میسوفونیا یا صدابیزاری چیست؟
صداهایی هستند که شنیدنشان برای شما آزاردهنده باشد؟ مثل صدای هورت کشیدن یا صدای جویدن غذا؟ صداهایی که باعث شوند عصبانی یا مضطرب شوید؟ آنقدر احساس بدی داشته باشید که بخواهید از آن موقعیت فرار کنید؟ سعی کنید حساس نباشید و تحمل کنید اما انگار غیرممکن است؟ به این تجربه میسوفونیا یا صدابیزاری میگویند. حالتی که در آن فرد نسبت به بعضی صداهای خاص، احساس نفرت و خشم زیادی دارد. در این مقاله از وبلاگ کلینیک آگاه در مورد میسوفونیا، علائم و راههای درمان آن صحبت میکنیم.
فهرست محتوا:
Toggleمیسوفونیا (صدابیزاری) چیست؟
میسوفونیا یا صدابیزاری به این معناست که شنیدن بعضی صداها برای افراد سخت و غیرقابل تحمل است، مثل؛ صدای هورت کشیدن، نفس کشیدن، چکه کردن شیر آب، صاف کردن گلو و صدای جویدن. بعضی صداهای دیگر مثل؛ زدن انگشت روی میز، صدای ضربه زدن به کیبورد یا صدای برف پاککن ماشین هم میتواند برای آنها آزاردهنده باشد.
افراد دچار میسوفونیا تجربهشان را اینطور توصیف میکنند:« انگار با مته دارند مغزم را سوراخ میکنند» ، « انگار کسی دارد با چنگال مغزم را خط میاندازد» یا « این صدا مرا دیوانه میکند». این احساسات برای آنها سخت و دردناک است. واکنشهای آنها میتواند از عصبانیت و کلافگی تا وحشت و فرار متفاوت باشد. در ادامه، گفتوگویی با فردی که دچار میسوفونیا است را میخوانیم:
– در مورد چیزی که تجربه میکنید، توضیح میدهید؟
+ به این حالت میگویند «نفرت از صدا»؛ بیزاری از صداهایی که بدن انسان تولید میکند، مثل سرفه، جویدن یا فین فین کردن. این صداها باعث میشوند عصبانی شوم. راستش گاهی دلم میخواهد گوشهایم نشنوند.
– این تجربه را چطور توصیف میکنید؟
+ وقتی صدای محرکی را میشنوم، انگار به من شوک وارد شده. با اینکه کسی به من دست نزده، اما کل بدنم درد میگیرد.
-اولین بار کی همچنین چیزی تجربه کردهاید؟
+ فکر میکنم حدوداً هشت سالم بود. یک شب سر سفره نشسته بودیم، بابام با اشتها داشت غذا میخورد. صدای ملچملوچ و صدای خوردن قاشق به دهانش، یک جوری بود انگار یکی با ناخن میکشد روی تخته سیاه. قلبم تند میزد، بدنم داغ شد، نمیدانستم باید چه کاری انجام دهم. نه میتوانستم حرفی بزنم و نه میتوانستم تحمل کنم. فقط میخواستم فرار کنم. از آن شب به بعد، صدای غذا خوردن شد بدترین کابوس من. همین موضوع باعث شد کمکم جدا از بقیه و تنهایی غذا بخورم.
– آن موقع چه احساسی داشتید؟
+ حس کردم دیوانه شدهام. عصبانی بودم ولی نمیدانستم چرا؟ از پدرم عصبانی بودم یا از صدای ملچ ملوچ؟ گیج بودم.
– این اتفاق روی رابطهتان تاثیری هم گذاشت؟
+ بله، من دوست داشتم کنار خانوادهام و سرسفره غذا بخورم، دوست نداشتم تنها غذا بخورم، غذا از گلویم راحت پایین نمیرفت، تنها غذا خوردن بهم نمیچسبید. اما صدای غذا خوردن پدرم یک مانع بود، چیزی که باعث میشد خودم را از آنها جدا ببینم. احساس میکردم با آنها فرق دارم.
