
-
نادیده گرفتن خطرات و توجیه رفتارهای مخرب
افرادی که سندرم استکهلم را تجربه میکنند، ممکن است شروع به همدردی با آزارگر کنند و حتی فکر کنند که او حق دارد. همچنین ممکن است رفتارهای خشونتآمیز او را توجیه کنند.
-
بیاعتمادی نسبت به نهادهای قانونی و اطرافیان
ممکن است افرادی که تحت خشونت قرار دارند با پلیس یا سایر افرادی که قصد کمک دارند، همکاری نکنند. حتی ممکن است از پیشنهاد کمک اطرافیان ناراحت شوند.
-
احساس گناه یا مسئولیت نسبت به وضعیت خود
گاهی اوقات فرد آزاردیده بهجای آنکه خشونت یا رفتار نادرست آزارگر را مقصر بداند، خود را مسئول رنجی که میکشد، میداند. مثلاً ممکن است فکر کند اگر رفتارش بهتر بود یا بیشتر تلاش میکرد، آزارگر با او بدرفتاری نمیکرد.
-
ایجاد پیوند روانی با آزارگر
همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم قربانی با آزارگرش پیوند روانی عمیقی شکل میدهد که یکی از ویژگیهای اصلی سندرم استکهلم است؛ این پیوند روانی به فرد احساس امنیت کاذب میدهد.
پیامدها و تأثیرات روانی
علاوه بر علائم و نشانههایی که درمورد آن صحبت کردیم، سندروم استکهلم ممکن است پیامدها و تأثیرات روانی دیگری هم در زندگی به همراه داشته باشد، برخی از این پیامدها که در سایت medicoverhospitals معرفی شده را در ادامه بررسی میکنیم:
-
افزایش آسیبپذیری روانی
تأثیر روانی سندروم استکهلم میتواند عمیق و ماندگار باشد؛ چرا که فرد آزاردیده درگیر احساس گناه، سردرگمی و تعارضات درونی میشود. همچنین این افراد ممکن است با اضطراب مزمن، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) روبهرو شوند.
دریافت مشاور استرس و اضطراب
-
مشکلات در روابط بعدی
این سندروم میتواند روابط اجتماعی و بین فردی فرد را نیز تحتتأثیر قرار دهد و باعث ایجاد مشکلاتی مانند بیاعتمادی، دشواری در تعیین مرزهای سالم و ترس از افراد قدرتمند شود.
-
سندرم استکهلم در روابط زناشویی
یکی از روابطی که ممکن است زمینهساز بروز سندروم استکهلم شود، روابط عاشقانه و زناشویی است. متأسفانه برخی از افرادی که در رابطه عاشقانه توهین، تحقیر یا حتی خشونت فیزیکی را توسط پارتنرشان تجربه میکنند، دچار سندرم استکهلم میشوند. این افراد با وجود آزار و اذیتی که تجربه میکنند، همچنان عشق و محبت عمیقی نسبت به پارتنرشان دارند.
همچنین بسیاری از این افراد ترجیح میدهند در همان رابطه بمانند. دلیل این انتخاب، احساس وابستگی عاطفی شدید به شریک زندگیشان است؛ انگار که بدون او نمیتوانند زندگی کنند. همچنین برخی از آنها سعی میکنند شریک زندگیشان را با چیزهایی مثل «او آدم بدی نیست، فقط عصبانی شده است» توجیه کنند و بهاینترتیب چرخه خشونت را طولانیتر میکنند.
سندرم استکهلم در جامعه امروزی
همانطور که گفتیم عبارت سندرم استکهلم در ابتدا برای توصیف واکنش غیرمنتظره گروگانها ابداع شد. اما این سندروم در برخی روابط روزمره هم وجود دارد که برخی از نمونههای آن شامل موارد زیر است:
-
محیطهای کاری
گاهی اوقات کارکنان در برابر رفتارهای ناعادلانه، سوءاستفاده یا کنترلگری در محیط کار بهجای اینکه اعتراض کرده یا شغلشان را ترک کنند، سکوت میکنند. حتی ممکن است آنها این رفتارهای آزاردهنده را توجیه کنند.
-
کودکآزاری
متأسفانه کودکانی که آزار و اذیت جسمی یا جنسی را تجربه میکنند هم ممکن است درگیر این سندرم شوند. در این شرایط کودک سعی میکند با مطیع یا مهربان بودن از عصبانی شدن آزارگر جلوگیری کند. همچنین اگر گاهی آزارگر با کودک با مهربانی رفتار کند، او را بیشتر گیج میکند،؛ در نتیجه او نمیتواند تصور درستی از آزارگری طرف مقابل داشته باشد و حتی شاید خودش را مقصر بداند.
-
محیطهای ورزشی
کودکان یا نوجوانانی که مربیان بدرفتار دارند، ممکن است به سندرم استکهلم مبتلا شوند. آنها گاهی رفتار بد مربیشان را تحمل میکنند و معتقدند که این رفتار به نفعشان است، زیرا عملکردشان را بهتر میکند.
