اختلال دلبستگی واکنشی

اختلال دلبستگی واکنشی

Reactive attachment disorder

دغدغه هر والدی این است که فرزندش او را دوست داشته باشد. در حضور او احساس امنیت کند. او را نسبت به بقیه بیشتر ترجیح بدهد. حرف‌های او را عمل کند. برای این‌که این موضوع محقق شود از هیچ‌چیز فروگذار نمی‌کند.

گاهی والدین برای این کار هر چیزی را که کودک اراده کند برایش مهیا می کنند. چه فیزیکی چه روانی، از اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت گرفته تا قربان صدقه‌های پی‌درپی. اما بعضی دیگر از والدین برای اینکه فرزندپروری درستی داشته باشند معتقدند که باید به جای محبت پی در پی انضباط را به کودک نشان دهند. چون انضباط بیشتر به درد آن ها می خورد.

مشکل اینجاست که والد نمی‌داند این توجه‌ها و محبت‌ها را چه موقع و چقدر باید انجام دهد. بعضی‌اوقات والدین به خاطر کمبودهایی که در کودکی داشتند مصمم هستند که هرگز نگذارند کودکشان رنگ محرومیت را ببیند. بعضی دیگر نیز محرومیت از محبت را یکی از عناصر مهم تربیت کودک می‌دانند.

نیازهای یک فرزندپروری

برای این که یک فرزندپروری درست انجام گیرد، باید هم محبت و عاطفه وجود داشته باشد و هم نظم و انضباط. به عبارتی، یک سوی قضیه فرزندپروری این است که کودک هر بداند والدش نسبت به او محبت دارد. این گونه است که بستری از اعتماد به والد در او شکل می گیرد. ما به فردی اعتماد می کنیم که میدانیم جز خوبی برای ما چیزی نمیخواهد. والد با رابطه ای که با کودک دارد به او کمک می کند تا این فرض شکل بگیرد.

دلبستگی یعنی چه؟

طی سالهای اولیه زندگی به ویژه سه سال اول، کودک از طریق ارتباط با والد، به او دلبسته می‌شود. دلبستگی یعنی رابطه کودک و والد امن باشد. کودک احساس طردشدن، رهاشدگی یا دوست داشته نشدن نداشته باشد. در این زمان است که می تواند با اطمینان به اینکه یک پایگاه امن در کنار او وجود دارد به کشف جهان بپردازد. پایگاهی که موقع نیاز او در دسترس است. هنگام نگرانی و ناراحتی او درکنارش است. اگر رابطه بین کودک و والد امن نباشد، دلبستگی کودک مختل میشود.

در فرایند شکل‌گیری دلبستگی، کودک از مراحل مختلفی گذر می‌کند تا این‌که دلبستگی‌اش شکل می‌گیرد و این پایه‌ای می‌شود برای ارتباطات بعدی او با سایرین. دلبستگی انواع مختلفی دارد. دلبستگی ایمن بهترین نوع دلبستگی است. دلبستگی هیچ انسانی نه کامل ایمن است نه کامل ناایمن. می‌توان انواع دلبستگی را در طیف قرار داد که افراد هر کدام در یک نقطه از آن هستند.

کودک دلبسته ایمن هنگامی‌که والدش از نزدش می‌رود پریشان می‌شود. دنبال یک منبع آرامش می‌گردد. هنگامی‌که والد بازمی‌گردد به سمت او می‌شتابد و با والد آرامش می‌گیرد. این رفتار وقتی صورت می‌گیرد که رابطه بین والد و کودک امنیت روانی او را تضمین کند. در رابطه امن است که کودک فضای کشف جهان را بدون دغدغه دوست داشته شدن یا طرد و رها شدن پیدا می‌کند.

با تمام این تلاش‌ها، گاهی کودک مبتلا به اختلالی می‌گردد که درنتیجه آن نمی‌تواند با والدش رابطه دلبستگی برقرار کند. در نتیجه، درجه ناایمنی دلبستگی بیشتر می‌شود و اختلال در نظر گرفته می‌شود.

کودک از واکنش هیجانی و رفتاری به مراقبش خودداری می‌کند. کودک والدش را طرد می‌کند. در نبود والد و زمان پریشانی، به دنبال آرامش نمی‌گردد. وقتی فضای آرامی برای او مهیا است، به‌سختی به آن پاسخ می‌دهد. به عبارتی، رفتارهایی که در دلبستگی ایمن برای یک کودک انتظار داریم دیده نمی‌شود.