– در مورد رابطه با دیگران چطور؟
+ حس تنهایی شدیدی داشتم. ترجیح میدادم تنها باشم چون اگر به دیگران نزدیک میشدم، ممکن بود صدایشان باعث شود از دستشان بدهم. البته گاهی هم به دوستانم توضیح میدادم که چه احساسی دارم و بعضی صداها باعث میشوند تا مرز دیوانه شدن بروم، تکوتوکی از آنها باهام مدارا میکردند و حواسشان به من بود. اما در این صورت، خودم معذب بودم از اینکه آنها باید مدام حواسشان باشد که صدایی از خودشان درنیاورند تا من اذیت نشوم. – احساس ناامیدی داشتید؟
+ بارها و بارها. وقتی هجده سالم بود، آنقدر ناامید شده بودم که میخواستم همه چیز تمام شود، من جان ادامه دادن نداشتم. خسته بودم از اینکه همیشه باید فرار میکردم، همیشه باید حواسم به اطرافم میبود.
– واکنش اطرافیان چطور بود؟
+ فکر میکردند دنبال جلب توجه هستم و دارم ادای حساس بودن را درمیاورم. کاش واقعاً اینطور بود. کاش ادای درد کشیدن را در میاوردم، ولی اینطور نبود. گاهی آرزو میکردم که ای کاش قدرتی داشتم که میتوانستم آنها را وارد مغز و بدنم کنم شاید اینطور احساس من را درک میکردند. – واکنشتان به صداهای محرک چطور است؟
+ من دائم حواسم به محیط اطراف است که ببینم صدایی است یا نه؟ همیشه گوش بهزنگم. همین گوش به زنگی انرژی زیادی ازم میگیرد. اگر صدای محرکی بشنوم کلافه میشوم، حواسم به کلی پرت میشود، قلبم تند میزند، عصبانی میشوم، از کسی که این صدا را درمیاورد متنفر میشوم.
– چیزی است که به تو در این مواقع کمک کند؟
+ اکثر مواقع از هدفون استفاده میکنم، تنها کاری است که میتوانم برای خودم انجام دهم.
– الان نسبت به این وضعیت چه احساسی دارید؟
+ الان خوشحالم ک مردم درموردش حرف میزنند. امیدوارم افرادی که میسوفونیا دارند احساس نکنند دیوانه شدهاند. فکر میکنم هر چقدر بیشتر درمورد این ویژگی صحبت شود، به افراد بیشتری میشود کمک کرد.
علائم و نشانههای میسوفونیا
علائم میسوفونیا بیشتر به نحوۀ واکنش افراد نسبت به صداهای محرک مربوط میشود. ذهن و بدن افراد دچار میسوفونیا هنگام شنیدن صداهای محرک به شکلی واکنش نشان میدهد که انگار با تهدید روبهرو هستند. این واکنشها به سه دسته تقسیم میشوند:
- احساسی: احساساتی که تجربه میکنند میتواند خیلی شدید و غیرقابل کنترل باشد. برای بعضی از افراد به سرعت این احساسات تشدید میشود. ممکن است اول احساس کلافگی داشته باشند ولی به سرعت تبدیل به خشم و عصبانیت شود.
- بدنی: همانطور که اشاره شد بدن احساس میکند در معرض تهدید است، برای همین در حالت جنگ و گریز قرار میگیرد. یعنی بدن وارد حالت آماده باش میشود. ممکن است افراد با شنیدن صداهای محرک، ضربان قلبشان بالا رود، عضلاتشان سفت شود، حس مورمور داشته باشند، فشار خونشان بالا رود و احساس سنگینی در قفسه سینه داشته باشند.
- رفتاری: واکنش رفتاری به کارهایی مربوط است که فرد با شنیدن صداهای محرک انجام میدهد. این واکنشها معمولاً غریزی هستند. افراد دچار میسوفونیا ممکن است با شنیدن صداهای محرک محل را ترک کنند یا واکنشهای کلامی داشته باشند مثل داد زدن و اعتراض به فردی که صداهای محرک را در میآورد یا دست به کارهای خشونتآمیز برای متوقف کردن صدا بزنند مثلاً کتککاری کنند.
شدت علائم میتواند خفیف یا شدید باشد. در موارد خفیف، شخص دچار میسوفونیا ممکن است واکنشهای احساسی یا بدنی داشته باشد و در موارد شدیدتر ممکن است واکنشهای رفتاری نشان دهد.