درمان سندروم استکهلم
خوشبختانه سندرم استکهلم قابل درمان است و علائم آن را میتوان با موفقیت کاهش داد. در سایت simplypsychology روشهایی برای درمان این سندرم معرفی شده که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
-
رواندرمانی تخصصی
رواندرمانی یکی از مهمترین روشهای درمان سندروم استکهلم است. در رواندرمانی ابتدا درمانگر مراجع را درباره این سندرم آگاه میکند. این کار سردرگمی، سرزنش خود و احساس گناه را کاهش میدهد. سپس درمانگر به فرد کمک میکند تا مکانیسمهای مقابلهای سالم را یاد بگیرد و همچنین احساساتش را در یک محیط امن یعنی اتاق درمان پردازش کند. درنهایت درمانگر کمک میکند مراجع افکار و باورهای منفی را با افکار مثبت و واقعی جایگزین کند؛ در نتیجه نگرش و باورهایش نسبت به آزارگر به واقعیت نزدیکتر میشود.
-
دارودرمانی
گاهی اوقات ممکن است نیاز باشد که مراجع دارو هم مصرف کند. البته دارو روش درمانی اصلی برای این سندرم نیست و فقط در کنار رواندرمانی برای کنترل مواردی مثل اضطراب، افسردگی یا اختلال PTSD توصیه میشود.
-
حمایت خانواده و ایجاد محیط امن
ارتباط مجدد با دوستان، اعضای خانواده یا پیوستن به گروههای حمایتی در بهبودی اثرات تروما و افزایش سلامت روان بسیار مفید است. در واقع برای افرادی که درگیر این سندروم هستند، صحبتکردن با خانواده درمورد احساسات و افکارشان بدون اینکه قضاوت شوند، کمک میکند تا زودتر درمان شوند.
چگونه به کسی که ممکن است سندرم استکهلم را تجربه کند کمک کنیم؟
اگر یکی از دوستان یا آشنایانتان درگیر سندرم استکهلم است، برای کمک به او میتوانید اقدامات زیر را انجام دهید:
- بدون قضاوت با او صحبت کنید و احساساتش را درک کنید.
- محیطی فراهم کنید که در آن احساس امنیت و حمایت داشته باشد.
- پیشنهاد دهید که با یک روانشناس صحبت کند.
- حتی اگر او باز هم از فرد آزارگر دفاع کرد، در کنارش بمانید.
لیست روانشناس آنلاین کلینیک آگاه
جمعبندی
در این مقاله درباره سندروم استکهلم صحبت کردیم، که نوعی مکانیسم مقابلهای برای حفظ بقا در شرایط فشار روانی و خشونت شدید است. اگر احساس میکنید که ممکن است خودتان یا یکی از اطرافیانتان با این سندرم درگیر باشید، بهتر است با یک درمانگر صحبت کنید. اگرچه ممکن است صحبت کردن در مورد تجربیات آزار و خشونت برایتان سخت و دردناک باشد، اما درمانگر به شما کمک میکند تا در فضایی امن، درمورد افکار و احساساتتان صحبت کنید و به زندگی عادی برگردید. کلینیک روانپویشی آگاه با ارائه خدمات سلامت روان میتواند به شما در این مسیر کمک کند.
سایر منابع:
https://yourbrain.health/stockholm-syndrome/
درباره فاطمه شهبازی
من فاطمه شهبازی فارغالتحصیل کارشناسی روانشناسی از دانشگاه یزد هستم. بیشتر به رویکردهای پویشی و تحلیلی علاقهمند هستم و اکثر مطالعاتم هم در این زمینه است و در کارگاههای مربوط هم شرکت میکنم. از سال ۱۴۰۰ نیز درمان فردیام را با رویکرد istdp شروع کردم. همچنین از پاییز سال ۱۴۰۲ به عنوان نویسنده بلاگ با کلینیک آگاه همکاری میکنم و هدف من آگاهکردن و افزایش اطلاعات افراد جامعه راجع به مسائل روانشناختی است.
نوشتههای بیشتر از فاطمه شهبازی8 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.


ممنون راستش من خودم درگیر این سندرم هستم ولی الان که اطلاعات کافی دارم شاید بتوانم با کمک خانواده ام این سندرم را از بین ببرم 🌹🙏🙏
الیسا جان، ممنون که نوشتی. اگه چیزی ناراحتت میکنه، حتما با مامان و بابات در میون بذار.
خيلي خوب و روان و قابل فهم بوده ، ممنونم از شما ،موفق و سلامت باشيد ✨🍃
ممنون مائده جان.
یه سوال این سندروم توی میکاسا آکرمن هم بود تو انیمه اتک ان تایتان؟
سوال جالبیه! بعضی تحلیلگرها رفتار میکاسا رو با ویژگیهای این سندروم مقایسه کردن، هرچند یک شخصیت داستانیه.
عالی برای مقاله دخترم استفاده کردم🌸👍🏻
ممنون از توجه و همراهیتون 🌹