ویژگی‌های شخصیتی کودکان با اختلال دلبستگی واکنشی

کودک در واکنش با سایرین نیز مشکل دارد. واکنش هیجانی و اجتماعی او تخریب‌شده است. هیجان مثبت در چهره‌اش به‌ندرت دیده می‌شود. هیجانات مثبت در صورت بروز بسیار محدود ابراز می‌شوند. کودک دوره‌هایی از تحریک‌پذیری، غم یا ترس را تجربه می‌کند. این دوره‌ها حتی در تعاملات معمولی و امن با مراقبان بزرگ‌سال وجود دارند.

در این زمان است که والدین نمی‌توانند با راهکارهای معمول به کودکشان کمک کنند. مثلاً خرید وسیله‌ای که کودک دوست دارد یا مکانی که کودک را خوشحال می‌کند نتیجه‌ای در ابراز هیجانات مثبت او ندارد. بنابراین، برای کمک حرفه‌ای باید اقدامی اساسی کرد.

اختلال دلبستگی واکنشی
reactive attachment disorder

دلیل اختلال دلبستگی واکنشی

کودک احتمالا الگویی از مراقبت غیر مؤثر را تجربه کرده است. یعنی ممکن است از رفتارهای والدین خود آسییب دیده باشد. این الگوی مراقبت می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • وقتی کودک نیازهای اساسی هیجانی‌اش برآورده نمی‌شود. این مورد به‌غفلت و محرومیت اجتماعی منجر می‌شود. این نیازهای اساسی هیجانی برای داشتن راحتی هستند. در عین داشتن راحتی، کودک نیاز به داشتن محرک دارد. محرکی که به او در جهت دانستن هیجانات و عواطف مراقبان بزرگ‌سال کمک کند.
  • تغییرات مکرر مراقبان اولیه که فرصت دلبستگی‌های باثبات را به کودک نداده است. مثلاً کودک به‌ صورت مکرر از پرورشگاه‌های مختلف جابجا شده است.
  • پرورش در بافت‌های غیرمعمولی که برای شکل‌گیری دلبستگی‌های موردنظر شدیداً محدود است. مانند مؤسساتی که نسبت تعداد کودک به مراقب در آنان بسیار زیاد است.

زنجیره معیوب

نحوه مراقبت‌هایی که در قسمت قبل گفتیم، مسئول اصلی ایجاد این مجموعه رفتار آسیب‌دیده هستند. علت اختلال دلبستگی واکنشی به‌صورت زنجیره‌وار‌است. یعنی وقتی کودک از خود واکنش مناسبی نشان ندهد، مراقبت ناسالمی را از والد یا مراقب خود فراخوانی می‌کند. به همین منوال وقتی والد یا مراقب مشکلات گفته‌شده را داشته باشند، به رفتار و واکنش‌های نامناسب کودک می‌انجامد.

ملاحظاتی که باید در تشخیص‌گذاری رعایت شود.

در ابتدا دانستن این نکته ضروری است که گذاشتن تشخیص اختلال دلبستگی واکنشی بایستی توسط متخصص بالینی کودک انجام گیرد. این اختلال قبل از سن ۵ سالگی بروز پیدا می‌کند. کودک حداقل نه ماه دارد. کودک اختلال طیف اوتیسم ندارد. در اختلال طیف اوتیسم عدم واکنش مناسب در کودک به دلایل زیستی است.

چه باید کرد؟

در ابتدا باید سعی کنیم با دیدن علامت یا علامت‌هایی در کودک سریع برچسب نزنیم.

وقتی کودک واکنش هیجانی و اجتماعی مناسبی نمی‌دهد، در ابتدا بایستی حتماً تحت مشاهده و ارزیابی قرار گیرد. این ارزیابی بایستی توسط متخصص بالینی کودک باشد. وقتی تشخیص گذاشته شد، می‌توان از کمک حرفه‌ای متخصص بالینی بهره گرفت.

به کودک خود محبت کنیم. او را درک کنیم. به او عشق بورزیم. هر کدام از این اعمال روش‌های خاص خود را دارند. برای یادگیری این روش‌ها به متخصص مراجعه کنیم. با گرفتن کمک حرفه‌ای می‌توانیم از ویژگی‌های کودک خود آگاه شویم. متناسب با ویژگی‌هایش به او پاسخ دهیم. رابطه امنی را برای او پایه‌گذاری کنیم و در نهایت به انضباط او به صورت همدلانه و مشفقانه بپردازیم.

۱+
Avatar
درباره ی فاطمه عباسی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.