صداهای تحریککننده میسوفونیا
بر اساس وبسایت Cleveland Clinic هرصدایی میتواند میسوفونیا را تحریک کند، اما برخی صداها احتمال بیشتری دارد که جزو صداهای محرک باشند. دستهبندی انواع صداهای محرک عبارتاند از:
- صداهای خوردن/نوشیدن مثل: جویدن(مخصوصاً با دهان باز) غذا و آدامس، هورت کشیدن، قورت دادن یا بلعیدن با صدای بلند، صدای خرد شدن(مثلاً خوردن نان خشک) یا صدای بلند.
- صداهای مربوط به تنفس مثل: بالا کشیدن بینی یا فین فین کردن، خروپف و بلند نفس کشیدن.
- صداهای مربوط به حرکت مثل: تایپ با صدای بلند، صدای خوردن قاشقوچنگال به هم، ضربه زدن با انگشت.
- صداهای دهان/گلو مثل: صاف کردن گلو، سرفه کردن یا بوسیدن با صدای بلند.
- سایر نمونههای صوتی: لولهکشی(چکیدن آب)، صداهای حیوانات، خشخش(کاغذ یا پلاستیک)، تیکتیک(ساعت)
دلایل و عوامل ایجاد میسوفونیا
متخصصان هنوز نمیدانند که دقیقاً چه چیزی علت میسوفونیا است. با این حال، آنها فکر میکنند مجموعهای از عوامل مختلف در ایجاد میسوفونیا نقش دارد. برخی از این عوامل شامل موارد زیر میباشد:
-
شیمی مغز
تحقیقات نشان میدهند که بخش خاصی از مغز به نام کورتکس انیسولار قدامی(AIC) ممکن است در میسوفونیا نقش داشته باشد. این بخش از مغز مسئول درک و پردازش احساساتی است که از بدن خود دریافت میکنیم. وقتی افراد دچار میسوفونیا صداهای محرک را میشنوند این بخش از مغزشان به طور غیرعادی فعال میشود. این بخش از مغز باعث میشود که صداهای محرک در فرد واکنشهای شدیدی مثل عصبانیت و اضطراب ایجاد کند.
-
ژنتیک
میسوفونیا معمولاً در خانوادهها شایع است، که نشان میدهد ممکن است به طور ژنتیکی به ارث برسد. همچنین، محققان معتقدند حداقل یک جهش ژنتیکی وجود دارد که در بروز این وضعیت نقش داد. با اینحال نیاز به تحقیقات بیشتری است تا مشخص شود این فرضیات درست هستند یا نه.
-
عوامل خطر
عوامل خطر برای میسوفونیا به طور دقیق مشخص نیستند. با این وجود شرایطی وجود دارد که احتمال بروز میسوفونیا را افزایش میدهد. این شرایط شامل:
- اختلالات اضطرابی
- اختلال وسواسی- جبری
- سندرم توره
- وزوز گوش
میسوفونیا شاید به نظر برسد ربطی به بیماریها و اختلالات دیگر ندارد، اما قطعاً همپوشانیهایی با دیگر اختلالات دارد و برخی علائم مشابه را میتوان در آنها مشاهده کرد. مثلاً یک فرد دچار اختلالات اضطرابی که میسوفونیا هم دارد ممکن است با شنیدن صداهای محرک عرق کند و تپش قلباش بالا رود. اما او ممکن است همین علائم را زمانی که با هر نوع استرس دیگری هم مواجه شود تجربه کند. به همین دلیل بهتر است به همپوشانی میسوفونیا با دیگر شرایط هم دقت کنیم.
تشخیص میسوفونیا
اگر فکر میکنید خودتان یا یکی از اطرافیانتان میسوفونیا را تجربه میکنید، بهتر است به یک متخصص سلامت روان یا روانپزشک مراجعه کنید. برای تشخیص این وضعیت، ابتدا علائم و سوابق پزشکی شما بررسی میشود. در مورد میسوفونیا، هنوز معیارهای تشخیصی رسمی و مشخصی وجود ندارد چون در حال حاضر میسوفونیا جزو اختلالات محسوب نمیشود. با این حال، برخی از پژوهشگران معیارهایی برای تشخیص میسوفونیا پیشنهاد دادهاند مثل:
- 1. اجتناب از محیطها، موقعیتها یا افرادی که ممکن است با صداهای محرک مرتبط باشند.
- 2. تجربه واکنشهای شدید احساسی مثل خشم، عصبانیت و اضطراب.
- 3. تجربه ناراحتی قابل توجه، به صورتی که زندگی روزمره و اجتماعی فرد را مختل کند.
موضوع مهم دیگر این است که نباید ناشی از بیماری جسمی و روانی دیگر باشد.
درمان میسوفونیا چیست؟
در حال حاضر درمان مشخص و قطعی برای میسوفونیا وجود ندارد، اما هدف درمان این است که فرد بتواند با صداهای محرک بهتر کنار بیاید، استرس خود را کم کند و اثرات ناشی از حساسیت به صدا را مدیریت کند. درمان هر شخص بستگی به نیاز و شدت علائماش دارد. به طور کلی راهکارهایی برای مدیریت علائم و بهبود کیفیت زندگی وجود دارند که شامل:
-
رواندرمانی شناختی-رفتاری
درمان شناختی-رفتاری به افراد کمک میکند افکار و احساسات خود را درمورد محرکهای آزاردهنده اصلاح کنند. همچنین به آنها یاد میدهند از راهکارهایی برای کنار آمدن با صداهای ناخوشایند استفاده کنند. در یکی از مطالعات، حدود 50% از افراد بعد از رواندرمانی با رویکرد شناختی-رفتاری گفتهاند که علائمشان به طور چشمگیری کم شده است.
-
درمان بازآموزی وزوز گوش
این درمان ابتدا برای افرادی طراحی شد که وزوز گوش دارند یعنی صداهایی مانند زنگ میشنوند که دیگران نمیشنوند. اما این درمان برای افراد دچار میسوفونیا هم مفید است، به آنها کمک میکند بتوانند صداهای محرک را کمی بیشتر تحمل کنند.
-
راهکارهای مقابلهای
خیلی اوقات ما با شنیدن صدای محرک مکان را ترک میکنیم اما همیشه این امکان وجود ندارد، مثلاً زمانی که سرکلاسیم یا مشغول امتحان دادن هستیم. در این مواقع نمیتوانیم محل را ترک کنیم، از آن طرف تحمل صدا برایمان سخت است. برای این شرایط چند پیشنهاد داریم که امیدواریم به شما کمک کند با صداهای محرک کنار بیایید.
- از هدفونهای ضد صدا استفاده کنید.
- مؤدبانه از فرد درخواست کنید که صدا را متوقف کند.
- اگر امکانش است به موسیقی آرام یا صدای طبیعت گوش دهید.
-
گروههای حمایتی
یکی دیگر از راهکارها عضو شدن در گروههای حمایتی است. در گروههای حمایتی افراد از تجربیاتشان میگویند، استفاده از تجربیات افرادی که شخصاً با این چالش روبهرو هستند میتواند کمک زیادی به شما بکند. همینطور به شما این احساس را میدهد که تنها کسی نیستید که صداهای اطراف برایتان آزاردهنده است.
-
دارو
گاهی پزشکان برای افرادی که همزمان میسوفونیا و اختلال دیگری مثل اضطراب یا افسردگی دارند، دارو تجویز میکنند اما لازم است اشاره کنیم که دارو برای درمان میسوفونیا نیست بلکه برای کاهش حساسیت آنها نسبت به صداهای محرک است.
رزرو وقت با مشاوره افسردگی
سوالات متداول
1. چگونه میسوفونیا را درمان کنیم؟
متاسفانه درمان قطعیای برای میسوفونیا وجود ندارد اما خوشبختانه راهکارهایی برای مدیریت واکنشمان نسبت به صداهای محرک وجود دارد. هدف این است که فرد بتواند با وجود صداهای آزاردهنده که میدانیم برای فرد چقدر سخت است، کنار بیاید یا به نوعی بتواند تحمل کند و به کارش ادامه دهد.
2. چگونه میتوان با میسوفونیا کنار آمد؟
همانطور که قبلاً اشاره کردیم راهکارهایی برای کنار آمدن با میسوفونیا وجود دارد، مثل استفاده از هدفونهای ضد صدا یا از فردی که منبع صدا است خواهش کنیم شرایط ما را درک کند و صدا را متوقف کند یا اینکه اگر امکان دارد محل را ترک کنیم.
3. میسوفونیا چقدر شایع است؟
میسوفونیا خیلی شناخته شده نیست، اما به معنای نادر بودن آن نیست. بعضی تحقیقات نشان دادهاند که تا 20% از مردم ممکن است علائمی مشابه به میسوفونیا داشته باشند. البته خیلی از آدمها ممکن است از صدای ملچملوچ یا لیس زدن بدشان بیاید، ولی فقط افرادی که صدابیزاری دارند با شنیدن این صداها عصبانی و مضطرب میشوند، طوری که بر زندگی روزمرهشان تاثیر منفی میگذارد.
4. رایجترین نوع میسوفونیا چیست؟
صداهای مربوط به خوردن به نظر میرسد شایعتر هستند. برخی از افراد دچار میسوفونیا از صدای خرد شدن غذا متنفرند، مثلاً فردی که یخ میخورد یا شکلات میجود یا ملچملوچ میکند.
5. میسوفونیا در روابط اجتماعی افراد تاثیر میگذارد؟
بله، میسوفونیا بر روابط اجتماعی افراد تاثیر منفی میگذارد. فردی که دچار میسوفونیا است ممکن است تصمیم بگیرد از جمع پرهیز کند یا روابط اجتماعیاش را کاهش دهد. بیایید برای درک بهتر به اتفاقی که در روابطشان میافتد نگاه کنیم؛ فرد دچار میسوفونیا به علت کار، تحصیل و نقشهای مختلفی که دارد نیاز به حضور در جمعهای مختلف دارد. زمانی که با دیگری ارتباط برقرار میکند ممکن است به خاطر صدایی که برای بقیه نرمال و عادی است، مضطرب، عصبانی و ناراحت شود. اگر بخواهد این ناراحتی را بروز ندهد خودش اذیت میشود ولی اگر از طرف مقابل بخواهد صدا را متوقف کند مثلاً آرام غذا بخورد و ملچملوچ نکند ممکن است طرف مقابل دلخور شود و دلگیریای بینشان پیش بیاید. انگار هر راهی انتخاب کند اذیت میشود پس تصمیم میگیرد تا جای ممکن از دیگران فاصله بگیرد. کم بیرون برود، در منزل کار کند یا به تنهایی زندگی کند. اگر پای شنیدن تجربهشان بنشینیم بهتر میتوانیم درکشان کنیم.
کلام آخر
میسوفونیا هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش آزاردهنده و غیرقابل تحمل است. برای خود فرد چون شنیدن برخی صداها باعث میشود احساس کند دارد دیوانه میشود و برای دیگران چون باید مدام مراقب باشند صدایی از آنها بیرون نیاید تا فرد اذیت نشود. میتوانیم درک کنیم چقدر شرایط سخت و دردناکی را تجربه میکنید. ما در دنیای پرسروصدایی زندگی میکنیم، میسوفونیا باعث میشود زندگی برایتان تلخ شود، اما خوشبختانه با راهکارهایی که وجود دارد میتوان به شما کمک کرد بتوانید با این ویژگی کنار بیایید و ارتباطاتتان با دنیا و آدمها را از دست ندهید. اگر خودتان یا اطرافیانتان فکر میکنید دچار میسوفونیا هستید میتوانید از متخصصان کلینیک آگاه کمک بگیرید. امیدواریم بتوانیم در آگاه رنجتان را کم کنیم و نخی باشیم که شما را به زندگی وصل میکند.
منابع
https://www.misophonia-hub.org/faqs#howcommon
https://www.health.com/misophonia-7504905#toc-causes
https://my.clevelandclinic.org/health/diseases/24460-misophonia#overview
https://www.neurologylive.com/view/misophonia-triggers-management
درباره فاطمه رجب پور
من فاطمه رجب پور، دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد یزد هستم. مقطع کارشناسی را در رشتهی روانشناسی دانشگاه یزد گذراندهام. از سال 98 درمان فردیام را با رویکرد CBT آغاز کردهام. در کنار روانشناسی به موسیقی علاقه مند هستم و در حال حاضر مشغول یادگیری ساز ویولن هستم.
نوشتههای بیشتر از فاطمه رجب پور4 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.


درودهای بیکران
خب راه درمانی براش نگفت
درود بر شما. در بخش «درمان میسوفونیا چیست؟» همین مقاله، روشهایی مثل درمان شناختی-رفتاری، درمان بازآموزی وزوز گوش، راهکارهای مقابلهای، گروههای حمایتی و دارو توضیح داده شده است. انتخاب روش مناسب برای هر فرد، با ارزیابی متخصص انجام میشود.
سلام و عرض ادب خیلی خوب به بیان این حساسیت پرداختید
سپاس از توجهتون.